ارسال مطلب و نظرات

پاسخ به پرسش های شما

بخش معرفی کتاب

حاشیه ای بر متن

صفحه اصلی سایت

 

تاریخ دریافت 11/1/88

تعداد بازدید

تاریخ انتشار  5/2/87


       روابط ایران و چین کمونیست از 1949 تا 1978م

  امير رضا بخشي

مقدمه :

در قرن بیستم تا اواخر دهه 1940م حکومت های امپراتوری و سپس ملی چین ( که بر اثر انقلاب دموکراتیک دکتر سون یات سن در سال 1911م  بر سرکار آمده بود ) به سبب ضعف در برابر قدرت های خارجی ، وجود درگیری های داخلی ، وجود رویکردهایی در نظام سیاسی طرفین ، روابط بین دو کشور ایران و چین توجه جدی قرار نگرفت؛ هر چند اهمیت آن برای کمونیست ها که به رهبری مائوتسه تونگ در سال 1949م به پیروزی رسیدند پوشیده نبود .

رابطه سیاسی ایران و جمهوری خلق چین از 1949 تا 1978 یعنی از سال حاکمیت کمونیست ها در چین تا پیروزی انقلاب اسلامی موضوع مورد پژوهش این نوشتار است.

آنچه ممکن است توجه و سوال احتمالی خوانندگان محترم را به خود جلب کند توجه همسنگ به روابط خارجه کشور چین با ابرقدرت ها و موضوع اصلی پژوهش در طول نگارش مقاله است ؛ در پاسخ به این سوال لازم است این نکته را گوشزد نماییم که روابط بین ایران و چین متاثر از عوامل ساختاری و نظام بین الملل بوده تا خواست دو کارگزار داخلی با عنوان دولت ؛ پس فراز و نشیب این روابط را باید در وقوع تحولات نظام بین الملل جستجو نمود و بدون توجه و اطلاع از آنها عملا امکان تحلیل و بیان زمینه ها و دلایل تغییرات در سطح روابط دو کشور نمی باشد؛ در همین راستا تلاش کرده ایم  به طور اجمالی به تحولات زیر اشاره نماییم:

  • رابطه امریکا و شوروی ( در دوران جنگ سرد و سپس تنش زدایی )  
  • رابطه شوروی و چین (دوره اتحاد و همکاری 55-1949 ، دوره سردی و تنش (مقابله در سطح دو کشور 69-1955 و دوره مخالفت جدی و همه جانبه در سطح بین المللی 69 به بعد ) ،
  • رابطه چین و آمریکا (دوره دشمنی 60-1949، دوره تنش زادیی، دوره رفع موانع کلی )
  • رابطه ایران و آمریکا
  • تحولات داخلی چین (دوران حضور و تثبیت کمونیست ها 1949 تا 1952، دوران موسوم به جهش بزرگ به پیش ، دوران انقلاب فرهنگی 69-1965، پایان دوره مائویسم 76-1969 ، پیروزی عملگرایان و مائو زدایی 86-1976 )،

نگاهی بر روابط دوستانه چین با اتحاد شوروی وتاثیر آن بر روابط با ایران:

رهبران جدید چین ، بعد از اعلام جمهوری خلق چین - که با برگزاری مراسم با شکوهی در میدان تین.آن. من در اول اکتبر 1949 به جهانیان صورت گرفت -  به این نتیجه رسیدند که « با وجود روش غیر دوستانه استالین در حین پیروزی انقلاب ، بهتر و منطقی این است که برای حل مشکلات خود از شوروی تقاضای کمک کنند تا از کشورهای دیگر؛ لذا مائو در نامه ای دوستانه علاقمندی چین را به برقرای روابط دوستانه و صمیمی با کشور شوروی اعلام داشت، استالین باز هم حرارت و عجله ای برای پاسخ به رهبر جدید نشان نداد اما با سقوط کانتیون ، شناسایی رسمی رژیم جدید در چین را اعلام داشت.» [1]پس از آن شاهد گسترش مناسبات نزدیک چین و شوروی هستیم که می توان به موراد زیر اشاره نمود: [2]

  • سفر مائو به شوروی در 16 دسامبر 1950 به شوروی و دیدار با استالین
  • امضای پیمان دوستی 30ساله چین و شوروی، این قرارداد ناشی از ترس چین از حمله احتمالی ژاپن و امریکا به آنهاست .
  • قرارداد اعطای وام 300میلیون دلاری شوروی به چین در ازای تضمین حقوق تضمین شده شوروی در دولت قبلی
  • موافقت نامه همکاری ساخت راه آهن در چین
  • حمایت نظامی چین از کره شمالی در بحران شبه جزیره و انتقاد شدید از آمریکا
  • تضمین امنیت نظامی امریکا از تایوان
  • نوسازی ارتش آزادیبخش خلق ارتشی حرفه ای با تجهیزات مدرن زرهی، زمینی ، هوایی و موشکی و مدیریت نوین با همکاری شوروی پس از جنگ کره

سردی روابط چین و شوروی در 60-1955 :

پس از کنفرانس باندونگ اختلافات پنهان چین و شوروی آشکار شد . مواردی که رهبران چین را در قابل اعتماد بودن شوروی مردد ساخته بود عبارتند از :

  1. « تئوری همزیستی مسالمت آمیز با جهان سرمایه داری که در سال 1954 توسط مانکنف روسی ارئه شده بود اکنون توسط خروشچف (1956) مورد توجه و دستور کار قرار گرفته بود .
  2. حصول توافقنامه بین شوروی و امریکا در مورد سلاح های هسته ای به خوش بینی تعادل وحشت بین شوروی و امریکا پایان داد .
  3. مداخله شوروی در چک اسلواکی 1958ونگرانی رهبران چین از مداخله شوروی در امور داخلی خود .
  4. احتیاط خروشچف در قبال رویدادهای جهان از جمله موضوع برخورد چین و امریکا در جزایر کموی، و ماتسو در اوت 1958 و خودداری شوروی برای پوشش هوایی برای چین
  5. سفر خروشچف به آمریکا در 1959 »[3]

چین و خاورمیانه در دهه 1950:

« در سال های 42-1941 در جریان جنگ جهانی دوم جهانی مائو به این نتیجه رسیده بود که سرنوشت این جنگ در سرزمین های کلیدی خاورمیانه که بین کشورهای متخاصم مورد رقابت و دست اندازی بوده است معلوم خواهد شد»[4] ؛ او این سرزمین ها را « مناطق حائل یا بینابین» نامید، « به موجب تئوری منطقه حائل – که پس از پایان جنگ جهانی دوم مورد به طور مشخص ارائه شد – مهمترین تضاد در دنیا بین امپریالیسم امریکا از یک سو و مردم آسیا ، افریقا و امریکای جنوبی از سوی دیگر است . امریکا و متحدانش نیازمند کنترل همه ی این مناطق حیاتی در جهان سوم هستند، مناطقی که از ترکیه تا هند ، تایوان ، کره جنوبی و ژاپن امتداد می یابد که آن را صلیب نظامی می نامد ، حمله به این صلیب می تواند اقدام خصمانه علیه چین محسوب شود.» [5]

مائو معتقد بود که تا آمریکا به این مناطق مسلط نشود به شوروی و بلوک سوسیالیست – من جمله چین - حمله نخواهد کرد لذا توجه ویژه ای به اهمیت استراتژیکی خاورمیانه در درگیری کشورهای متخاصم و تاثیر آن در امنیت چین داشت .

« عامل اصلی توجه چین به خاورمیانه رقابت دو ابرقدرت در گسترش نفوذ خود در این منطقه و شکل گیری زنجیره محاصره کشور سوسیالیستی شوروی و چین در قالب پیمان های منطقه ای سنتو و سیتو بود که آن را باعث تهدید مرزهای جنوب غربی خود می دید و باعث نگرانی و انتقاد چین از امریکا و کشورهای همپیمانش در خاورمیانه شده بود. » [6]

روابط سیاسی ایران و چین 60- 1949 :

چین در اوایل دهه 1950 خود را در معرض دشمنی و حمله غرب به رهبری آمریکا می دید ، از طرف دیگر حکومت های خاورمیانه از جمله ایران را دنباله رو غرب می دانست و آن را غیر قابل اعتماد می دانست. دولت پادشاهی ایران نیز  :

  1. به دلیل اتحاد با آمریکا و دشمنی چین و آمریکا
  2. تضاد ایدولوژیکی و تفاوت های اسلام و کمونیسم در نزد نیروهای اجتماعی موثر و ترس همیشگی هیات حاکمه از آموزه های اشتراکی به دلیل بسط نفوذ احتمالی شوروی در ایران
  3. تضاد بین ماهیت حکومت های دو کشور ( ایران سلطنتی محافظه کار وابسته به آمریکا  و چین حکومت انقلابی – توده ای کمونیستی ضد امریکا )
  4.  وجود درگیری سیاسی در ایران و اولویت موضوع نفت و تمرکز بر آن از سوی دولت های حاکم در اوایل دهه 1330

همگی نشان از بی علاقگی و سردی روابط بین دو کشور بود. ایران همچون بسیاری از کشورهای خاورمیانه از به رسمیت شناختن حکومت جدید چین خودداری کرد و آن را دست نشانده شوروی دانسته و با پذیرفتن هیات نمایندگی چین در سازمان ملل مخالفت کرد. با وقوع جنگ کره، دخالت چین را محکوم نمود و حکومت ملی چین ( تایوان ) را نماینده مردم و سرزمین چین دانست.

دولتمردان چین در دوره کوتاه زمامداری مصدق ، ضمن ستودن مبارزات مردم در ملی کردن نفت از نهضت حمایت کرده و رهبران آن را ستودند و اعلام آمادگی خود را برای برقرای روابط با ایران اعلام داشتند که این امر به دلایل زیر مورد توجه قرار نگرفت : [7]

  1. « چین پیروزی نهضت را در اثر رهبری حزب توده می دانست.
  2. حکومت مصدق و نهضت ملی شدن نفت ضمن مبارزه با غرب ، ضد کمونیسم بود .
  3. با توجه به اتحاد چین و شوروی ، دشمنی چین با آمریکا و حساسیت آمریکا نسبت به رفتار دولت ملی مصدق نسبت به کمونیست ها و دولت های کمونیستی ، اهمیت نقش و موضع آمریکا در تثبیت روند امور در نظر مصدق و جبهه ملی تمایلی نداشت که به ایجاد حساسیت و بدبینی آمریکا دامن زند .
  4. سابقه روابط با شوروی به عنوان یک قدرت سوسیالیستی علاقه ای به ایجاد روابط با یک کشور بزرگ سوسیالیستیی دیگر از خود نشان نمی داد. »[8]

با وقوع کودتا 28مرداد 1332 و سقوط دولت ملی مصدق چین آن را محکوم نموده و رژیم زاهدی را دست نشانده آمریکا اعلام دانست که خود عاملی بر سردی روابط در سال های بعد از آن شد .

« از اواسط دهه 1950 پس از اعلام آتش بس در کره و بازگشت نسبی آرامش به صحنه سیاست جهانی، چین- با مشاهده استقلال رای و عمل بعضی کشورهای جهان سوم دوستدار غرب در برابر بحران شبه جزیره کره و خودداری آنها از تایید همه جانبه اقدامات امریکا - به این نتیجه رسید که کشورهای خاورمیانه به رغم سابقه روابط با غرب می تواند در مبارزه علیه امپریالیسم موثر باشد؛ در همین راستا در حین برگزاری کنفرانس باندونگ نخست وزیر چین علی رغم اتخاذ موضع تند نسبت به آمریکا ، موضع میانه رویا نه ای نسبت به کشور های شرکت کننده و جهان سوم اتخاذ نمود راهبرد خود را گسترش روابط با این کشورها تعریف نمود اما بهبود روابط با ایران و دیگر کشورهای طرفدار غرب در خاورمیانه (جز پاکستان) راه طولانی و پر فراز و نشیبی می طلبید .»[9]

بررسی سیاست خارجه چین 70-1960 :

از پاییز 1959 تا زمستان 1960 رویارویی میان چین و اتحاد شوروی به جدایی آشکار منجر می شود . « تصمیم شوروی در حفظ کامل رهبری اردوگاه سوسیالیستی و مواضع چین و شوروی در باره استالین زدایی ، توسعه اقتصادی و از همه مهم تر حرکت به سمت تنش زدایی شوروی و ایالات متحده زمینه های دوری این دو کشور را از هم فراهم آورد. » [10]

« پروسه بدبینی و دوروی چین از شوروی با لغو قرار داد همکاری اتمی در زمینه دفاع ملی در ژوئن 1959از سوی شوروی،قطع توافقنامه های اقتصادی و فرا خوانی کارشناسان فنی شوروی در ژوئیه 1960،خصومت ها علنی شد» [11]

« رهبران چین این مطلب را به درستی دریافته بودند که اتحاد شوروی حاضر نیست فضای تنش زدایی و مسالمت جویانه در روابط با آمریکا را فدای منافع هم پیمانانشان خود کند.»[12]

« با تهاجم شوروی به چک اسلواکی در سال 1968 چینی ها مفهوم سوسیال امپریالیسم را برای آنچه توسعه طلبی شوروی مطرح می کردند عرضه نمودند . از این پس تقابل چین با شوروی از سطح دو دولت خارج و به صحنه بین المللی و همپیمانان کشیده شد»[13] ، در همین راستا « چین نگرش دو قطبی از نظام جهانی تقسیم شده به اردوگاه سوسیالیستی شرق و امپریالیستی غرب رها کرده و برای نخستیتن بار، وجود منطقه میانی مورد توجه و تدوین قرار گرفت . مائو در این دیدگاه نقطه میانی را کشورهایی جز ایالات متحده و اردوگاه سوسیالیستی تعریف می کند.»[14]

 روابط سیاسی ایران و چین در 70- 1960:

« در این مقطع زمانی علی رغم تیرگی روابط چین و اتحاد شوروی ، چین آمادگی نزدیکی به آمریکا که آن را به عنوان تهدید امپریالیستی تلقی می کرد نیست .( آمریکا با اتحاد ملی چین ( تایوان و چین کمونیست) ، با ورود چین به سازمان ملل متحد و ممانعت از در دست گرفت نقش بین المللی چین در صحنه بین المللی مخالفت می کرد ) و از طرف دیگر غرب نیز سودی در این نزدیکی نمی بیند ( به جز ژاپن و فرانسه در سطح روابط تجاری محدود).»[15]

با رویکرد تنش زدایی بین ابر قدرت اتحاد شوروی و امریکا ، اسدا.. علم در سال 1341ش دیدار با سفیر شوروی در ایران ، به شوروی تضمین داد که ایران اجازه تاسیس پایگاه موشکی در خاک خود به هیچ کشور خارجی نداده و نخواهد داد لذا مناسبات بین ایران و شوروی بهبود یافت. در حاشیه این اقدام گام به گام با احتیاط به سمت چین حرکت نمود، از جمله دلایل این امر :

  1. « دولت ایران امیدوار بود با نزدیکی به چین ( که اکنون هم با امریکا و هم شوروی در تقابل آشکار بود) قدرت چانه زنی خود را در روابط خود با آن دو کشور بالا برد .
  2.  ایران از تنش زدایی بین دو ابرقدرت و کاهش نقش خود در مناسبات منطقه ای و بین المللی نگران بود.
  3. جمعیت زیاد و دستیابی چین به سلاح هسته ای (1964) و به رسمیت شناخته شدن توسط کشورهای مختلف جهان » [16]

در همین مقطع با وقوع انقلاب فرهنگی در چین ، چین شوروی را به دلیل برقراری روابط نزدیک با دولت دست نشانده ایران مورد انتقاد شدید قرار داد و پیامد آن تضعیف روابط بود.

به دلیل رابطه دشمنانه چین با امریکا و حمایت آمریکا از تایوان خود با چین کمونیست رابطه گسترده برقرار کند.

روابط چین و ایران از سال 1970تا 1978 :

در اوایل سال 1970 نگاه « مصلحت گرایی » وارد سیاست خارجه چین شده است . با شکست افراطیون حاکم بر حزب کمونیست از میانه روها و به دست گرفتن ابتکار عمل از سوی میانه رو ها ، موج انتقاد از عملکرد افراطیون تحت عنوان انقلاب فرهنگی، سیاست خارجه چین به سمت همزیستی مسالمت آمیز و نزدیکی با آمریکا حرکت کرد.

« چین در جهان بینی جدید خود دشمنان درجه یک و دو را برای خود تعریف و تفکیک نمود ؛ برخلاف دهه 50 که امریکا به عنوان دشمن درجه یک مطرح بود در این دهه اتحاد شوروی به عنوان بزرگترین خطر مورد توجه قرار گرفت. به همین دلیل نگران تفاهم احتمالی اتحاد شوروی و آمریکا در کنار زدن کامل چین در صحنه بین المللی و یا دخالت شوروی در امور داخلی آن بود .» [17]

« با تغییر روش ایالات متحده با حضور رییس جمهور نیکسون در کاخ سفید و رویکرد وی در پایان دادن به جنگ ویتنام ، نگرانی آمریکا از جهش نظامی اتحاد شوروی، آشتی با چین به آمریکا این امکان را می داد تا به اتحاد شوروی جهت انعطاف بیشتر و قبول روشی مسالمت آمیز در مذاکرات پیرامون جنگ افزارها و مسائل اروپا فشار وارد نماید.» [18]

« رهبران چین دو هدف عمده را تعقیب می کردند یکی بهره برداری از رقابت دو ابرقدرت و دیگری یافتن یک متحد قوی برای مقابله با دشمن درجه یک و اصلی خود یعنی شوروی. از این پس برای سیاستمداران چینی حکومت های محافظه کار خاورمیانه بهتر از انقلابیون کمونیست طرفدار شوروی بود و پیمان های منطقه ای که تا قبل از این ابزار سلطه امپریالیسم آمریکا در منطقه بود اکنون مانعی بزرگ برای گسترش نفوذ شوروی به حساب می آمد. از این منظر ایران نیز یکی از موانع نفوذ شوروی در منطقه بود.»[19]

« گسترش روابط شوروی و هند از جمله دیگر عوامل ترغیب چین به سمت آمریکا و کشورهای منطقه خاورمیانه بود . به دست گرفت کرسی سازمان ملل در سال 1971 باعث گسترش مناسبات با کشورهای جهان سوم شد.»[20]

« آمادگی دو کشور چین وآمریکا، اجازه آغاز روند تنش زدایی را می دهد ، آغاز گفتگوها در ژانویه 1970، حضور تیم پینگ پنگ امریکا در چین و استقبال چینی ها از آنها 1971، سفر هنری کسینجر به چین در ژوئیه و اکتبر1971 جهت مذاکره پیرامون شناسایی دولت چین و توافق طرفین برای مسافرت نیکسون در سال1972 به پکن، منجر به رفع موانع اصلی و متعاقبا عدم مخالفت آمریکا با حضور چین در سازمان ملل شد.

با بهبود روابط بین چین و آمریکا ، ایران به پیروی از سیاست خارجه آمریکا اقدام به ایجاد رابطه با آن نمود. با سفر امیر عباس هویدا به شوروی و تاکید بر حضور همه ی کشورهای آسیایی ( از جمله چین) درنظام امنیت دسته جمعی آسیا – که سوی شوروی مطرح شده بود، گامی دیگر در نزدیکی دو کشور برداشته شد از این پس شاهد رفت و آمدهایی بین ایران و چین هستیم :

  • سفراشرف پهلوی در آوریل 1971م
  • دعوت از فاطمه پهلوی و سرف وی به چین (مه 1971 )

« علی رغم این مراودات ایران هنوز دولت چین را به رسمیت نشناخته بود تا این که با سفر نیکسون به چین 17 اوت 1971 (26 مرداد 1350) دولت ایران در گردشی آشکار دولت چین را به رسمیت شناخت و روابط سیاسی خود را با تایوان به حالت تعلیق در آورد و از عضویت چین در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل پشتیبانی نمود.»[21]

« پس از شناسایی رفت و آمدهای هیات های سیاسی و اقتصادی دو کشور گسترده شد :

  • سفر معاون وزیر بازرگانی چین به ایران
  • سفر فرح پهلوی به چین ( سپتامبر1972)
  • سفر وزیر خارجه چین به ایران (1973)
  • سفر وزیر اقتصاد به چین (1973)
  • سفر معاون نخست وزیر چین به ایران ( فروردین 1354)
  • سفر اشرف پهلوی به چین در سال 1976
  • دیدار ونگ بپینگ نان 1356 و هوانگهوا وزیر خارجه از ایران » [22]
  • « سفر نخست وزیر چین به ایران در آوریل 1975 و حمایت وی از توافق مرزی ایران و عراق   ( الجزایر ) و همچنین تایید حق حاکمیت ایران بر جرایر سه گانه تنب کوچک ، بزرگ و ابوموسی  نشان از گسترش هر چه بیشتر روابط ایران با دولت چین در این دهه بود.» [23]

 

جمع بندی نهایی و نتیجه گیری :

آنچه از روند روابط بین چین با شوروی و آمریکا از یک طرف و شوروی با آمریکا از طرف دیگر مشاهده شد روابط بین ایران و چین همگی در تاثیر مستقیم با آن تحولات بوده است .

 با نزدیکی روابط چین با شوروی در سال های اولیه و دشمنی چین و آمریکا ، روابط با ایران و چین خصمانه است .

 با سردی روابط چین با شوروری در اواسط دهه 1950 نگاه چین به کشورهای خاورمیانه حامی غرب نگاهی میانه رو بوده است ، با تنش در روابط پکن با مسکو و انتقادات علنی ، چین به تدریج به سمت رابطه محتاطانه با غرب می رود.

خصومت علنی و تیرگی روابط چین و شوروی ، نگرانی امریکا از برخی برنامه های نظامی شوروی ، چین و آمریکا را به هم نزدیک نموده و متعاقبا ایران با چین نیز از فضای خصمانه خارج می شود .

در نهایت امر با رسمت شناختن دولت چین  توسط ایالات متحده و شروع روابط واشنگتن – پکن شاهد رسمیت یافتن دولت کمونیستی چین توسط ایران و روابط رو به رشد می شویم .

« در پایان می توان گفت که انگیزه اصلی دولت چین برای گسترش روابط خود با ایران به ویژه در دهه 1970 (1350) تشویق و ترغیب ایران به ادامه مبارزه و ضدیت با اتحاد شوروری مبارزه با نفوذ آن در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند بوده است.» [24]


فهرست منابع :

·         ازغندی علیرضا ، روابط خارجی ایران 57-1320، تهران : قومس، 1376

·         امیدوارنیا محمد جواد ، چین و خاورمیانه ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل ، 1369

·         طاهری امین زهرا، تقویم تحولات چین ، تهران: دفتر مطالعات سیاسی 1367،

·         طارم سری مسعود ، چین: سیاست خارجی و روابط با ایران ، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1364

 ·         کلربرژر ماری، جمهوری خلق چین 85-1949، ترجمه عباس آگاهی ، مشهد: انتشارات آستان قدس ،1368

·         محمدی هادی، مائوتسه تنگ منتخب آثار ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ،1367


[1] -  زهرا طاهری امین ، تقویم تحولات چین ، تهران: دفتر مطالعات سیاسی ، 1367، ص 4

[2] - پیشین ، صص 48- 5

[3] - محمد جواد امیدوار نیا ، چین و خاورمیانه ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، صص 6-25

[4] - هادی محمدی ، مائوتسه تنگ منتخب آثار ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ،1367، ص46

[5] -  زهرا طاهری امین ، پیشین،  ص 16

3- پیشین : ص 49

 

[7] -  محمد جواد امیدوار نیا ، همان ،  ص 19

[8] - محمد جواد امیدوار نیا ، پیشین ،

[9] - مسعود طارم سری ،چین: سیاست خارجی و روابط با ایران ، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1364 ، ص 106

[10] - ماری کلربرژر ، جمهوری خلق چین 85-1949، ترجمه عباس آگاهی ، مشهد: انتشارات آستان قدس ، ص 172

[11] -  پیشین : ص 175

[12] -  محمد جواد امیدوارنیا ، پیشین ،  ص 19

[13] - ماری کلربرژر ، پیشین ، ص 359

[14] - زهرا طاهری امین ، پیشین : 38

[15] -  محمد جواد امیدوارنیا ، پیشین ، ص

[16] -  علیرضا ازغندی ، روابط خارجی ایران 57-1320، تهران : قومس ، ص 367

[17] - محمد جواد امیدوار، پیشین ، ص 42

[18] - ماری کلربرژر، پیشین ، ص 378

[19] - پیشین ، ص 45

[20] - زهرا طاهری امین ، پیشین ،

[21] - علیرضا ازغندی ، ص 370

[22] - علیرضا ازغندی ، صص 74-370

[23] - محمد جواد امیدوارنیا ، ص 48

[24] -  علیرضا ازغندی ،ص 374

 

www.afkarenow.com

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلا مانع است