|
تحقق تولید علم ، چگونه ؟ |
|
امیر رضا بخشی
|
یکی از موضوعاتی که این چند سال اخیر مورد توجه
و تآکید مسئولین به ویژه مقام معظم رهبری قرار گرفته
است دستیابی کشور به علوم جدید و جوشش چشمه های علم در زمینه های
مختلف از سوی فرهیختگان و محققان علمی کشور است که از آن به نهضت
تولید علم یاد می شود . اولین
موضوعي كه
پس از این سخن در ذهن انسان تداعی می شود
چگونگي
تحقق این امر است ؟
در
جهش
علمی
و ارتقاء سطح علمي كشور
یکی از موضوعاتی که باید مورد توجه جدی قرار گیرد
این
است
كه
محققان و دانشمندان بخشی از تلاش خود را معطوف به علومی نمایند
که تازگی داشته باشد و دیگر کشورهای پیشرو و
قدرتمند نیز چون ما در حال
دستیابی به آن باشند همانند آنچه که در مورد سلول های بنیادی و
نانو مشاهده می کنیم . این همان روح حاکم بر نهضت تولید علم است که بدون توجه به آن ،
این امر تحقق نخواهد یافت . حال سوال اساسی اینجاست که چگونه و
با چه رویکرد و ابزاری می توان در راستای تحقق این امر
حرکت نمود ؟
به طور کلی علوم انسانی به عنوان زیر ساخت فکری - فرهنگی جامعه
نقش بسیار مهمی در حرکت به سمت تحقق تولید علم دارد . انسان به
عنوان مرکز پرگار این حرکت در حوزه این علوم قرار دارد که اصلاح
علوم انسانی ( بومی و اسلامی شدن آن که در بطن اجتماع علمی -
دینی تحقق خواهد یافت ) می بایست مورد توجه جدی قرار گیرد .
تغییر نگرش های مردم به ویژه نوجوانان و جوانان و حتی نخبگان
فعلی پیرامون موضوعات و سطوح مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ،
روانشناسی و حتی سیاسی از نتایج اصلاح علوم انسای و حرکت از نسخه
برداری علمی به تولید علم است ، که این خود از نتایج تحقق مهندسی
فرهنگی است . موضوعی حیاتی که به نظر می رسد در طول 15 سال اخیر
کمتر مورد توجه و اهتمام مسولین و نخبگان قرار گرفته است . (
انشاا.. در استمرار مباحث در باب تولید علم به نقش و جایگاه
دستگاه ها در مهندسی فرهنگی و به ارتباط آن با تولید علم پرداخته
خواهد شد .)
راهکار اجرایی :
آن آنچه به نظر می رسد یکی از راهکار های تحقق
تولید علم در شرایط فعلی ، ان است که
متخصصان هر رشته
به ویژه علوم انسانی
بايد در
مجموعه یا
تشکیلاتی دولتی یا غیر دولتی
و با هر عنوان ( گروه ، موسسه ، انجمن ، اتاق و ...)
جمع شوند. اين
مجموعه
ها هریک
بايد توليت علمي
بخش یا
رشته معيني را به عهده گيرد
و با كمك صاحبنظران وضع موجود را ارزيابي كرده
و با طراحی استراتژی عملیاتی ، سعی در نو آوری علمی در آن بخش
نمایند .و برخی از مشکلات را ریشه یابی نموده و راهکار های لازم
را به دستگاه های مسوول ارائه نمایند .
نهاد های مسول به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی با
اتخاذ سیاست ها و خط مشی های روشن و دقیق و کارآمد و
وزارت علوم
به عنوان متولی اجرایی آن
بايد
از
تشكيل
این جمع های
علمي
حمایت لازم و عملی را انجام دهد و
زمينه
مناسب
فعاليت اعضاء
این مجموعه ها را
فراهم نمايد
. انتقال بخشی از یارانه های مصرفی به سمت این بخش ها ،
توجه لازم به ارائه موضوعات تحقیقاتی به این مجموعه ها ( البته با توجه
به کارکرد ، اندیشه ی حاکم بر آن ، تجربیات مشابه ، همراه با
تخصیص اعتبار لازم ) ، خرید و اجرایی نمودن طرح های کارشناسی
ارائه شده از سوی این مجموعه ها می تواند یکی از اقدامات موثر
در تقویت و حمایت آنان باشد .
یک پیشنهاد :
در رسانههاي گروهي، در ميان مسئولان و در ميان برخي از
علاقمندان
هر گاه سخنی از
پيشرفت علم
می شود ، با استناد به
انتشار مقالات علمي
در نشریات معتبر خارجی ، رشد یا عدم رشد آن را مورد سنجش
قرار داده می شود .
به نظر می رسد وزارت علوم
به عنوان متولی بخش علمی کشور می تواند با تاسیس نشریات تحصصی داخلی و دعوت از
نخبگان داخلی و در ادامه خارجی به انتشار مقالات علمی خود در
آنها ، طی یک پروسه زمانی نه
چندان طولانی ، این گونه مجله یا مجلات داخلی را تبدیل به یک منبع (
رفرنس) علمی داخلی و سپس بین الملی نماید و به جامعه علمی
جهانی عرضه
کند ، مگر نه آنکه
اعتبار یک مجله نه به اسم یا مکان انتشار یا اسم آن که به مقالات
درون آن است .) انتشار مقالات علمی در نشریات خارجی - هرچند که
دارای اعتبار علمی و پر مخاطب باشد و سفر ه ای آماده و مهیا جهت
انتشار مقالات - خود باعث تقویت آن نشریه ها در مقابل این
نشریاتی است که می تواند در داخل منتشر شوند و با انتشار آن
مقالات ، در آینده در جایگاهی نظیر آنها قرار گیرند .
پایان
|