ارسال مطلب

مشاوره کارشناسی ارشد

بخش معرفی کتاب

یادداشت های هفتگی

جستجو در سایت

 

 

جنبش های اسلامی معاصر

 ایران  
  شيعيان عراق  
 فلسطين  
 لبنان  
  افغانستان  
 اخوان المسلمين  
 شمال آفريقا  
  عربستان  
 ترکیه  
  هند  و جنوب شرق آسیا

 
  بحرین  
 منابع مطالب  
 
 
 

 

تعداد بازدید

 
 


شبه قاره هند

به طور عمده حركتهاى اسلامى شبه قاره هند در واكنش به يك يا چند عامل از چهارعامل زير به وجود آمده اند:
1 آغاز و تداوم استعمار انگليس
2 معرفى ، اجرا و عملى كردن اسلام غيرواقعى به جاى اسلام واقعى
3 زوال خلافت اسلامى (231)
4 بدرفتارى غير مسلمانان با مسلمانان

(سيد جمال الدين اسد آبادى ) و (سيد احمد خان ) از بزرگترين رهبران فكرى و سياسى مسلمانان هند به شمار مى روند. سيد احمد خان در آغاز به توانايى مسلمانان براى جبران عقب ماندگى ونجات كشور از سلطه انگليس ايمان داشت ، امّا بعدها منكر اين توانايى شد وتنها راه نجات مسلمانان را پذيرش مطلق فرهنگ غربى معرفى كرد.(232) در عوض سيد جمال الدين راه رستگارى و رهايى مسلمانان از عقب ماندگى و حاكميت اجانب را در بازگشت به سلف صالح و بيرون راندن استعمارگران از كشور اسلامى ، از طريق وحدت و ايمان اسلامى مى دانست .(233)
مهمترين ثمره جنبش ضداستعمارى شبه قاره هند، كسب استقلال آن از سلطه 129 ساله (234) انگليسيها بود. بخش ‍ مهمى از استقلال شبه قاره هند مديون فداكاريهاى مسلمين است ، زيرا مسلمانان سلطه انگليس بر شبه قاره هند را هيچ گاه به رسميت نشناختند و هرگز خود را با ارزشهاى فرهنگ غربى هماهنگ نساختند. بلكه با جنگ (مانند جنگ 1210 ه‍ . ش ./ 1831 م .) و شورش (در سال 1236 ه‍ . ش ./ 1857 م .) و با حفظ ارزشهاى اسلامى از طريق عدم همكارى با اجانب ، در جهت كسب استقلال شبه قاره هند، به هندوها تحت رهبرى گاندى و نهرو، مدد رساندند.(235)

پاكستان
همزمان با تلاش مسلمانها به منظور استقلال هند ، جنبش اسلامى ديگرى براى تاءسيس يك كشور مستقل براى مسلمانان شبه قاره هند در جريان بود ، انگيزه اين جنبش ، زنده كردن حقوق غصب شده مسلمانها توسط انگليسيها ، پاسدارى از ارزشها ، مقررات و قوانين اسلامى در مقابل فرهنگ مسلط غربى و هندويى و نيز تجديد حيات امپراتورى هشتصد ساله اسلامى مغولهاى هند (امپراتورى گوركانى ) و پايان دادن به درگيريهاى قومى بين مسلمانان و هندوها بود.(236)
اين نهضت جدايى طلبانه به رهبرى (حزب مسلم ليگ ) و مردانى چون (محمد على جناح ) و (محمد اقبال ) اداره شد. حزب مذكوركه در سال 1285 ه‍ . ش ./ 1906 م . در (داكا) پايتخت (استان بنگال شرقى ) تاءسيس گرديد، احساسات تجزيه طلبى مسلمانان را به صورت يك جنبش هماهنگ هدايت كرد و نيز با ادعاى حزب كنگره مبنى بر اينكه تنها نماينده همه مردم شبه نتيجه جنبش اسلامى جدايى طلب مسلمانان شبه قاره هند، تاءسيس كشور پاكستان در دو قسمت شرقى و غربى بود كه پهنه كشمير
بعد از جدايى پاكستان از هند، بر اساس توافق حاصله بين پاكستان ، هند و انگليس ، الحاق ايالتهاى شبه قاره هند به هند يا به پاكستان به خواست مردم ايالتها واگذار شد. امّا حاكم هندويى ايالت جامو و كشمير بر خلاف خواست مردم آن ايالت ، از الحاق كشمير به پاكستان خوددارى ورزيد. حتى على رغم توصيه شوراى امنيت سازمان ملل متحد مبنى بر مراجعه به آراى عمومى و پس از آن پيشنهاد شوراى امنيت مبنى مذاكره مستقيم بين هند و پاكستان ، تاكنون توجهى به خواست مردم ايالت جامو و كشمير بعمل نيامده است . بنابراين ادعاى ارضى دو كشور هند و پاكستان بر ايالت جامو و كشمير و خواست مردم مبنى بر الحاق به پاكستان و يا استقلال ، زمينه هاى تشنج بين دو كشور مذكور و انگيزه پيدايش نهضت اسلامى در آن منطقه را پديد آورده است .(237)
نهضت اسلامى جامو و كشمير از انگيزه ، هدف و از رهبر واحد بى بهره است . (شيخ عبدالله ) مؤ سس حزب كنفرانس ملّى از پيشگامان استقلال خواهى ايالت جامو و كشمير بود، امّا وى در پى پيمانى كه در سال 1354 ه‍ . ش ./ 1975 م . با گاندى منعقد كرد، از يك سو الحاق ايالت جامو و كشمير به هند را پذيرفت ، و از سوى ديگر اسلام را در اداره جامعه ناتوان قلمداد كرد. در نتيجه محبوبيت خود را به عنوان رهبر مسلمانان جامو و كشمير از دست داد، و به جرگه ملى گرايان پيوست . امّا شعبه كشميرى (سازمان جماعت اسلامى )(238) در بعد ايدئولوژيكى معتقد به توانايى اسلام در اداره جامعه و در بعد سياسى خواهان الحاق جامو و كشمير به پاكستان است . دسته ديگر از گروهاى اسلامى (مانند گروه اسلامى جمعيت طُلبا)، هدف خود را استقلال يا خود مختارى جامو و كشمير از هند و پاكستان قرار داده اند.(239)
هيچ يك از گروههاى سياسى جامو و كشمير، توانايى جلب و جذب آراء اكثريت مردم مسلمان منطقه را نداشته اند. در نتيجه براى نيل به الحاق ، استقلال يا خودمختارى آن ايالت ، به كشورهاى خارجى وابسته شده اند. اين امر به همراه عواملى چون وجود ايدئولوژى وهدفهاى متعدد و مغاير، ادامه سلطه سياسى و نظامى هند بر ايالت جامو و كشمير، دخالت كشورهاى خارجى و مهمتر از همه فقدان رهبرى واحد، باعث شده است كه مسلمانان جامو و كشمير از نيل به هدفهاى خود باز بمانند.
(240)

اندونزى

مبارزه عليه استعمارگران ، پيكار با عقب ماندگى ناشى از سلطه بيگانگان و مقابله با گسترش كمونيسم ، سه عامل در رشد و شكوفايى حركت اسلامى اندونزى به شمار مى رود. علاوه بر آن ستيز با تزِ (جدايى دين از سياست ) كه به عنوان خط مشى رسمى حكومتهاى پس از استقلال اندونزى برگزيده شد، عامل ديگر در بروز و تداوم مبارزات اسلامى محسوب مى شود. اين مبارزات در آغاز با شورش و جنگ همراه بود، ولى پس از سركوب آنها توسط دولت ، به صورت مبارزات سياسى (مبارزات پارلمانى ) ظاهر شد.(241)
قبل از استقلال اندونزى ، هدف مبارزه اسلامى صرفا به كسب استقلال و جبران عقب ماندگى مسلمانان محدود مى شد. اما بعد از آن ، جنبش اسلامى اندونزى در پى تاءسيس يك دولت اسلامى مبتنى بر قوانين و مقررات اسلام برآمد. چون نيل به اين هدف با مخالفت جدى حكومت مواجه شد، برخى از گروههاى اسلامى (مانند نهضت العلما) هدف خود را نيل به اجراى مقررات نهضتهاى اوليه اسلامى اندونزى ، تحت رهبرى و زعامت علما و رجال دين صورت گرفت . به عنوان نمونه در راءس قيام افراد تحصيل كرده به اصطلاح روشنفكر كه تفسير سازشكارانه اى از اسلام دارند بدست گرفتند.(242)
مسلمانان با پيروى از حكم جهاد و با تشكيل گروههاى مسلحانه ، نقش ويژه اى در كسب استقلال اندونزى ايفا كردند. علاوه بر آن رهبران مسلمان در هياءتهاى مذاكره كننده با هلنديهاى استعمارگر كه به منظور به استقلال رساندن اندونزى انجام مى گرفت ، شركت فعال داشتند. با اين وصف پس از استقلال ، حكومت بر اساس اصول غير اسلامى چون جدايى دين از سياست تاءسيس شد. كنار گذاشتن دين از صحنه سياسى كشور، پس از كودتاى (سوهارتو) عليه (سوكارنو) در سال 1344 ه‍ . ش . / 1965 م . با شدت بيشترى دنبال گرديد.(243)

فيليپين

سلطه اسپانيا و بعد از آن آمريكا و سرانجام ژاپن ، موجب شكل گيرى ، مبارزات اسلامى مردم مناطق مسلمان نشين جنوب فيليپين معروف به سرزمين (بانگ مور) يا (بانگسامورو) عليه استعمارگران شد. اين مبارزات هنگامى كه آمريكا در به رسميت شناختن استقلال فيليپين در سال 1325 ه‍ . ش . / 1946 م . بانگ مور را جزيى از خاك فيليپين اعلام كرد، شدت گرفت . اما كشته شدن 68 مسلمان به دست دولت فيليپين در سال 1347 ه‍ . ش . / 1968 م . كه منجر به تشكيل (جبهه ملى آزاديبخش ‍ مورو) گرديد، مبارزه مسلمانان جنوب را براى دستيابى به استقلال ، وارد مرحله سازمان يافته ترى ساخت .(244)
جبهه ملى آزاديبخش مورو به رهبرى (نورمى سوارى ) به عنوان نماينده مسلمانان استقلال طلب جنوب فيليپين ، در آغاز در صدد نيل به استقلال كامل سيزده استان مسلمان نشين جنوب فيليپين بود تا مردم آن مناطق را از ظلم و ستم دولت مركزى و عقب ماندگى همه جانبه نجات بخشد. اما بعدها اين جبهه از استقلال كامل صرف نظر كرد و رضايت خود را با خود مختارى (بدون استقلال ) اعلام كرد. اين مساءله باعث پيدايش گروه جديدى به نام (جبهه آزاديبخش اسلامى ) به رهبرى (ابوضيافت مورو) گرديد كه خواهان استقلال كامل مناطق جنوبى از طريق جهاد فى سبيل الله است .(245)
جبهه ملى آزاديبخش مورو به علت اختلافات سياسى و ايدئولوژيكى داخلى و نيز كاهش كمكهاى دوستانه خارجى تضعيف شد. در بعد سياسى عده زيادى از اعضاى مورو روش مسالمت آميز و برخى ديگر روش مسلحانه را براى نيل به استقلال يا خودمختارى برگزيده اند. در بعد ايدئولوژيكى به استثناى اسلام ، گرايش به ناسيوناليسم و حتى سوسياليزم اسلامى در مورو ظهور كرد. از لحاظ خارجى كمكهاى مالى و تسليحاتى كشورهايى چون مالزى و به ويژه ليبى كاهش يافت . عوامل فوق انشعابهايى در جنبش مورو پديد آورد و سرعت و شتاب آن را براى نيل به هدفهاى مورد نظر كاهش داد.(246)

مالزى

تاريخ سياسى زندگى مسلمانان مالزى ، چه در دوران نفوذ انگليس بر آن منطقه و چه در دوره پس از استقلال ، شاهد حركتها و قيامهاى اسلامى وسيع و فراگير نبوده است . اين امر حداقل ناشى از دو مساءله است .
اول : مالزى هيچ گاه مستعمره انگليس نبود بلكه امور آن بانظارت و نه با احكام آمرانه يك افسر انگليسى اداره مى شد.
دوم : در مالزى پس از استقلال ، اسلام به عنوان دين رسمى پذيرفته شد، بر اساس قانون اساسى ، پادشاه ، نخست وزير و حكام ايالتها الزاما بايد مسلمان و حافظ دين اسلام باشند.
با اين وصف ، اشغال مالزى توسط ژاپن در سال 1321 ه‍ . ش . / 1942 م . طرح انگليس مبنى بر مستعمره كردن مالزى در ضد دولتى كم حجم در مالزى شده است . اين مبارزه مسلحانه و بويژه سياسى كه با هدف اخراج ژاپنيها و انگليسيها در دهه به بيان عميق تر استقلال مالزى زمانى به دست آمد كه (حزب اسلامى آمنو) به اكثريت قريب به اتفاق آراء در انتخابات 1334 ه‍ . ش ‍ ./ 1955 م . دست يافت ، اين حزب درسال 1305 ه‍ . ش . / 1926 م . توسط (داتوعون جعفر) تاءسيس و رهبرى شد ولى از سال 1331 ه‍ . ش . / 1952 م . رهبرى آن را (تنكو عبدالرحمن ) به عهده گرفت . همچنين اين حزب نقش مؤ ثر در لغو طرح انگليسى مبنى بر اداره مالزى توسط يك فرماندار انگليسى و الحاق آن منطقه به امپراتورى بريتانيا در سال 1325 ه‍ . ش . / 1946 م . ايفا كرد.(247)
مساعى مسلحانه و سياسى مسلمانان مالزى علاوه بر استقلال مالزى به مطرح شدن اسلام در آن كشور منجر شد. بر اين اساس اكنون اسلام دين رسمى كشور است ، پادشاه و رؤ ساى قواى سه گانه ، پاسداران اسلام محسوب مى شوند. دستورات مذهبى از سوى مفتى منصوب دولت صادر مى شود. امّا برخى از مسلمانان و گروههاى اسلامى (مانند حزب اتحاد اسلامى ) به اين نتايج قانع نيستند بلكه معتقدند كه در مالزى به ظواهر اسلام عمل مى گردد، در حالى كه بايد اصول و قوانين اسلامى در كليه مراحل حيات سياسى و اجتماعى مالزى به صورت واقعى اجرا گردد. امّا نهضت جوانان مسلمان مالزى خواهان استقرار يك حكومت اسلامى در مالزى است .

پایان

 
 

استفاده از مطالب سایت با ذکز منبع  ( نام سایت ) بلا مانع است .

www.afkarenow.com