|
«
خاورمیانه آتشفشان توطئه استعماری » |
|
امیر رضا بخشی
|
یکی از اهداف اصلی حضور توسعه
طلبانه قدرت های بزرگ غربی در دوران های مختلف تاریخی در مناطق
جهان ، استفاده از منابع و منافع این مناطق به نفع خود در راستای
ایجاد توسعه و پیشرفت همه جانبه کشورهایشان - علی رغم شعارها و
تبلیغات عوام فریبانه ی آنها - بوده است که ما از آن به استعمار
و استماگری یاد می کنیم که به حق امری غیر قابل
کتمان با اثرات منفی ، از سوی کشور های استعمار گر خارجی بوده
است .
پس از تحولات مختلف در صحنه بین
المللی - به ویژه اثرات مخرب جنگ جهانی دوم - در رابطه با قدرت
های استعمارگر به ویژه بریتانیا خروج نیروهای خود از مناطق
مورد استعمار و نفوذ انها به ناچار ضروری به نظر می رسید و این
اقدام طی یک پروسه در مناطق مختلف انجام گرفت . خروج از منطقه
خلیج فارس ، شبه قاره هند ، شرق آسیا ، افریقا و ... از جمله این
پروسه بود
.
بریتانیا پس از این اجبار که شرایط
داخلی بر او تحمیل کرد سعی نمود که این نفوذ و حضور خود را در
این مناطق کاملا از دست ندهد لذا با طراحی یک استراتژی بلند مدت
دو هدف را دنبال نمود . اول ایجاد یک وابستگی پنهانی و درونی در
کشورهای این مناطق نسبت به خود و دیگری ایجاد بهانه و زمینه
حضور مجدد منطقه ای در مناطق مهم
و کلیدی پس از خروج رسمی نیروهایش از آنجا
بود . خاورمیانه به دلیل اهمیت استراتژیک مهمترین و اصلی ترین
کانون توجه و نفوذ و حضور قدرت های بزرگ بوده است . در راستای
تحقق اهداف خود در این منطقه ، خاورمیانه محل توطئه و عملیات
استعمار پیر و نو ( انگلیس و آمریکا ) است .
برای تحقق این دو هدف کلان ، سیاست
همیشگی « اختلاف بینداز و حکومت کن » را که همواره در دستور کار سیاست
بازان ( انگلیسی و پس از آن آمریکا ) قرار داشته ، در این
مقطع به شکلی دیگر نمایان شد .
ایجاد مشکلات طاقت فرسا و در
گیرکردن انرژی و فکر مسولین و دولتمردان مردمی
کشورهای خواهان استقلال در صحنه داخلی و خارجی بود . ازجمله
مهمترین اقداماتی که در این راستا ، ( قبل از خروج رسمی ) می
توان به آن اشاره
نمود عبارتند از : گسترش فقر ، ویران کردن زیرساخت ها به
شکل مستقیم ( همانند هند ) یا از طریق ایجاد جنگ های داخلی مثل
کشورهای آفریقایی ، دست زدن به اختلافات قومی - مذهبی در درون
کشورهای این مناطق جهت تضعیف پایه های اقتصادی آنها و وابستگی
تکنولوژیکی و مالی این کشورها به آنها پس از استقلال ، تشکیل کشورهای کوجک وابسته به خود و
درگیر کردن آنها با یکدیگر از طریق ایجاد مرزهای مصنوعی میان
آنها، که حدود نیم قرن از آن می گذرد و همچنان اثرات شوم آن را
در افریقا و حتی منطقه خاورمیانه مشاهده می کنیم . اکنون به اجرایی شدن برخی از این سیاست ها
اشاره ای کوتاه می کنیم :
ایجاد یک فرقه افراطی مذهبی
(وهابیون ) در عربستان به عنوان کشوری که کانون و مرکز اسلام
بوده و هر ساله مسلمانان زیادی را به سمت خود - برای اعمال حج -
می کشاند و این پتانسیل می توانست در اختیار اسلامگرایان واقعی
قرار گرفته و جنبش اسلامی عظیم را بر ضد استعمارگران و در رآس آن
بریتانیا ایجاد نماید. با شکل گیری این فرقه و کمک در تسلط آن در
سرزمین عربستان ضمن رفع این خطر ، جنگ مذهب را در مقابل مذهب
ایجاد نمود و بخش زیادی از توجه و انرژی مسلمان در مصاف با این
فرقه هزینه شد .
حمایت و تقویت از فرقه شیخیگری ،
بابی گری و در نهایت بهایت در ایران ، به عنوان دومین کشور تهدید
کننده بالقوه منافع استعمار انگلیس - چه از نظر روحیات مذهبی و چه ملی -
در منطقه و جهان بود . این حرکت به دلیل هوشیاری علمای برزگ تشیع
در ایران و عراق و پیروی توده مردم از روشنگری آنان ابتر ماند .
این دو اقدام که با دور نمای
نابودی اصل اسلام و آموزه های آن صورت گرفت مانع از اتخاذ تاکتیک
های مشابه دیگر در دوره های بعدی نشد .
ایجاد دولت نامشروع صهیونیستی به
عنوان اصلی ترین و مطمئن ترین پایگاه استعماری و سرمایه داری از
دیگر اقدامات استعمار گران و قدرت های برزگ بود . ایجاد تنش ،
تفرقه در منطقه بین کشورها و ملت های مسلمان ، سلطه اقتصای -
سیاسی - نظامی و فرهنگی اسراییل به نمایندگی از نظام سرمایه داری
جهانی در منطقه استراتژیک خاورمیانه از جمله آن اهداف بود
.
تکه تکه کردن زمین های اسلامی و
ایجاد کشورهای کوجک با سردمداران وابسته به خود و حکومت های
نامشروع غیر مردمی جهت ممانعت از احتمال وحدت سرزمینی و تشکیل یک
دولت اسلامی بزرگ همچون عثمانی یا ایران صفوی و رفع این خطر
بالقوه در پیش روی خود از جمله دیگر سیاست انگلیس بود . این
سیاست امروزه با عنوان طرح خاورمیانه بزرگ از سوی آمریکا دنبال
می شود .
ایجاد اختلاف مرزی در بین همین
دولت های کوجک وابسته به جهت حضور غیررسمی خود در منطقه از دیگر
این سیاست ها بود . دامن زدن به اختلاف مرزی بین ایران و عراق که
در نهایت منجر به جنگ رژیم بعث عراق علیه ایران شد ، غراق و کویت
که منجر به جنگی دوم خلیج فارس و حضور رسمی نظامی آمریکا و
انگلیس در منطقه شد ، اختلافات مرزی بین عربستان و یمن و تنش بین
دو کشور ، اختلاف مرزی بین قطر و عربستان ، اختلافات مرزی بین
امارات و قطر ، اختلافات مرزی بین هند و پاکستان و بحران کشمیر ،
ترکیه و یونان بر سر قبرس ، ترکیه و سوریه بر سر منطقه اسکندورن
و... از جمله دستاورد های این سیاست های استعماری است
که بهانه های حضور و یا دخالت خود را در امور منطقه و کشورها را
میسر نموده است .
ایجاد اختلاف و تنش در بین ملت های
کشورها ی منطقه از جمله دیگر سیاست هاست . ایجاد درگیری و تنش در
بین مسلمانان هند و هندو های این کشور که سابقه طولانی دارد در
راستای خدشه دار کردن وحدت این کشور . اختلافات قومی - مذهبی در
عراق و لبنان فعلی ، تبت در مورد چین ، و تلاش ویژه برای قومیت
گرایی و ایجاد اختلاف در ایران - که با هوشیاری ملت فیم ایران
همواره خنثی و شکست خورده است - از جمله دیگر اقدامات
نظام سلطه در منطقه است .
آنچه روشن است اتخاذ هرگونه رویکرد
و سیاستی که اختلافات را در بین ملت های مسلمان و کشورهای اسلامی
را دامن زده و یا دامنه ی آن تشدید کند حرکتی در راستای سیاست
های انگلیس و امریکاست که اقشار مسلمانان جهان به ویژه نخبگان
سیاسی و مذهبی باید از پیامد آن آگاه و از آن دوری و تبری بجویند
. فتوای اخیر علمای وهابی پیرامون شیعیان و اماکن مقدسه عراق و
اختلاف افکنی و موج کشتار وحشیانه ی کور کورانه در آن کشور از
اقداماتی است که می بایست از سوی همه ی کشورهای اسلامی محکوم شده
و برخی کشورهای عربی همسایه عراق از دامن زدن به آنها خودداری کنند تا
گامی موثر در حرکت به انسجام و وحدت اسلامی برداشته شود که تمرات
مثبت این حرکت و استراتژی وحدت طلبانه به نفع منطقه و ملت های
مسلمان خواهد بود و در غیر این صورت باید شاهد آن باشیم که آتشی
که آمریکا و انگلیس در منطقه ایجاد کرده اند دامن متحدان منطقه
ای آنها را هم بگیرد و آنها هم در این پروسه - که از عراق شروع
شده است و قرار بود با شکست حزب الله لبنان و نابودی آن وارد فاز
جدیدی شود - وارد شده و تحولاتی در راستای منافع قدرت ها و به
زیان خود همین متحدان منطقه ای غرب شکل گیرد .
پایان
|