ارسال مطلب

مشاوره کارشناسی ارشد

 اخبار برنامه ها

دیدگاه کاربران

جستجو در سایت

 

تاریخ دریافت 1/4/86

تعداد بازدید

تاریخ انتشار  18/4/86

                مهندسی فرهنگی
                نویسنده : دکتر مهدی ناظمی 

                  منبع :  ------ ( ارسالی توسط آقای احمد فرودی )

شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان بالاترين رده در نظام فرهنگى كشور، ماموريت و وظيفه حساس و پيچيده اى در مديريت راهبردى فرهنگى كشور بر عهده دارد. به غير از اين مجموعه هيچ جايگاه و مركز ديگرى در كشور وجود ندارد. دولت و مجلس و حتى مجمع تشخيص مصلحت نظام در رابطه با فرهنگ كشور وظايفى بر عهده دارند ولى هيچ كدام وظيفه اى كه اين شورا بر عهده دارد را عهده دار نبوده و نمى تواند انجام دهد (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۱)

شوراى عالى انقلاب فرهنگى مركز مهندسى فرهنگى كشور به حساب مى آيد. مهندسى فرهنگى كشور نيازمند داشتن نگاه بلندمدت و بصيرتى راهگشا به آينده فرهنگى است تا اين مجموعه كارشناسى زبده و ناب فرهنگى بتواند مجمع تشخيص مصلحت نظام را در سياست گذارى كلان كشور هدايت كند (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۱).

علاوه بر مهندسى فرهنگى كشور وظيفه مهم و اصلى ديگر شوراى عالى انقلاب فرهنگى مهندسى فرهنگ كشور است. فرهنگ كشور به يك نظم و جهت گيرى و جهت يابى و انسجام بخشهاى گوناگون دولتى و غيردولتى در باب فرهنگ نيازمند است. اين شورا مسووليت دارد كه فرهنگ موجود كشور را بشناسد، اگر در آن ضعف هايى وجود دارد آن را اصلاح كند و اگر در آن نفوذى هست راه نفوذ را ببندد. (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۱).

شوراى عالى انقلاب فرهنگى در انجام وظيفه و ماموريت خاص خود كه مهندسى فرهنگى كشور است مشخص مى كند كه فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى و حركت عظيم درون زا و صيرورت بخش و كيفيت بخشى كه به عنوان فرهنگ در درون انسانها و در جامعه لازم است وجود داشته باشد چگونه بايد باشد. اشكالات و نواقصى كه در وضعيت موجود دارد چيست و چگونه بايد رفع شود (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۱).

مهندسى فرهنگ بدين مفهوم است كه با يك بصيرت و يك فكر كلان و نگاه برتر و بالاتر همه جريانهاى فرهنگى داخل و خارج كشور ديده شده و مشخص شود كه عناصر فرهنگى با چه كيفيتى بايد باشند و حقيقت فرهنگ بايد به كدام سمت برود. از سوى ديگر بايد حركت فرهنگ به سمت مطلوب هدايت و مراقبت شود. هدايت و مراقبت حركت فرهنگ به سمت مطلوب با مهندسى فرهنگى كشور انجام مى پذيرد (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۳).

مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى كشور وظيفه و ماموريتى است كه از عمق و پيچيدگى بالايى در حوزه مديريت راهبردى كشور برخوردار است. لازمه انجام چنين وظيفه اى بهره گيرى از نتايج تلاش هاى علمى و پژوهشى و مطالعاتى در موضوع فرهنگ و توسعه فرهنگى و در اختيار داشتن اطلاعات استراتژيك فرهنگى با رصد مستمر فرهنگى كشور و جهان مى باشد. امكان تجزيه و تحليل و بهره گيرى از نتايج پژوهشهاى فرهنگى انجام شده و اطلاعات استراتژيك فرهنگى براى انجام تصميم گيرى هاى استراتژيك و مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى كشور زمانى فراهم خواهد بود كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى داراى عقبه علمى فكرى مناسب و اتاق هاى فكر براى تامين دانش و بصيرت مديريت راهبردى فرهنگى كشور باشد (فرمايشات مقام معظم رهبرى در سال ۱۳۸۳).

مفهوم شناسى

اولين واژه اى كه در موضوع مهندسى محور مورد توجه قرار می گیرد واژه سيستم است. سيستم را مى توان يك كل تشكيل شده از يك دسته عوامل و اجزا كه زير سيستم خوانده مى شوند و بر اساس يك طراحى طبيعى و يا ايجاد شده (مصنوعى) هم از لحاظ ساختارى و هم از نظر كاركردى براى دستيابى به هدف هاى كل سيستم با هم وابسته و در مراوده دائم هستند در نظر گرفت.

در حقيقت سيستم مجموعه اى از اجزاى به هم وابسته است كه آن اجزا در راه رسيدن به هدف معينى با هم هماهنگ شده اند و به شكل يك مجموعه يكپارچه داراى ويژگى و توانايى هايى هستند كه از جمع ويژگى ها و توانايى هاى انفرادى اجزاى (زير سيستم ها) آن متفاوت است.

بنابراين هر گاه كه موضوع مهندسى سيستم مطرح مى شود جايگاه اجزاى سيستم، تعامل آنها با يكديگر و در جهت هدف حركت كردن آنها موضوعيت دارد.

در موضوع فرهنگ تعاريف متعدد و زيادى هست. با وجود بيش از سيصد تعريف مختلف از فرهنگ در مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى كشور تعريفى مبنا قرار مى گيرد كه در آن:

- تعريف حداكثرى از فرهنگ

- نگاه سيستمى به فرهنگ

- ارتباط نظام فرهنگ با ساير نظامات جامعه لحاظ شده باشد.

يكى از تعاريفى كه قابل استفاده است تعريفى است كه به تركيب فرهنگ اشاره مى كند، يعنى فرهنگ را مجموعه اى از عناصر مى بيند كه اين عناصر در تعامل با همديگر هستند و يك كل را مى سازند، بنابراين اگر فرهنگ را يك سيستم ببينيم مهندسى فرهنگ، مهندسى سيستم فرهنگ هست، يعنى براى مهندسى فرهنگ بايد اجزاى فرهنگ را در جاى خودشان قرار دهيم و تعامل آنها را به خوبى با هم برقرار كنيم.

در كنار مهندسى سيستم بحث مديريت سيستم را داريم. قاعدتا يك سيستم نخست مهندسى شده بعد از آن مديريت مى شود توالى و تناسب مديريت و مهندسى به اين ترتيب با هم برقرار مى شود.

سيستم فرهنگ در طبقه بندى سيستم ها

اگر بخواهيم جايگاه فرهنگ را در مجموعه سيستم ها در نظر بگيريم بايد الگوى طبقه بندى سيستم ها را مد نظر قرار دهيم. مى دانيم كه سيستم ها از ساده به پيچيده، از بسته به باز تكامل و رشد پيدا مى كنند.

جايگاه فرهنگ به عنوان يك سيستم، جايگاهى است كه سيستم هاى متكامل تر را در بر مى گيرد. وقتى فرهنگ را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريم قاعدتا بايد اجزاى آن را مورد توجه و در حقيقت مدل سيستمى آن را مد نظر قرار بدهيم.

در يك تعريف فرهنگ را تركيبى از سه لايه دانسته اند كه عبارتند از: لايه بنيادى، مفروضات اساسى، لايه ميانى، ارزش ها و لايه بيرونى كه لايه نمادها و رفتارهاست.

در هر لايه عناصرى هستندكه اين عناصر در تعامل با همديگر قرار مى گيرند.

مهندسى فرهنگ

مهندسى فرهنگ عبارت است از طراحى، نوسازى و بازسازى سيستم فرهنگ.

مهندسى فرهنگى

در يك تقسيم بندى چهار زيرسيستم را براى يك جامعه در نظر مى گيرند: نظام سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى. در مهندسى فرهنگى كشور قاعدتا بايد اين چهارنظام هر كدام داراى نقش و وظيفه معين بوده و در جاى خود قرار داشته باشند و در تعامل مناسبى با هم باشند تا به اهداف خود و اهداف كلان نظام برسند.

مهندسى كشورها داراى انواعى است و جوامع را بر حسب اهداف غايى آنها بايد مهندسى كرد. اگر اهداف غايى جامعه اى اهداف فرهنگى باشد اين جامعه ملزم خواهد بود هم خود را مهندسى فرهنگى كند و هم مديريت فرهنگى را بر مجموع اجزاءجامعه حاكم كند. مديريت فرهنگى در اينجا منظور مديريت دستگاه هاى فرهنگى نيست بلكه در همه حوزه ها بايد مديريت فرهنگى حاكم باشد. اهداف غايى مديران اقتصادى و سياسى هم بايد اهداف فرهنگى باشد.

واژه هايى كه خيلى با آنها در موضوع مهندسى فرهنگى كشور سروكار داريم عبارتند از «كاركرد» و «ساختار». هر سازمان، نهاد و هر جايگاه سازمانى به دنبال اهدافى است؛ يا به دنبال تامين نيازى از جامعه است. آن مجموعه وظايف و فعاليت هاى اصلى را كه يك سيستم بر عهده دارد به عنوان كاركرد سيستم منظور مى كنند. بنابراين از دل اهداف كاركردها بيرون مى آيند و متناسب با كاركردها ساختارها درست مى شوند. ساختارها همان سازمان ها و دستگاه ها و نهادهايى هستند كه به طور عينى مشاهده مى كنيم. در بحث مهندسى فرهنگى كشور هم بايد كاركردها را مشخص كنيم و هم ساختارها را متناسب با آنها شكل بدهيم.

جايگاه مهندسى فرهنگى كشور

نقطه عزيمت ما در اين بحث فرمايشات مقام معظم رهبرى مى باشد. ايشان شوراى عالى انقلاب فرهنگى را به عنوان قرارگاه اصلى مهندسى فرهنگى كشور در نظرگرفتند.

مهندسى فرهنگ مقدم برمهندسى فرهنگى كشور است. براى مهندسى فرهنگ نخست بايد فرهنگ آرمانى را شناخت سپس فرهنگ موجود را شناسايى نمود و با توجه به امكانات و محدوديت هاى محيط هاى درونى و بيرونى فرهنگ مطلوب ( هدف) را تعيين نمود.

اجزا و انواع فرهنگ

اين فرهنگى كه بايد بشناسيم و بعد براى مديريت و مهندسى براساس آن اقدام كنيم چه اجزايى دارد؟

فرهنگ شامل دو جزء اصلى است:

«فرهنگ يك جامعه اساس هويت آن جامعه است. فرهنگ كه مى گوييم اعم از: مظاهر فرهنگى مانند زبان و خط و امثال اينها و آنچه باطن و اصل تشكيل دهنده پيكره فرهنگ ملى است، مثل: عقايد، آداب اجتماعى، مواريث ملى، خصلت هاى بومى و قومى. اينها اركان و مصالح تشكيل دهنده فرهنگ يك ملت است.

(مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

نكته مهم اين است كه اين دو جزء بايد در تعامل سيستمى با هم باشند. ظاهر فرهنگ بايد مبتنى بر باطن فرهنگ باشد. انواع فرهنگ عبارت است از: فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى.

فرهنگ ملى

عاملى كه يك ملت را به ركود و خمودى يا تحرك و ايستادگى يا صبر و حوصله يا پرخاشگرى و بى حوصلگى يا اظهار ذلت در مقابل ديگران يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران يا به تحرك و فعاليت توليدى يا به بيگارى و خمودى تحريك مى كند فرهنگ ملى است.

(مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

فرهنگ عمومى

فرهنگ به عنوان شكل دهنده به ذهن و رفتار عمومى جامعه است. انديشيدن و تصميم گيرى جامعه بر اساس فرهنگى است كه بر ذهن آنها حاكم است. در داخل كشور چيزهايى كه در فرهنگ عمومى ضعيف است يا جايش كم است كدام است؟

(مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

فرهنگ تخصصى

فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميمات كلان كشور - حتى تصميم هاى اقتصادى، سياسى و مديريتى است. وقتى ما مى خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازى كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگى را ترويج مى كنيم يا توليد مى كنيم يا اشاعه مى دهيم.

(مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

فرهنگ سازمانى

موارد ديگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگى، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است.

(مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

فرهنگ اداره امروز معادل فرهنگ سازمانى است و در ادبيات مديريت به عنوان يك مقوله جدى و مورد توجه است.

مهندسى فرهنگ كشور به اين معناست كه فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى، فرهنگ سازمانى به يك نظم جهت گيرى، جهت يابى و انسجام برسند. با اين ديد همه دستگاه ها و سازمان هاى كشورمان در موضوع فرهنگ نقش دارند.

دستگاه هاى فرهنگى همانگونه مسوول فرهنگ كشور هستند كه سازمان حفاظت محيط زيست مسوول حفاظت محيط زيست كشور است. همه دستگاه ها چه بسا دستگاه هاى اقتصادى كه به ظاهر غير فرهنگى تلقى مى شوند مى توانند در يك مقطعى فرهنگ سازتر از دستگاه هاى فرهنگى باشند و نقش آنها در اصلاح يا تخريب يك فرهنگ خيلى زياد باشد.

 نقشه مهندسى فرهنگى كشور

براى اين كه همه دستگاه ها وكاركردهاى آنان در جهت فرهنگ مطلوب سمت و سو بگيرد نخست بايد نقشه مهندسى فرهنگى كشور ترسيم شود. تهيه اين نقشه وظيفه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است.

براساس اين نقشه است كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان قرارگاه اصلى مى تواند جايگاه هاى موثر نظام را هدايت كند. حتى مجمع تشخيص مصلحت را براى تهيه سياست هاى پيشنهادى ضرورى راهنمايى كند.

مقام معظم رهبرى به صراحت اشاره دارند كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى مركز مهندسى فرهنگى و حراست كننده فرهنگ كشور است اين قرارگاه اصلى به دو چيز احتياج دارد:

۱- عقبه علمى و فكرى ۲- خط مقدم اجرايى.

مجلس، دولت، قوه قضاييه و مجمع تشخيص مصلحت خط مقدم اجرايى هستند و همه مراكز علمى وپژوهشى دانشگاهى وحوزوى عقبه علمى و فكرى شوراى عالى انقلاب فرهنگى محسوب مى شوند. الزام اساسى كه براى اجرايى شدن نقشه مهندسى فرهنگى كشور وجود دارد اعمال مديريت راهبردى فرهنگى است. مديريت راهبردى دو وظيفه عمده بر عهده دارد:

۱- شاخص هاى روشن و مشخصى براى هدف فرهنگى مشخص كند ۲- نرخ موجود و نرخ هدف را تعيين كند. در اين مورد مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى اشاره دارند و مى فرمايند: بايد تاثير مجموعه كارهايى را كه انجام مى دهيم مشخص كنيم و بتوانيم بسنجيم كه خروجى كارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است و اشاره مى كنند به يكى از بندهاى شرح وظايف شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مى فرمايند: «تعيين شاخص هاى ارزيابى وضعيت فرهنگى، آموزشى و تحقيقاتى كشور به عهده شوراى عالى است. براساس اين شاخص ها بايد بتوان وضعيت امروز فرهنگى كشور را به صورت كمى ارزيابى كرد و بعد هم وضعيت هدف را مشخص نمود.»

اجزاى نقشه مهندسى فرهنگى كشور

معمولا هر نقشه اى را جلوى خودتان بگذاريد با نگاهى فنى و تخصصى متوجه مى شويد:

۱- چه كارهايى بايد انجام شود.

۲- چه كسانى بايد اين كارها را انجام دهند.

۳- چگونه بايد آن كارها انجام شود.

بنا براين بايد اول كاركردها را مشخص كنيم. ما از مجموعه نظاممان چه كاركردهايى انتظار داريم. قاعدتا اين كاركردها در جهت هدف اصلى نظام جمهورى اسلامى كه رشد فرهنگ و ارزش هاى اسلامى است تعريف مى شود. وقتى اين كاركرد در سطح نظام ها و سازمان هاو نهادها تعريف مى شود مشخص مى گردد كه هر سازمانى، هر مجموعه اى چه كاركردى بايد داشته باشد تا اين مجموعه كاركردها روى همديگر هدف كلان نظام را محقق كنند. بنابراين ساختارهايى كه در مجموعه نظام ما وجود دارند بايد متناسب با آن كاركرد كه مورد انتظار هست مهندسى شده باشند. مهندسى فرهنگ ومهندسى فرهنگى كشور ومديريت فرهنگى كشور يكباره انجام نمى پذيرد بلكه پروسه اى است كه به طور مستمر بايد در حال انجام ودر حال تكامل باشد و همه دستگاه ها وساختارهاى كشور هم براى انجام آن مهندسى آماده شوند.

يك فرد، يك جمع، يك دستگاه نمى تواند مهندسى فرهنگ را انجام دهد. يك مجموعه كاركردهايى منجر به مهندسى فرهنگ خواهد شد. اين كاركردها عبارت از شناخت فرهنگ آرمانى، شناخت فرهنگ موجود و تعيين فرهنگ هدف در انواع واجزاى فرهنگ مى باشد. انجام اين كاركردها كه خيلى سهل بيان مى شود كارى عظيم و پيچيده هست، كار فكرى و علمى سنگينى مى طلبد كه انشاءالله با انجام آن وجه تمايز نظام جمهورى اسلامى با ساير كشورها و جوامعى كه به فرهنگ و ارزش هاى اصيلى چون فرهنگ اسلامى پايبند نيستند قابل محقق شدن باشد.

وقتى نقشه مهندسى فرهنگ ومهندسى فرهنگى كشور ترسيم شود آن وقت مشخص مى شود كه چه كارهايى با چه اولويتى و توسط چه ساختار هايى بايد انجام پذيرد.

در تهيه نقشه مهندسى فرهنگى نخست بايد مهندسى فرهنگ صورت بگيرد فرهنگ موجود، فرهنگ آرمانى و فرهنگ هدف مشخص شود. سپس نوع مهندسى حاكم بر زير نظام هاى جامعه و بر كلان نظام جامعه مشخص شود، ضعف هاى آن ديده شود، وضعيت آرمانى ترسيم گردد و با توجه به امكانات و محدوديت ها نوع مهندسى مطلوب وقابل اعمال بر زير نظام ها را تعيين كنيم بعد به سراغ اصلاح وتحول در ساختارهايى كه تاكنون ايجاد كرديم برويم.

به اين ترتيب نقشه مهندسى فرهنگى كشور به حول و قوه الهى مشخص مى شود. پس از تاييد و تصويب اين نقشه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى و تامين نظر مقام معظم رهبرى (مدظله العالى) خط مقدم اصلى يعنى مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراى اسلامى، دولت و قوه قضائيه و ساير جايگاه هاى ذيربط بايد نسبت به اجرا و پياده نمودن اين نقشه همت گمارند.

پایان

 

www.afkarenow.com

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلا مانع است