|
نهضتهاى فلسطين
حدود پنج هزار سالِ قبل ، قبايلى از كنعانيانِ جزيرة العرب در
گوشه اى از سرزمين فلسطين امروزى شهرى را براى سكونت خود بنا
نهادند كه چون همواره صلح و آرامش در آن جريان داشت ، نام ( شهر
صلح ) يا اورسالم (را بر آن گذاشتند. امّا اندكى بعد اورسالم به
صحنه جنگ مبدل شد و اين وضع تا زمانى كه مسلمانان ، بيت المقدس
(اورسالم ) را در سال 15 ه . ش . / 636 م . به تصرف درآوردند،
ادامه يافت . پس از چهار و نيم قرن تسلط مسلمين بر بيت المقدس ،
بار ديگر اين شهر صحنه جنگ شد. اين بار پاپ (اوربانوس اوربن )
دوم با كمك (پترسِ) راهب و حمايت پادشاهان انگليس و فرانسه ،
مسيحيان را با وعده آمرزش مسيحيان اروپا در سال 478ه . ش . با
استفاده از اختلافات داخلى زمامداران سرزمينهاى اسلامى به بيت
المقدس حمله باز پس گرفت . امّا در سال 607 ه . ش . (كامل )،
پادشاه مصر كه در برابر لشكركشى امپراتور آلمان توان مقابله را
در خود نمى ديد، بيت المقدس را به لشكريان (فردريك دوم ) واگذار
كرد. بار ديگر در سال 670ه . ش . نيروهاى صليبى شكست خوردند، و
شهر به دست مسلمانان افتاد و از آن پس تا جنگ جهانى اوّل على رغم
لشكركشى هاى متعدد مسيحيان ، بيت المقدس در دست مسلمين باقى
ماند.(85)
با شكست امپراتورى عثمانى در جنگ جهانى اوّل ، سربازان انگليسى
با هدف آزاد سازى فلسطين و سپس واگذارى آن به رساند. متعاقب آن
جامعه ملل قيموميت انگلستان را بر فلسطين به رسميت شناخت . پس از
آن انگلستان به تلاش خود براى تشكيل يك دولت يهودى در فلسطين شدت
بخشيد، تلاشى كه منجر به تصويب قطعنامه تقسيم فلسطين از سوى
سازمان ملل متحد در سال 1326ه . ش ./ 1947م . و تاءسيس اسرائيل
در سال 1327 گرديد.(86)
بنابر اين فلسطين در طول تاريخ صحنه كشمكش و جنگ بوده است ، علت
اين كشمكشهاى طولانى به اهميت فلسطين از نظر مذهبى (مانند زادگاه
دو دين يهوديت ، مسيحيت و وجود قبله اول مسلمين در آن ) و سياسى
و نظامى كه آن را به صورت حلقه اتصال ممالك عربى آسيا با بلاد
عربى آفريقا و به شكل پل اتصالى جزيرة العرب با درياى مديترانه
درآورده است ، برمى گردد.(87)
اينك پس از شرح كوتاهى از تاريخچه فلسطين ، به توصيف و تشريحِ
مبارزات فلسطين مى پردازيم :
علل شكل گيرى مبارزات مردم فلسطين تا پايان
جنگ جهانى دوم
فلسطينى هايى كه از فساد و (عرب آزارى ) عثمانيها ناراضى بودند،
اوّلين حركتهاى جدايى طلبانه را از سال 1908م . / 1277ه . ش .
به بعد پايه گذارى كردند. با افزايش مهاجرت يهوديان به فلسطين ،
موج تازه اى از مخالفت عليه عثمانى ها و يهودى ها شكل گرفت .
امّا پس از اشغال فلسطين از سوى انگليسى ها انگيزه جديدترى موجب
تداوم و تشديد مخالفت هاى فلسطينى شد و آن به خوددارى انگليس در
اعطاى استقلال به فلسطين و برقرارى سيستم قيمومت بر آن سرزمين
برمى گشت با تشريح هر يك از اين عوامل ، عميقتر مى توان به
انگيزه هاى ضد استعمارى مبارزات فلسطينى پى برد.
مردم فلسطين از برقرارى نظام فئودالى ، رسمى نبودن زبان عربى در
دستگاه هاى ادارى مناطق عرب نشين و مدارس ، عدم شركت فلسطينى ها
در اداره امور، وضع مالياتهاى سنگين ، به مزايده گذاشتن روستاها
كه براى وصول مالياتها از سوى عثمانيها صورت مى گرفت ، ناخرسند
بودند. بعلاوه در پرتو اصلاحات محمد على پاشا، والى مصر(88)
(مانند رواج صنعت چاپ ) و آرا و انديشه هاى سيد جمال ، عبده و
كواكبى دامنه نارضايتى آنان گسترش يافت .اين مسائل موجب پيدايى
اوّلين حركتهاى استقلال طلبانه در اين بخش از جهان عرب گرديد.
خواسته هاى نخستين جنبش سورى فلسطينى كه بر استقلال فلسطين و
سوريه و نيز شناسايى زبان عرب به عنوان زبان رسمى تاءكيد داشت ،
مبيّن جنبه ضد سلطه خارجى (ضد عثمانى ) جنبش مذكور است .(89)
علّت ديگر شكل گيرى مبارزات مردم فلسطين ، به گسترش مهاجرت
يهوديان به فلسطين ، خريد زمين ها از مالكان بومى و تاءسيس
شهركهاى يهودى نشين برمى گردد. اوّلين اعتراض فلسطينى ها دراين
باره ، در سال 1270ه . ش . / 1891 م . در شهر بيت المقدس صورت
گرفت . اما با ارائه نظريه تشكيل دولت يهود در سال 1275ه . ش ./
1896 م . از سوى يك روزنامه نگار يهودى اتريشى به نام (تئودور
هرتسل ) و تصويب تشكيل آن در فلسطين توسط نخستين كنگره
صهيونيستها در سال 1276ه . اغلب به شيوه هاى مسالمت آميز انجام
مى گرفت ، منجر به توقف و يا كاهش محسوس مهاجرت يهوديان نگرديد.(90)
با اين وصف ، فلسطينى ها تشكيل حكومت و خلافت عربى و يا تاءسيس
(91) يك دولت فلسطينى را وسيله اى براى جلوگيرى
از مهاجرت يهوديان و بازپس گيرى زمينهاى خود از يهوديان ارزيابى
مى كردند. بر اين پايه ، به نفع انگليسيها وارد جنگ جهانى باقى
مانده بود كه ( لُرد بالفور) وزير امور خارجه وقت انگليس در نامه
اى خطاب به (لُرد روچليد) سرمايه دار بزرگ يهودى ، علاقه انگليس
به تشكيل يك دولت يهودى در سرزمين فلسطين را اعلام كرد. فلسطينى
ها در پى آن و پيرو تصميم شوراى عالى متفقين در كنفرانس ( سان
ريمو) مبنى بر استقرار سلطه انگليس بر فلسطين ، از دستيابى به
استقلال خود بوسيله انگليس نااميد شدند. اين امر باعث شكل گيرى
مبارزه ضد انگليسى گرديد.(92)
فعاليت ضد خارجى جديد فلسطينى ها، نخست به صورت تشكيل كنفرانس
فلسطينى در سال 1298 ه . ش ./ 1919 م . و دوباره در سال 1299 ه
. ش . /1920 م . و نيز اعزام هياءتهاى ديپلماتيك به پايتختهاى
اروپايى شكل گرفت . امّا عدّه اى كه اين فعاليتها را بى نتيجه و
يا كم نتيجه مى دانستند به سازماندهى گسترده تر مردمى همت
گماشتند. بر اين پايه ، اوّلين قيام عليه سلطه انگليس و گسترش
صهيونيسم در 1299 ه .ش ./ 1920 م . روى داد. اين قيامها بار
ديگر در همان سال و نيز در سالهاى 1300، 1303، 1304، 1307، 1308،
1310، 1312، 1314، 1315 و 1318 ه . ش . تكرار شد.(93)
فلسطينى ها طى سالهاى بين دو جنگ جهانى ، علاوه بر شورش و اعتصاب
، شكل ديگرى از مبارزه را به كار گرفتند. اين شيوه نوين ، مبارزه
مسلحانه بود. اگر چه مبارزه مسلحانه از سوى تعداد كمى از فلسطينى
ها به كار گرفته شد. امّا تاءثير بيشترى را بر جاى گذاشت . اين
مبارزات كه ريشه در انديشه هاى (جنبش اخوان المسلمين ) مصر داشت
و از سوى افرادى چون (حاج امين الحسين ) و (شيخ عزالدين قسّام )
و (حسن سلامه ) رهبرى مى شد، به علت عدم حمايت رژيمهاى عربى و
اختلافات داخلى بر سر شيوه مبارزه ، توفيقى در آزاد سازى فلسطين
به دست نياورد. امّا به عنوان مؤ ثرترين شيوه مبارزه مورد توجه
قرار گرفت .(94)
تشكيل اسرائيل غاصب و مبارزات فلسطين
تصويب طرح تقسيم فلسطين از سوى سازمان ملل متحد در سال 1326 ه .
ش . / 1947 م . مبارزات مسلحانه فلسطينى ها را تشديد كرد. بر اين
اساس ، اعراب فلسطينى به رهبرى (عبدالقادر الحسينى ) و (فوزى
قاوقچى ) با يهوديان وارد جنگ شدند. متعاقب آن و با خروج سربازان
انگليسى از فلسطين و اعلام موجوديت اسرائيل غاصب در 1327ه . ش
./ 1948 م . ارتشهاى عربى در جنگ عليه دولت يهودى به كمك مبارزان
فلسطينى آمدند. امّا ارتشهاى عربى كارى از پيش نبردند، زيرا
هنگامى كه قرارداد متاركه جنگ به امضاء طرفهاى درگير رسيد، 78
درصد خاك فلسطين در اشغال اسرائيل غاصب بود و 750000 آواره
فلسطينى به جاى مانده بود.(95)
تا دو دهه بعد از نخستين شكست ارتشهاى عربى و ناكامى اوليه
مقاومت فلسطينى ، فعاليت ضد اسرائيلى قابل توجهى صورت نگرفت . در
عوض در سال 1343 ه . ش . / 1964 م . بر مبناى تصميم كنفرانس
سران عرب ، سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف ) بوسيله (احمد الشقيرى
) حقوقدان فلسطينى تشكيل شد. در پى سوّمين شكست فاحش اعراب از
اسرائيل (جنگ 1346 ه . ش . / 1967 م .) كه منجر به كاهش اميد
مبارزان فلسطينى به توانايى دولتهاى عربى به آزادسازى فلسطين
گرديد، كه منجر به شكست حمله نظامى اسرائيل به قريه كرامه شد به
منصه ظهور رسيد. بعد از نبرد موفقيت آميز كرامه ، ساف با پيوستن
هشت گروه چريكى فلسطينى به آن ، حيات دوباره اى يافت . اما ديرى
نپائيد كه بوسيله دولت اردن كه تجمع چريكها را در خاك خود، خطرى
براى امنيتش مى ديد، به شدت سركوب گرديد.(96)
اسرائيل كه به بهانه پاسخ به عملياتِ پارتيزانى فلسطينى ها از
(بلنديهاى جولان ) صورت مى گرفت ، به ستوه آمدو محدوديتهايى را
براى فعاليتهاى چريكى فلسطينى به وجود آورد. چند سال بعد لبنان
هم محل امنى براى فعاليتهاى ضداسرائيلى فلسطينى ها نبود. زيرا،
(فالانژها) و راست گرايان مورد حمايت اسرائيل كه حضور فلسطينى ها
را در لبنان خطرناك تشخيص داده بودند، با كشتن سى تن سرنشين
فلسطينى يك اتوبوس ، جنگ داخلى لبنان را به راه انداختند. علاوه
بر آن ، سربازان اسرائيلى از سال 1357 ه . ش ./ 1978 م . محل
استقرار چريكها در جنوب لبنان را در معرض حمله قرار دادند.(97)
مبارزات ضداسرائيلى فلسطينى ها در فاصله سالهاى 1327 تا 1357 ه
. ش ./ 1948 تا 1979 م . منجر به آزادى فلسطين نشد. اين مساءله
ناشى از سازشكارى دولتهاى عرب ، عدم وفادارى آنان به آرمان
فلسطين ، فشارهاى مذكور برمبارزان فلسطينى و تكيه مبارزان به
دولتهاى خارجى بود. به همين سبب ، مبارزات فلسطينى طى سالهاى
مورد اشاره بيش از آن كه مسلحانه باشد، يك مبارزه سياسى بود.
مصداق اين مبارزه سياسى تلاش بى نتيجه ساف براى پذيرفته شدن در
سازمان ملل متحد كه در سال 1353 ه . ش . / 1974 م . است و
انعقاد (پيمان كمپ ديويد) (پيمان صلح مصر و اسرائيل ) در سال
1357 ه . ش . / 1978 م . نيز مصداقى از سازشكارى دولتهاى عربى
در مورد فلسطين است .(98)
انقلاب اسلامى ايران و مسئله فلسطين
چهارشكست اعراب از اسرائيل در جنگهاى چهارگانه و به رسميت شناختن
اسرائيل از سوى مصر بر اساس پيمان كمپ ديويد منجر به ياءس شگرف
فلسطينى ها در تحقق آرمان فلسطين از طريق سازمان ملل متحد و سران
عرب يعنى به شيوه سياسى گرديد. امّا انقلاب اسلامى با تبديل
مساءله فلسطين به يك مساءله اسلامى و نه فقط عربى ، طرح اسلام به
عنوان مهمترين وسيله نجات فلسطين و اعلام نامشروع بودن موجوديت
اسرائيل ، روح دوباره اى به مبارزات ضداسرائيلى بخشيد.(99)
همچنين با پيروزى انقلاب اسلامى بر ميزان اقدامات مسلحانه
ضداسرائيلى از ناحيه مبارزان فلسطينى مستقر در لبنان افزوده شد.
اسرائيل در پاسخ به آن ، تهاجم گسترده هوايى ، زمينى و دريايى را
عليه لبنان در سال 1361 ه . ش . / 1982 م . آغاز كرد و طى آن با
بهره گيرى از حمايت نيروهاى غربى مستقر در لبنان و بى توجهى
كشورهاى عربى در دفاع از لبنانى ها و فلسطينى ها به اهدافى چون
اخراج بخش اعظم مبارزان فلسطينى از لبنان و اشغال بخش جنوبى آن
براى ايجاد يك منطقه امنيتى دست يافت . پس از اخراج مبارزان ساف
از اردن در 1349 ه . ش . (سپتامبر 1970 ميلادى )، اين بار دومى
بود كه اين سازمان از باقى ماندن در يك كشور همجوار با فلسطين
اشغالى محروم شد. اين امر منجر به كاهش بنيه نظامى سياسى ساف در
مبارزه با اسرائيل گرديد. علاوه بر آن با بروز اختلافات مسلحانه
داخلى بين مخالفان و طرفداران عرفات دز (سازمان فتح )،
ناتوانيهاى ساف تشديد و گرايش به راه حلهاى سازشكارانه بيشتر شد.(100)
دو سال بعد از پايان يافتن درگيرى داخلى ساف ، اختلاف ديگرى بين
جنبش لبنانى امل با چريكهاى فلسطينى باقى مانده در رويدادهاى
ديگرى كه از دهه 60 ه . ش ./ 80 م . به بعد در لبنان اتفاق
افتاد، منجر به كشتار جمعى از فلسطينى ها و لبنانى ها
شد،امادستاورد مهّم آن ، پالايش گروههاى سازشكار از جبهه مبارزه
ضد اسرائيلى بوده است .(101)
تحقق انقلاب اسلامى ايران ، روند گرايشات اسلامى در فلسطين را
تشديد كرد. علاوه بر آن ، سرخوردگى مردم فلسطين از مبارزه
گروههاى ملّى و ماركسيستى و نااميدى از اقدام دولتهاى عربى براى
نجات فلسطين موجب شد كه براى نخستين بار، دو مفهوم اساسى اسلام و
مردم به عنوان كارآترين وسيله نجات فلسطين وارد جبهه مبارزه ضد
اسرائيلى گردد. بدين سان شكل نوينى از مبارزه در فلسطين از اواسط
سال 1366 ه . ش . / 1987 م . پديد آمد كه به (انتفاضه ) يا
(انقلاب سنگ ) معروف شده است .(102)
انتفاضه در لغت به معناى تكان ، جنبش و قيام است و فلسطينى ها آن
را قيام عليه رخوت و ركود قبل از انقلاب مى نامند.(103)
اگر چه براى اوّلين بار انتفاضه با همين معنا، از سوى گروهى كه
از سازمان فتح منشعب شدند، به عنوان نامى براى سازمان جديد
برگزيده شد، امّا اين واژه هم اكنون نامى است كه به حركت خود جوش
، فراگير و پايدار مردم فلسطين عليه اشغالگران قدس اطلاق مى شود.
انتفاضه يك حركت ضداسرائيلى و در عين حال كاملا (اسلامى و مردمى
است و به هيچ كشور و يا گروه داخلى وابسته نيست .) (جنبش جهاد
اسلامى ) و (حماس )(104)
كه در هدايت و سازماندهى انتفاضه داراى نقش هستند، عموما خود
متاءثّر و دنباله رو انتفاضه اند. بر اين اساس ، انتفاضه از
رهبرى سياسى متمركز بى بهره است . هدف انتفاضه آزاد سازى فلسطين
و تشكيل حكومت اسلامى در آن ، از طريق بازگشت به اسلام سلف صالح
و تقويت ايمان به خدا و به كار گيرى سلاح مُشت و سنگ است . اين
ويژگى و خصوصيت اكثر جنبشهاى سياسى اسلامى معاصر است كه از سوى
مساجد هدايت و رهبرى مى شوند.(105)
انتفاضه آثار مثبتى را به همراه آورده است كه از آن جمله مى توان
به نجات قضيه فلسطين از بوته فراموشى از طريق دست زدن به جهاد و
جلب افكار عمومى ، تهديد امنيت داخلى و موجوديت اسرائيل بوسيله
تجديد موضع تهاجمى عليه اسرائيل غاصب اشاره كرد و نيز به ، تحت
الشعاع قرار دادن روش مبارزه دولتها و سازمانهاى دروغين مدافع
آرمان فلسطين و مانند آن انجاميده است . به همين جهت ، با آغاز
انتفاضه تلاشهاى داخلى و خارجى متعددى براى خاموش يا منحرف كردن
آن انجام گرفته است كه ( توافقنامه غزه اريحا) از مهمترين آن به
شمار مى رود.(106)
توافقنامه غزه اريحا در اواسط سال 1372 ه . ش . / 1993 م . بين
ياسر عرفات و (اسحاق شامير) نخست وزير رژيم صهيونيستى در واشنگتن
با حضور (بيل كلينتون ) رئيس جمهور آمريكا به امضا رسيد. بر اساس
اين توافقنامه ، ياسر عرفات موجوديت رژيم اشغالگر را به رسميت
شناخت و هر گونه اقدام مسلحانه عليه آن را متوقف ساخت . در عوض
صهيونيستها خودگردانى غزه را توسط ياسرعرفات پذيرفتند. پس از
امضاى قرارداد، عرفات از كليه فلسطينى ها خواست كه از مبارزه
عليه اسرائيلى ها دست بردارند، و راه را براى تشكيل يك دولت
فلسطينى در غزه هموار نمايند. امّا مردم با دست زدن به اعتصاب و
تظاهرات و گروههاى فلسطينى چون حماس و سازمان جهاد اسلامى با
تاءكيد بر ادامه مبارزه مسلحانه ، مخالفت خود را با توافقنامه
غزه اريحا اعلام كردند. روندى كه كماكان ادامه دارد .
پایان
|