امنیت و مردم سالاری دینی
امیررضا بخشی
5/88
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره )
تاریخ سیاسی ایران وارد مرحله ی تازه ای شد ساختار سیاسی
جدید ایران ، جمهوری اسلامی بر مبنای مردم سالاری دینی ،
اندیشه ای بود که به عنوان الگویی نو به جهانیان معرفی
شد و انتخابات های مستمر نمودی آشکار بر روند رو به جلوی
این الگو بوده است .
اکنون در 31 سالگی انقلاب با حضور حدود 40 ملیونی و
مشارکت حدود 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم
یکی دیگر از حماسه های حصور ایرانی به زیبایی هر چه
تمامتر با افتخار و سربلندی رقم خورد تا کشور دهه پیشرفت
و عدالت خود را با گامی محکم تر آغاز کند؛ این در حالی
است که همواره با نزدیک شدن به هر انتخاباتی در ایران
سردمداران لیبرال دموکراسی غربی نگران حضور حداکثری ملت
فهیم در پای صندوق های رای هستند چرا که این حضورهای
باشکوه ضمن تقویت قدرت ملی ،مشروعیت سیاسی و بالابردن
قدرت چانه زنی ایران در صحنه بین الملل و مردم سالاری
دینی با به چالش گرفتن و زیر سوال بردن مبانی فکری
لیبرال دموکراسی غربی ، الگویی برای کشورهای مختلف به
ویژه کشورهای اسلامی منطقه خواهد شد که تبعات آن برای
آنها از دیگر عوامل یاد شده بیشتر و نگران کننده تر
خواهد بود ؛ لذا پس از هر انتخاباتی درصدد چاره جویی و
کم اثر نمودن پیامدهای داخلی و بین المللی آن می شوند.
در مراحل قبلی تحریم انتخابات توسط جریان های حامی خود ،
دعوت مردم به عدم شرکت در انتخابات ، از یک نوع دانستن
همه کاندیداهای محترم از عواملی بود تا مردم را ازحضور
پای صندوق های رای دور نمایند که همواره شکست خورده است
؛ اما در انتخابات دهم ریاست جمهوری از آنجایی که حضور
پر شور مردم قابل پیش بینی بود ، شائبه وقوع تقلب در
انتخابات را از ماه های قبل از برگزاری انتخابات برای دل
سرد کردن مردم و عدم حضور آنان پای صندوق های رای و سپس
زیر سوال بردن حضور حداکثری و ابهام آفرینی در روند مردم
سالاری دینی مورد توجه قرار دادند که متاسفانه علی رغم
روشنگری رهبری معظم و فرزانه انقلاب در سخنرانی ايشان در
حرم مطهر امام رضا (ع) برخی از جریان های سیاسی و
وابستگان آنها ، بدون توجه به اسیب های ملی ان ، آن را
در داخل تکرار نمودند .
صبوری ، در کمین بودن و فرصت طلبی از مهم ترین شاخصه های
جبهه استعمار و استکبار جهت دستیابی به منافع نامشروع
خود در کشورهاست که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد ..
انحراف در جریان نهضت عدالت خواهانه (مشروطیت) مردم به
رهبری علما (تاسیس عدالتخانه و اجرای احکام اسلامی ) و
نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران از سوی قدرت های بزرگ از
جمله نمونه ای از خروارهاست .
استراژی دشمن : مهمترین دغدغه دشمن نهادینه شدن مردم
سالاری دینی در جامعه ایران و حرکت به سمت توسعه و
پیشرفت است لذا تضعیف و انحراف آن مهمترین دغدغه جبهه
لیبرال دموکراسی غربی است که تحقق آن در اولویت نخست
مواجه با ایران است.
مهمترین بستر لازم برای توسعه سیاسی و اقتصادی در چارچوب
اندیشه مردم سالاری دینی ، مقوله امنیت است . چنانچه این
بستر حیاتی دچار خدشه شود ، نخبگان و نظام سیاسی اولویت
توجه به مشکلات مهم اقتصادی و سیاسی را به نفع برقراری
امنیت تغییر داده و مردم نیز در فضای ناامنی انگیزه و
روح مشارکت پذیری و بسترهای لازم برای حرکت نهادی خود را
در صحنه تحولات سیاسی – اقتصادی از دست خواهند داد و در
نتیجه مردم سالاری دینی تضعیف خواهد شد لذا امروز دشمن
از آنجایی که به دلیل مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی در
داخل ، در توان خود نمی بیند که نظام اسلامی را از روش
های معمول مورد استفاده ( جنگ خارجی ، کودتا ، تحریم
اقتصادی ، انقلاب مخملی یا رنگین ) سرنگون سازد در تلاش
است تا با ایجاد سناریو درگیری و اعتشاش در یک فضای پر
التهاب و هیجانی ، به ویژه با بهره برداری از هیجانات
اجتماعی جوانان و کج اندیشی برخی جریانات مداخله جو
قانون شکن (موسوم به لباس شخصی ها)، فضای درون جامعه را
بحرانی نموده ، امنیت جامعه را نشانه گرفته و در قدم اول
روند رو به جلو را تضعیف نموده و در قدم دوم با گل آلود
کردن آب ضمن کشف مهره های جدید، اقدام به نفوذ مهره های
خود در حوزه های مدنظر نمایند؛ در اینجاست که دستگاه های
مسؤول امنیت ( خاص وزارت اطلاعات ) چنان که اشاره خواهیم
نمود می بایست جهت مقابله با این استراتژی دشمن ، هر روز
بر قدرت نرم افزاری خود بیفزاید.
دشمن و اجرای تاکتیک خود:
غرب با مواجه مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر بهت
زده و منفعل و سردرگم گردید اما به محض مشاهده اردو کشی
خیابانی کاندیدای معترض،فضا را برای پیاده کردن استراتژی
خود ( ایجاد ناامنی ) مهیا دید لذا با رویکردی نفاق آمیز
ضمن حمایت گسترده، بی پرده رسانه ای و سپس دیپلماتیک
از ان اقدام خلاف قانون اساسی و شاخصه های مردمسالاری ، سعی در تحریک احساسات مردم و
جوانان به آشوب طلبی و نافرمانی مدنی نمودند تا ضمن
افزودن هیزم بر آتش، فضا را ملتهب تر و طرفین درگیر را
هر چه بیشتر تحریک و درگیر نمایند .
وزارت اطلاعات به عنوان چشم و یکی از نهادهای تصمیم ساز
موثر نظام می بایست در اولین قدم زمینه های بروز تنش
های اجتماعی را شناسایی و با ارائه راهکارهای لازم به
مسؤولین و نهادها ی مرتبط با موضوع ، زمینه تحقق انها را
از بین ببرد . این امر جز با بالابردن قدرت ارزیابی و
پیش بینی خود و ارائه توصیه های هدایت گرانه به دستگاه
ها میسر نمی شود. برای نمونه ارائه توصیه هایی برای
ممانعت از حوادث اخیر :
1)
شائبه تقلب در انتخابات از جمله موضوعاتی بود که ماه ها
قبل از انتخابات از طریق رسانه های خارجی فارسی زبان و
برخی رسانه ها و افراد غافل در داخل دامن زده می شد ،
وزارت اطلاعات می بایست اول : با ارائه نتایج نظر
سنجی های موثق خود برای افکار عمومی – به صورت غیر تحریک
آمیز و بدون شائبه جانبداری از کاندیدای برتر – موقعیت
کاندیدا های مختلف را به افکار عمومی و جریانات سیاسی و
نخبگان ارائه داده تا آنها دچار توهم پیروزی قطعی قبل از
برگزاری انتخابات نشوند و یا سناریو جنگ روانی مبنی بر
وقوع تقلب گسترده در توجیه شکست خود ،با شدت در بین
هواداران هیجان طلب کاندیدا موثر واقع نشود.
دوم
: آشنایی مردم با روند اجرا و نظارت بر انتخابات از
طریق ساخت سلسله برنامه های تلویزیونی و رادیویی از ماه
ها قبل ، برای مردم تشریح می کردند و به صورت غیر مستقیم عدم امکان وقوع
تقلب سازمان یافته را برای مردم تبیین می کردند.
2)
با توجه به تمرکز خاص دشمنان برای سو استفاده از هیجان
طلبی جوانان از جمله دانشجویان ، و از طرفی دیگر تلاش
برای پرشورتر شدن تنور انتخابات ، شایسته تر این بود که
وزارت کشور و شورای نگهبان، این دو نهاد زمان برگزاری
انتخابات را طوری تنظیم نمایند که شاهد تعطیلی مدارس و
دانشگاه ها (دهه اول تیرماه) باشیم.با تعطیلی دانشگاه ها تمرکز جوانان پر
شور از فضای پر التهاب دانشگاه – آن هم در زمان امتحانات
- به فضای نظارتی و هدایت گری خانواده ها در محل زندگی
خود تغییر می یافت و از سویی دیگر فعالیت آنها در چارچوب
ستاد های انتخاباتی قابل رصد و هدایت می شد و از نگاهی
دیگر شاهد حضور برخی افراد غیر دانشجو در بین آنها و به
تشنج کشیده شدن فضای مقدس علم و دانش نبودیم . ( زمان
دیگر قبل از شروع امتحانات دانش آموزی - دانشجویی (اوایل
خرداد ماه ) بود تا دانشجویان بتوانند در ستادهای
انتخاباتی حضور سازمان یافته تری داشته باشند.)
3)
توصیه به ستادها و کاندیدا های پیروز در عدم برگزاری
تجمع خیابانی پس از پیروزی به دلیل تحریک کاندیدای مغلوب
معترض تا زمان تایید نهایی انتخابات و آرام شدن فضا فضا
4)
توصیه به صدا و سیما ، وزرات ارتباطات درباره ضرورت
انعکاس منطقی و تحلیل کارشناسی نظرات و اخبار معترضین در
صدا و سیما ، بازتاب منفی فیلتر کردن سایت های آنها ، به
دلیل احتمال مراجعه مردم به رسانه های خارجی برای کسب
اخبار بیشتر .
5)
شناسایی عوامل کج اندیش قانون شکن که با حضور خود در
تجمعات گذشته و اخیر به ویژه در کوی دانشگاه ( که دل
رهبری معظم انقلاب را به درد آورده است ) و معرفی آنها
به دستگاه قضایی جهت محاکمه و برخورد جدی قضایی با آنها
6) تفکیک
افراد بازداشت شده به سه گروه متفاوت ، معاند و برانداز
ضد امنیتی ، افراد سیاسی معترض به نتایج انتخابات و
افراد غیر سیاسی هیجان طلب که خواسته یا ناخواسته داخل و
درگیر اعتراضات و اعتشاشات اخیر شدند.
با نگاهی به روندمواضع
و رفتار دشمنان ، شواهد
امر نشان می دهد که دشمنان ایران اسلامی در تلاشند از هر
فرصتی
با
تشویش اذهان جامعه ، فضای جامعه را به سمت
درگیری و اغتشاش، و در صورت امکان فراتر از آن موج
ترور و بمب گذاری ( همچون اوایل انقلاب) کشانده تا ضمن
زیر سوال بردن امنیت ملی و اقتدار نظام در داخل و خارج، زمینه
حضور مردم در روند سیاسی جامعه را متاثر از آن فضا تضعیف
نماید و اولویت بندی برنامه های کلان نظام را از
تاکید بر برنامه های پیشرفت و توسعه ( همچون برنامه هسته
ای ) به تامین امنیت تغییر دهند و از این طریق انرژی
مضاعفی از نظام و مردم بگیرند و مانع روند رو به رشد
توسعه شوند از همین رو وزارت اطلاعات - که از بدو تاسیس تا امروز با شناسایی عوامل
بر هم زننده امنیت ملی و تحقق امنیت پایدار برای ملت
ایران ، نهادی قابل احترام برای مردم و خاری در چشم
دشمنان آنان بوده است - می بایست در دهه توسعه و
پیشرفت با آسیب شناسی روش ها و اصلاح برنامه ها و تقویت
آنها جهت هر چه بالاتر رفتن قدرت نرم خود ، با پیش بینی
علمی مشکلات و تنش های احتمالی پیش روی جامعه راه سوء
استفاده بدخواهان ملت ایران را همچون گذشته ببندد .