ارسال مطلب

مشاوره کارشناسی ارشد

بخش معرفی کتاب

یادداشت های هفتگی

جستجو در سایت

 

جنبش های اسلامی معاصر

 ایران  
  شيعيان عراق  
 فلسطين  
 لبنان

 
  افغانستان  
 اخوان المسلمين  
 شمال آفريقا  
 ترکیه  
  هند و جنوب شرق آسیا  
  بحرین  
 منابع مطالب  
 
 
 

 

تعداد بازدید

 
 

نهضتهاى لبنان

1 لبنان از آغاز تا استقلال (4121 سال قبل از هجرت پيامبر(ص ) تا 1322ه‍ . ش .)
2 لبنان مستقل (1943م ./1322ه‍ . ش .)
3 لبنان از دهه 60 ه‍ . ش ./ 80 م . به بعد.

اين تقسيم بر اساس نيازى بود كه براى توضيح و تشريح حركتهاى اسلامى لبنانى در اين درس ، احساس مى شد. امّا قبل از ورود به بحث اصلى ، به ذكر مختصرى از تاريخچه لبنان مى پردازيم .

در 4121 سال قبل از هجرت پيامبر اكرم (ص ) مطابق با 3500 سال قبل از ميلاد مسيح (ع ) اقوامى از عربستان فعلى (قوم سامى ) به لبنان آمدند و در آن جا ساكن شدند.(108) امّا براى هميشه حكومت لبنان در دست ساميها باقى نماند. بلكه تا زمان تصرف لبنان توسط مسلمانان (در زمان خلافت عمر) اقوامى غيرلبنانى (ماند فنيقيها، آشوريها، مقدونيها) بر لبنان حكومت كردند. از آن پس نيز به استثناى دو دوره كوتاه حكومت فاطميان و حمدانيان شيعه ، لبنان يكسره تحت حاكميت حُكّام سُنى مذهب اموى ، عباسى ، عثمانى و... قرار داشته است . با بروز نشانه هاى فروپاشى امپراتورى عثمانى ، فرانسويها لبنان را در جريان جنگ جهانى اول اشغال و بجز مدتى كه لبنان در اشغال آلمان هيتلرى (در سال 1940 م . / 1316 ه‍ . ش .) بود، در آنجا باقى ماندند.(109)

جنگ جهانى دوم منجر به رشد و بيدارى افكار عمومى گرديد. اين مساءله امكان ادامه اشغال كشورهاى عربى را كاهش داد. از اين رو، سرانجام مساعى استقلال طلبان لبنانى در سال 1322 ه‍ . ش . / 1943 م . به ثمر نشست . لبنان در اين سال بر اساس ‍ توافقى كه بر سر توزيع قدرت سياسى بين فرقه هاى مختلف صورت گرفت (ميثاق ملّى )، به استقلال دست يافت . بعداز آن ، لبنان همواره درگير جنگهاى داخلى (1337، 1342، 1354 ه‍ . ش . / 1958 ، 1963 ، 1975 م .) بوده است و يا مورد تجاوز اسرائيل (1327، 1357 ، 1361، تجاوز شانزده روزه 1375 ه‍ . ش . / 1948، 1978، 1982،1996م .) قرار داشته است . با اين وصف و على رغم نارضايتى موجود بر سر نحوه توزيع قدرت (110) لبنان تماميت خود را بر پايه توافق مذكور حفظ كرده است .


نتيجه اينكه لبنان كشور كوچكى بر ساحل شرقى درياى مديترانه است كه در آن هفده فرقه اسلامى ، مسيحى و يهودى زندگى مى كنند، ونيز فلسطينى هاى آواره زيادى در آن به سر مى برند، اين كشور داراى مرزهاى مشترك با اسرائيل غاصب مى باشد و همچنين على رغم اكثريت مسلمانان حكومت (قوه مجريه ) در دست مارونيهاى مسيحى است . عوامل فوق زمينه بروز و تداوم شورش ها و نهضتهاى ... داخلى را فراهم آورده است .
اينك بر اساس تقسيمى كه از تاريخ لبنان بعمل آورده ايم ،به تشريح نهضت اسلامى آن مى پردازيم .

جنبش آزاديخواهى در لبنان تا زمان استقلال

تاريخ قبل از استقلالِ لبنان ، شاهد وقوع جنبشها و نهضتهاى چندى بوده است . علل اصلى اين جنبشها نخست به اختلافات مذهبى و مبارزه فرقه اى بر سر تصاحب قدرت برتر سياسى بين مسلمانان و مسيحيان ، مانند آنچه را كه بين (دروزيهاى مسلمان ) و (مارونيهاى مسيحى ) در سال 1239 ه‍ . ش .1860 / م . روى داد و سپس به تلاش براى كسب استقلال از سلطه امپراتورى عثمانى و آنگاه فرانسه همانند (جنبش اعتصابها)(111) در سالهاى بين 1312 تا 1314 ه‍ . ش . / 1933 تا 1935م . همانطورى كه اشاره شد، اختلافات مذهبى و درگيريهاى فرقه اى ، مهمترين و عمده ترين علل ناآراميها و حركتهاى سياسى توسط صليبيون در قرون شش و هفت ه‍ . ش . / دوازده و سيزده م . قتل عام مكرر شيعيان از سوى پيروان صلاح الدين ايوبى (ايوبيون )، حُكّام مماليك و احمد پاشا در عكاّ و نيز جنگهاى خونين دروزيها و مارونيها در اواسط قرن سيزده ه‍ . ش . از مهمترين آن به شمار مى رود. اين وقايع توسط حُكّام مسيحى و سنى و يارهبران مذهبى و به منظوركسب قدرت سياسى ، تثبيت و گسترش آن و يا حفظ موجوديت مذهبى صورت گرفته است .(112)

اين رقابتهاى مذهبى و فرقه اى ، دو نتيجه به همراه داشته است : اوّل آن كه شكاف مذهبى و فرقه اى را تشديد و قدرت هر يك از آنها را كاهش داد. بر اين اساس ، فرقه هاى مذهبى براى حفظ موجوديت و يا حفظ قدرت سياسى به قدرتهاى خارجى متوسل شدند. به گونه اى كه فرانسه ، روسيه تزارى وانگلستان به ترتيب به حمايت از مارونيها، (ارتدوكسها) و (پروتستانها) پرداختند. دوم آن كه ، منجر به دخالت نظامى و سياسى مستقيم كشورهاى اروپايى در منطقه لبنان شد كه نخستين آن در اواسط قرن سيزده ه‍ . ش ./ نوزده . م . روى داد. طى اين دخالت نظامى ، فرانسه به نمايندگى از كشورهاى اروپايى براى پايان دادن به جنگ مارونيها و دروزيها وارد منطقه شد. نتيجه چنين اقدامى امضاى دو پروتكل بين طرفهاى درگير و حاميان آن بود. مطابق اين توافقها اداره (جبل لبنان )(113) به يك مسيحى سپرده شد كه شورايى مركب از هفت مسيحى ديگر و نيز پنج مسلمان وى را در اين كار يارى مى دادند. اين سيستم تا آغاز قيمومت فرانسه بر لبنان ادامه يافت .(114)

دومين علت عمده جنبش و قيام در ناحيه لبنانِ قبل از جنگ جهانى دوم ، مبارزه براى كسب استقلال بوده است . اين مبارزه نخست بر عليه امپراتورى عثمانى و سپس با تجزيه آن و استقرار سيستم قيمومت فرانسه بر لبنان باشدت بيشترى در مواجهه با فرانسه صورت گرفت . دلايل اين مبارزه طولانى به استقرار نظام بهره كشى فئودالى ، فساد و غارت سرمايه هاى داخلى ، وضع نامطلوب اقتصادى ، سركوب و اختناق و در يك كلمه سلطه خارجى برمى گردد. مبارزه با سلطه خارجى كه عمدتا از اواسط قرن سيزده ه‍ . ش ./ نوزده م . آغاز شد، موجب كاهش اختلافات مذهبى گرديد. اين اختلافات اندك هم با انعقاد ميثاق ملّى در سال 1322 ه‍ . ش . / 1943 م . بين مسلمانان و مسيحيان (بين سينها و مارونيها) به پايين ترين سطح خود در تاريخ لبنان رسيد.(115)

نقطه اوج جنبش استقلال طلبانه لبنانى عليه سلطه امپراتورى عثمانى ، به سالهاى آغازين جنگ جهانى اوّل برمى گردد. در اين سالها لبنانيها به جاى اتكا به قدرت خويش ، اميد به وعده انگلستان براى رهايى از سلطه عثمانيها بستند، و براى شكست دادن عثمانيها به نفع انگليسيها وارد جنگ شدند. اين اقدام گرچه به شكست عثمانيها كمك كرد امّا نتيجه اى براى آنان در بر نداشت . زيرا به زودى دريافتند كه در چنگال كشورى ديگر (فرانسه ) گرفتار آمده اند. از اين رو، از همان نخستين روزهاى اشغال ، براى كسب استقلال به مبارزه مسلحانه با فرانسويان پرداختند.
مبارزات ضد استعمارى مردم لبنان در فاصله دو جنگ جهانى از فراز و نشيبهايى برخوردار بود. لبنانيها در آغاز جنبش ‍ آزاديخواهى خود دست به نبردهاى مسلحانه عليه فرانسويان زدند. مركز اصلى اين نبردها كه در اواسط دهه اوّل قرن جارى مطابق با اواسط دهه 1920م . به اوج خود رسيد (انقلاب 13061304 ه‍ . ش . / 1927 1925م .)، (كوهستان دروز) بود. با سركوب شديد حركت مسلحانه لبنانيها، جنبش شيوه هاى مسالمت جويانه ترى براى ادامه مبارزه برگزيد. اين شيوه مبارزه بارزترين جلوه خود را طى سالهاى 1312 تا 1314ه‍ . ش . / 1933 تا 1935م . با برگزارى اعتصابهاى گسترده به نمايش ‍ گذاشت .(116)

سازماندهى مردم پرداختند. در اين اثنا، كشاورزان با شركت در مبارزات مسلحانه و كارگران بابرپايى اعتصابها نقش بيشترى در جنبش ايفا كردند. امّا مسلمانان به جهت تضاد عقايد دينى شان با سلطه خارجى ، در اين زمينه پيشتاز بودند. مارونيها كه تا اواخر دهه 10 ه‍ . ش ./ 30 م . به منظور دريافت و تثبيت امتيازات فرقه اى از فرانسويان مسيحى ، مخالفتى با سلطه خارجى نداشتند، در اوايل دهه 20ه‍ . ش ./ 40 م . به جنبش استقلال طلبانه لبنان پيوستند.(117)
در سال 1322 ه‍ . ش . / 1943 م . مبارزات استقلال خواهى نيم قرن مردم لُبنان به ثمر نشست . در اين سال و بر اساس اوّلين انتخابات پارلمانى آزاد، اداره سياسى آن كشور به دو تن لبنانى به نامهاى (بشاره خورى ) مسيحى (در سمت رياست جمهورى ) و (رياض صلح ) سنى (در پست نخست وزيرى ) واگذار شد. اندكى بعد از آن ، توافقنامه اى (ميثاق ملّى ) بين اين دو به عنوان رهبران دو گروه عمده لبنان منعقد گرديد كه براى هميشه رياست جمهورى ، نخست وزيرى و رياست مجلس ‍ نمايندگان را به ترتيب به مارونيها، سنيها و شيعيان اختصاص داد. توزيع قدرت سياسى مذكور بر پايه آمارگيرى سال 1311 ه‍ . ش . / 1932 م . فرانسويها در لبنان استوار بود كه طى آن ، جمعيت مارونيها بيش از مسلمان سنى و شيعه برآورد گرديد. اين توزيع قدرت همچنان على رغم اين كه جمعيت مسلمانان و بويژه شيعيان بيش از مسيحيان مارونى ارزيابى مى شود، ادامه دارد.(118)

نهضت اسلامى در هوادارى از فلسطينى ها

مهمترين عامل ظهور حركتهاى نوين اسلامى در دوران پس از استقلال لبنان ، ريشه در حضور فلسطينى هاى آواره در لبنان دارد، فلسطينى هايى كه به تدريج از سال 1327 ه‍ . ش . / 1948 م . بر اثر جنگهاى متعدد اعراب و اسرائيل و يا در پى فشار اسرائيلى ها، به لبنان مهاجرت كرده يا رانده شده بودند، زيرا مسلمانان لبنانى با هر گونه آزار و اذيت فلسطينى هاى مقيم لبنان كه از وطن اصلى خود و از كشور اردن رانده شده بودند و نيز باتهاجمهاى مكرر اسرائيل غاصب به جنوب لبنان و همچنين با جنگ فالانژها عليه فلسطينى ها، مخالف بودند.
بنابراين هنگامى كه جنگ داخلى لبنان از سوى فالانژها به بهانه اينكه حضور فلسطينى ها در لبنان باعث افزايش تجاوزات اسرائيل به آن كشور شده است ، آغاز شد، مسلمانان لبنانى به هوادارى از فلسطينى ها وارد جنگ با فالانژها شدند.

اين جنگها (جنگهاى داخلى لبنان ) دوبار اتفاق افتاد. اولين جنگ داخلى لبنان در پى نخستين برخورد نظامى بين نيروهاى فلسطين و ارتش لبنان در طول رياست جمهورى (شارل حلو) يعنى طى سالهاى 1343 تا 1349 ه‍ . ش . / 1963 تا 1970 م . روى داد. اين واقعه مكمل اولين واكنش دولتى عليه فلسطينى ها(119) و تلاش براى كنترل مناطق آنان در سال 1337 ه‍ . ش ./ 1958 م . در زمان رياست جمهورى (كاميل شمعون ) به شمار مى رود. دومين جنگ داخلى لبنان بر اثر بمب گذارى فالانژها در يك اتوبوس حامل تعدادى فلسطينى ها در سال 1354 ه‍ . ش . / 1975 م . آغاز و نوزده ماه به طول انجاميد. در طى آن فلسطينى ها به همراه هواداران لبنانى خود درجنگ عليه مارونيهاى افراطى شركت نمودند.(120)

دومين علّت عمده در ظهور نهضت اسلامى هوادارى از فلسطينى ها، تجاوزهاى متعدد و به ويژه حمله 1357 و 1361 ه‍ . ش . اسرائيل عليه فلسطينى ها به منطقه جنوب لبنان است . تهاجم 1357ه‍ . ش . اسرائيل به بهانه پاسخ به حمله فلسطينى ها كه منجر به كشته شدن 35 اسرائيلى شد، صورت گرفت در حاليكه هدف واقعى اسرائيل برچيدن پايگاههاى چريكى فلسطينى بود همچنين اسرائيل بار ديگر در سال 1361 ه‍ . ش به بهانه ايجاد امنيت در مرزهاى شمالى خود به لبنان حمله و تابيروت احزاب و سازمانهاى اسلامى لبنانى و فلسطينى ، عناصر اصلى در جنگهاى داخلى و مقابله با تجاوزات اسرائيل بودند. در لبنانى به علتِ همجوارى با اسرائيل ، بر دوش مسلمانان به ويژه شيعيان بوده است . اگر چه نتيجه اين تلاشها منجر به تقويت مبارزات ضد اسرائيلى از سوى فلسطينى ها نشد، امّا در تقويت و سازمان يافتن شيعيان لبنان مؤ ثر بود كه به نوبه خود سدى قوى در مقابل تجاوزات ضدفلسطينى اسرائيل به شمار مى آمد.(121)

جنبش شيعيان لبنان در دهه هاى اخير

شيعيان همگام با ساير مسلمانان نقش بارزى در استقلال لبنان داشتند. پس از آن هم ، نقش مهمّى در پاسدارى از استقلال لبنان بازى كردند. اما تا پايان دهه 50 ه‍ . ش . / 70 م . شيعيان جايگاه حقيقى خود را به علت فقدان سازمان و تشكيلات منسجم ، در صحنه سياسى لبنان باز نيافتند. تنها بعد از آن و به تاءثير از مساعى (امام موسى صدر) و انديشه هاى (امام خمينى ) به عنوان يك قدرت مؤ ثر بر صحنه سياسى لبنان ظهور كردند.(122)
امام موسى صدر كه اندكى پس از فوت روحانى ضد استعمارى يعنى (آيت الله سيد عبدالحسين شرف الدين )، به رهبرى شيعيان لبنان انتخاب شد. پايه گذار حركتى گرديد كه خواستار نجات شيعيان لبنانى از محروميت اقتصادى و رهايى آنان از انزواى سياسى و نيز دفع حملات دشمن خارجى (اسرائيل غاصب ) از جنوب لبنان (منطقه شيعه نشين ) بود. او براى دستيابى به اين اهداف ، به اقدامات بسيارى دست زد كه مهمترين آن تاءسيس ( مجلس اعلاى شيعيان ) (1348ه‍ . ش .) حركت محرومين (1353ه‍ . ش .) و سازمان امل (1354ه‍ . ش .) است . فعاليت اساسى اين تاءسيسات در سه بعد سياسى ، اقتصادى ، نظامى و به بيان ديگر در سه زمينه حمايت حقوقى و سياسى از شيعيان ، رفع محروميت اقتصادى و دفاع نظامى از آنان (جنوب لبنان ) است .(123)
نتيجه حركتى كه امام موسى صدر آغاز كرد، يعنى پى بردنِ شيعيان به شخصيت حقوقى خود و بهبود و وضعيت اقتصادى و نيز دفاع مؤ ثر از جنوب لبنان ، تلفيق آگاهى و اسلحه و يا به ديگر سخن ، گذر از مرز تئورى و ورود به ميدان عمل بود. نيل به اين اهداف در گرو پرهيز از فرقه گرايى و تاءكيد بر اتحاد همه فِرَق در مبارزه با عقب ماندگى داخلى و واكنش نسبت به تجاوزات دشمن خارجى بوده است . اين ويژگيها، همان ويژگيهاى ساير جنبشهاى انقلابى و اسلامى است .(124)
اقدامات و روشنگريهاى افرادى چون شرف الدين ، امام موسى صدر و نيز وجود مذهب مشترك (شيعه ) و دشمن مشترك (اسرائيل غاصب )، لبنان (بخصوص جنوب آن ) را به مكان مناسبى براى تاءثير پذيرى سريع از انديشه هاى امام خمينى (ره ) درآورد. اين زمينه ها جنبش مسلمانان لبنانى را وارد مرحله تازه اى كرد، مرحله اى كه بر ويژگيهايى چون رهبر و سازمانهاى جديد (مانند امل اسلامى ، حزب الله )، شيوه هاى مبارزاتى نو (مانند عملياتهاى شهادت طلبانه ) و آرمانهاى نوين (بويژه ايده تاءسيس حكومت اسلامى ) استوار است .(125)
اگر چه جنبش مسلمانان (بخصوص شيعيان ) لبنان براى دست يافتن به آرمان تاءسيس حكومت اسلامى راه درازى در پيش ‍ دارد، امّا اين بدان معنا نيست كه تاكنون جنبش نتايج و دستاوردهاى مهمّى را در پى نداشته است . بلكه بهبود وضعيت سياسى (مانند تصاحب كرسيهاى بيشتر در مجلس )، نظامى (مانند تاءسيس گروههاى نظامى چون جندالله )، فرهنگى (مانند تقويت و گسترش شعارها و پوشش اسلامى )، اقتصادى مسلمانان و نيز جدى شدن مبارزه با اسرائيل غاصب و در نتيجه دفع تجاوزات مكرر رژيم اشغالگر قدس از طريق جنگهاى پارتيزانى ، عملياتهاى شهادت طلبانه و جنگ رودررو و سرانجام آزاد سازی مناطق اشغالی جنوب لبنان در سال 1998 م منجر شد .

پایان

 
 

استفاده از مطالب سایت با ذکز منبع  ( نام سایت ) بلا مانع است .

www.afkarenow.com