پژوهشی در
ابعاد جنگ ایران و رژیم بعث عراق
امیررضا بخشی 11/89
مقدمه :
با گذشت 30 سال از آغاز جنگ و 23 سال از
اتمام آن، بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی، نظامی و اقتصادی
جنگ، همچنان ادامه دارد. جنگ ایران و عراق با مشخصه ی
طولانی ترین و پرهزینه ترین درگیری نظامی در تاریخ معاصر
منطقه خاورمیانه که دو قدرت جهانی و هم پیمانانشان در
دوران جنگ سرد در حمایت از یک طرف جنگ اتفاق نظر داشته
اند و مهمتر از همه عدم حل و فصل نهایی آن با برقراری
صلح میان دو کشور ایران و عراق و بسیاری مسائل دیگر، سبب
شده است علت، نحوه و نتایج جنگ تا سالهایی مدید همچنان
مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
شکل گیری زمینه ها و مجموعه عواملی که امکان وقوع جنگ را
فراهم ساخت، به دلیل ابعاد و نتایج نظامی، سیاسی و حقوقی
آن، همواره به عنوان یکی از جدیدترین مباحثی بوده است که
از زمان وقوع جنگ و پس از آن مورد بحث و بررسی قرار
داشته و خواهد داشت.
اهمیت این بحث بدین دلیل است که می تواند به این سوالات
پاسخ دهد:
آیا وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود؟
آیا این امکان وجود داشت که از وقوع جنگ جلوگیری شود؟
آیا استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر اقدامی درست در راستای
منافع ملی بود ؟ ضرورت های عقلی و نظامی استمرار جنگ چه
بود ؟
آیا عراق به تنهایی به عنوان یک کشور جهان سومی با ایران
در حال جنگ بود ؟ قدرت های بزرگ چه نقشی در این جنگ ایفا
نمودند ؟
بی شک بدون توصیف و تشریح اوضاع حاکم بر ایران انقلابی
پس از سقوط رژیم شاه ، التهاب و نگرانیهای موجود در مورد
نتایج و تاثیرات ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه،
کالبد شکافی دلائل عراق برای تجاوز به ایران، نمی توان
به درک و پاسخ درستی در این زمینه دست یافت.
بر همین اساس در این پژوهش سعی شده است با نگاهی
کارشناسانه اما اجمالی چندین موضوع پر اهمیت و چالشی را
که همواره مورد توجه محققان و افکار عمومی است ، مورد
بررسی قرار دهیم :
·
دلایل حمله رژیم بعث عراق به ایران
·
زمینه های شکل گیری تجاوز و اشغال گری رژیم بعث
·
استراتژی دفاعی ایران در طول دفاع مقدس
·
بررسی و تحلیل تحولات جنگ در سال اول
·
فتح خرمشهر و دلایل ادامه جنگ
·
جنگ در سال 67 ، ملاحظاتی پیرامون پذیرش قطع نامه 598
به پیوست پژوهش ، جهت اطلاع و مطالعه بیشتر علاقمندان
محترم ، متن مصاحبه اقای هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی
پیرامون تحولات دفاع مقدس را به صورت کامل اورده ایم .
لازم به یادآوری است که موضوع مک فارلین که از اهمیت
زیادی در تحولات دفاع مقدس برخوردار است را به وقتی دیگر
نهادیم چرا که این موضوع خود از زوایای مختلف قابل طرح و
بررسی است و پرداختن به آن خود پژوهشی مستقل می طلبد .
علاقمندان می توانند به کتاب مک فارلین نوشته محسن
هاشمی رفسنجانی انتشارات دفتر نشر انقلاب اسلامی چاپ
1388 و یا به مصاحبه ای هاشمی رفسنجانی در پیوست همین
پزوهش مراجعه نمایند .
·
دلایل حمله رژیم بعث به ایران
محققین غربی عموماً بر این باور هستند که وقوع انقلاب
اسلامی و آثار و نتایج آن بیشترین تاثیر را در وقوع جنگ
داشته است. بدین معنا که با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط
شاه، بنای استراتژی آمریکا که بر دو ستون ایران و
عربستان سعودی پی ریزی شده بود، فرو ریخت و این مسئله
مناسبات میان دو کشور ایران و عراق را دستخوش تغییر و
تحول کرد.
بدین ترتیب که «موازنه نسبی قوا» که بین ایران و عراق
حاکم بود، تغییر کرد و با پیدایش خلاء قدرت در منطقه،
«موج اسلامی» می توانست ثبات منطقه را مورد تهدید جدی
قرار دهد. در نتیجه اعاده نظم پیشین، لازمه ی تأمین
منافع آمریکا و غرب در منطقه بود.
دریافت موجود در غرب از علل وقوع جنگ و ماهیت آن، که به
اعتباری نشان دهنده ی نحوه ی نگرش غربیها و مفهوم سازی
آنها در مورد جنگ، با هدف توضیح و تشریح رخداد وقایع آن
می باشد، ناظر بر این معناست که انقلاب اسلامی نظم موجود
و حاکم بر منطقه و ایران را بر هم زد و نتایج ناشی از
این تحول، زمینه های وقوع جنگ را به وجود آورد. در واقع
در غرب جنگ ایران و عراق از زاویه «تجاوز و دفاع» که
بیان کننده واقعیات جنگ و مبین دیدگاه و نظریات ایران می
باشد، مورد بررسی قرار نمی گیرد و بیشتر وضعیتی که منجر
به وقوع جنگ شد، مورد نظر می باشد. در این نگرش مفهوم
جنگ به عنوان یک امر نامطلوب پس از جنگ جهانی دوم، در
چارچوب «نظریه توسعه و تکامل» مورد بررسی قرار می گیرد.
به همین دلیل جنگ یک عامل بالقوه «مغایر با نظم مطلوب
جهان» ارزیابی می شود. بر پایه این مفهوم، غربیها وقوع
انقلاب اسلامی و تاثیرات ناشی از آن را برای منافع غرب
(شامل: نفت، ثبات کشورهای مرتجع منطقه، امنیت اسرائیل و
همچنین مقابله با نفوذ شوروی) به عنوان جنایتی علیه نظم
جهانی قلمداد می کنند.
چنین باوری در مورد انقلاب اسلامی، مقابله با آن را با
استفاده از زور و کلیه ابزار و وسائل مورد لزوم، نه تنها
ضروری بلکه اجتناب ناپذیر می نمایاند. زیرا مسئله اصلی
مفهوم درگیری و جنگ نیست، بلکه در این جنگ هدف، به عنوان
هسته مرکزی ضرورت، واژگون ساختن نظام انقلابی حاکم بر
ایران و یا «تعدیل و مهار» آن به منظور اعاده نظم پیشین
بوده است.
آیت الله خامنه ای رئیس جمهوری وقت ایران با درک روشن از
هدف جنگ، در این باره اظهار داشت:
«این جنگ علیه انقلاب اسلامی ایران و به منظور واژگون
ساختن نظام انقلابی ایران و از بین بردن انقلاب اسلامی
سازماندهی شد.»
در همین زمینه حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت
مجلس شورای اسلامی گفت:
«شروع جنگ تحقیقاً برای نابودی انقلاب بود و از آن رو که
شرقی ها و غربی ها از این انقلاب راضی نبودند، غرب که
بیشترین منافع را در ایران داشت، انقلاب را مستقیماً
علیه منافع خود دانست، باید در ایران شرایطی به وجود می
آمد که دیگران ناامید شوند و بگویند نمی شود بدون اتکا
به شرق و غرب انقلابی باقی بماند و یکی از اهداف جنگ،
تحقق این امر بود و برای سرکوبی و مهار انقلاب، مارکسیسم
شرق و امپریالیسم غرب در این هدف به تلاقی رسیدند و صدام
نقطه تقاطع خطوط فوق بوده و از آنجا که شروع کردند و بر
روی ایران فشار آوردند.»
جیمز بیل یکی از کارشناسان مسائل منطقه خلیج فارس و
خاورمیانه در مورد دلیل واقعی جنگ در کتاب خود می نویسد:
«دلیل واقعی جنگ درگیری سیاسی برای دست یافتن به برتری و
سلطه یافتن بر خلیج فارس بود. در این روند عراق امیدوار
بود انقلاب ایران را در نطفه خفه کند و نابود سازد که
این برای کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی و شیخ
نشینهای خلیج فارس، هدف چندان ناخوشایندی نبود.»
عراقیها در توضیح علل شروع جنگ بر مفهوم حقوقی «پیشگیری»
تاکید می کنند و در اظهارات خود بدون آنکه دلایل روشن و
درستی ارائه نمایند، می گویند پس از پیروزی انقلاب
اسلامی در برابر وضعیتی قرار داشتند که «به جز مقاومت و
برخورد با تجاوزگری راهی برای حفظ کشور خود نداشتند.» در
نهمین کنگره حزب بعث ـ که برای نخستین بار مباحث آن در
مورد جنگ ایران و عراق منتشر شد ـ تاکید می شود که «در
برابر رهبران عراق تنها اختیار یک راه وجود داشت یا
مقاومت و جلوگیری از تجاوزات دشمن و یا اینکه تسلیم شدن
به برنامه های (امام) خمینی.» همچنین مجید خدوری، عراقی
الاصل مقیم آمریکا، در کتاب خود، در توجیه علل تجاوز
عراق به ایران می نویسد: «عراق در موقعیتی قرار داشت که
ناگزیر شد برای دفاع از خود دست به اقدام بزند.» وی در
عین حال به دلیل اینکه چنین ادعایی فاقد مبانی حقوقی
روشن و مشخص می باشد، اضافه می کند: «البته مناسب بود که
عراق به شورای امنیت متوسل می شد و خود رأساً دست به کار
نمی شد.»
نقش اختلافات مرزی در شروع تهاجم:
در هر صورت، وجود اختلاف مرزی و ارضی میان ایران و عراق
ـ که با انعقاد قرارداد 1975 الجزایر حل و فصل شده بود ـ
و حتی وقوع تشنج مجدد میان دو کشور ـ که مبانی و راه
حلهای رفع اختلافات در قرارداد الجزایر تعیین شده بود ـ
به تنهایی نمی توانست انگیزه و علت اصلی تجاوز
عراق به ایران باشد، زیرا بیش از این، دو کشور ایران و
عراق در اوضاع بسیار حادتری قرار داشته اند که هرگز به
یک جنگ تمام عیار متوسل نشده اند. مهمتر آنکه ایران به
دلیل وضعیت انقلابی و منازعات داخلی ـ که به طور طبیعی
انقلابها پس از پیروزی درگیر آنها هستند ـ فرصت و امکان
آن را نداشت که عراق را تحریک و یا مورد تهاجم قرار دهد.
آقای هاشمی با اشاره به اوضاع ایران پس از انقلاب و
امکان تحریک کردن عراق می گوید:
«ما ترورها و انفجارهایی روزانه و کودتا داشتیم. کودتای
نوژه چند هفته قبل از آغاز جنگ اتفاق افتاد و در کل
تصویر این امر که ایران این همه بر خود مسلط باشد که به
این زودی عراق را تحریک کند، از نظر آشنایان به تاریخ و
سیاست محال است. اینکه بخواهیم در یک کشور همسایه برنامه
ای پیاده کنیم محققاً انقلاب ما آماده نبود و همه به این
امر اذعان دارند. در آن زمان حتی ارتش ما نیز آماده دفاع
نبود و بنابراین ادعای عراق که ما قصد تحریک این کشور را
داشتیم پذیرفتنی نیست. البته ما مواضع انقلاب را اعلام
کرده بودیم که در هیچ منطق، مکتب و در هیچ جایی اعلام
نظرات یک انقلاب و مکتب به دنیا، نمی تواند جرم تلقی
شود.»
در عین حال اظهارات مقامات رسمی عراق اهداف عراق را از
تهاجم به ایران روشن می سازد. در آبان 1359 صدام طی
مصاحبه ای با روزنامه البنا کویت گفت:
«ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی شویم و صریحاً
اعلام می داریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد هر
فرد عراقی و یا شاید هر عربی مایل به تقسیم ایران و
خرابی آن خواهد بود.»
طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت عراق نیز اعلام کرد:
«وجود پنج ایران کوچکتر بهتر از وجود یک ایران واحد
خواهد بود ... ما از شورش ملتهای ایران پشتیبانی خواهیم
کرد و همه سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم نمود.»
طه یاسین رمضان معاون نخست وزیر عراق نیز طی مصاحبه با
الثوره ارگان حزب بعث تأکید کرد:
«این جنگ به خاطر عهدنامه 1975 و یا چند صدکیلومتر خاک و
یا نصف شط العرب نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم
جمهوری اسلامی است.»
بنابراین گرچه عراق قرارداد 1975 الجزایر و درخواست لغو
آن را بهانه تهاجم به ایران قرار داد ولی «تجزیه ایران و
براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی» هدف نهایی رژیم بعثی
محسوب می شد.
بررسی اوضاع داخلی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی،
هرچند به صورت اجمالی و گذرا، نشان دهنده این معناست که
ایران نه تنها برای جنگ که حتی برای دفاع نیز آمادگی و
قدرت بازدارندگی نداشته است، که در ادامه به آن خواهیم
پرداخت .
زمینه های شکل گیری تجاوز و اشغال گری رژیم بعث عراق به
ایران
1)
اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری دیپلمات ها
با اشغال سفارت و بروز تشنج و بحران در روابط بین دو
کشور در نهایت منجر به قطع رابطه دو جانبه از سوی آمریکا
و تحریم نظامی و اقتصادی ایران شد . آمریکا از واگذاری
اسلحه های خریداری شده به ایران جلوگیری ، اموال و
دارایی های ایران در بانک های آمریکایی را بلوکه کرد و
مشکلاتی نیز در تامین قطعات یدکی برای امکانات نظامی و
غیر نظامی برای ایران ایجاد نمود .
با این اقدام ایران متهم به عدم رعایت قوانین بین المللی
و محکومیت عمومی در صنحه بین المللی شد که در پاسخ به
این مواضع ایران نیز صلاحیت سازمان های بین المللی را
زیر سوال برد که متعافب جمله عراق به ایران امکان
استفاده احتمالی و حداقلی از جایگاه آنان – علی رغم
وابستگی آنان – از دست رفت . وقوع واقعه طبس به هدف آزاد
سازی گروگان ها و عملیات کودتا در ایران، باعث تشکیک و
افزایش بی اعتمادی نسبت به سران ارتش و گسترش پاکسازی
سران آن توسط تندرویان انقلابی شد از طرف دیگر منجر به
چراغ سبز امریکا در تمایل داشتن عراق در حمله به ایران
شد .
2)
نابسانی اوضاع داخلی و اختلاف در صف مسولین نظام :
اختلاف دولت بازرگان با نیروهای انقلاب و سپس بنی صدر با
شورای انقلاب و مجلس شورای اسلامی از از یک طرف و
نابسانی اوضاع امنیتی ، تنش های سیاسی دورنمای روشنی از
جامعه ایران پس از انقلاب نشان نمی داد .
3)
استراتژی حزب بعث عراق:
الف : وحشت سران حزب بعث عراق از شیعیان که حدود 60درصد
جمعیت عراق را تشکیل می دادند و پیوند نزدیکی که با
ایران – از نظر مذهبی و قومی داشتند نگرانی سران حزب بعث
را از تاثیرات انقلاب ( به ویژه شعار صدور انقلاب ) بر
انها دو چندان کرده بود .
ج: خلا قدرت در منطقه با وقوع انقلاب و انزوای مصر به
عنوان رهبر جهان عرب به دلیل صلح با اسرائیل و تلاش برای
بر عهده گرفتن نقش آن توسط رژیم عراق به منظور دستیابی
به نقش جدید در منطقه و تغییر ژئوپلتیک عراق، دولتمردان
عراق را بر ان داشت از فضای برخورد خصومت آمیز آمریکا و
غرب علیه نظام انقلابی ایران و بی ثباتی ناشی از انقلاب
در داخل ایران را به مثابه یک فرصت استثنایی، برای «تسلط
بر خلیج فارس»، به سود خود ارزیابی کند. در واقع روند
تحولات ظاهراً به نفع عراق تمام شده بود، زیرا به جای یک
ایران قوی در مقابل یک ایران ضعیف و متفرق قرار گرفته
بود.
4)
نامساعد بودن موقعیت بین المللی ایران در منطقه و جهان :
به دلیل ماهیت غربی سازمان های بین المللی و وابستگی
انان به قدرت ها از یک طرف و برخورد تند رویانه با
صلاحیت وجودی و عملی انان ، باعث شد که انان رفتاری یک
جانبه و غیر منصفانه با ایران در پیش بگیرند .
استراتژی ایران در طول دفاع مقدس
مرحله اول : استراتژی بازدارنگی و جلو گیری از وقوع جنگ
:
با منازعه ای که در داخل کشور بلافاصله پس از پیروزی
انقلاب میان نیروهای انقلابی و لیبرالها آغاز شد، اقتصاد
کشور فوق العاده ضعیف شده بود و بسیاری از جریانات
ضدانقلابی در مناطق مختلف کشور برای تضعیف دولت مرکزی
تلاش می کردند. منابع تسلیحاتی ایران به دلیل ماهیت
ضدآمریکایی قطع شده بود و در مجموع ایران بسیار آسیب
پذیر به نظر می رسید.
در این میان وضعیت نیروهای ارتش که وظیفه دفاع از مرزهای
ایران را برای مقابله با تهدیدات و تهاجم دشمن بیگانه بر
عهده داشتند بسیار نامطلوب بود. برخی گروه های سیاسی
شعار انحلال ارتش را سر می دادند که با درایت و هوشمندی
امام خمینی خنثی شد ولی در عین حال ارتش با مشکلات اساسی
که بسیاری از آنها ریشه در «ساختار»، «هویت»، «آموزش» و
«فرماندهی و کنترل» داشت، برای انتقال از یک ارتش طاغوتی
به ارتش اسلامی دست و پنجه نرم می کرد. این روند همچنان
ادامه یافت و حتی جریان ضدانقلابی در درون ارتش برای
اعاده وضعیت پیشین، کودتای نوژه را در تیرماه 1359 و
تنها 50 روز قبل از آغاز تجاوز دشمن، سازماندهی و اجرا
کرد.
نهاد تازه تاسیس سپاه پاسداران در این وضعیت با مأموریت
دفاع از انقلاب درگیر ماموریتهای امنیتی در داخل کشور و
در شهرها بود و بخشی از توان آن در کردستان در مصاف با
گروههای ضدانقلاب صرف می شد. بسیج نیز که پس از تصرف
لانه جاسوسی آمریکا با فرمان امام خمینی در ششم آذرماه
1358 تشکیل شد به دلیل موانع موجود، فاقد هویت نظامی
بود.
رژیم بعثی حاکم بر عراق دقیقاً به چنین وضعی آگاه بود.
احمد زبیدی سرهنگ سابق ارتش عراق در مورد درک رهبری عراق
از وضعیت داخلی ایران پس از سقوط سابق ارتش عراق در مورد
درک رهبری عراق از وضعیت داخلی ایران پس از سقوط شاه می
نویسد:
«رهبری عراق معتقد بود پس از سقوط شاه، ایران و خصوصاً
ارتش ایران پس از انجام تصفیه و پاکسازی در آن، ضعیف شده
است.»
وضعیت نظامی ایران نشان دهنده ی کاهش توان دفاعی کشور و
در نتیجه از میان رفتن «قدرت بازدارندگی ایران» در برابر
عراق بود و این مسئله قطعاً نقش بسیار اساسی در تصمیم
گیری عراق برای تجاوز به ایران داشته است.
مرحله دوم : استراتژی متوقف ساختن دشمن
ممانعت از سقوط شهرهای بزرگ به ویژه خرمشهر ، آبادان ،
اهواز و سپس مقابله با پیشروی سریع دشمن در عمق خاک
ایران و توقف پیشروی ها که در چارچوب حرکت های ایذایی و
چریکی توسط نیروهای مردمی در جبهه غرب و جنوب انجام گرفت
.
مرحله سوم : استراتژی دفع تجاوز و آزادسازی سرزمین های
اشغالی
توقف پیشروی های ارتش مسلح بعث در خاک کشور با همدلی و
همکاری نیروهای مردمی ، بسیج و سپاه و گروه های مستقل
چون شهید چمران و سقوط بنی صدر به عنوان مهم ترین مخالف
میدان دادن به این گروه ها - علی رغم عدم توفیق مکرر
ارتش - باعث شد اعتماد مسولین و امام به آنها جلب شود و
وارد میدان تصمیم گیری کلان نظام شوند با اعطای حکم
فرماندهی سپاه به محسن رضایی 27 ساله و دستور امام مبنی
بر مقابله کامل با نیروهای بعثی از طریق همکاری برادرانه
سپاه و بسیج و ارتش این استراتزی با شکست حصر ابادان ،
ازادسازی خرمشهر تحقق پیدا نمود .
مرحله چهارم : استراتژی تنبیه متجاوز و پایان عادلانه
جنگ (از سال 61 تا پایان سال 66)
تنبیه متجاوز و برقرای صلح عادلانه یعنی حداقل خواسته
های ج.ا.ایران که عبارت اند از تامین مرزهای بین المللی
، بر اساس قرار داد الجزایر متجاوز شناختن عراق از سوی
مجامع ین المللی ، پرداخت خسارت ها و غرامت جنگ ( حداقل
تضمین لازم برای پرداخت آن) که از سال 61 مورد توجه بود
.
مرحله پنجم : استراتژی پایان جنگ با حداقل امتیاز (
تحولات جنگ در سال 67 و پایان دادن آن )
با وقوع تحولات در سه ماهه پایان جنگ – که در بخش آخر به
آن اشاراتی خواهیم نمود – ایران مصلحت را در پایان دادن
جنگ دید لذا تلاش نمود در شرایط به وجود آمده جدید
(تغییر موازنه قدرت به سود عراق ) ضمن تسریع در پایان
دادن جنگ حداقل امتیاز ممکن را به دولت عراق دهد مذاکرات
گسترده پیرامون نحوه اجرای قرارداد 598 و دریافت تضمین
های لازم از سوی دبیر کل وقت سازمان ملل در نهایت این
قطعنامه را رسما پذیرفت .
·
بررسی و تحلیل تحولات جنگ در سال اول
ماهیت تجاوز عراق و مقاومت مردمی جمهوری اسلامی نشان
دهنده ی پیوستگی عمیق اهداف جنگ با انقلاب اسلامی بود.
تأثیرات و تعاملات جنگ و انقلاب بر یکدیگر، تا پایان جنگ
همچنان ادامه یافت. در عین حال دست یابی به درک روشن و
عمیق تر در مورد تأثیرات انقلاب در دفاع و در نتیجه
ناکامی دشمن نیاز به بررسی جداگانه ای دارد و شاید پاسخ
به سوال زیر تا اندازه ای ابعاد این موضوع را روشن
نماید:
«اگر شروع جنگ از جانب رژیم عراق به دلیل وقوع انقلاب در
ایران و فقدان توان نظامی جمهوری اسلامی برای بازدارندگی
دشمن بوده است، پس چه عامل یا سلسله عواملی منجر به
ناکامی و عدم تحقق اهداف دشمن پس از تجاوز به ایران شد؟
»
تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد 48 یگان سازماندهی
شده در قالب تیپ ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با
برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و
نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی، 366 فروند هواپیما و 400
فروند هلی کوپتر صورت گرفت. مقصود رهبران عراق از تجاوز
این بود که با شکست نظامی ایران اهداف خود مبنی بر لغو
قرارداد 1975، تجزیه استان خوزستان و در نهایت براندازی
نظام جمهوری اسلامی را تأمین نمایند.
مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید
نیروهای دشمن به سهولت با عبور از خطوط مرزی، برخی از
شهرهای ایران را محاصره کنند. اهمیت و جایگاه خوزستان در
استراتژی تهاجمی عراق، منجر به تمرکز توان اصلی ارتش
عراق در این منطقه شد. لشکرهای 1 مکانیزه و 10 زرهی با
پیشروی در منطقه غرب رودخانه کرخه، در عرض چهار روز،
فاصله 80 کیلومتری مرز تا رودخانه را پشت سر گذاشتند. در
محور بستان ـ سوسنگرد لشکر 9 زرهی در همان خیز اول با
اشغال بستان و محاصره سوسنگرد و حمیدیه، به نزدیکی اهواز
رسید که با شبیخون برادران سپاه و بسیج اهواز ، اقدام به
عقب نشینی کرد.
در محور جنوب غربی اهواز لشکر 5 مکانیزه عراق بعد از
تصرف جفیر و پادگان حمید تا منطقه نورد در 15 کیلومتری
جنوب اهواز پیشروی کرد و سپس از حرکت ایستاد و لشکر 3
زرهی همراه با تیپ 33 نیروی مخصوص برای اشغال آبادان و
خرمشهر وارد عمل شدند که بر اثر مقاومت مردم، بسیج و
سپاه در خرمشهر تا چهارم آبان 59 (به مدت 34 روز) دشمن
نتوانست این شهر را تصرف کند. نیروهای لشکر 3 در 19 مهر
1359 با عبور از رودخانه کارون در موقعیتی که هیچ گونه
مواضع دفاعی در این منطقه وجود نداشت، شهر آبادان را به
محاصره درآوردند. عراقیها در این مرحله بیش از 15000
کیلومتر مربع از اراضی ایران را به اشغال خود درآوردند.
نواقص و کاستیهای دفاعی ایران، هنگامی که فرماندهی کل
قوا بر عهده بنی صدر بود، نقش زیادی در سهولت پیشروی
نیروهای متجاوز عراقی در عمق مناطق ایران و محاصره و
اشغال شهرها داشت. آرایش دفاعی نیروهای ایران به صورت
سنتی (یعنی طبق آئین نامه های رسمی و بدون در نظر گرفتن
وضعیت جدید) صورت گرفته بود. به عبارت دیگر بدون بررسی
دقیق و یا در نظر گرفتن احتمالات گوناگون بود. در آرایش
نیروها پوشش مرز در نظر گرفته شده بود، حال آنکه باید به
صورت متحرک عمل می شد و نیروهای ایران با تمرکز در شمال
حسینیه از جبهه اهواز و خرمشهر دفاع می کردند. بنابراین
گسترش عملیاتی و تاکتیکی نظامی ایران دچار نقص بود.
معابر مسدود نشده بود و درک روشنی از تلاش اصلی عراق
وجود نداشت.
«کرد زمن» دلائل عدم آمادگی جنگی ایران را در «فقدان
قرارگاه فرماندهی» در مناطقی که جنگ جریان داشت و عدم
استقرار توپخانه و هلی کوپترهای تهاجمی و کلیه یگانهای
ارتشی در مرز ذکر می کند و می نویسد:
«ایران هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک
خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیکترین لشکر ایران به منطقه
عملیاتی در اهواز مستقر بود که 40 تا 50 کیلومتر تا صحنه
جنگ فاصله داشت.
وی سپس سهولت پیشروی نیروهای عراقی را به عنوان نشانه ی
عدم آمادگی دفاعی ایران دانسته و می نویسد:
«در واقع حتی اعلامیه های نظامی عراق نیز نشان می داد که
ارتش عراق در طول یکی دو روز اول جنگ با مقاومت زیادی رو
به رو نشده، بنابراین تمامی شواهد حکایت دارند که این
عراق بوده است که با آمادگی کامل و به کارگیری نیروهای
نظامی، تهاجم همه جانبه ای را علیه ایران سازمان داد، در
حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کامل برخوردار نبود.»
نماینده وقت امام در شورای عالی دفاع آیت الله خامنه ای
در تشریح وضعیت دفاعی ایران و ناتوانی در بهره برداری از
توان و امکانات موجود اظهار می دارند:
« ... از جمله شهرهایی که بشدت تهدید می شد دزفول بود،
در حالی که ما آنجا نیرو کم داشتیم و وقتی به فرماندهان
ارتش می گفتیم، می گفتند نیرو کم داریم و یا نیرو و
تجهیزات هر دو را با هم نداریم، درست هم بود، به این
معنا که آمادگی لازم را برای خودشان در این جنگ تهیه
ندیده بودند. در صورتی که ابزارهای زیادی داشتیم ولی از
کار افتاده بود و مهمات زیادی داشتیم که اینها از وجودش
خبر نداشتند. افراد زیادی هم داشتیم که اینها در پادگان
ها حضور نداشتند و لذا وضعمان خیلی بد بود.»
«مقاومت نیروهای مردمی و انقلابی» بویژه در شهرها،
بسیاری از کاستیها و نواقص را جبران کرد و همین امر نقشی
بسیار تعیین کننده در ناکامی ارتش عراق داشت. به عنوان
مثال پس از آنکه تیپ سوم از لشکر 92 زرهی اهواز تنها سه
روز در مرز در برابر لشکر 9 زرهی ارتش عراق پدافند فعال
کرد، نیروهای این لشکر با عبور از شهرهای بستان، سوسنگرد
و حمیدیه در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند که بر اثر
شبیخون نیروهای مردمی و انقلابی به عقب نشینی مبادرت
کردند و سرانجام در پشت دیوارهای غربی شهر سوسنگرد زمین
گیر شدند. ارتش عراق برای پاکسازی و تصرف خرمشهر نیز تیپ
33 نیروی مخصوص را در نظر گرفت ولی به دلیل همین مقاومت
مردمی، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز و با اختصاص 2
لشکر موفق به اشغال خرمشهر شد. مقاومتهای مردمی علاوه بر
«ایجاد فاصله میان یگانهای عراق و ناهماهنگی در پیشروی،»
منجر به «تأخیر و کندی در حرکت» و سرانجام «تأخیر در
سقوط خرمشهر و حفظ آبادان» شد.
دلایل ناتوانی عراق برای بهره برداری از وضعیت سیاسی ـ
نظامی ایران و عدم دستیابی به پیروزی «قاطع و روشن» علی
رغم توضیحات و نظریاتی که ناظران و تحلیل گران نظامی
تاکنون ارائه کرده اند، همچنان مبهم است اما آنچه بیشتر
مورد تأکید است «عدم وجود یک استراتژی نظامی روشن» است
که آن را مرکز ثقل ناکامی عراق می دانند. زیرا رفتار
نظامی عراق نشان دهنده ی این مسئله است که نیروهای عراقی
نمی دانستند تا چه حد باید پیشروی کنند و اهداف آنها
مشخص نبود. به همین دلیل عراق با دستور توقف به ارتش در
حال پیشروی، دچار یک اشتباه نظامی غیرقابل جبران شد.
همچنین اطلاعات غلط و نادرست و اشتباه در محاسبات اوضاع
داخلی ایران، بخش دیگری از توضیح علل ناکامی عراق می
باشد که تحلیل گران نظامی مورد اشاره قرار داده اند. در
واقع آنچه که پس از تهاجم عراق در داخل ایران روی داد
«ظهور جنگ مردمی در شهرها» و «تحکیم موقعیت سیاسی ایران»
بود. حال آنکه عراقیها چنین تصور می کردند که حمله نظامی
سراسری در زمین و هوا، به مثابه یک شوک، منجر به سقوط
نظام انقلابی ایران خواهد شد!
یکی از نظامیان سابق ارتش عراق بر این باور است که رهبری
عراق از روح انقلابی مردم که شاه را ساقط کرده و آماده
بودند تا به دفاع از انقلاب برخیزند، غافل بوده است. وی
معتقد است اگر رهبری عراق وضعیت داخلی ایران را به خوبی
بررسی کرده بود، حمله خود را به تأخیر می انداخت و
راههای دیگری را در پیش می گرفت. بنابراین توضیح، در
واقع رهبری عراق تنها به مشاهده ظواهر و تکیه بر منابع
اطلاعاتی آمریکا و غرب و اطلاعات عناصر فراری ضدانقلاب
اکتفا کرده است، برای همین «قدرت پنهان ایران» را درک
نکرده و از همین نقطه دچار آسیب پذیری شده است.
تنها یک هفته پس از شروع جنگ صدام طی سخنانی خطاب به ملت
عراق اعلام کرد: «عراق به مقاصد ارضی خود نائل شده و
کشورش مایل است خصومتها را کنار گذارد و به مذاکره
بپردازد.» ارائه این پیشنهاد را برخی از تحلیل گران به
مثابه شکست عراق ارزیابی کردند. دبیر کل سازمان ملل در
تاریخ 22 سپتامبر 1980 و در شرایطی که ایران مورد تجاوز
قرار گرفته بود به دولت ایران و عراق پیشنهاد کرد مساعی
جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت آمیز برخورد میان
دو کشور به کار بندند. روز بعد نخستین جلسه شورای امنیت
سازمان ملل برگزار شد و اولین موضع گیری خود را در قبال
جنگ تحمیلی اعلام کرد. حاصل این جلسه صدور بیانیه ای بود
که در آن شورای امنیت به جانبداری از عراق، در حالی که
این کشور با اقدام به زور از مرزهای ایران عبور کرده
بود، از طرفین متخاصم می خواهد «از استفاده بیشتر از زور
خودداری کنند و پیشنهاد صحیح میانجیگری و مصالحه را
بپذیرند.» چنانکه مشخص است شورای امنیت ضمن اجتناب از
صدور قطعنامه، تنها بیانیه ای صادر کرد که در آن هیچ
گونه اشاره ای به نقص تمامیت ارضی ایران نشده است.
جمهوری اسلامی با توجه به تردد هیأتهای میانجیگری و
درخواست هایی که برای برقراری صلح ارائه می شد، شرایط
خود را اعلام کرد:
1ـ محکومیت متجاوز.
2ـ عقب نشینی نیروهای اشغالگر به مرزهای بین المللی.
3ـ پرداخت غرامت و بازگشت پناهندگان عراقی
در وضعیتی که دشمن در مناطق اشغالی حضور داشت، کلیه ی
هیأتهای صلح ابتدا از ایران درخواست می کردند آتش بس را
بپذیرد! حال آنکه ایران «عقب نشینی» و اعلام «محکومیت
متجاوز» را مقدم بر هر اقدام دیگری می دانست. آنچه که
بعدها امام خمینی بیان کردند، مواضع بر حق ایران را
نمایان ساخت:
«ایران می گوید که تا از خانه ما بیرون نروید و تا
جرمهایی که کرده اید معلوم نشود که شما مجرم هستید و تا
ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران
نشود، صلح معنی ندارد.»
رهبری عراق متعاقب «عدم نیل به اهداف نظامی» و «ناکامی
در تحمیل صلح به ایران» بیشترین تلاش نظامی ارتش خود را
پس از هفته اول جنگ، روش اشغال شهرهای سوسنگرد، خرمشهر و
آبادان، متمرکز کرد. مقاومت نیروهای مردمی و سپاه و
عناصر ژاندارمری و ارتش در سوسنگرد و فرمان امام برای
شکستن محاصره شهر آبادان، طرح دشمن را عقیم گذاشت. تداوم
مقاومت در خرمشهر توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال شهر
با تأخیر و خسارت فراوان برای دشمن همراه شد. در این
مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر «اشغال آبادان» متمرکز
شد. صدام امیدوار بود با این اقدام و تصرف ساحل شمالی
رودخانه اروند، به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد
1975 دست یابد. امام خمینی با درکی که از ماهیت تلاشهای
سیاسی ـ نظامی عراق در مرحله جدید داشتند، فرمان «شکستن
حصر آبادان» را در تاریخ 14 آبان 1359 صادر فرمودند.
تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای مهاجم عراق
از نخلستانهای کوی ذوالفقاری آبادان و شکست نیروهای
عراقی در عبور از رودخانه بهمنشیر، در واقع استراتژی
عراق را در نقطه اصلی آن با شکست همراه کرد.
رژیم عراق که از «جنگ تحمیلی» برای «صلح تحمیلی» نتیجه
ای نگرفته بود، دو راه حل «عقب نشینی» یا « استقرار در
مواضع اشغالی» را فرا روی خود داشت. رهبری عراق برای عقب
نشینی توضیح روشنی نداشت زیرا بدون اینکه از تهاجم به
ایران نتیجه ای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق
عقب نشینی می کرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این
تصور که قوای نظامی ایران قادر به بیرون راندن متجاوزین
نخواهند بود و اوضاع سیاسی داخل ایران نیز شدیداً بی
ثبات است، مورد توجه قرار گرفت. صدام در توضیح اقدام خود
می گوید: «اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش خودمان اقتضا
نماید که در این سرزمینهای باشیم، آن را تحت اشغال خود
قرار خواهیم داد.» در واقع ناتوانی نظام ایران برای حمله
به نیروهای عراق، ضامن امنیت آنها بود به همین دلیل
رهبری عراق تصمیم به اشغال مناطق و حضور در آن گرفت.
عراقیها در مرحله جدید با اطمینان از «تضمین امنیت
نیروهای عراقی» در مواضع اشغالی، در انتظار تشدید بحران
در داخل ایران و سرانجام مجبور شدن جمهوری اسلامی به
پذیرش «صلح تحمیلی» بودند. در عین حال عراقیها برای
تقویت توان نظامی و کسب حمایتهای سیاسی، بر تلاشهای خود
افزودند. طارق عزیز حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که
یکی از موضوعات اصلی این ترددهای دیپلماتیک دریافت
میراژهای جنگنده بود. سفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف
ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت که
نتیجه مطلوبی نداشت.
جمهوری اسلامی ایران پس از متوقف کردن دشمن با «مقاومت و
دفاع همه جانبه و مردمی»، در مرحله جدید لزوماً می بایست
متجاوزین را از سرزمینهای اشغالی عقب می راند.
تداوم استقرار نیروهای متجاوز در مناطق اشغالی، سرنوشت
سیاسی بنی صدر (فرمانده کل قوا) را تحت تأثیر قرار داده
بود. بنابراین آزادسازی این مناطق و کسب پیروزی در جنگ
می توانست موقعیت سیاسی بنی صدر را ارتقا و بهبود بخشد.
از طرف دیگر بنی صدر می پنداشت با اتکا به نیروهای ارتش
و با تأکید بر روشهای کلاسیک تحت عنوان روشهای علمی و
تخصصی می تواند این مهم را تحقق بخشد. ضمن اینکه بنی صدر
به دنبال حذف نیروهای خط امام از صحنه سیاسی کشور بود،
به همین دلیل راه حلهای پیشنهادی نیروهای انقلابی و
مردمی را که در مرحله «دفاع و مقاومت» در برابر دشمن،
نقش اساسی و تعیین کننده داشتند، نادیده می گرفت.
در این مرحله با هدف «آزاد سازی مناطق اشغالی» چهار
عملیات طرحریزی و اجرا شد:
1ـ عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب
رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام گرفت
ولی تا قبل از ظهر همین روز به دلیل ناکامی، به اتمام
رسید و نیروها به مواضع خود عقب نشینی کردند.
2ـ در سوم آبان 1359، متعاقب محاصره آبادان، نیروهای
ارتش برای شکستن محاصره این شهر به اجرای عملیات اقدام
کردند ولی بنا به دلایلی از جمله «عدم وجود اطلاعات کافی
و حتی اطلاعات کاذب «با ناکامی روبه رو شدند. پیدایش این
وضعیت «توان اجرای عملیات بعدی» را در نیروهای ارتش ضعیف
کرد.
3ـ در شانزدهم دی ماه 1359 عملیات «نصر» که بعدها به
عملیات هویزه مشهور شد در منطقه غرب رودخانه کارون و با
هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علی رغم موفقیت
اولیه، با شکست همراه شد. صرف نظر از نتیجه نظامی این
عملیات، به دلیل شهادت تعداد بسیاری از دانشجویان پیرو
خط امام که پس از تحویل گروگانها، عازم جبهه های نبرد
شده بودند، این عملیات انعکاس نسبتاً وسیعی در داخل کشور
و در صحنه مناقشات سیاسی داشت.
4ـ در بیستم دی ماه 1359 عملیات «توکل»، با هدف شکستن
محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر انجام شد که نتیجه ای
همانند عملیاتهای پیشین داشت.
نتایج سلسله تلاشهایی که در این مرحله انجام گرفت در بعد
نظامی سبب گردید تفکر «تهاجم گسترده» به دشمن کنار
گذاشته شود. چنانکه در کتاب منتشره ی ارتش جمهوری اسلامی
ایران آمده است:
«پس از انجام ناموفق عملیات آفندی توکل، از روز 21 دی
ماه وضعیت کلی منطقه عملیاتی آبادان ـ ماهشهر به حالت
قبل از اجرای حمله بازگشت و الزاماً نیروهای فرماندهی
اروند وضعیت پدافندی را پذیرفتند و نیروهای طرفین مجدداً
به حالت نبرد توپخانه بازگشتند و مبادله آتش به جریان
خود ادامه داد و طرفین به تقویت و تحکیم مواضع پرداختند
و مرحله دیگری از عملیات در جبهه ی ماهشهر ـ آبادان آغاز
شد که پدافند در مواضع و اجرای تکهای محدود و محلی بود.
این مرحله از عملیات حدود 8 ماه ادامه داشت.»
پیدایش این وضعیت تا اندازه ای بدیهی بود زیرا آنچه که
با هدف آزادسازی مناطق اشغالی انجام گرفت بر اساس بضاعت
و توان فکری و کلیه امکانات نیروهای ارتش به فرماندهی
بنی صدر بود. لذا پس از مواجه شدن با ناکامی جز «اندیشه
پدافندی» و اجرای «تکهای محدود و محلی» راه حل دیگری
تصور نمی شد. ضمن اینکه با گذشت چهار ماه از تجاوز دشمن
نیروهای اشتغالگر همچنان در مواضع خود حضور داشتند و جز
اتلاف وقت و نابودی امکانات موجود (که جایگزینی آنها
عملی نبود) نتیجه ای حاصل نشد. ضمن اینکه به صورت اساسی
«تفکر تکیه بر مانور زرهی» با استفاده از تانک و نفربر،
منسوخ شد، به گونه ای که پس از آن از تانک تنها به عنوان
پشتیبانی نیروی پیاده یا توپخانه استفاده شد.
بنی صدر با مشاهده ناکامی های نظامی وضعیت سیاسی خود را
در مخاطره می دید، برای همین آنچه را که در صحنه نظامی
نتوانست به دست آورد با «گسترش دامنه مناقشات داخلی» پس
از ائتلاف با منافقین و چپهای آمریکایی و سایر عناصر
واخورده سیاسی، جستجو می کرد. غائله 14 اسفند 1359 در
دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله ی جدید منازعات سیاسی
بود.
عراقیها با مشاهده «بن بست نظامی» در جبهه ها و «بحران
سیاسی» در داخل کشور، بر صحت ارزیابی خود از ناتوانی
نظام ایران پافشاری می کردند طوری که اندیشه عملیات
آفندی دوباره در آنها قوت گرفت و در همین جهت ارتش عراق
به دنبال اجرای عملیات در منطقه آبادان و اشغال این شهر
به صورت کامل بود.
تداوم «بحران سیاسی» در داخل کشور، در هنگامی که جبهه
های نبرد از وضعیتی نامطلوب برخوردار بود و امام خمینی
به صورت مکرر بر «اصلی بودن جنگ» تأکید می فرمودند،
سرانجام در خرداد 1360 به درگیری مسلحانه منجر شد. امام
خمینی، بنی صدر را از فرماندهی کل قواخلع کردند و مجلس
شورای اسلامی «کفایت سیاسی» وی را به بحث گذاشت و در
نتیجه عدم کفایت بنی صدر به اتفاق آرا ـ در هنگامی که
عناصر نهضت آزادی از شرکت در مجلس خودداری کرده بودند ـ
به تصویب رسید.
وزیر خارجه وقت فرانسه کلودشسون طی مصاحبه ای رسماً
اعلام کرد:
«اگر بنی صدر از فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی بکند، چون
فرانسه کشور حقوق بشر است!، به وی پناهندگی خواهیم داد و
از او حمایت خواهیم کرد.»
صدام نیز طی مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد:
«چنانچه بنی صدر تمایل داشته باشد، عراق آماده دادن
پناهندگی سیاسی به وی می باشد.»
سرانجام بنی صدر به اتفاق رجوی با خلبان پیشین شاه به
فرانسه متواری شدند و سازمان منافقین موجی از ترور و
انفجار به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی، در سراسر
کشور به راه انداخت. با حادثه هفتم تیرماه 1360 آیت الله
بهشتی و 72 تن از یارانش شامل مسئولین اجرایی و
نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند و در هشتم
شهریور همان سال آقای رجایی که پس از خلع بنی صدر به
عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود به همراه حجت الاسلام
باهنر در حادثه ی انفجار ساختمان نخست وزیری به شهادت
رسیدند.
صدام که پیش از این حوادث در دیدار با کمیته ی حسن نیت
آمادگی خود را برای برقراری آتش بس و مذاکره سیاسی اعلام
کرده بود، پس از مشاهده وضعیت سیاسی ـ نظامی ایران در
تیرماه 1360 طی مصاحبه ای مطبوعاتی اعلام کرد:
«اگر می خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم، ما ترجیح
می دهیم، در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد
رسیدن به توافق به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق
دست یابیم می گوییم جنگ خاتمه یابد! »
بدین ترتیب سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ
گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمینهای اشتغالی به
دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و
امنیتی فرو رفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل گران
دورنمای سیاسی ایران را پس از حذف بنی صدر و آغاز ترور و
انفجار، براندازی نظام ارزیابی می کردند. یکی از نشریات
چاپ آمریکا در همین زمینه نوشت:
«دولتمردان متعصب ایران ضعیف تر از آن هستند که
اشغالگران عراقی را از خاک خود بیرون برانند و بسیاری از
کارشناسان خاورمیانه معتقدند که با پایان دادن به جنگ
ایران و عراق، رژیم جنگزده آیت الله خمینی باید سقوط کند
... سقوط سران حکومت (امام) خمینی گاهی بسیار نزدیک به
نظر می آید و رهبر رژیم کنونی با بمب گذاریهای گروه
مخالفان بسیار ضعیف شده است.»
بنابراین مهمترین سوالی که بعدها فراروی ناظران و تحلیل
گران امور سیاسی ـ نظامی ایران قرار گرفت و همواره در
جستجوی یافتن پاسخ مناسب آن بودند، این بود که «ایران
تحت چنین وضعیتی چگونه توانست ضمن «تثبیت اوضاع سیاسی»
روند آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز و سرانجام جشن
پیروزی را در مسجد جامع خرمشهر برگزار نماید؟»
·
فتح خرمشهر و دلایل ادامه جنگ:
با عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا از سوی امام خمینی
(ره) و رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس شورای
اسلامی و عزل وی ، اوضاع داخلی کشور از یک مقطع بی ثباتی
ناشی از حرکات مذبوهانه منافقین ، به تسلط نیروهای
انقلاب و ثبات داخلی انجامید .
مسولین تمرکز خود را بر موضوع جنگ قرار دادند، مقاومت
نیروه های مردمی و سپاه تازه تاسیس در حفظ ابادان و
مقاومت دلیرانه در خرمشهر اعتماد سران نظام را به انها
را باعث شد ، راهبرد همکاری نظامی سپاه و ارتش مورد
توجه قرار گرفته و سلسله عملیات های نظامی با همکاری این
دو نیرو انجام شد که در نهایت به آزادسازی غرور آفرین
خرمشهر در سال 61 منجر شد.
راه حل های پیش روی ایران بعد از فتح خرمشهر را می توان
در موارد ذیل اشاره نمود :
1)
آغاز مذاکره سیاسی با رژیم عراق و قدرت های حامی وی که
لازمه ی آن امتیاز دادن به ایران بود ولی سازمان ملل و
قدرت های حاکم بر شورای امنیت ، این اقدام را به منزله
رسمیت دادن قدرت انقلاب اسلامی در منطقه خلیج فارس و
خاورمیانه می دانستند لذا با بی توجهی به درخواست های بر
حق ایران عملا درهای مذاکرات را مسدود کردند زیرا عدم
واگذاری امتیاز به ایران جهت جلوگیری از برتری ایران
مورد توافق همه ی رژیم های ذینفع در جنگ بود .
2)
ترک مخاصمه بدون اتمام جنگ راه حل دیگر در پیش روی ایران
بود . دراین صورت قوای نظامی می بایست در حالت نه جنگ و
نه صلح در مرز ها مستقر باشند و این امر جز فرسایش قوای
سیاسی و نظامی نتیجه ای در بر نداشت به تعبیرروزنامه
گاردین توقف ایران در داخل خاک خود نمی تواند ضامن ان
باشد که صدام اقدام به دادن امتیاز در مذاکرات صلح نماید
ضمن انکه دور از ذهن نیست که نیروهای عراقی پس از
گذراندن یک دوره استراحت و بازسازی به تهاجم مجدد اقدام
نکنند .
3)
صلح شرافتمندانه و تضمین شده :
شرافتمندانه به این معنا گه حقوق ایران تامین می شد،
تضمین شده به این معنی که از شروع مجدد جنگ توسط عراق پس
از اتش بس و صلح جلوگیری شود لذا تنها راه حل تحقق این
موضوع اجماع بر ورود به خاک عراق (تحت شرایط تعیینی از
سوی امام ) تهدید شهر بصره ، و در تیرس قرار دادن منطقه
عظیم نفتی رمیله و صفوان عراق به عنوان فشار بر عراق و
جامعه جهانی برای پایان دادن شرافتمندانه جنگ شد . در
همین راستا اولین عملیات پس ار فتح خرمشهر عملیات رمضان
شکل گرفت که نتایج لازم در برنداشت .
با فتح خرمشهر فرماندهان نظامی و مسولین جهت ارائه گزارش
و تعین تکلیف خدمت امام(ره) رسیدند :
دیدگاه های مختلف مسولین حاضر در جلسه مذکور درباره
نحوه ادامه
جنگ پس از فتح خرمشهر را می توان در سه دیدگاه مورد توجه
قرار داد :
1)
دیدگاه امام : در این مقطع
از زمان شاهد عدم هرگونه پرسش و چرایی پیرامون توقف یا
ادامه جنگ در بین مردم ، جریانات سیاسی و مسولین نظامی و
سیاسی هستیم ، ( نهضت آزادی یک سال و اندی پس از فتح
خرمشهر و بن بست رسیدن جنگ در آن مقطع زمانی اقدام به
پرسش پیرامون ادامه جنگ نمود ) تنها چرایی ادامه جنگ -
به ویژه ورود به خاک عراق- از سوی امام (ره) مورد سوال
ایشان بود؛ امام به چهار دلیل ورود به خاک عراق را به
مصلحت نمی دانستند: 1) نگرانی شدید غرب از وقوع این
اتفاق و افزایش فشار های بین المللی بر ایران 2) واکنش
منفی کشورهای عربی منطقه و حمایت گسترده تر و علنی از
عراق 3) ضربه خوردن مردم عراق در نتیجه ورود ایران 4)
تحریک آنان به دفاع جدی و متعصبانه در برابر ایران. امام
(ره) با رد توقف جنگ معتقد بودند که نیروها از خط مرزی
جلوتر نروند اما نظامیان حاضر در جلسه با بیان استدلالات
ذیل خواهان ورود به خاک دشمن شدند :
الف : اگر دشمن بر این استراتژی آگاهی یابد با خیالی
راحت اقدام به بازسازی خود و حمله جدید خواهد نمود .
ب: توقف بر مرزها به ایجاد حالت نه جنگ - نه صلح
منجرخواهد شد که باعث بازگشت نیروهای داوطلب – که اکثریت
مطلق رزمنده ها از این گروه بودند شده و تحقق صلح عملی و
حقوقی به راحتی میسر نخواهد شد ، امام این دلایل را
پذیرفتند اما برعدم صدمه دیدن مردم عراق تاکید فرمودند
لذا در نهایت امر تصمیم به استمرار جنگ در مناطقی
که به مردم عراق صدمه شدید وارد نکند گرفته شد .
2)
دیدگاه نظامیان : استراتژی
نظامیان جهت پایان دادن سریع جنگ ، اعلام حالت فوق
العاده در کشور ، فراخوانی اجباری کلیه مشمولین دوره
احتیاط و ذخیره ، سازماندهی نظامی انان در قالب تشکیل
لشکرهای جدید ، بسیج کلیه امکانات نرم افزاری و سخت
افزاری برای ادامه جنگ ، با هدف حداکثری سقوط صدام و
اجبار وی و جزب بعث به کناره گیری از قدرت یا هدف حداقلی
(بعد از عملیات رمضان در بین نظامیان حاکم شد ) فتح سریع
یک منطقه و تثبیت موضع و پذیرش سریع صلح با اقدام نظامی
بود که در طول جنگ مورد توجه مسولین سیاسی قرار نگرفت ،
طرفداران این دیدگاه فرماندهان عالی سپاه بودند ، به
ویژه آنکه علی رغم فتح فاو و قول سیاسیون مبنی بر پایان
دادن به جنگ روش سیاسیون مورد انتقاد و سوال جدی قرار
گرفت .
3)
دیدگاه سیاسیون :
سیاسیون معتقد به انجام یک عملیلات گسترده ی مهم و تصرف
یک منطقه استراتژیک به عنوان پشتوانه فشار و برگ برنده
در مذاکرات صلح بودند، اقای هاشمی رفسنجانی نماینده امام
در امور جنگ این راهبرد را علی رغم مخالفت ضمنی و کم رنگ
سپاه در جنگ پیش گرفته شد. سال 62 (عملیات رمضان)،
سال 64 (عملیات ولفجر 8) و 65 (کربلای 4و 5) به روشنی
نشان از اتخاذ اشکار این راهبرد می دهد به طوری که
عراق و غرب نیز این امر را درک نمود،با اگاهی عراق و غرب
از اتخاذ این سیاست باعث شد که غرب در واکنش به پیروزی
های بزرگ ایران امتیاز لازم را ندهد و عراق نیز با پایان
یافتن هر عملیات نگران سلسله عملیات های پی در پی و
نزدیک به هم نباشد و با تک سنگین تلافات شدید به نیروهای
ایران وارد سازد و نیروهای خود را نیز بازسازی نماید .
·
جنگ در سال 67 ، ملاحظاتی پیرامون پذیرش قطع نامه 598
موقعیت نظامی عراق :
با آزادسازی خرمشهر در سال 61 و به ویزه تصرف منطقه
استراتژیک فاو در عملیات والفجر 8 در بهمن 64 توسط ایران
، تلاش مکرر عراق در بازپس گیری آن موفقیتی حاصل نشد لذا
اقدام به اتخاذ راهبرد حفظ نیرو و تقویت تکنوبوزی و
سازمان رزم ارتش خود نمود ( استراتژی دفاع متحرک) به
عبارت دیگر امور جنگ را در اولویت نخست قرار داده و با
نگاهی کلان به موضوع جنگ آن را عملا در راس امور قرار
داد . نتایج این راهبرد را در سال 67 شاهد بودیم .
نکته مهم: امام
خمینی (ره) با نگاهی نافذ و درک عمق استراتژیک جنگ،
مساله جنگ را در راس مسائل کشور دانسته و به دولت و
مسولین سیاسی، این امر را بارها تذکر فرمودند اما با
نگاهی بر سیاست های اتخاذی دولت و مسولین ارشد
ارشد اجرایی، این امر را بارها تذکر فرمودند اما با نگاهی
بر سیاست های اتخاذی دولت و مسولین ارشد
ایران و عراق، سخنی به گزافه نیست که بگوییم صدام
تنها مسئول ارشد دخیل در این جنگ بود که در عمل به
آن تذکرات توجه نمود و راهبرد عراق را مبتنی بر
اولویت دهی اصلی جنگ در مسائل عراق، سیاستگذاری و
اجرایی نمود .... .
تغیر موازنه قدرت و برتری کامل عراق حاصل اقدامات ذیل
بود :
الف ) بازسازی و تحول سازمان رزم با فراخوانی و آموزش
نیروها :
1-
به حداقل رساندن نیروهای گارد و آموزش دهنده پادگان های
اموزشی و پشتیبانی در پشت جبهه
2-
اعزام افسران مجروح معالجه شده به جنگ
3-
کاهش نیروهای پلیس و شهربانی شهری و پیوستن آنان به ارتش
4-
کاهش نیروهای دفاع الواجبات ( حفاظت از مراکز نظامی و
سیاسی)
5-
اعلام عفو عمومی برای فراریان از خدمت سربازی و نظامیان
6-
احضار جوانان 19 و 20 ساله و 36 تا 44 ساله به خدمت نظام
وظیفه
7-
جمع آوری افسران توجیه سیاسی و انتقال آنها به واحدهای
رزمی
8-
تعطیلی برخی از کارخانه ها به بهانه نبود مواد اولیه با
هدف جذب نیروهای آنان در ارتش
9-
ادغام برخی از وزارتخانه ها برای آزاد شدن کارکنان اضافی
(تعدیل نیرو) و اعزام آنان به جنگ
10-
قطع کمک هزینه تحصیلی دانشجویان و کاهش ظرقیت داشگاه ها
جهت ورود به نظام وظیفه
11-
جذب 30 نیروهای وزارتخانه ها و سازمان ها برای اعزام به
جنگ
ب ) گسترش سازمان رزم ارتش :
عراق در سال 59 در بدو حمله به ایران دارای 12 لشکر در
قالب 3 سپاه بود این در حالی است که در پایان سال 66 به
59 لشکر در قالب 9 سپاه ( با آخرین تجهیزات و تسلیحات
شرقی و غربی که اشاره خواهیم کرد ) گسترش یافته بود .
این گسترش و تقویت تجهیزاتی باعث شده بود که عراق همواره
امادگی انجام همزمان دو عملیات گسترده و گسیل نیروهای
تازه نفس و احتیاط به صحنه جنگ را داشته باشد .
گسترش سازمان رزم در سال های جنگ از سوی عراق به شرح ذیل
است :
سال 60 – تشکیل دو لشکر 14 و 15 پیاده
سال 61 – تشکیل 5 لشکر 16، 20 ، 21، 22، 23 پیاده
سال 62 – تشکیل لشکر 17 زرهی و لشکر 18و 19 پیاده
سال 63 – تشکیل 9 لشکر پیاده (24،25،26،27،28، 29، 30،
31، پیاده )
سال 64 – تشکیل 10 لشکر (32الی 41 پیاده )
سال 65 – تشکیل لشکر (1 و 2 و3 ویژه ) و (1 و 2و 3 گارد
) ، 42 الاهواز پیاده و 1و 5 الوطنی
سال 66 – تشکیل لشکر 44 و 50 پیاده ، لشکر 4 گارد ریاست
جمهوری، فرماندهی حفاظت نفت
سال 67 – تشکیل 6 لشکر 5 و 6 و 7 و 8 گارد ، 46 و 49
پیاده
خرید های تسلیحاتی و کمک های کشورهای غربی به عراق
فرانسه – بیشترین فروش تسلیحات به عراق در بین کشورهای
غربی - 16.6 میلیارد دلار که شامل :
133 فروند هواپیمای جنگنده میراژ ( نوع اس- 2000 ضد
رادار بود )
موشک پیشرفته اگزوست آ.ام - 39 ، موشک هوا به هوا ماژیک
1 ، هواپیمای سوپر استاندارد مخصوص زدن نفکش ها ، پل های
فلزی و تاسیسات بزرگ صنعتی ، از جمله آنان بود .
شوروی : 84 میلیارد دلار پس از شروع جنگ که شامل: (60
درصد تجهیزات عراق ساخت شوروی بود)
350 فروند موشک اسکاد – فواگ زمین به زمین با برد 300
کلیومتر
500 تانک تی- 72 ، 1000 دستگاه تانک تی 62 ، 25 فروند
میگ 29، 23 فروند میگ 25 ، 70 فروند میگ 21 ، 70 فروند
میگ 23، 30 فروند سوخو 25 ، 50 فروند سوخو 20
ایالات متحده آمریکا : این حمایت ها شامل :
1.5 میلیارد تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و نظامی حساس
رایزنی با 20 کشور برای تحریم اقتصادی و نظامی ایران
همکاری اطلاعاتی با عراق به ویژه افشای تحرکات نظامی
ایران در جبهه ها از طریق در اختیار قرار دادن اطلاعات
هواپیماهای آواکس و ماهواره های جاسوسی به عراق
ممانعت از پیگیری در خواست های ایران در معرفی متجاوز و
قطعنامه سازمان ملل بر ضد تجاوزات عراق از جمله حمله
شیمیایی در جبهه ها و مردم حلبجه
انگلیس : فروش سلاح و مهمات به ارزش 1.2 میلیار دلار و
تکنولوژی جدید به ارزش 31.5 میلیون دلار
کنترل دفاتر تجاری ایران در انگلیس و گزارش تحرکات آن به
عراق
آلمان :
تاسیس کارخانه های ساخت سلاح از جمله شیمیایی در شهر
سامرا
فروش ابزار فنی دقیق به ارزش 826.8 میلیون دلار
تکنولوژی ساخت موشک با بردهای بالا ( 600 تا 800 کبلومتر
) که قادر به زدن تهران بودند .
کشورهای مرتجع عرب حاشیه خلیج فارس :
51 میلیارد دلار فروش نفت به نفع عراق در قالب کمک نقدی
(14 میلیارد دلار ) و خدماتی (16 میلیارددلار) ، تولید
اضافی نفت جهت کاهش قیمت نفت در بازار با هدف کاهش درآمد
های نفتی و ضعف بنیه مالی ایران
تحولات جبهه ها در سال 67 :
با تقویت همه جانبه ارتش عراق، این کشور استراتژی دفاع
متحرک (که از سال 61 تا 66 اتخاذ کرده بود) در سال 67
به حمله تهاجمی تغییر داد و سلسله حملات ذیل را جهت
بازپس گیری مناطق در اختیار ایران آغاز نمود :
-
حمله به فاو و سقوط 36 ساعته ی آن :
ارتش عراق در 28 فروردین سال 67 با استعداد 48 تیپ
(12لشکر) ، 1200 تانک ، 35 گردان توپخانه (سپاه هفتم و
گارد ریاست جمهوری ) به فاو حمله نمود و حدود 36 ساعت پس
از حمله ، فاو بازپس گیری شد. دلایل شکست ایران :
1-
همکاری جامع امریکا در ارائه اطلاعات ماهواره ای و هوایی
از جبهه های ایران
2-
استفاده گسترده از سلاح شیمیایی حتی در پشت جبهه (گردان
توپخانه ایران با شیمیایی از کار افتاد )
3-
به دلیل انجام عملیات والفجر 10 در منطقه غرب نیروهای
ایران به شمال خوزستان گسیل داده شده بودند و استعداد
نیروهای ایران مستقر در این منطقه یک لشکر (در برابر 12
لشکر عراق ) بود.
4-
حمله همزمان به شلمچه (عملیات فریب ) به هدف ممانعت از
انتقال نیروی ایران به فاو
5-
تغییر استراتژی دشمن از دفاع متحرک به حالت تهاجم
6-
غافلگیری ایران مطرح نیست چرا که قرارگاه سیدالشهدا به
نیروهای مستقر در منطقه اعلام آماده باش صددرصد داده بود
اما به دلیل سابقه تحرکات 2 ساله عراق در این منطقه ،
کاملا جدی گرفته نشد .
7-
توجه ایران از جبهه عراق به خلیج فارس، جنگ نفک کش ها و
مقابله با تحرکات آمریکا
-
حمله به شلمچه سقوط 8 ساعته :
ارتش عراق 28 روز پس از حمله به فاو در تاریخ 4 خرداد 67
به منطقه شلمچه با استعداد 3 سپاه حمله نمود.
-
حمله عراق به جزایر مجنون (جنوبی و شمالی ) بازپس گیری
آن در تاریخ 4 تیر 67
-
حمله امریکا به هواپیمای مسافربری ایران برفراز خلیج
فارس
-
دستیابی عراق به موشک های دور برد و زدن تهران و تهدید
به حمله شیمیایی به شهر های بزرگ
-
تصمیم ستاد کل نیروهای مسلح در تخلیه حلبچه به هدف
گرفتن بهانه از عراق مبنی بر اشغال اراضی آن توسط
ایران و جهت پایان دادن به جنگ .
پذیرش قطعنامه :
با از دست دادن مناطق فاو، شلمچه، جزایر مجنون شمالی و
جنوبی ، تخلیه حلبچه از سوی ایران عملا هر دو کشور به
مرزهای بین المللی خود رسیده بودند، تنها دو موضوع باقی
می ماند اول رعایت آتش بس و دیگری تعیین متجاوز و مسولیت
آن که با مذاکراتی که با دبیر کل سازمان ملل انجام گرفت
وی متعهد شد در این موضوع هیات بی طرف تحقیق تشکیل شود و
متجاوز را معرفی نماید لذا ایران در تاریخ 27 تیر رسما
قطعنامه 598 را پذیرفت .
این قطعنامه در اوایل سال 66 پیرو پیروزی قاطع ایران در
عملیات کربلای 5 ( منطقه شلمچه عراق و تهدید و احتمال
محاصره وسقوط بصره) از سوی شورای امنیت صادر شد که ایران
نه آن را رد و نه قبول نمود .
با حمله عراق به کویت در سال 69 راه سخت معرفی عراق به
عنوان متجاوز از سوی دبیر کل هموار شد و عراق نیز از
آنجا که نگران اقدامات احتمالی ایران بود و خاک کویت را
جزی از خاک خود دانسته و حضور خود در خلیج فارس را از آن
سو تحقق یافته می دید، خواسته های ایران – تاکید بر
رعایت حسن همجواری و رسمیت دوباره قرار داد الجزایر از
سوی عراق – رسما مورد پذیرش قرار داده و اعلان نمود .
پایان
منابع :
آغاز تا پایان سیری در تحولات جنگ ، مرکز مطالعات –
تحقیقات جنگ ، تهران 1374
نبرد شرق بصره ، مرکز مطالعات – تحقیقات جنگ ، تهران
1375
جنگ در سال 65، مرکز مطالعات – تحقیقات جنگ ، تهران
1365
شلمچه تا حلبچه، مرکز مطالعات – تحقیقات جنگ ، تهران
1375
فاو تا شلمچه ، مرکز مطالعات – تحقیقات جنگ ، تهران 1374
پایان ، سیری در تحولات پایانی جنگ ، مرکز مطالعات –
تحقیقات جنگ ، تهران
فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق ( 10 جلد 170 صفحه ای
) ، مرکز مطالعات – تحقیقات جنگ ، تهران : 1381 الی
1383