نگاهی اجمالی بر
جریان شناسی سیاسی از
مشروطه تا انقلاب اسلامی
در ايـران
، اوّليـن فـعـّاليـت هـاى سـيـاسـى بـه مـفـهـوم
جـديـد، قـبـل از مـشـروطـه وكـمـى بـعـد از آغـاز
عـصـرِ نوين در غرب ، آغاز شد كه اغلب نيز، متاءثر از
فراماسونرى ، يعنى همان تشكيلات سرّىِ جاده صاف كن
استعمار بوده است ، و فراموش خانه و مجمع آدميتِ ميرزا
ملكم خان ، از معروف ترين آن به شمار مى رود. در آستانه
انقلاب مشروطه نيز گـروه هـاى سـيـاسـى ديـگـرى پـديـد
آمـد، (مـانـنـد انـجـمـن مـخـفى و يا انجمن ملى ) كه
به جاى ليبراليسمِ انگليسى ، از سوسياليسم روسيه نشاءت
مى گرفت .(1)
با اين وصف ، هـيـچ گـاه در ايـران قـبـل و بـعـد از
مـشـروطـه ، حـزب سـيـاسـى بـه مـعـنـاى واقـعـى آن
شـكـل نـگرفته است ، بلكه عمده فعاليت هاى سياسى در
چهارچوب جريان هاى فكرى ـ سياسى زير بروز كرده اند
چپ
چـپ كـه يكى از معانى آن سوسياليست و يا كمونيست است ،
سابقه اى طولانى در تاريخ احزاب ايـران دارد. انـجـمـن
مـلى كـه از گـروه هـاى سـيـاسـى قـبـل از مـشـروطـه بـه
شـمـار مـى رود، تـحـت تـاءثـيـر حـزب سوسيال دموكراتِ
قفقاز كه در جناح بلشويكِ حزب كمونيست روسيه قرار داشت ،
تاءسيس شد. احـزاب اجـتـمـاعـيـون عـامـيـون و
اعـتـداليـون نـيـز از سـوسـيـاليـسـم و كمونيسم روسى
تاءثير پـذيـرفـتـنـد، امـا در اولى كـه قـائل بـه
انـفـكـاك كـامـل قـوه سـيـاسـى از قوه روحانى بودند،
بـاسـوادهـاى غـرب رفـتـه يا روشنفكران غرب زده چون تقى
زاده و قوام الدوله عضويت داشتند. ولى در دومـى كه
اعتقاد به اجراى دين در جامعه داشتند، افرادى چون رهبران
مشروطه عضو بوده و يـا از آن طـرفـدارى مـى كردند. و
زمانى كه اين دو حزب متلاشى شدند، حزب كمونيست ايران بـه
رهـبـرى (حـيدرخان عمواوغلو) و حزب سوسياليست (به رهبرى
سليمان ميرزا) بر بخشى از بـقـايـاى آن ها تاءسيس گرديد.
كمونيست ها در دوره رضاخان ، نه تنها اجازه فعاليت
نيافتند، بـلكـه هـمـواره و بـه ويـژه پـس از 1310 ه
.ش . تـحـت تـعـقـيـب حـكـومـت قـرار گـرفـتـنـد كه حاصل
آن ، دستگيرى و زندانى شدن 53 نفر از كمونيست هاى شناخته
شده به رهبرى دكتر محمد تقى آرانى بود.(2)
مـهـم تـريـن تـشـكـل مـتعلق به چپ در دهه هاى 20 و 30،
حزب توده ايران است كه در 1320، از عـنـاصـر بـاقـى
مـانـده حـزب كـمـونـيـسـت ايـران ، جـنـاح چـپ جـنـبـش
جـنـگـل ، گـروه مـوسـوم بـه 53 نفر و... تاءسيس شد. حزب
توده كه خواهان استقرار يك حكومت كـمـونيستى در ايران
بود، در 1327 به علت ترور نافرجام شاه و نسبت دادن آن به
حزب ، از سـوى رژيـم تـعـطيل شد، اما مصدق ، در دوره
نخست وزيرى به آن اجازه فعّاليت داد، و خود نيز، بـه
هـمـكـارى بـا آن پرداخت . پس از كودتاى 28 مرداد 1332،
حزب توده ، سركوب شد و تا پـيـروزى انـقـلاب اسـلامـى ،
بـه عـرصـه رسـمـى فـعـاليـت هـاى حزبى درون كشور برنگشت
.(3)
سازمان چريك هاى فدايى خلق ايران ، ديگر گروه كمونيستى
معروف ايران است كه در دهه 40 و 50 ظـهـور كـرده
انـتـقـاد بـه عـمـلكرد حزب توده در كودتاى 28 مرداد، و
نيز انتقاد به روش مـسـالمـت آمـيز مبارزه عليه دولت ،
باعث شد كه برخى از جوانان عضو آن حزب و جبهه ملّى از آن
جـدا شـونـد كه معروف ترين آن ، گروه بيژن جزنى و گروه
پويان و احمدزاده بودند. اين دو كـه اوّلى بـر خـلاف
دومـى به تاءخر جنگ شهرى بر جنگ روستايى اعتقاد داشت ،
در 1350 با بـرگـزيـدن تـقـدم جـنـگ روسـتـايـى و
ائتـلاف بـا هـم ، سـازمـان چريك هاى فدايى خلق ايران
(4) را تـشـكـيـل دادنـد كـه در طـول
حـيـات خـود، تـنـها ضرباتى كوچك مانند حمله به كلانترى
قلهك و ترور رئيس دادرسى ارتش را بر رژيم وارد كردند.
اسلامى
پـيـش از دهـه 20، گروه هاى مذهبى و يا احزاب اسلامى ،
در صحنه فعاليت هاى سياسى حضور مـسـتـقـل نـداشـتـنـد،
اغـلب ايـن گـروه هـا، در تشكل هاى سياسى ديگر، چون
انجمن مخفى (آية اللّه طباطبايى )، حزب اجتماعيون
اعتداليون (آية اللّه بهبهانى ) و حزب اصلاح طلب (آية
اللّه مدرس ) مشغول فعّاليت بودند. در دوره استبداد بيست
ساله رضاخان ، گروه هاى اسلامى و شخصيت هاى مـذهـبى ،
مانند آية اللّه بافقى ، در جريان امر به معروف و نهى از
منكر خانواده شاه ، آية اللّه نوراللّه اصفهانى در
مساءله خدمت اجبارى طلاب و آية اللّه قمى در حادثه كشف
حجاب بيش از هر كس و گروه ديگر، مورد حمله و سركوب قرار
گرفتند.(5)
بـا سـقـوط رضـاشـاه ، تـعـداد كـمـى از گـروه هـاى
سـيـاسـى اسـلامـى ، مـثل مجمع مسلمانان مجاهد(6)
(آية اللّه كاشانى ) جامعه مسلمين (فقيهى شيرازى )،
انجمن تـبـليـغـات اسـلامـى (شـهـاب پـور) و اتـحـاديـه
مـسـلمـيـن ايـران (سـراج انـصـارى ) تـشـكـيـل شـدنـد
كـه شـاخص ترين آن ها، فدائيان اسلام بود. اين جمعيت در
1324 از سوى سيد مجتبى ميرلوحى معروف به نواب صفوى ،
موجوديت خود را اعلام كرد. نواب كه در پى ايجاد يك
حـكـومـت اسـلامى بود، نخست ، با مصدق و جبهه ملّى
همكارى كرد، ولى هنگامى كه دريافت ، جبهه مـلى بـه
دنـبـال چـنـيـن هـدفـى نـيـسـت از آن جدا شده ، به
مخالفت با آن برخاست . نواب پس از كـودتاى 28 مرداد
دستگير و در 1334 ه .ش . اعدام شد. پس از آن ، فدائيان
اسلام مركزيت خود را از دست دادند اما به صورت گروه هاى
كوچكِ دور از هم به فعاليت خود ادامه دادند.
در اوايـل دهـه 40 با هدايت و راهنمايى حضرت امام خمينى
(ره )، بقاياى جمعيت فدائيان اسلام كه در بـازار تهران
به صورت هياءتى مشغول مبارزه بودند با انديشه برقرارى
حكومت اسلامى مـتـحـد شـدنـد و هـياءت هاى مؤ تلفه
اسلامى را تشكيل دادند. مؤ تلفه اسلامى با اعضايى چون
شـهـيـد مـطـهـرى ، بهشتى ، باهنر، حاج مهدى عراقى ،
بخارايى و... در تداوم مبارزه و گسترش پـيـام هـاى امـام
(ره ) نـقـش مـهـمى داشتند. حزب ملل اسلامى ، با هدف راه
اندازى قيام عليه رژيم پـهـلوى و بـراندازى آن ، از سوى
اشخاصى چون ابوالقاسم سرحدى زاده ، محمدكاظم موسوى
بجنوردى و محمد جواد حجتى كرمانى و... تاءسيس شد، و به
مبارزه مسلحانه پرداخت ، ولى با دستگيرى اعضاى اصلى اش
در 1344، به عمر كوتاه آن خاتمه داده شد.(7)
ملى
حـزب اجـتـمـاعـيـون عـامـيـون ، كـه يـكـى از دو حـزب
بـزرگ بـعـد از انـقـلاب مـشروطه در مجلس اوّل بـود
اوليـن حـزب مـلى گرا و ناسيوناليست ايران به شمار مى
رود. اين حزب ، بعدها به نـام حزب دموكرات ، به رهبرى
سيد حسن تقى زاده به فعّاليّت پرداخت و از كودتاى رضاخان
حمايت ، و در تقويت و تداوم آن تلاش كرد. حزب دموكرات ،
در آستانه مجلس پنجم (1302 ه .ش .) مـتـلاشـى شـد و
جـاى خـود را بـه احـزابـى مـانـنـد حـزب تـجـدد (تـديـن
)، حـزب راديكال (داور) و حزب ترقى خواه (تقى زاده )
داد. اين احزاب ، به ويژه حزب تجدد، نقش ويژه اى در
تـغـيـيـر رژيـم قـاجـار و تـحـكـيـم رژيـم پهلوى ايفا
كردند. در دوره سلطنت رضاشاه ، از فـعـّاليـت ايـن حـزب
نـيـز، مـانـنـدِ ديـگـر احـزاب مـلى ، چـپ و گـروه هـاى
اسلامى جلوگيرى به عمل آمد.(8)
در فـضـاى بـاز سياسى نسبى در اوايل دهه 20، گروه هاى
سياسى ناسيوناليستِ زيادى چون حـزب ايران (زيرك زاده )،
اراده ملى (سيد ضياء)، پان ايرانيست (پزشك پور)، دموكرات
ايران (قـوام )، مـلت ايـران (فـروهـر) و جـبـهـه مـلى
(مـصـدق ) شـكـل گـرفـت كـه جـبـهـه مـلى ، مـعروف ترين
و مشهورترين آن ها بود. جبهه ملى در 1328 با گـردآمـدن
چـنـد گـروه و حزب سياسى ، موجوديت خود را اعلام نمود و
ملى كردن صنعت نفت را مهم تـريـن بـرنامه خود قرار داد.
سرانجام ، جبهه ملى با حمايت افكار عمومى و گروه ها و
شخصيت هـاى اسـلامـى ، بـه ويـژه آيـة اللّه كـاشـانى
قانون ملى شدن صنعت نفت را در مجلس تصويب و بـراى اجـراى
آن ، مـصدق به سمت نخست وزيرى منصوب شد. با سقوط دولت
مصدق ، جبهه ملى مـورد سـركـوب رژيـم كـودتـا قـرار
گـرفـت و فـعـاليـت هـايـش تـا 1339 تعطيل گرديد.(9)
در 1339، جـبـهـه مـلّى بـا برنامه هاى جديد و با چراغ
سبز مصدق كه در آن زمان در تبعيد به سـر مـى بـرد، بـا
نام جبهه ملى دوم ، تشكيل شد و در فضاى تازه اى كه شاه
بر اساس فشار آمـريـكـا (دكـتـريـن كـندى )(10)
ايجاد كرده بود، تا 1344 به فعاليتش ادامه داد. امّا
انشعاب در آن كه نام (نهضت آزادى ايران ) بر خود نهادند،
از محبوبيت و قدرت جبهه ملى كاست . گروه جديد، با شعار
مبارزه بر اساس دين ، از سوى افرادى چون مرحوم آية اللّه
طالقانى ، مـهدى بازرگان و يداللّه سحابى پا به عرصه
حيات گذاشت . با بازگشت اختناق ، فعاليت هـاى نـهـضـت
آزادى كـاهـش يافت ، در همين دوران برخى از اعضاى آن ،
سازمان مجاهدين خلق ايران (مـنـافـقـيـن فـعـلى ) را
تـاءسـيـس كردند تا مبارزه با رژيم از طريق مسلحانه
امكان پذير شود. سـازمان تا سال 1354 كه اعلام نمود،
ديگر به اسلام اعتقادى ندارد، از حمايت بيش تر گروه هـا
و شـخـصـيت هاى اسلامى برخوردار بود. در مجموع ، بعد از
1344، فعّاليّت مسالمت آميز كم رنـگ جبهه ملى و نهضت
آزادى و مبارزه مسلحانه مجاهدين خلق كه هيچ گاه مورد
حمايت و تاءييد امام (ره ) قرار نگرفت ، چندان كمكى به
پيروزى انقلاب اسلامى نكرد.
جريان هاى ديگر سياسى
در دوره قبل از انقلاب ، در كنارِ فعاليتِ احزاب
كمونيستى ، ناسيوناليستى و اسلامى ، فعاليت هاى حزبى ذيل
نيز به چشم مى خورد:
الف ـ احزاب دولتى :
براى نخستين بار، احزاب دولتى از سال 1337 از سوى رژيم
براى تحكيم پايه هاى قدرت سـلطـنـت پـهـلوى پـديـد آمـد.
در اين راستا، حزب مردم به رهبرى اسداللّه علم و حزب
مليون به رهـبـرى مـنوچهر اقبال به فعّاليت پرداختند. در
1342، حزب ايران نوين جايگزين حزب مليون شـد، و در راءس
آن ، حـسـن عـلى مـنـصـور و پـس از ترور وى ، اميرعباس
هويدا قرار گرفت . در 1353 ه . ش ، شـاه اين دو حزب را
منحل و حزب رستاخيز را تاءسيس كرد و هويدا به دبير كلى
آن بـرگزيده شد. احزاب دولتى كه از انديشه باستان گرايى
، ارزش هاى شاهنشاهى و ايده ايران شهرى دفاع مى كردند،
به تشديد سلطه دولت كمك نمودند.(11)
ب ـ احزاب التقاطى :
التـقـاط به معناى تركيب دو انديشه
(12) متباين سياسى ، در تاريخ احزاب
سياسى ايران سابقه دارد. به عنوان مثال : نهضت خداپرستان
سوسياليست كه به رهبرى محمد نخشب در 1324 تـشـكـيـل شـد،
نـوعـى تـركـيـب اسـلام و سـوسـيـاليـسـم را عرضه كرد،
حزب اجتماعيون اعـتـداليـون نـيـز گـرايـش سوسيال
دموكراسى و اسلام در كنار هم را برگزيده بود. سازمان
مجاهدين خلق (منافقين ) هم به اقدام مشابهى در 1354 دست
زد.
ج ـ احزاب مستقل :
تاريخ احزاب سياسى ايران نشان مى دهد كه برخى از احزاب
به هيچ گرايش فكرى پاى بند نـبـوده انـد. اگـرچـه
مـواضـع حـزبـى آنـان بـه ايـن و يـا آن گـروه ،
شـبـاهـت داشـت . مثل حزب دموكرات ايران كه در 1325 ه
.ش . به رهبرى احمد قوام پديد آمد و بيش تر به كسب قـدرت
سـيـاسـى مـى انـديـشـيـد. يا حزب زحمت كشان كه در 1330
ه . ش . توسط مظفر بقايى شـكـل گرفت و بيش تر به دنبال
آزادى بود. در حالى كه احزاب ، اغلب ، دستيابى به قدرت
سياسى ، مشاركت در آن يا آزادى را در چهارچوب گرايش هاى
فكرى چپ كمونيسم ، ناسيوناليسم و يا اسلام توجيه و تفسير
مى كنند.(13)
جريان هاى سياسى از
68 ـ 1357
دهه اوّل پس از انقلاب اسلامى ، ظرفِ حوادث تلخ و شيرين
فراوانى بود كه متاءثر از حوادث جـهـانـى و يـا امـور
سـيـاسـى داخـلى بـود. از مـهـم تـريـن حـوادثِ سـيـاسـى
دهـه اوّل انقلاب اسلامى ، ظهور و افول جريان ها، گروه
ها و جناح هاى سياسى موافق و مخالف نظام ، جـنـگ
تـحـمـيـلى ، بـروز اخـتـلاف نـظـر بـيـن نـيـروهـاى
وفـادار بـه نـظـام و شـكـل گـيـرى جـنـاح هـاى موسوم به
راست و چپ ، كشف باند جنايت كار سيد مهدى هاشمى و دفاع
بـدون چـون و چراى آقاى منتظرى از آن و سرانجام استعفاى
او از قائم مقامى رهبرى و موافقت امام (ره ) با آن بود.
مواضع گروه هاى سياسى
در 1357 ه .ش ، به علت فضاى كاملا باز سياسى ناشى از
پيروزى انقلاب اسلامى ، گروه هـاى سـيـاسـى فـراوان پـا
بـه عـرصـه حـيـات گـذاشـتـنـد، اگـر چـه در سـال هـاى
بـعد، برخى از آنان به دلايل مختلف از بين رفتند، ولى
گروه هاى جديدى جايگزين آن هـا شـدنـد. در مـجـمـوع ،
گـروه هـا، جريان ها و جناح هاى زير از مهم ترين آنها به
شمار مى روند.
نهضت آزادى ايران :
اين گروه در 1340 ه .ش .، از سوى آقايان آية اللّه
طالقانى ، مهدى بازرگان و دكتر يداللّه سـحـابـى پـايـه
گـذارى شـد و چـهـار سـال بـعد، با بسته شدن فضاى نسبتا
باز سياسى ، فعّاليت آن از سوى رژيم متوقف گرديد. پس از
آن ، نهضت آزادى در خارج از كشور، به ويژه در اروپـا و
آمـريكا به فعّاليتش ادامه داد. امّا در سال 1356 ه .ش
. با روى كار آمدن جيمى كارتر در امـريـكـا، در ايـران
فـضـاى بـاز نـسـبـى سياسى اعلام شد و نهضت آزادى دوباره
شروع به سـازمـان دهـى خـود در داخـل كـشـور كرد و طى
سال هاى 57 تا 59 نيمى از اعضاى دولت موقت و شـوراى
انـقـلاب را در اخـتـيـار داشـت . نـهـضت آزادى ، يك دهه
پس از كناره گيرى از قدرت نيز، فـعـّاليـت خـود را
هـمچنان دنبال مى كرد. اين جريان ، با صدور انقلاب
اسلامى ، حمايت از نهضت هـاى آزادى بـخـش ، تـسـخـيـر
لانه جاسوسى آمريكا، حكومت دينى ، ادامه جنگ و ولايت
مطلقه فقيه مـخـالف بـوده ، بـه مـبـارزه بـا پـديده
تهاجم فرهنگى
(14) اعتقادى ندارد. آنان به اسـتـراتـژى
گـام به گام نه انقلابى و ليبراليزه كردن اقتصاد ايمان
دارند و به طور كلى نسبت به غرب خوش بين اند.(15)
سازمان
مجاهدين انقلاب اسلامى :
مجاهدين انقلاب ، از اعضاى فعال اسلام گراى جدا شده از
سازمان مجاهدين خلق ايران (منافقين ) و هـفـت گـروه
چـريـكـى مـسـلمان باقى مانده از رژيم پهلوى تاءسيس شد.
اين گروه ها كه عبارت بـودنـد از: امـت واحده ، توحيدى
بدر، توحيدى صف ، فلاح ، خلق ، منصورون و موحدون از سوى
افـرادى چون بهزاد نبوى ، محمد سلامتى ، محسن آرمين ،
هاشم آغاجرى ، مصطفى تاج زاده و سعيد حـجـاريـان گـرد
هـم آمـده و در 1357 ه .ش . سـازمـان فـوق را تـشـكـيـل
دادنـد كـه قـبـل از تـاءسـيـس حـزب جـمـهـورى اسـلامـى
، ايـن سـازمـان ، مـهـم تـريـن و فعال ترين تشكل سياسى
مدافع انقلاب اسلامى به شمار مى رفت ، و پس از آن نيز،
علاوه بر فعاليت مستقل سياسى و اجتماعى ، با حزب جمهورى
اسلامى همكارى مى كرد. سازمان ادعا مى كند كـه اعـضـاى
آن در سـركـوب گـروه فرقان ، مبارزه با ضد انقلاب ،
تاءسيس و اداره برخى از نهادهاى انقلابى ، نقش مؤ ثر
داشته اند.
پـس از تـاءسـيـس سـازمـان و به تقاضاى مؤ سسان آن ،
امام (ره ) آقاى راستى كاشانى را به عنوان نماينده خود
در سازمان تعيين كرد، ولى به سرعت در درون سازمان اختلاف
افتاد و اعضاى آن بـه سـه گـرايـش راسـت ، مـيـانـه و
چـپ مـنـشعب شدند. اين امر، موجب گرديد كه آقاى راستى
كـاشـانـى در 1365 ه .ش . از سـمت نمايندگى امام (ره )
استعفا دهد و سازمان نيز به تقاضاى ايـشـان و از سـوى
امـام (ره ) مـنحل شود. با ارتحال امام (ره ) و در 1370
ه .ش . جناح چپ سازمانِ مـنـحـل شـده مـجـاهـديـن
انـقـلاب اسـلامى ، مجددا سازمان را با رنگ و بوى جديد و
آرمان هاى تازه تاءسيس كرد.(16)
حزب جمهورى اسلامى :
ايـن حـزب در 1360 ه .ش . بـا اجـازه امـام (ره )
تـاءسـيـس شـد. اعضاى هياءت مؤ سس آن ، شهيد بـهـشتى ،
شهيد باهنر، مقام معظم رهبرى ، هاشمى رفسنجانى و موسوى
اردبيلى بودند. هدف از تـاءسـيـس حـزب ، پـاسـدارى از
دسـتاوردهاى انقلاب اسلامى ، مبارزه با ضد انقلاب ،
گسترش آگـاهـى هاى انقلابى ، تربيت كادرهاى فعال براى
اداره كشور و... اعلام گرديد. حزب از همان سـال
تـاءسـيـس ، در سـازمان دهى و آموزش ، دچار ضعف ، و از
اختلاف اعضا درباره مسائلى چون انطباق يا عدم انطباق
اصلاحات ارضى و قانون كار با اسلام ، و نيز دامنه
اختيارات ولى فقيه در رنـج بـود. اوج ايـن اختلاف در
زمينه امور اقتصادى بروز كرد كه بر اساس آن ، برخى به
اقـتـصاد بسته و دولتى و برخى به اقتصاد بازار آزاد
اعتقاد داشتند. به هر روى ، اين اختلاف نـظـرهـا از يـك
سـو زمـيـنـه هـاى انـحلال حزب در 1366 ه .ش . و از سوى
ديگر، بسترهاى آغاز شكل گيرى جناح چپ و راست را فراهم
آورد.(17)
جامعه روحانيت مبارز:
روحـانـيـت ، قـيـام 15 خـرداد 1342 ه .ش . را رهبرى
كرد و پس از آن ،يگانه هدايت گر مردم به سوى حكومت دينى
بود، اما حوادث 1356 ه .ش . بيش از گذشته روحانيت را به
ضرورت ايجاد يـك تشكل منسجم تر براى سازمان بخشيدن به
حركت مردم واقف كرد. در پى آن ، جامعه روحانيت مـبـارز
بـه پـيـشـقـدمـى شـهـيـد بـهـشـتـى بـه وجـود آمـد و
سـال هـاى پـس از انـقـلاب اسـلامـى ، نـقـش مـهـمـّى
در اداره جـامـعـه بـر عـهـده داشـت . بـا تـشـكيل حزب
جمهورى اسلامى به همكارى با آن پرداخت و با بروز اختلاف
در آن ، به فعاليت مـستقل روى آورد. جامعه روحانيت ، با
اختيارات فراقانونى ولى فقيه ، با ايده حق حاكميتِ ناشى
از خـدا، فـعـاليت احزاب در چهارچوب موازين شرع و سياست
هاى كلى ترسيم شده از سوى ولى فـقـيـه ، خـصـوصـى سازى ،
كنترل دولتى فعاليت هاى فرهنگى و اقتصاد بازار، موافق و
با مـذاكره با آمريكا، تهاجم فرهنگى ، اولويت دادن به
رشد اقتصادى ، نقش مسلط اقتصادى دولت مخالف است .(18)
شكل گيرى جناح بندى جديد
انـديـشه
جناحى و جناح بندى
(19) از 1374 ه .ش . رسميت يافت ، ولى
ريشه هاى آن بـه 1357 ه .ش . و تـحولات پس از آن برمى
گردد. و در اين راستا، تنها به مجمع روحانيون مبارز ـ نه
جامعه روحانيت مبارز كه قبل از اين ، بدان اشاره شد ـ مى
پردازيم :
جـنـاح مـوسـوم بـه چـپ كـه مـهـم ترين مصداق آن ، مجمع
روحانيون مبارز است ، ريشه در سازمان مجاهدين انقلاب
اسلامى ، حزب جمهورى اسلامى و جامعه روحانيت مبارز دارد،
و بعد از فرار بنى صـدر و بـا روى كـار آمـدن شـهـيد
رجايى به عنوان رئيس جمهور و شهيد باهنر به عنوان نخست
وزيـر و سـرانـجـام اسـتـقرار طولانى دولت ميرحسين موسوى
، در صحنه سياسى كشور، حضور فـعـّال پـيـدا كـرد.
بـنابراين ، جناح مذكور از 1360 ه .ش . تا 1368 ه .ش .
قدرت را در دست داشت و در اين دوره ، در مجلس اوّل ، دوم
و سوم اكثريت و قوه قضائيه و اجرائيه را در اختيار داشت
، ولى پـس از شـكـسـت در انـتـخـابـات مـجـلس چـهـارم ،
بـه سـيـاسـت صـبـر و انـتـظـار روى آورد.(20)
البته به طور دقيق ، 1363 ه .ش . نقطه ظهور روز به روز
جناح چپ است كه در دفاع از سلطه دولت در امور اقتصادى
پديد آمد، ولى 1366 ه .ش . را مى توان ، آغاز رسميت
يافتن چپ دانست ؛ زيـرا در ايـن سـال ، بـا اجـازه امـام
(ره ) حـزب جـمـهـورى اسـلامـى مـنـحـل شـد و بـديـن
وسـيـله ، جـامـعـه روحـانـيـت بـه عـنـوان تـنـهـا
تـشـكـل روحـانـى وفـادار بـه نظام درآمد، اما در پى
بروز اختلاف در بين اعضاى جامعه روحانيت دربـاره امـورى
چـون : جـايـگـاه راءى مـردم در مـبانى نظام ، اختيارات
دولت و وظايف ولى فقيه ، آقـايـان دعايى ، جلالى خمينى و
كروبى از شوراى مركزى آن استعفا كردند، و اين نشان از به
اوج رسـيـدن اخـتـلافات داشت . اين اختلافات به امام (ره
) منعكس شد، و ايشان نيز براى خاتمه دادن بـه ايـن
غـائله ، اجـازه داد تـا تـشـكـل جـديـدى بـه نـام
مـجـمـع روحـانـيـون مـبـارز شكل گيرد.(21)
در شوراى مركزى مجمع روحانيون مبارز، روحانيانى مانند
توسلى ، خاتمى ، دعائى ، رحمانى ، ولايـى ، غفارى ،
صانعى ، بيات ، انصارى ، موسوى خوئينى ها، محتشمى پور،
جلالى خمينى ، امـام جـمـارانى ، خلخالى گيوى ، موسوى
لارى و... عضويت داشته و دارند و روحانيانى چون آية
اللّه يـوسـف صـانـعـى ، آية اللّه موسوى اردبيلى و آية
اللّه موسوى بجنوردى به آن گرايش دارنـد و از ديـدگـاه
هـاى آن دفـاع مـى كـنـنـد. دبـيـر كـل مـجـمـع ، مـهـدى
كروبى و سخنگوى آن رسـول مـنتجب نيا است . روزنامه سلام
، ارگان رسمى آن به شمار مى آمد.(22)
شرط عـضـويـت در مـجـمـع داشتن تحصيلات علوم دينى ، تقوى
و حسن شهرت و التزام عملى به ولايت فقيه و مقررات نظام
جمهورى اسلامى بوده و هست .(23)
جناح مذكور به جناح چپ سنّتى معروف است و با جناح چپ
مدرن كه همزمان با روى كار آمدن آقاى خـاتـمى در صحنه
سياسى كشور فعّال شد، كمى تفاوت دارد. يكى از اين تفاوت
ها آن است كه چـپ سـنـّتـى بـا دولتى كردن اقتصاد، ـ و
چپ مدرن بيش تر با خصوصى سازى اقتصاد موافق اسـت . در
مـجـمـوع ، چـپ سـنـّتى ، از يك سو اصول گرا، غرب ستيز و
تندرو بود، به اقتصاد دولتـى ايـمـان داشـت ، نـسـبـت
بـه تـهـاجـم فـرهـنـگـى عـكـس العـمـل تـنـد نـشـان مـى
داد، بـا فـعـاليـت سـيـاسـى اپـوزيـسـيـون بـه ويـژه
ليبرال ها مخالفت مى نمود، دخالت مستقيم دولت در امور
اقتصاد را مى پذيرفت ، در اقتصاد بر عـنـصـر عـدالت
تاءكيد مى ورزيد، بين حكومت اسلامى و دموكراسى تضادى نمى
ديد، از صدور انـقلاب دفاع مى نمود، با مذاكره با آمريكا،
خصوصى سازى ، آزادسازى اقتصاد، اولويت رشد اقـتـصـادى و
اقـتـصـاد بـازار آزاد مـخـالفـت مـى كـرد، و از سـوى
ديـگـر بـا تـبـادل فـرهـنـگـى ، نـظـارت دولت در امـور
فـرهـنـگـى ، خودكفايى اقتصادى به جاى توسعه صادرات و
اولويت بخشى به عدالت اجتماعى موافق بود.(24)
منتظرى و باند مهدى هاشمى
جريان سيد مهدى هاشمى و عزل آقاى منتظرى از قائم مقامى
رهبرى ، دو مساءله مرتبط به هم است كه منشاء تحولات مهمى
در تاريخ انقلاب اسلامى شده است .
در 1365 ه .ش . وزارت اطـلاعـات ، يـك خـانـه تـيـمـى
مـمـلو از وسـايل جعل اسناد، موادمنفجره ، اسناد محرمانه
، مهمات ، ترياك ، پودر سرطان زا و... كشف كرد و مـشـخـص
گـرديد كه سيد مهدى هاشمى ، با اين خانه تيمى مرتبط
است . پيش از اين ، او به عنوان مسؤ ول نهضت هاى سپاه
شناخته مى شد. و نفوذ وى و همفكرانش در دستگاه هاى مختلف
، آن هم در پـنـاه حـمـايـت آقـاى مـنـتـظـرى بـر كـسـى
پـوشـيـده نـبـود. پـس از انـحـلال واحـد نـهـضـت هـا در
اسـاسـنـامه جديد سپاه ، سيد مهدى هاشمى به استناد حكمى
از آقاى مـنـتـظرى به فعّاليت خود در اين زمينه ادامه
داد و خانه تيمى نيز در راستاى انجام اين ماءموريت بود.(25)
بـا كشفِ خانه تيمى و دستگيرى سيد مهدى هاشمى و باند او،
واكنش هاى تند و حمايت هاى شديد آقـاى مـنتظرى از او
آغاز شد. با وجود اعترافات سيد مهدى هاشمى و باند او، و
اقدامات متعدّد امام (ره ) براى آگاه كردن آقاى منتظرى
به جنايات آن ها و نيز، بازداشتن وى از دفاع از اين باند،
آقاى منتظرى با نامه پراكنى ، اعتصاب ، موضع گيرى عليه
نظام و همچنين ، بر عهده گرفتن مـسؤ وليت كارهاى سيد
مهدى هاشمى ، سعى در نجات او داشت ، امّا قاطعيت امام (ره
) براى افشاى باند، راه را بر همه اقدامات جهت نجات وى
بست . سرانجام دادگاه پس از بررسى و ثبوت اين اتـهـامـات
1. سـازمـان دهـى و رهـبـرى گروه هاى ترور و آدم ربايى
2. تاءسيس سپاه خودمختار لنـجـان سـفلى و تغذيه تسليحاتى
آن 3. خارج نمودن و جاسازى بيش از 280 قبضه سلاح و مقدار
زيادى مهمات 4. ايجاد شبكه نفوذ در ارگان ها و سرقت
اسناد و اخبار و اطلاعات طبقه بندى شده 5. منحرف كردن
جوانان از طريق ايجاد شبكه انحراف 6. نشر اكاذيب و تضعيف
نظام . وى را بـه عـنـوان مـفـسـد و مـحـارب بـه اعـدام
مـحـكـوم كـرد. ايـن حـكـم در 6/7/1366 ه .ش . اجـرا شد.(26)
پـس از اعـدام سـيـد مـهدى هاشمى ، آقاى منتظرى به
اقدامات خود عليه نظام ادامه داد. مثلا، وى در
سـخـنـرانـى 22/11/1367 ه .ش . گـفت : دشمنان ما در جنگ
تحميلى ، بر ما پيروز شده اند. در حـالى كـه امـام (ره )
فـرمـود: من در جنگ براى يك لحظه هم نادم و پشيمان از
عملكرد خود نيستم . سـرانـجـام امـام (ره ) در پـاسـخ
بـه نـامـه 6/1/1368 ه .ش . وى ، ضـمـن قـبـول اسـتعفاى
ايشان از قائم مقامى رهبرى ، او را به پاك سازى بيت خود
از افراد ناصالح و مـخـالفـيـن نـظـام دعـوت كـرد،(27)
ولى آقـاى مـنـتـظرى با انتشار كتاب خاطراتش در 1379،
نشان داد به دفاع از نظام ، اعتقادى ندارد
عملكرد و
مواضع جناح هاى سياسى
در بررسى حاضر، به عملكرد و مواضع دو جناح سياسى كشور در
برخى امور مهم سياسى مى پردازيم :
الف ـ جناح موسوم به چپ
جـنـاح
موسوم به چپ كه مصداق بارز و نمونه برجسته آن ، مجمع
روحانيون مبارز است . سياست ها، استراتژى ها و تاكتيك
هاى متعددى را در مقطع زمانى 1368 تا 1376 به كار گرفته
است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:
سومين
دوره انتخاباتِ مجلس شوراى اسلامى در 1367 برگزار شد. در
اين دوره از سى نماينده تـهـران ، شانزده نماينده از
فهرست نامزدهاى انتخاباتى مجمع انتخاب گرديدند كه شش نفر
آن ها، عضو شوراى مركزى مجمع بودند. آنچه در دوره سوم
انتخابات مجلس ، سبب موفقيت نسبى مجمع شد، تلاش آن در
معرفى و تبليغ جامعه روحانيت مبارز، به عنوان مصداق
اسلام آمريكايى بـود. امـّا در دوره چـهـارمِ انتخابات
مجلس شوراى اسلامى ، هيچ يك از نامزدهاى اختصاصى مجمع
راءى نـيـاورد، تـنـهـا آقـايـان ابوترابى ، دعائى و
يحيوى كه هم در ليست مجمع و هم در ليست جـامـعه قرار
داشتند، به مجلس راه يافتند. يكى از علت هاى ناكامى
مجمع در اين دوره را، اتخاذ مـوضـع انـتـقـادى در قـبالِ
برنامه پنج ساله اول برشمرده اند.(28) در
پنجمين دوره انتخابات مجلس ، مجمع در تهران ليست
انتخاباتى ارائه نكرد. ولى برخى از اعضاى آن ، به صورت
شخصى و مستقل در انتخابات شركت كرده و انتخاب شدند (مانند
حميد انصارى ) اما حدود صـد نـمـاينده انتخاب شده
كارگزاران سازندگى در مجلس ، هم فكر مجمع به شمار مى
آمدند. اعـتـراض بـه رد صـلاحـيـت حـدود هـشـتـاد
نـفـر از افـراد مـعـرفـى شـده مـجمع براى احراز پست
نـمـايـنـدگـىِ مـجـلس چـهـارم ، يـكـى از دلايـل عـدم
شـركـت رسـمـى آنـان در مـجـلس پـنـجـم بود.(29)
مـجـمـع روحـانـيـون مـبـارز در انـتخابات دوره پنجم ،
رياست جمهورى فردى را نامزد نكرد، و از نامزدى هاشمى
رفسنجانى حمايت نمود. در انتخابات ششمِ رياست جمهورى
فعّاليت سياسى خود را مـتوقف كرد، اما در مهر 1375 اعلام
نمود كه قصد دارد، در انتخابات دور بعد رياست جمهورى
فـعـّالانـه شـركت كند. در اين راستا، نخست ميرحسين
موسوى و با انصراف وى ، محمد خاتمى با شعار اصلاح طلبى ،
به عنوان نامزد جناح چپ براى تصدى پُست رياست جمهورى
معرفى شد. و گـروه هـاى هـمـسـو بـا آن ، چـون سـازمـان
مجاهدين انقلاب اسلامى ، نيز حمايت قاطع خود را از
نـامـزدى خـاتـمـى اعـلام نـمـودنـد. گروه هاى ديگر،
مانند نهضت آزادى ايران ، نيز اگر چه نقش مـحـورى در
پـيـروزى خـاتـمـى نـداشـت ، ولى پـشـتـيـبـانى خود را
از آقاى خاتمى اعلام كردند. سرانجام خاتمى با اخذ 69
درصد آراى ماءخوذه (20 ميليون از 29 ميليون ) از رقباى
خود، ناطق نورى ، زواره اى و رى شهرى پيشى گرفت و انتخاب
شد.(30)
مـجـمـع روحـانـيـون مـبارز و گروه هاى نزديك به آن ،
نسبت به دوره سازندگى ، ديدگاه مثبتى ندارند. در اين
زمينه ، حتى ديدگاه هاى افراطى هم به چشم مى خورد.
در مجموع ، جناح موسوم به چپ ، به علت عدم قبول خصوصى
سازى ، اقتصاد بازار آزاد، حذف يـارانـه هـا كـه اصول
سياست تعديل اقتصادى و بازسازى اقتصادى و سازندگى كشور
را در دوره هـشـت سـاله ريـاسـت جـمـهـورى هـاشـمـى
رفـسـنـجـانـى تشكيل مى داد، نمى توانستند با آن موافق
باشند.(31)
ب ـ جناح موسوم به راست
ديـدگـاه و عـمـلكـرد جـامـعـه روحـانـيـت مـبـارز و
گـروه هـاى مـتـمايل به آن كه به جناح راست معروف اند،
با ديدگاه و عملكرد مجمع روحانيون مبارز درباره انتخابات
مجلس شوراى اسلامى ، انتخابات رياست جمهورى و دوره
سازندگى متفاوت است .
در سومين انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، تنها آقايان ناطق
نورى ، باهنر و رجايى خراسانى از نامزدهاى اختصاصى جامعه
روحانيت مبارز تهران ، موفق به ورود به مجلس شدند، در
حالى كـه در مـرحـله اوّل انتخابات ، از چهارده نماينده
انتخاب شده ، هيچ نماينده اى ، از جامعه روحانيت مـبـارز
بـه مـجـلس راه نـيافت . در دوره چهارم انتخابات مجلس ،
همه نمايندگان تهران در ليست نـامـزدهـاى جـامـعـه
روحـانـيت مبارز قرار داشتند، از آن تعداد، تنها آقايان
ابوترابى ، دعايى و يحيوى كه در دو ليست مجمع روحانيون
مبارز و جامعه روحانيت مبارز مشترك بودند اوّلى در مرحله
اوّل و آن دو در دوره دوم بـه مـجـلس راه يـافـتـنـد.
در انـتـخـابـات مـجلس پنجم ، از سى نماينده انـتـخـابى
تهران ، 22 نماينده از ليست جامعه روحانيت مبارز انتخاب
شدند. هشت نماينده بعدى ، نه به مجمع روحانيون مبارز،
بلكه به جناح مستقل تعلق داشتند. بنابراين ، جناح اكثريت
مجلس در اختيار جناح موسوم به راست قرار گرفت .(32)
در مـرداد 1368، انـتـخـابـات دوره پـنـجم رياست جمهورى
با نامزدى اكبر هاشمى رفسنجانى و عـبـاس شـيـبـانـى
بـرگـزار، و طى آن ، هاشمى رفسنجانى با كسب 51/94 درصد
آراى ماءخوذه (حـدود 5/15 مـيـليـون نفر) به رياست
جمهورى برگزيده شد. وى در انتخابات دوره بعد نيز، بـا
اخـذ 1/63 درصـد آراء (حـدود 5/10 مـيـليـون ) جـلوتـر
از آقايان توكلى ، جاسبى و طاهرى ايـسـتـاد.نـامـزد
جامعه روحانيت مبارز در اين دو دوره ، هاشمى رفسنجانى
بود. ولى در دوره هفتم ، جـامـعه روحانيت مبارز كه اغلب
از وضع موجود و استمرار سنت هاى قبلى در حوزه سياست و
اجتماع دفـاع مـى كـرد، به حمايت از ناطق نورى پرداخت .
اگر چه او به رياست جمهورى انتخاب نشد، ولى هـم او و هـم
جـنـاح طـرفـدار وى نشان داد كه در يك شرايط سخت هم
قادرند 13 آراء (9/24 درصد) مردم را جذب نمايند.(33)
بخش عمده جناح موسوم به راست عقيده دارد كه دوره سازندگى
، دوره افتخارآميز است ، و آن ، در طـول تـاريـخ ايـران
كـم سـابـقـه اسـت . بـه عـقـيـده آن هـا، طـى هـشـت
سـال سـازندگى ، همه شاخص هاى اقتصادى كشور مثبت بود.
تورم و گرانى از سى درصد در 1368 بـه هـفـده درصـد و
كـسـر بـودجـه از پـنـجـاه درصـد بـه صـفـر درصـد رسـيـد.
مـعـدل تـوليـد ناخالص ملى در اين دوره شش درصد بود كه
جلوتر از توليد ناخالص ملى در كشورهاى پيشرفته قرار داشت
. به همين دليل ، ادعا مى كنند، در تاريخ انقلاب نمى
توان دوره يـا زمـان ديگرى پيدا كرد كه مثل دوره سازندگى
بدرخشد. هاشمى رفسنجانى نيز در اين باره مـى گـويـد: (كـسـانـى
كه منكر موفقيت اجرايى اين برنامه هستند دروغ مى گويند...
دو جريان راست افراطى و چپ افراطى در مقابل سياست تعديل
اقتصادى مقاومت مى كنند.)(34)
شكل گيرى جريان تكنوكرات (كارگزاران
سازندگى )
انـديـشه
تشكيل گروهى كه به نام (خدمت گزاران سازندگى ) و كمى بعد
از آن به (جمعى از كـارگـزاران سـازنـدگـى ) مـعـروف
شـدنـد، بـه 1374 بـرمى گردد. به ادعاى خودِ آنان (وقتى
جامعه روحانيت مبارز نپذيرفت كه اسامى پيشنهادى دست
اندركاران توسعه و سازندگى كشور در فهرست داوطلبان
نمايندگى تهران قرار گيرد، اين جمع به عنوان يك واكنش
طبيعى تـصـمـيـم گـرفـت ، فـعـّاليـت و مشى خود را تداوم
ببخشد.) البته علت تاءسيس اين گروه را ضـرورت افـزايـش
مـشاركت در انتخابات پنجمين دوره مجلس شوراى اسلامى ،
طرح ديدگاه هاى كـارگـزاران سـازنـدگـى ايـران و دفـاع
از اسـتـمـرار آن و ايـجـاد تـعـادل بـيـن نـيـروهـاى
مدافع انقلاب نيز ذكر كرده اند. در اردى بهشت 1377
تقاضاى رسمى تـاءسـيـس حـزب كـارگـزاران سازندگى ايران
مورد موافقت كميسيون ماده ده وزارت كشور قرار گـرفـت ، و
در مـرداد 1378 با مجوز رسمى وزارت كشور فعاليت كشور
جديد و حزبى خود را آغاز كرد.(35) كارگزاران
سازندگى ، طيف و جريانى است كه از پيوستن افرادى از دو
جـنـاح اصلى (چپ و راست ) و گروهى از تكنوكرات هاى
مسلمان تاءسيس شده است ، از اين رو، آن را جـنـاح
مـيـانـه هـم نـامـيـده انـد. بـه اعـتـقـاد نـوربـخـش ،
عـضـو شـوراى مـركـزى ايـن تـشـكـل ، كـارگـزاران
يـعـنـى جـمـعـى بـا سـليـقـه هـاى مـتـفـاوت كـه در
چـهارچوب قانون و با تـحـمـل يـكديگر به اداره جامعه مى
پردازند. كارگزاران در مقام مقايسه و تاءكيد ميان سياست
، اقـتـصـاد و فـرهـنـگ ، اصـالت را بـه اقـتـصاد مى
دهند. محمد هاشمى عضو ديگر كارگزاران مى گـويـد شـعـار
تـوسـعـه سـيـاسـى آقـاى خـاتـمـى ، راه بـه جايى نمى
برد. (كارگزاران را تـكـنـوكـرات و فن سالاران اسلامى
نيز مى گويند. فن سالاران ، يعنى كسانى كه به اولويت فن
بر دين اعتقاد دارند.)(36)
خـدمـت گزاران سازندگى ، نخست از سوى شانزده عضو هياءت
دولت (وزراء، معاونين و شهردار تهران )، شامل امراللهى ،
نجفى ، محمدخان ، غرضى ، فروزش ، تركان ، شوشترى ، نعمت
زاده ، كـلانـتـرى ، زنگنه ، شافعى ، محمد هاشمى ،
مهاجرانى ، هاشمى طبا، نوربخش و كرباسچى تـاءسـيـس شـد،
امـا در پـى مـخـالفـت افـكـار عـمـومـى بـا عضويت اعضاى
دولت در يك حزب يا تـشـكـل سياسى ، ده تن از آنان استعفا
دادند، ولى كارگزاران با جذب چهار عضو جديد، با نام جمعى
از كارگزاران سازندگى به فعاليت خود ادامه داد.
كارگزاران در عمر كوتاه خود، علاوه بـر چـالش هـاى فـوق
، بـا چـالش نـاتـوانى در استمرار بخشيدن به رياست
جمهورى هاشمى رفـسـنـجـانـى از طـريق تغيير قانون اساسى
، ماجراى دستگيرى و زندانى شدن كرباسچى و عـبداللّه نورى
و اختلافِ درونى در آن كه سرانجام حزب را به دو بخش
كرمانى و اصفهانى يا به دو جناح طرفدار هاشمى رفسنجانى و
خاتمى تقسيم كرد، مواجه شده است .(37)
كـارگـزاران با شعار عزت اسلامى ، تداوم سازندگى و
آبادانى ايران ، در انتخابات مجلس پـنـجـم بـه مـيـدان
آمـد، و مـوفـق شـد، اقـليـت قـابـل توجهى را به مجلس
بفرستد. اين حزب در انـتـخـابـات دوره هـفتم رياست
جمهورى ، ابتدا تقاضاى ائتلاف با جامعه روحانيت را مطرح
كرد، ولى چـون آن هـا نـپـذيـرفـتند، با مجمع روحانيون
مبارز ائتلاف و از نامزدى آقاى خاتمى حمايت كـردنـد. در
انـتـخابات مجلس ششم با شعار امنيت ، رفاه و آزادى كه
اين خود نشانه گرايش به جـنـاح چـپ بـود، شركت و حدود
پنجاه نماينده به مجلس فرستاد. در انتخابات شوراهاى
اسلامى مشاركت فعّال داشت ، و در انتخابات دوره هشتم
رياست جمهورى ، از اولين گروه هايى بود كه از نامزدى
خاتمى پشتيبانى كرد.
كارگزاران معتقدند، اختيارات ولى فقيه محدود به قانون
اساسى است ، آزادى حق است نه امتياز، انقلاب نبايد صادر
شود. خصوصى سازى يك ضرورت اقتصادى است ، اخذ وام از
منابع خارجى لازم اسـت . دولت بـايـد در فـعـاليـت هـاى
فـرهـنـگـى نـظـارت داشـتـه بـاشـد نـه دخالت و در مقابل
تهاجم فرهنگى ، بايد صرفا به ايمن سازى پرداخت .(38)
شناخت جريان هاى سياسى 1380
ـ 1376
پـس از انـتـخـابـات دوم
خـرداد 1376، بـعـضـى از گـروه هـا و جـريـان هـاى
سـيـاسـى ، مـتـحـول شـدنـد. گـروه هـا و جـريـان هـاى
سـيـاسـى جـديـدى نـيـز تشكيل شدند، و البته ، همه اين
گروه ها و جريان ها، نقش مؤ ثر و تعيين كننده اى در
انتخابات داشـتـنـد. همچنين ، در اين انتخابات ، شكل
مبارزه انتخاباتى ، حزبى و ائتلافى بود، و درجه و
مـيـزان ائتـلاف در ايـن دوره بـيـشتر از دوره هاى قبل
ارزيابى شده است . اما اين سخن به اين معنا نيست كه همه
گروه هايى كه ذيل چتر جناح برنده انتخابات جمع شدند، هيچ
گونه اختلافى با هـم نـداشـتـنـد. ائتـلاف ايـن گـروه
هـا در آن زمـان بـيـشـتر سياسى بود؛ از اين رو، به
تدريج فـروريـختن اين ائتلاف آغاز شده و هم اينك روند
پرشتاب ترى گرفته است . در اين درس به بـررسـى اجـمـالى
احـزاب و گـروه هـايـى مـى پـردازيـم كـه از سال 1376 به
بعد در صحنه سياسى كشور شكل گرفته اند.
حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى
زمـيـنـه هـاى اوليـه شـكـل گـيرى اين حزب ، به قبل از
برگزارى هفتمين دوره انتخابات رياست جـمـهورى برمى گردد.
به اين معنا كه ، همفكران خاتمى در ستادهاى انتخاباتى وى
گرد آمدند تـا بـه پـيـروزى وى در انـتـخـابـات كـمـك
نمايند. پس از انتخاب او، يكصد و ده نفر از اعضاىِ فعّال
ستادهاى انتخاباتى ، براى پشتيبانى و پيشبرد شعارها و
ايده هاى خاتمى ، جبهه مشاركت را رسـمـا در آذر 1377
تـاءسـيس كردند. اعضاى اصلى اين حزب ، اغلب در دستگاه
هاى اجرايى مشغول كار بودند. از اين رو، مى توان جبهه را
يك حزب دولتى به شمار آورد. البته جبهه يك حـزب
مـنـسـجـم نـيـسـت ، زيـرا هـمـان طـور كـه از نـام
جـبـهـه بـرمـى آيـد، يـك تـشـكـل سـيـاسـى بـا سـليـقـه
هـاى مـختلف است . بنابراين ، جاى تعجب نيست كه از هجده
گروه فعّال دوم خرداد، چهارده گروه در جبهه عضويت دارند.(39)
در اسـاسـنـامـه حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ، ايجاد
زمينه مناسب براى مشاركت ملت ايران در فـعـاليـت هـاى
سـيـاسى و اجتماعى ، حفظ دستاوردهاى انقلاب عظيم اسلامى
و تداوم بخشيدن به آرمـان هاى حضرت امام خمينى (ره ) از
هدف هاى جبهه به شمار آمده اند. كنگره ، شوراى مركزى ،
دبـيـر كـل ، هياءت داورى ، دفتر سياسى ... از اركان ، و
كنگره و شوراى مركزى ، عالى ترين ركـن جـبـهـه اند، ولى
تنها، شوراى مركزى مسؤ وليت هدايت و پيشبرد هدف هاى جبهه
را بر عهده دارد. دبـيـر كـلّ بـالاتـريـن مـقـام
اجـرايـى جـبـهـه رئيـس شـوراى مـركـزى اسـت كـه بـه مدت
دو سـال انـتـخـاب مـى شـود. التـزام به قانون اساسى ،
تابعيت ايران ، اعتقاد به اسلام و داشتن حـداقـل
پـانـزده سـال تـمـام ، از شـرايـط عـضـويـت در جـبـهـه
اسـت . عـضويت در ساير احزاب و تشكل هاى سياسى ، مانع
عضويت در حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى نيست .(40)
مـهـم تـريـن شـعـار حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ،
توسعه سياسى و نهادينه كردن مشاركت مـردم در اداره
كـشـور اسـت . البـتـه بـرخـى از اعـضـاى حـزب ، نـظـر
مـعـتـدل ترى در اين باره مطرح مى كنند، به عقيده آن ها،
توسعه سياسى و توسعه اقتصادى و بـه بـيـان ديـگـر، توسعه
متوازن ، بايد هم زمان مورد توجه قرار گيرد، ولى در
كوتاه مدت پـرداختن به توسعه سياسى لازم است و اين توسعه
، راه را براى توسعه در ابعاد ديگر مى گـشـايد. اين حزب
رئوس برنامه هاى اقتصادى خود را به اين شرح اعلام كرده
است : (اقتصاد بيمار ايران نياز به درمان دارد. ريشه هاى
بيمارى اقتصاد ايران فراوانند: عدم ثبات سياسى ، فـقدان
امنيت اقتصادى و قضايى ، اقتصاد نفتى ، اقتصاد زيرزمينى
، فرار سرمايه ها و مغزها، تـعـدد مـراكـز تـصميم گيرى
و...) از نمايان ترين آن اند). گام هاى اوليه در درمان
بيمارى بـايد به اصلاح ريشه ها معطوف شود اصلاحات
اقتصادى نيازمند اصلاحات حقوقى و سياسى است وگرنه تزريق
منابع مالى و انتخاب سياست ها و راهبردهاى مختلف اقتصادى
تنها مى تواند بـه تـداوم بـيـمـارى اقـتـصـادى يـارى
رساند.)(41) امّا حزب جبهه مشاركت اسلامى و
اعـضـاى آن كـه بـرخـى از آن هـا پـسـت هـاى مهم كشور را
در اختيار دارند، در راستاى سياست هاى اقـتـصادى پيشنهاد
مجمع تشخيص مصلحت نظام كه از سوى مقام معظم رهبرى تصويب
و به دولت ابـلاغ شـد، حـركـت نـكـرده اسـت . و در
نـتـيـجـه ، دولت آقـاى خـاتـمـى را بـا مشكل ناتوانى
اقتصادى مواجه نموده است .
دفتر تحكيم وحدت
سـابـقـه انـجـمـن هـاى اسـلامـى دانـشـجويى به دهه بيست
مى رسد. در دهه سى اختناق موجود، از فـعـاليـت سـيـاسـى
، مـذهـبـى و عـلمـى ايـن انـجـمـن هـا كـاسـت . در دهـه
چـهـل ، شـكـل گـيـرى نـهـضـت امام خمينى (ره ) بر تشديد
و تعميق فعاليت هاى اسلامى دانشگاهى افـزود، و در ايـن
دهـه و دهـه پـنـجـاه دانـشـجويان مسلمان ، نقش مهم در
ايجاد و سرانجام پيروزى انـقـلاب اسـلامـى ايـفـا
كـردنـد، امـا تـاءكـيـد امـام (ره ) بـر ضـرورت وحـدت
انجمن هاى اسلامى دانـشجويى ، منجر به ايجاد اتحاديه
انجمن هاى اسلامى دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور يا
دفتر تحكيم وحدت در 1358 گرديد.(42)
اسـاسـنـامـه دفـتـر تـحـكيم وحدت هشت فصل دارد كه در آن
نشست ها، كميسيون ها، واحدها، شوراى مـركـزى مـهـم تـرين
ارگان اتحاديه شمرده شده اند. شوراى مركزى داراى هفت عضو
است كه از سـوى واحـد نـشـسـت ها به مدت يك سال انتخاب
مى شوند. تعهد به ولايت فقيه ، داشتن سابقه سالم ، عدم
عضويت در احزاب از شرايط عضويت در شوراى مركزى است . و
نيز اعتقاد به اسلام ، اصول دين ، اسلام فقاهتى ، ولايت
فقيه ، حقانيت انقلاب ، قانون اساسى و انقلاب فرهنگى از
اصـول و گـسـتـرش انـقـلاب ، تـقـويـت نـظـام ، دانـشگاه
اسلامى ، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه و برآوردن نيازهاى
علمى نظام از اهداف دفتر تحكيم وحدت به شمار مى رود.(43)
دفـتـر تـحـكـيـم وحـدت چـنـد دوره فـعـّاليـت را پـشـت
سـر گـذاشـتـه اسـت . دوره اوّل 58 تـا 68: در ايـن دوره
بـيـشـترِ اقدامات و مواضع دفتر در جهت راه امام (ره )
بود. و در اين راسـتا، به عنوان تنها تشكّل دانشجويى ،
در تسخير لانه جاسوسى آمريكا، انقلاب فرهنگى ، شركت در
فعّاليت هاى انتخاباتى و تقويت نهادهاى انقلابى نقش مهمى
داشت .
دوره دوم 68 تـا 72: واكـنـش نسبت به تشكل هاى موازى ،
مخالفت با دولت و دفاع از منتظرى از اهم فعاليت هاى دفتر
تحكيم بود.
دوره سـوم 72 تـا 76: در اين مقطع زمانى دفتر در انزواى
سياسى قرار گرفت . و نيز تغيير شـعـار عـدالت بـه آزادى
از سوى تحكيم وحدت مشاهده شد. همچنين ، كم رنگ شدن حمايت
از ولايت فقيه و انتقاد عريان نسبت به هاشمى رفسنجانى .
دوره چهارم (76 تا 80): در دوره جديد، همانند جناح موسوم
به چپ ، بر قانون گرايى ، تعميق گفت وگو، نقد منصفانه ،
نرمش در برابر آمريكا و... تاءكيد مى ورزد.(44)
دفتر تحكيم وحدت در منشور انتخابات مجلس ششم ديدگاه هاى
خود را مطرح كرده است كه حذف چـارچـوب هـاى تـنـگ نظرانه
در روابط اجتماعى جوانان ، اصلاح قوانين محدودكننده
فعّاليت هاى اجـتـمـاعـى ، سـيـاسـى و فـرهـنـگى زنان ،
تغيير قانون نظارت در عرصه هاى فرهنگى ، لغو گـزيـنـش
هـاى سـيـاسـى ، نـفـى اقتصاد رانتى ، بررسى كارشناسانه
تنش زدايى با آمريكا، بـرقـرارى امـنـيـت سـرمـايـه
گـذارى خارجى ، ايجاد پارلمان دانشجويى ، گسترش جريان
آزاد اطـلاعـات ، حـذف انـحـصار در صدا و سيما، به رسميت
شناختن قرائت هاى مختلف از دين ، تعريف جرم سياسى و...
از آن جمله اند.(45)
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران
بـر اسـاس مـرامـنـامـه سـازمـان ، سـازمـان مـجـاهـديـن
انـقـلاب اسـلامـى يـك تـشـكـل عـقـيـدتـى و سـيـاسـى
اسـت ، و با اعتقاد به اسلام و ضرورت اجتهاد زنده و زمان
شناس فـعـاليـت مى كند. فعاليت سازمان كه به صورت علنى
صورت مى گيرد، در چارچوب قانون اسـاسـى ايـران و با
پذيرش اصل ولايت فقيه انجام مى پذيرد. اين سازمان براى
تحقق اهداف زير تلاش مى كند:
1 ـ پاسدارى از انقلاب اسلامى ، نظام جمهورى اسلامى و
قانون اساسى
2 ـ تداوم ، گسترش و تعميق انقلاب اسلامى در ايران و
جهان
3 ـ رشد و ارتقاى سطح آگاهى عقيدتى و سياسى
4 ـ ايجاد جامعه اى آباد و آزاد و مستقل
البـتـه ايـن شـعـارها در عمل به طور كامل تحقق نيافته
اند، بلكه گاه عكس آن نيز اتفاق افتاده اسـت ! بـه
عـنـوان مـثـال ، اين سازمان اقدام مؤ ثرى براى شفاف
سازى پروژه پتروپارس كه يـكـى از اعـضـاى اصـلى سـازمـان
در آن دسـت دارد، انـجـام نـداده اسـت ؛ و ايـن عمل با
شعار لزوم ارتقاى سطح آگاهى سياسى مردم مخالفت آشكار
دارد.(46)
بـا استناد به اساسنامه ، مهم ترين اركان سازمان عبارتند
از: كنگره ، شوراى مركزى و هياءت اجرايى . اساسنامه
سازمان مى افزايد، اين ساختار بر مبناى ارزش هاى اسلامى
همچون شورى ، امر به معروف ، نهى از منكر، تواصى به حق و
صبر، تعاون بر خير و تقوى و ولايت مؤ منانه نـسـبـت بـه
يـكـديـگـر در روابـط مـتـقـابـل اعـضـا و حـاكـمـيـت
اخـلاق اسـلامـى و احـكـام شـرعـى شكل گرفته است و در
جهت تحقق اين ارزش ها گام برمى دارد.(47)
سـازمـان در بـعـد سـيـاسى مدعى نهادينه شدن رقابت گروه
ها، توسعه مشاركت سياسى مردم ، اعـتـلاى فـرهـنـگ
سـيـاسـى ، شـفاف سازى مواضع جناح ها، حاكميت قانون و
رشد عقلانيت ، تقدم تـوسـعـه سـيـاسـى بر توسعه فرهنگى و
اقتصادى ، لزوم تحقق اصلاحات و... است . در بعد
اقـتـصـادى ، بـه ايـجـاد و حـفـظ اسـتقلال اقتصادى ،
خود اتكايى ، رفاه اجتماعى ، جلوگيرى از شكاف طبقاتى ،
سمت گيرى به سوى عدالت اجتماعى مى انديشد. در عرصه فرهنگ
عقيده دارد، با ايجاد فضا براى گفتگوى انتقادى ، آزادى
بيان و... بهتر مى توان از ارزش هاى ملى ، دينى و
انقلابى پاسدارى كرد.(48)
مجمع نيروهاى خط امام (ره )
سـيـد
هـادى خـامـنـه اى ، رحمت اللّه خسروى و احمد حكيمى پور
در آبان 1377 با اخذ پروانه از كـمـيـسـيـون مـاده 10
وزارت كـشـور مـوجـوديـت گروه جديد (مجمع نيروهاى خط
امام (ره ) را اعلام كـردنـد. ايـن مـجـمع به همراه دفتر
تحكيم وحدت ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران ، حزب
اسلامى كار، حزب جبهه مشاركت اسلامى ، خانه كارگر، حزب
همبستگى و... ائتلاف بزرگى را بـه نـام ائتـلاف جـبـهـه
دوم خـرداد را تشكيل مى دهند. البته اين ائتلاف جنبه
رسمى ندارد، يعنى حاصل مذاكره و برنامه ريزى رهبران اين
گروه ها نيست ، بلكه به طور خودجوش به وجود آمده است .(49)
بـر اسـاس مـرامـنـامـه ، مـجـمع نيروهاى خط امام (ره )،
تشكيلاتى است اسلامى ، سياسى كه بر پايه اعتقادات ،
اهداف و خط مشى هاى زير تشكيل شده است :
الف ـ مـبـانـى اعـتـقـادى : اعـتـقـاد و التزام به
اسلام ناب محمدى (ص )، مبانى تفكرات امام (ره ) قـانـون
اسـاسـى و ولايـت فـقـيـه ب ـ اهداف : تحقق حاكميت اسلام
، پاسدارى از ارزش ها، اجراى عـدالت اجـتـمـاعـى ،
حـراسـت و دفـاع از جمهوريت نظام ج ـ خط مشى ها: ريشه
كنى فقر، افزايش آگـاهـى ، گـسـتـرش آزادى ، مبارزه با
آمريكا، ايجاد فضاى سالم سياسى . مجمع مدعى است كه قصد
دارد با هدايت و سازمان دهى به نيروهاى معتقد به اسلام
ناب محمدى (ص ) و تفكر حضرت امام (ره ) به تحقق آرمان
هاى انقلاب اسلامى كمك نمايد.(50)
شرايط عضويت در اين مجمع ، تابعيت جمهورى اسلامى ،
اعتقاد و التزام عملى به اسلام و مبانى تـفكرات حضرت
امام (ره )، قانون اساسى ، اصل ولايت فقيه و عدم عضويت
در ساير گروه هاى سـيـاسـى اسـت . كـنـگـره ، عـالى
تـريـن مـرجـع مـجـمـع اسـت ، و قـرار اسـت چـنـان چـه
حداقل هزار نفر به عضويت مجمع درآيند، نخستين كنگره آن
برگزار شود. شوراى مركزى ، مسؤ وليـت رهـبـرى و
بـرنـامـه ريـزى مـجـمـع را بـر عـهـده دارد، و دبـيـر
كـل و هـياءت اجرايى را انتخاب مى كند و به تصويب خطمشى
ها و سياست ها مى پردازد. يكى از ويـژگـى هـاى مـجـمـع ،
تـاءسـيـس شـوراى ايـدئولوژى اسـت كـه حـداقـل سه تن
انديشمندِ صاحب نظر در علوم اسلامى كه از صلاحيت اخلاقى
و علمى و ديد وسيع اجـتـمـاعـى و سـيـاسـى بـرخـوردارنـد،
تـشـكـيـل مـى شـود. ادعـا مـى شـود مـجـمـع يـك تـشـكـل
سـيـاسـى غـيـر انـتـفـاعـى اسـت . از ايـن رو، بـه
هـيـچ گـونـه عمليات بانكى و تجارى اشتغال ندارد.(51)