|
نهضتهاى شيعيان عراق
پس از رحلت پيامبر اكرم (ص )، منطقه عراقِ امروزى به تصرف سپاه
اسلام درآمد. با پايان گرفتن حكومت كوتاه حضرت على (ع ) به ترتيب
امويان ، بنى عباس ، امراى آل بويه و تركان سلجوقى بر آن ناحيه
حكمرانى كردند. امّا عراق در قرن هفتم خورشيدى به اشغال مغولان
درآمد. سرانجام در سال 913 ه . ش . سلطان سليمان عثمانى با شكست
دادن مغولان بر عراق مسلط شد. اين سرزمين تا چهار قرن پس از آن ،
زير سلطه امپراتورى عثمانى باقى ماند.(67)
انگلستان در سال 1413 ه . ش . اجازه تاءسيس يك دفتر تجارى در
مصر را از سلطان عثمانى دريافت كرد. حدود هفتاد سال بخش ها گسترش
دادند. سه سال بعد از شروع جنگ جهانى اوّل ، انگلستان با بهره
گيرى از ضعف عثمانى و متحدينش (68) تا بغداد و كركوك
پيشروى كرد. اين واقعه سرآغازى براى شكل گيرى جنبشهاى اسلامى ضد
استعمارى در تاريخ معاصر عراق شد.(69)
قيامهاى دهه آخر قرن سيزده خورشيدى در عراق
قيام معروف 1920 م . / 1299 ه . ش . عراق ، اوّلين واكنش گسترده
مردم عراق عليه سلطه و استعمار غربى بود. نطفه اين قيام با تصرف
بصره در نخستين سال شروع جنگ جهانى اول بسته شد. امّا اشغال
بغداد در سال 1917 م . / 1296 ه . ش . عدم وفاى به عهد انگليس
مبنى بر اعطاى استقلال به عراق پس از جنگ جهانى اوّل و تحت
الحمايه كردن عراق طى يك رفراندوم فرمايشى ، تثبيت نظام قيمومت
انگليس بر عراق در (كنفرانس سان ريمو)(70) و بويژه
فتواى آيت الله محمد تقى شيرازى مبنى بر اين كه ( هيچ كس جز
مسلمانان حق ندارد بر هدف مردم عراق از قيام عليه انگليس ، رهايى
از سلطه ، تحت الحمايگى و قيمومت آن كشور بود. به همين جهت
عليرغم ستمها و ظلمهاى امپراتورى عثمانى نسبت به عراقيها، هنگامى
كه بصره به اشغال انگليسى ها در آمد، عراقيها در كنار عثمانيها
عليه قواى انگليسى وارد جنگ شدند. همچنين با اعلام تحت الحمايگى
عراق از سوى انگليس و بخصوص بعد از تصميم كنفرانس سان ريمو مبنى
بر لزوم قيمومت انگليس بر عراق ، شورشهاى گسترده اى عليه انگليسى
ها در عراق صورت گرفت .(71)
رهبرى سلسله قيامهاى دهه دوم قرن جارى ميلادى و قيام 1920م .
عراق با روحانيت و بويژه با آيت الله محمد تقى شيرازى مرجع بزرگ
شيعيان بود؛ زيرا بر اساس فتاوى ايشان مردم در جهاد عمومى عليه
انگليس در زمان اشغال بصره شركت كردند، و درپايان جنگ جهانى اوّل
از شكت در رفراندوم انگليسى در تاءييد و تثبيت تحت الحمايگى عراق
خوددارى ورزيدند، و همچنين به دستور معظم له (كميته حيدرى ) مركب
از روحانيون براى هدايت انقلاب مسلحانه ضد انگليسى تشكيل شد. با
فوت وى قيام از سوى مرجع بعدى يعنى (آيت الله فتح الله اصفهانى )
معروف به (شيخ الشريعه ) تداوم يافت .(72)
قيامهاى مردم عراق كه در فاصله سالهاى 1910 تا 1920م ./ 1289 تا
1299 ه . ش . روى داد، به پيروزى قاطع و آشكار دست نيافت ؛ زيرا
جهاد عمومى مردم در سالهاى پس از اشغال بصره ، به علت ساز و برگ
نظامى برتر انگليسى ها، تاءثير وعده استقلالى كه انگليسى ها به
شيوخ و مردم عراق داده بودند، و نيز ناتوانى قواى عثمانى ها كه
ناشى از ضعف نظامى ، رشد فساد فقدان پايگاه اجتماعى آنان بود،
منجر به پيروزيهاى پى در پى انگليسيها شد كه با اشغال بغداد در
سال 1296 ه . ش . به اوج خود رسيد در مرحله بعد انگليس با بهره
گيرى از فروپاشى عثمانى و برخوردارى از حمايت دولتهاى استعمارى
بزرگ ، قيام مردم عليه تحت الحمايگى عراق را در هم كوبيد. قيام
1920م . را نيز با انتصاب يك فرماندار خشن براى عراق و تقويت
نيروى نظامى بويژه نيروى هوايى بشدت سركوب كرد.(73)
نهضت اسلامى شيعيان در سه دهه بعد
با سركوب قيام 1920م . مخالفت شيعيان عراق با سياستهاى انگليس
ادامه يافت . اين مخالفتها علاوه بر دلايل گذشته ، زمينه هاى
جديدترى نيز داشت ؛ مانند : تعيين شوراى وزيران با اكثريت سنّى
توسط فرماندار انگليسى عراق ، به پادشاهى رساندن فيصل در عراق طى
يك رفراندوم فرمايشى در سال 1921 م / . 1300 ه . ش .، اعمال
نفوذ در انتخابات مجلس ملّى ، دينى كردن مدارس بر پايه
ناسيوناليسم عرب ، برقرارى اتحاد 25 ساله عراق با انگليس به
عنوان شرطى براى استقلال كشور، اجراى قانون سربازگيرى اجبارى از
شيعيان ، افزايش مالياتها و...(74)
مردم قيام كننده همانند گذشته در پى دستيابى به استقلال كشور از
سلطه انگليسى ها بودند، اين مخالفتها نيز از سوى روحانيت شيعه
هدايت و رهبرى مى شد، بگونه اى كه مردم بر اساس نظر علماى شيعه
از شركت در انتخابات مجلس ملّى كه قرار بود بر قيمومت انگليس بر
عراق صحه گذارد، خوددارى كردند. امّا روحانيت همانندِ دوران
قيامهاى ضد انگليسى گذشته در صحنه حضور نداشت . علت اين امر به
سركوب قيام 1920 م . / 1299 ه . ش . ، روى كار آمدن يك دولت
ملّى ، تحكيم سلطه انگليس در عراق و نيز فقدان رهبر و يا رهبرانى
مقتدر چون آيت الله محمد تقى شيرازى و شيخ الشريعه بود.(75)
تداوم نهضت اسلامى عراق در دهه 30 و 40 هجرى
شمسى
در نيمه اوّل دهه 30 ه . ش . / نيمه دوم دهه 50 م . ناسيوناليسم
عربِ متاءثر از انديشه هاى ناسيوناليستى (جمال عبدالناصر) (حزب
الدعوه ) (تاءسيس 1336 ه . ش .) جماعت العلماء (تاءسيس 1337ه .
ش .) و حزب اسلامى (تاءسيس 1339ه . ش .) سه تا از اين گروه ها
هستند كه اوّلى بر پايه لزوم تلاش براى بازگشت به اسلام نخستين و
مابقى به منظور جلوگيرى از گسترش كمونيسم شكل گرفتند.(76)
هدف رهبران حزب الدعوه ، جماعت العلما و حزب اسلامى تغيير وضع
سياسى عراق و تبديل آن به يك وضع مطلوب اسلامى از طريق مبارزه با
ناسيوناليسم و كمونيسم و تشكيل حكومت اسلامى بود. اين هدفها
ماحصل سالها مبارزه سياسى به شمار مى رفت . زيرا حزب الدعوه پس
از بيست سال تلاش ناموفق در متقاعد كردن دولت به لزوم انجام و
اجراى اصلاحات ، اندكى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران متقاعد
شد كه در وضع فعلى عراق ، اسلام به انقلاب و حكومت و نه به
اصلاحات نياز دارد. جماعت العلما نيز كه بعدها در شكل حزب اسلامى
به فعاليت خود ادامه داد، تنها راه مبارزه با شرك و ماده گرايى
را تاءسيس دولت اسلامى مى دانست .(77)
حزب الدعوه از سوى ( آيت الله سيد محمد باقر صد(ره ) تاءسيس شد.
و خود وى تا زمان شهادتش در سال 1360ه . ش . رهبرى حزب الدعوه
را بر عهده داشت . حزبى كه محبوبيت خود را در جامعه سنى عراق
مديون انديشه هاى آيت الله صدر چون لزوم اتحاد مسلمانان و جوانان
تحصيل كرده سنى با شيعيان در نيل به پيروزى بود. جماعت العلماء
توسط آيت الله حكيم (مرجع شيعيان جهان ) شكل گرفت . وى هر گونه
رابطه مسلمانان با حزب كمونيست عراق را منع كرد و در سال 1339ه
. ش . با تاءسيس حزب اسلامى كار مبارزه با كمونيسم را به شكل
سازمان يافته ترى ادامه داد. آيت الله حكيم تا زمان فوتش در سال
1349 ه . ش . رهبرى حزب اسلامى را در دست داشت .(78)
اقدامات حزب الدعوه و جماعت العلما و حزب اسلامى در برپايى يك
حكومت اسلامى در عراق قرين موفقيت نبود، علت اين ناكامى به فوت
آيت الله حكيم و نيز سياستهاى حزب بعث در احياى فرهنگ باستانى
عراق ، اخراج شيعيان ، توقيف اموال ، دستگيرى و اعدام برخى از
انقلابيون و مهمتر از همه به شهادت رساندن آيت الله صدر و خواهرش
بنت الهدى در سال 1360 ه . ش . نيز به فقدان رهبرى واحد، قاطع و
آگاه برمى گردد.(79)
قيام شيعيانِ جنوب عراق
امكان ادامه فعاليت گروه ها و جنبشهاى اسلامى مخالف را در داخل
خاك عراق كاهش داد. از اين رو ( مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق )
با الهام از انديشه هاى سيد محمد باقر صدر در خارج از عراق تشكيل
شد، چنين اقدامى ادامه حيات و فعاليت اندك نهضت اسلامى را در
داخل عراق نيز فراهم آورد. امّا اندكى بعد از پايان جنگ تحميلى ،
نارضايتى جديد ضد دولتى در واكنش به سلطه مستبدانه بعثيها در
شيعيان جنوب آن كشور بروزكرد. بنابراين از سال 1368 ه . ش . به
بعد ناراضيان شيعى مردابهاى جنوب عراق بارها توسط نيروى هوايى
عراق بمباران شدند. اين اقدامات كمكى به توقف نارضايتى نكرد بلكه
نارضايتى گسترده ترى با آغاز حمله عراق به كويت و بويژه پس از
شكست عراق از ائتلاف غرب ، در مناطق شمال (كردها) و جنوب عراق
(شيعيان ) به وجود آمد.(80)
هدف مبارزان شمال و جنوب عراق سرنگون ساختن رژيم بعث بود. صدام
با وعده اعطاى خودمختارى به كردهاى شمال جمعيت عراق شيعه مذهبند
و حاكمان سياسى عراق كافر و وابسته به قدرتهاى استعمارى اند،
همچنان برخواسته قديمى خود مبنى بر لزوم برپايى يك دولت مستقل و
در عين حال اسلامى باقى ماندند.(81)
قيام شيعيان عراق از مساجد، حسينيه ها، شهرهاى مذهبى و با شعار (
الله اكبر) و با رهبرى روحانيت آغاز و تداوم يافت . از اين رو در
زمان كوتاهى قيام به شهرهاى زيادى گسترش پيدا كرد، بگونه اى كه
بصره به تصرف و كنترل انقلابيون شيعى در آمد. پس از آن مبارزان
شيعى براى سرنگونى صدام تا سى كيلومترى بغداد پيشروى كردند،(82)
امّا قيام با شكست مواجه شد. مهمترين دلايل اين شكست عبارت بودند
از :
1 ادامه ناآرامى هاى جنوب عراق ممكن بود به سقوط حكومت صدام و
استقرار يك حكومت شيعى در جنوب ، مركز و شرق عراق منجر شود. چنين
اتفاقى براى منافع حياتى آمريكا و متحدان آن در منطقه ناخوشايند
بود. به همين دليل آمريكا و متحدينش حضور يك حكومت بعثى ضعيف را
مناسب تر از شكل گيرى يك حكومت شيعى تشخيص داده و به بهانه عدم
مداخله در امور داخلى عراق ، دست صدام حسين را در سركوب شيعيان
جنوب آن كشور بازگذاشتند.(83)
2 همچنين فقدان رهبرى متمركز و واحد، ضعف رهبران قيام در
سازماندهى مردم ، عدم هماهنگى و اتفاق نظر بين گروه هاى مبارز
شيعى ، فعاليت سرويسهاى جاسوسى عراق در بر هم زدن اتحاد موجود
بين مجاهدين عراقى از طريق شايعه پراكنى ، ترور، كنترل و قطع
ارتباط و...
پایان |