خاورمیانه
آتشفشان توطئه استعماری
امیر رضا
بخشی 6/86
یکی از اهداف اصلی حضور
توسعه طلبانه قدرت های بزرگ غربی در دوران های مختلف
تاریخی در مناطق جهان ، استفاده از منابع و منافع این
مناطق به نفع خود در راستای ایجاد توسعه و پیشرفت همه
جانبه کشورهایشان - علی رغم شعارها و تبلیغات عوام
فریبانه ی آنها - بوده است که ما از آن به استعمار و
استماگری یاد می کنیم که به حق امری غیر قابل کتمان با
اثرات منفی ، از سوی کشور های استعمار گر خارجی بوده است
.
پس از تحولات مختلف در
صحنه بین المللی - به ویژه اثرات مخرب جنگ جهانی دوم -
در رابطه با قدرت های استعمارگر به ویژه بریتانیا خروج
نیروهای خود از مناطق مورد استعمار و نفوذ انها به ناچار
ضروری به نظر می رسید و این اقدام طی یک پروسه در مناطق
مختلف انجام گرفت . خروج از منطقه خلیج فارس ، شبه قاره
هند ، شرق آسیا ، افریقا و ... از جمله این پروسه بود .
بریتانیا پس از این اجبار
که شرایط داخلی بر او تحمیل کرد سعی نمود که این نفوذ و
حضور خود را در این مناطق کاملا از دست ندهد لذا با
طراحی یک استراتژی بلند مدت دو هدف را دنبال نمود .
اول ایجاد یک وابستگی پنهانی و
درونی در کشورهای این مناطق نسبت به خود
و دیگری ایجاد بهانه و زمینه حضور مجدد
منطقه ای در مناطق مهم
و کلیدی پس از خروج رسمی نیروهایش از آنجا بود
. خاورمیانه به دلیل اهمیت استراتژیک مهمترین و اصلی
ترین کانون توجه و نفوذ و حضور قدرت های بزرگ بوده است .
در راستای تحقق اهداف خود در این منطقه ، خاورمیانه محل
توطئه و عملیات استعمار پیر و نو ( انگلیس و آمریکا )
است .
برای تحقق این دو هدف کلان
، سیاست همیشگی « اختلاف بینداز و حکومت کن » را که
همواره در دستور کار سیاست بازان ( انگلیسی و پس از آن
آمریکا ) قرار داشته ، در این مقطع به شکلی دیگر نمایان
شد .
ایجاد مشکلات طاقت فرسا و
در گیرکردن انرژی و فکر مسولین و دولتمردان مردمی
کشورهای خواهان استقلال در صحنه داخلی و خارجی بود .
ازجمله مهمترین اقداماتی که در این راستا ، ( قبل از
خروج رسمی ) می توان به آن اشاره نمود عبارتند از :
گسترش فقر ، ویران کردن زیرساخت ها به شکل مستقیم (
همانند هند ) یا از طریق ایجاد جنگ های داخلی مثل
کشورهای آفریقایی ، دست زدن به اختلافات قومی - مذهبی در
درون کشورهای این مناطق جهت تضعیف پایه های اقتصادی آنها
و وابستگی تکنولوژیکی و مالی این کشورها به آنها پس از
استقلال ، تشکیل کشورهای کوجک وابسته به خود و درگیر
کردن آنها با یکدیگر از طریق ایجاد مرزهای مصنوعی میان
آنها، که حدود نیم قرن از آن می گذرد و همچنان اثرات شوم
آن را در افریقا و حتی منطقه خاورمیانه مشاهده می کنیم .
اکنون به اجرایی شدن برخی از این سیاست ها اشاره ای
کوتاه می کنیم :
ایجاد یک فرقه افراطی
مذهبی (وهابیون ) در عربستان به عنوان کشوری که کانون و
مرکز اسلام بوده و هر ساله مسلمانان زیادی را به سمت خود
- برای اعمال حج - می کشاند و این پتانسیل می توانست در
اختیار اسلامگرایان واقعی قرار گرفته و جنبش اسلامی عظیم
را بر ضد استعمارگران و در رآس آن بریتانیا ایجاد نماید.
با شکل گیری این فرقه و کمک در تسلط آن در سرزمین
عربستان ضمن رفع این خطر ، جنگ مذهب را در مقابل مذهب
ایجاد نمود و بخش زیادی از توجه و انرژی مسلمان در مصاف
با این فرقه هزینه شد .
حمایت و تقویت از فرقه
شیخیگری ، بابی گری و در نهایت بهایت در ایران ، به
عنوان دومین کشور تهدید کننده بالقوه منافع استعمار
انگلیس - چه از نظر روحیات مذهبی و چه ملی - در منطقه و
جهان بود . این حرکت به دلیل هوشیاری علمای برزگ تشیع در
ایران و عراق و پیروی توده مردم از روشنگری آنان ابتر
ماند .
این دو اقدام که با دور
نمای نابودی اصل اسلام و آموزه های آن صورت گرفت مانع از
اتخاذ تاکتیک های مشابه دیگر در دوره های بعدی نشد .
ایجاد دولت نامشروع
صهیونیستی به عنوان اصلی ترین و مطمئن ترین پایگاه
استعماری و سرمایه داری از دیگر اقدامات استعمار گران و
قدرت های برزگ بود . ایجاد تنش ، تفرقه در منطقه بین
کشورها و ملت های مسلمان ، سلطه اقتصای - سیاسی - نظامی
و فرهنگی اسراییل به نمایندگی از نظام سرمایه داری جهانی
در منطقه استراتژیک خاورمیانه از جمله آن اهداف بود .
تکه تکه کردن زمین های
اسلامی و ایجاد کشورهای کوجک با سردمداران وابسته به خود
و حکومت های نامشروع غیر مردمی جهت ممانعت از احتمال
وحدت سرزمینی و تشکیل یک دولت اسلامی بزرگ همچون عثمانی
یا ایران صفوی و رفع این خطر بالقوه در پیش روی خود از
جمله دیگر سیاست انگلیس بود . این سیاست امروزه با عنوان
طرح خاورمیانه بزرگ از سوی آمریکا دنبال می شود .
ایجاد اختلاف مرزی در بین
همین دولت های کوجک وابسته به جهت حضور غیررسمی خود در
منطقه از دیگر این سیاست ها بود . دامن زدن به اختلاف
مرزی بین ایران و عراق که در نهایت منجر به جنگ رژیم بعث
عراق علیه ایران شد ، غراق و کویت که منجر به جنگی دوم
خلیج فارس و حضور رسمی نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه
شد ، اختلافات مرزی بین عربستان و یمن و تنش بین دو کشور
، اختلاف مرزی بین قطر و عربستان ، اختلافات مرزی بین
امارات و قطر ، اختلافات مرزی بین هند و پاکستان و بحران
کشمیر ، ترکیه و یونان بر سر قبرس ، ترکیه و سوریه بر سر
منطقه اسکندورن و... از جمله دستاورد های این سیاست های
استعماری است که بهانه های حضور و یا دخالت خود را در
امور منطقه و کشورها را میسر نموده است .
ایجاد اختلاف و تنش در بین
ملت های کشورها ی منطقه از جمله دیگر سیاست هاست . ایجاد
درگیری و تنش در بین مسلمانان هند و هندو های این کشور
که سابقه طولانی دارد در راستای خدشه دار کردن وحدت این
کشور . اختلافات قومی - مذهبی در عراق و لبنان فعلی ،
تبت در مورد چین ، و تلاش ویژه برای قومیت گرایی و ایجاد
اختلاف در ایران - که با هوشیاری ملت فیم ایران همواره
خنثی و شکست خورده است - از جمله دیگر اقدامات نظام
سلطه در منطقه است .
آنچه روشن است اتخاذ
هرگونه رویکرد و سیاستی که اختلافات را در بین ملت های
مسلمان و کشورهای اسلامی را دامن زده و یا دامنه ی آن
تشدید کند حرکتی در راستای سیاست های انگلیس و امریکاست
که اقشار مسلمانان جهان به ویژه نخبگان سیاسی و مذهبی
باید از پیامد آن آگاه و از آن دوری و تبری بجویند .
فتوای اخیر علمای وهابی پیرامون شیعیان و اماکن مقدسه
عراق و اختلاف افکنی و موج کشتار وحشیانه ی کور کورانه
در آن کشور از اقداماتی است که می بایست از سوی همه ی
کشورهای اسلامی محکوم شده و برخی کشورهای عربی همسایه
عراق از دامن زدن به آنها خودداری کنند تا گامی موثر در
حرکت به انسجام و وحدت اسلامی برداشته شود که تمرات مثبت
این حرکت و استراتژی وحدت طلبانه به نفع منطقه و ملت های
مسلمان خواهد بود و در غیر این صورت باید شاهد آن باشیم
که آتشی که آمریکا و انگلیس در منطقه ایجاد کرده اند
دامن متحدان منطقه ای آنها را هم بگیرد و آنها هم در این
پروسه - که از عراق شروع شده است و قرار بود با شکست حزب
الله لبنان و نابودی آن وارد فاز جدیدی شود - وارد شده و
تحولاتی در راستای منافع قدرت ها و به زیان خود همین
متحدان منطقه ای غرب شکل گیرد .