|
نهضت هاى اسلامى در ايران معاصر تا شروع نهضت اسلامی به رهبری
امام خمینی (ره ) :
در درس حاضر
مهمترين نهضتها و قيام هاى اسلامى معاصر ايران تا قبل از سال
1340 ه . ش . بررسى مى شود؛ زيرا، اولاً بر اساس نامه امام
خمينى (ره )(37)
در خصوص تدوين تاريخ انقلاب اسلامى ، وقايع سالهاى 1341 ه . ش
.به بعد جزو زمينه هاى آغازين انقلاب اسلامى ايران است . ثانياً
درباره وقايع دهه 40 و 50 خورشيدى در كُدها و دوره هاى ديگر به
تفصيل سخن رفته است .
1
جنبش تنباكو
امتياز توتون و تنباكو يكى از امتيازاتى است كه در جريان سومين و
آخرين سفر ناصرالدين شاه به فرنگ به ماژور جرالد تالبوت ، تبعه
يهودى دولت انگليس ، واگذار شد. اين امتياز كه در سال 1269ه . ش
./ 1890م . در شهر برايتُن انگليس در پانزده فصل و به مدت پنجاه
سال و با پرداخت رشوه كلان به شاه ، صدراعظم و دربار(38)
به امضاء رسيد، شامل خريد، فروش ، براى انتفاع از امتياز تنباكو
تاءسيس كردند (شركت سلطنتى تنباكو يا كمپانى رژى ) ازمعافيت حقوق
، عوارض گمركى و ماليات توتون و تنباكو در طى مدت قرارداد،
برخوردار شدند. در عوض صاحب امتياز پرداخت سالانه پانزده هزار
ليره استرلينگ 14 عايدات خالص را به دولت ايران تعهد كرد.(39)
مردم به رهبرى علما به مخالفت با اين امتياز دست زدند، علت اين
مخالفت به زيانهايى برمى گشت كه امتياز رژى براى ايران به همراه
داشت . اين زيانها عبارت بودند از:
الف زيان اقتصادى : زيرا سود شركت انگليسى از اين قرارداد بسيار
زياد بود و علاوه بر آن ، يك پنجم تجّار ايرانى و بسيارى از مردم
؛ كار خود را از دست مى دادند.
ب خطرات سياسى : دفتر اصلى شركت رژى در تهران ، به صورت قلعه
مستحكمى درآمده و براى خود در سراسر كشور سربازانى فراهم
آورد.همچنين تعداد زيادى زن و مرد انگليسى را به بهانه كمك به
شركت و در واقع براى تبليغ دين مسيح (ع ) به ايران گسيل كرد.(40)
در نتيجه بيم آن مى رفت كه آنها قصد تسلط برايران را داشته
باشند.(41)
رهبرى مخالفان قرارداد رژى ، با روحانيت بود. نخستين مخالفتها در
تهران به رهبرى ميرزا حسن آشتيانى صورت گرفت ، آنگاه دامنه اين
مخالفتها به شهرهاى ديگر گسترش يافت . در شيراز سيدعلى اكبرفال
اسيرى مانع از ورود نمايندگان كمپانى به شهر شد، و در نتيجه
ناصرالدين شاه او را به بصره تبعيد كرد. ميرزا آقا جواد از
شاگردان شيخ مرتضى انصارى رهبرى قيام مردم تبريز را برعهده داشت
و به هدايايى كه شاه براى انصرافش در مخالفت با قرارداد فرستاد،
اعتنايى نكرد. در اصفهان آقانجفى مجتهد، فروش تنباكو را حرام
كرد. در مشهد شيخ محمد تقى بروجردى و حاج حبيب شهيدى تظاهرات
عليه امتياز به رغم مخالفتهاى گسترده مردمى ، شاه حاضر به لغو
امتياز نبود. درنتيجه علما ومردم از ميرزا حسن شيرازى (معروف به
ميرزاى بزرگ ) مرجع شيعيان جهان كه در شهر سامراى عراق ساكن بود،
استمداد طلبيدند. ميرزاى بزرگ در پى نامه ها و تلگرافها و
مراجعات علما و مردم ايران و بويژه نامه تاريخى سيد جمال الدين
اسدآبادى از زيانهاى امتياز آگاه شد و در دو وهله مخالفت خود را
با امتياز رژى از طريق ارسال تلگراف و نامه به شاه اعلام كرد و
پس از آنكه از اين اقدامات نتيجه اى نگرفت ، در آذر 1270 ه . ش
. فتوايى به اين شرح صادر كرد.
(بسم اللّه الرحمن الرحيم . اَلْيَوْمْ استعمال تنباكو و توتون
باَىِّ نَحْوٍ كانَ در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله و
سلامه عليه است .)(42)
فتواى مرجع شيعيان جهان به سرعت در سراسر ايران منتشر شد. در پى
آن استعمال توتون و تنباكو در همه ايران ، حتى در حرامسراى شاه
متوقف گرديد و مخالفت مردمى عليه امتياز تا ارگ شاه با فرياد (ما
شاه نمى خواهيم ) گسترش يافت . اثر آنى اين مخالفتها لغو امتياز
از سوى شاه بود.اما اين پيروزى جبروت پادشاهى را در هم شكست و
افسانه شكست ناپذيرى شاه را در هم ريخت و بر شهامت مردم براى دست
زدن به اقدامات بعدى چون ترور ناصرالدين شاه و انقلاب مشروطه
افزود.(43)
2
انقلاب مشروطيت ايران
نويسندگان ، سخنوران و محققان ، علل مختلفى را در باب زمينه هاى
شكل گيرى انقلاب مشروطه برشمرده اند. اين علل متعدد را مى توان
در دو بعد كلى استبداد داخلى (مانند ظلم و جور صدراعظم عين
الدوله ) و استعمار خارجى (مانند افزايش نفوذ اسدآبادى )،
مطبوعات سياسى ( چون روزنامه حبل المتين در كلكته ) و علماى
مذهبى داخل (مانند آيت الله بهبهانى ) و خارج (مانند آخوند
خراسانى ) نيز در پيدايش مشروطه مؤ ثر بود.(44)
نخستين واقعه اى كه انبار باروت نارضايتى مردم را شعله ور كرد،
انتشار عكسى از مسيو نوز بلژيكى رئيس گمركات بود كه از او در
لباس روحانيت و در حالت مستى و رقص گرفته شده بود.
مردم معترض ، بانك استقراضى روس در ايران را كه حامى مسيو نوز
بود ويران كردند. بعد از آن چند تن كه در اعتراض به چوب زدن دو
تاجر قند تجمع كرده بودند، از سوى حاكم تهران (علاءالدوله )شهيد
شدند. در اعتراض به اين وقايع تعدادى از روحانيون در حرم شاه
عبدالعظيم به تاريخ 19 دى 1284 خورشيدى متحصن شدند. حاصل اين
تحصن يك ماهه ، عزل علاءالدوله و وعده تاءسيس عدالت خانه دولتى
از سوى شاه بود. اما اقدامات بعدى عين الدوله مانند طفره رفتن از
تاءسيس عدالت خانه ، تبعيد برخى از سران نهضت ، دستور كشتنِ
حدود صد نفر از مردم معترض به شهادتِ طلبه سيد عبدالحميد و...
زمينه مهاجرت علما به قم و تحصن عده اى از مردم در سفارت انگليس
را در سال 1285 خورشيدى فراهم آورد.(45)
متعاقب آن شاه ناچار به قبول خواسته هاى مهاجرين و متحصنين
(مانند عزل عين الدوله و تاءسيس مجلس ) شد. شاه دو روز بعد در پى
ادامه بست نشينى و تحصن ، دستور تشكيل مجلس شوراى اسلامى
(46) (فرمان مشروطيت ) را صادر كرد.(47)
رهبرى انقلابى كه به مشروطه انجاميد، با روحانيت داخل و خارج از
كشور بود. در داخل كشور آيت اللّه سيد عبدالله بهبهانى و آيت
الله سيد محمد طباطبايى (معروف به سيدين ) و آيت الله شيخ فضل
الله نورى در صدر نهضت مشروطه قرار داشتند. حاكميت ليبرالها را
قريب الوقوع ديد، در نتيجه پس از آن خواهان مشروطه مشروعه شد، در
حالى كه عده اى از روحانيون بر دفاع از مشروطيت باقى ماندند.
بدين سان در جناح واحد روحانيت در داخل كشور شكاف افتاد.(48)
چنين شكافى در روحانيت خارج از كشور نيز پديد آمد. آيت الله سيد
كاظم يزدى كه داراى مقلدين بسيار در ايران و عراق بود، از جناح
شريعت خواهى شيخ فضل الله نورى حمايت كرد. در عوض آيت الله ملا
محمد كاظم خراسانى (معروف به آخوند خراسانى )، آيت الله حاج ملا
عبدالله مازندرانى ، حاجى ميرزا حسين و حاجى ميرزا خليل طرفدار و
حامى مشروطه بودند.
مساعى شريعت خواهان منجر به گنجانيدن اصل نظارت پنج تن از علماى
طراز اوّل بر مصوبات مجلس در متمم قانون اساسى گرديد. اما
سرانجام با اعدام شيخ فضل الله نورى از صحنه سياسى كشور حذف
شدند.(49)
انقلاب مشروطيت در بهبود وضع عمومى كشور تغيير چندانى پديد
نياورد. زيرا با وجود قانون اساسى ، شاه به ميل خود سلطنت مى كرد
و تعداد زيادى از رجال سابق (همانند اتابك ) بر مصدر كار باقى
ماندند. از حضور روحانيت در صحنه سياسى كشور ممانعت به عمل آمد،
و مجلس به عنوان مهمترين ثمره انقلاب مشروطيت در تهيه قوانين
اسلامى وضع اسف بارى پيدا كرد: چون مجلس اول به توپ بسته شد،
مجلس دوم با اولتيماتوم روسيه توسط نايب السلطنه منحل گرديد،
مجلس سوم بر اثر جنگ جهانى اول از كار افتاد، مجلس چهارم در
مقابل زورگوييهاى رضا خان ، اقدام قابل توجهى نكرد و مجلس پنجم
قاجاريه را از سلطنت خلع و رضا خان را به رياست حكومت موقت
برگزيد و مجلس در زمان پادشاهى رضا خان فقط اوامر ملوكانه را
تصويب مى كرد.(50)
در اين بخش به بررسى قيامهاى اسلامى كه در فاصله سالهاى پس از
مشروطه و روى كارآمدن سلطنت رضا خان در اقصى نقاط روى داده است ،
مى پردازيم :
انعقاد قراردادهاى 1286 ه . ش . / 1907 م . و 1294 ه . ش ./
1915 م . مبنى بر تقسيم ايران به مناطق نفوذ روس و انگليس و نيز
قرارداد تحت الحمايه كردن ايران به انگليس (قرارداد 1298 ه . ش
. / 1919 م . و يا قرارداد وثوق الدوله و كاكس )(51)
و قرارداد 1300 ه . ش . / 1921 م . مبنى بر مجاز بودن روسها به
پياده كردن نيروى نظامى در ايران و همچنين دخالتها و تجاوزهاى
ارضى دولت روس و انگليس و عثمانى
(52) به شمال ، جنوب ، و غرب كشور و بويژه نقض بى
طرفى ايران در جنگ جهانى اوّل توسط دول متفق ، تهى بودن خزانه
كشور، فلاكت اقتصادى ، افزايش قيمت مايحتاج عمومى كه از ضعف و
ناتوانى دولتهاى مشروطه حكايت داشت ، زمينه هاى عمومى قيامهاى
ضداستبدادى و ضد استعمارى سالهاى واپسين قرن سيزدهم خورشيدى را
در ايران فراهم آورد.(53)
(قيام جنگل ) وسيع ترين و درعين حال طولانى ترين اعتراض
ضداستبدادى و ضداستعمارى در ايران پايانِ قرن سيزدهم هجرى شمسى
است . اين نهضت به انگيزه متحد كردن مردم براى اعاده مشروطيت ،
قطع ايادى استبداد و دفع تجاوز استعمارگران ، به رهبرى ميرزا
يونس معروف به ميرزا كوچك خان جنگلى و حاج احمد كسمايى و دكتر
حشمت در سال 1293 ه . ش . پديد به فرماندهى رضاخان ، نيروهاى
روس و انگليس و در پى تسليم كسمايى و دكتر حشمت به نيروى قزاق
قلع و قمع شد.(54)
طى سالهاى قبل از سلطنت رضا خان نهضت مردم آذربايجان براى نجات
ايران از نفوذ و سلطه خارجى بويژه مبارزه با نفوذ روز افزون
انگليس در ايران و قرارداد 1298 ه . ش . / 1919م . و پايان دادن
به فساد و ستم دولت مركزى تولد يافت . در راءس اين نهضت ،
نماينده مردم تبريز در مجلس دوم يعنى روحانى مجاهد، شيخ محمد
خيابانى فرزند تاجر عبدالحميد قرار داشت . نهضت خيابانى كه در پى
تاءمين استقلال ايران بود، سرانجام پس از حدود دو سال مجاهدت با
كشته شدن شيخ محمد خيابانى بدست قواى دولتى به سركردگى مهدى قلى
خان مخبرالسلطنه هدايت سركوب شد.(55)
نهضت ديگرى كه در اواخر قرن گذشته خورشيدى در ايران بوقوع پيوست
، قيام مردم تنگستان و دشتستان بود. اين قيام كه در زمان جنگ
جهانى اول به سال 1292ه .ش . براى بيرون راندن انگليسيها از خطه
جنوب كشور آغاز شد، دنباله قيامِ ضد انگليسى باقر ضابط تنگستانى
و احمد خان تنگستانى به شمار مى رفت كه در سال 1233ه . ش . توسط
انگليسيها سركوب شده بود، رهبرى قيام جديد را رئيس على خان
دلوارى ، زائر خضرخان اهرمى ، شيخ حسين خان چاه كوتاهى (معروف به
سالار اسلام ) و خالو حسين دشتى بر عهده داشتند. اين قيام هم پس
از هشت سال نبرد با قواى انگليسى و پليس جنوب ، سرانجام با
هماهنگى و همكارى ماژور هوور كنسول انگليس در بوشهر و مصدق
السلطنه (دكتر مصدق ) والى فارس شكست خورد.(56)
شكست نهضت جنگل ، قيام خيابانى و جنبش مردم بوشهر كه زاييده
اوضاع و احوال نابسامان سياسى (بى كفايتى احمدشاه )، نظامى (حضور
بيگانگان در ايران )، اقتصادى (قروض كمرشكن از دولتهاى خارجى )،
فرهنگى (گسترش فرهنگ غرب )، امنيتى مى توانند در شكل گيرى وقايع
سياسى داشته باشند، آگاه ساخت .(57)
4
قيام مسجد گوهرشاد مشهد
قيام گوهرشاد كه در 21 تير 1314ه . ش . روى داد، آخرين برخورد
جدّى و در عين حال شديدترين جدال روحانيت و مردم با حكومت رضاخان
بود. اين قيام علاوه بر اجراى كشف حجاب و اجراى قانون اجبارى به
سرگذاشتن كلاه شاپو، ريشه در حوادث ديگرى چون مخالفت روحانيت با
ورود بدون حجاب كامل زن و دختران شاه به حرم حضرت معصومه (س ) در
عيد نوروز سال 1306ه . ش . اجراى قانون نظام وظيفه اجبارى در دى
ماه 1306ه . ش . و پياده شدن قانون متحدالشكل كردن لباس براى
كارمندان و تصويب آن از سوى مجلس براى همه مردان در سال 1307ه .
ش . دارد.(58)
قانون كشف حجاب زنان ، مكمل قانون متحدالشكل كردن لباس (پوشيدن
اجبارى كت ، شلوار به همراه كلاه لبه دار) بود كه از مرداد سال
1307 ه . ش . به اجرا درآمد. اين قانون نخست شامل كارمندان دولت
بود ولى پس از تصويب آن در مجلس دوره هفتم به تاريخ 4 دى ماه
1307ه . ش . براى همگان به استثناى مجتهدين ، مفتيان اهل سنت ،
پيشنمازان داراى محراب ، مدرسين حوزه علميه و... اجبارى شد. امّا
رضا خان پس از اولين و آخرين سفر خارجى اش كه به تركيه صورت گرفت
، بيش از گذشته استفاده از لباسهاى گوناگون را نشانه عقب ماندگى
ايرانيان ديد.(59)
از اين رو تصميم گرفت لباس زنان را با اجراى كشف انتشار خبر
اجراى قريب الوقوع اين قانون و نيز رقص و پايكوبى دختران بدون
حجاب در مراسم جشنى در شيراز در حضور ميرزا على اصغرخان حكمت
وزير معارف (خرداد 1314 ه . ش .) موجب اعتراض علما و مردم
شهرهاى شيراز و تبريز گرديد. متعاقب آن سيد حسام الدين فالى در
فارس و سيد ابوالحسن انگجى و آقا ميرزا صادق در آذربايجان كه از
رهبران روحانى معترضين به شمار مى آمدند، دستگير و به تبعيد يا
زندان فرستاده شدند. خبر اين وقايع و بويژه خبر اجراى قانون به
سرگذاشتن كلاه شاپو (كلاه تمام لبه ) بجاى كلاه پهلوى (كلاه يك
لبه ) و واقعه دستگيرى و تبعيد آيت الله حاج آقا حسين قمى (تير
1314 ه . ش .) كه به نمايندگى از علماء و مردم مشهد براى صحبت
با شاه به تهران سفر كرده بود، زمينه هاى اعتراض گسترده اى را
عليه رژيم رضاخان پديد آورد.(60)
رهبرىِ مخالفت عمومى عليه قانون اجبارى بر سرگذاشتن كلاه فرهنگى
(كلاه بين المللى يا كلاه دو لبه يا تمام لبه ) و دستور كشف حجاب
،(61)
با آيت الله حاج آقا حسين قمى ، آيت الله سيد يونس اردبيلى و
فرزند آيت الله آخوند خراسانى بود. مردم ابتدا در منزل آيت الله
اردبيلى گرد آمدند و خطبا و بويژه شيخ محمد تقى بهلول سبزوارى و
نواب احتشام رضوى آنها را از آثار و عواقب اين اقدام رژيم آگاه
كردند.(62)
در پى افزايش جمعيت معترض و تحصن آنها در مسجد گوهرشاد، لشگر
خراسان به فرماندهى سرتيپ ايرج مطبوعى در 20 تير 1314ه . ش .
مسجد گوهرشاد را محاصره كرد. وقتى مطبوعى از پايان دادن به تحصن
عاجز ماند، رضاخان سرتيپ البرز را از تهران به مشهد فرستاد و او
به كمك مطبوعى و واحدهاى لشگر مشهد، وارد صحن مطهر امام رضا(ع )
شد و تحصن كنندگان در مسجد را به گلوله بست .(63)
بدين سان اين قيام مردمى سركوب گرديد.
5
قيام اسلامى 30 تير 1331 ه . ش .
نفت و مسائل مربوط به آن همواره منشاء تحولاتى وسيع و عمدتاً
ناخوشايند در تاريخ معاصر ايران بوده است . يكى از اين جنبش
تنباكو به دنبال نداشت ولى از زمانى كه مردم ايران ارزش اقتصادى
و سياسى نفت را بدرستى درك كردند، به مخالفت با اعطاى امتيازات
جديد نفتى پرداختند. يكى از اين مخالفتها به واكنش عمومى در
قبالِ تلاش گسترده آمريكاييها و روسها بعد از شهريور 1320 شمسى
در تحصيل امتياز نفت شمال برمى گردد. امّا مجلس بويژه در دوره
چهاردهم و پانزدهم از يك سو با اعطاى هر گونه امتياز جديد به دول
بيگانه مخالفت ورزيد و از سوى ديگر قانون ملّى شدن صنعت نفت
ايران در اسفند 1329 خورشيدى به تصويب مجلس شانزدهم رسيد. متعاقب
آن مصدق به پيشنهاد مجلس و به پشتيبانى مردم و روحانيت براى
اجراى اين قانون به نخست وزيرى (ارديبهشت 1330 ه . ش .) دست
يافت . مصدق در 25 تير 1331 ه . ش . به علت عدم موافقت شاه به
واگذارى پست وزارت جنگ به او، استعفا داد.(64)
در پى استعفاى دكتر مصدق ، پيشنهاد شاه مبنى بر اعطاى پست نخست
وزيرى به قوام در تاريخ 26 تير 1331 ه . ش . به تصويب مجلس
رسيد. از اين رو آيت الله كاشانى در تاريخ 29 تير 1331 ه . ش .
به منظور ادامه روند ملّى شدن صنعت نفت و به جهت مقابله با خطمشى
استبدادى قوام ، تهديد كرد چنانچه قوام ظرف 24 ساعت آينده از
نخست وزيرى كناره گيرى نكند، خود و هوادارانش كفن پوشيده و به
نشانه اعتراض به خيابانها خواهند آمد. روز بعد (30 تير) مردم به
خيابانها آمدند، بخشى از تظاهر كنندگان به سوى كاخ سعدآباد
رفتند، مردم همدان و كرمانشاه به سوى تهران حركت كردند، در نتيجه
شاه رسيد. بدينسان قيام اسلامى 30 تير با تلفات اندك به پيروزى
نائل آمد.(65)
رهبرى قيام 30 تير 1331 ه . ش . با سيد ابوالقاسم كاشانى بود.
وى و پدرش از رهبران انقلاب ضد انگليسى 1299 ه . ش . / 1920 م .
عراق نيز بودند. كاشانى بعد از شهريور 1320 ه . ش . وارد صحنه
سياسى ايران شد. از آن پس به علت مخالفت با استبداد داخلى (شاه )
و استعمار خارجى (انگليس ) بارها به حبس و تبعيد رفت . وى بعد از
بازگشت از تبعيد هيجده ماهه لبنان با تشكيل اجتماعات سياسى ،
صدور اعلاميه ها، ايراد سخنرانيها، رهبرى جناح مذهبى قيام ملّى
شدن صنعت نفت ايران را بر عهده گرفت ، سرانجام در پى مساعى او و
تعدادى از نمايندگان به رهبرى دكتر مصدق ، صنعت نفت ايران ، ملّى
شد. او همچنين رهبرى قيام اسلامى 30 تير 1331ه . ش . را كه به
منظور بازگرداندن مصدق به نخست وزيرى صورت گرفت ، بر عهده داشت .(66)
مصدق پس از تصدى مجدد پست نخست وزيرى ، رابطه با انگليس را قطع و
مجلس سنا را منحل كرد، اما برخى از مهره هاى دولت قوام راباقى
گذاشت ، و در مقابل اعتراض كاشانى به اين مساءله ، وى را به عدم
مداخله در امور دعوت كرد و مجلس دوره هفدهم به رياست كاشانى را
طى يك رفراندم منحل نمود. به اين وسيله خود را از پشتيبانى مردم
و روحانيت محروم ساخت . در نتيجه ، نتوانست در مقابل كودتاگران
مقاومت كند و در ساعتهاى اوليه اجراى كودتا سرنگون شد .
پایان |