|
دموکراسی بهترین یا بدترین
نویسنده :
بهنام سالانی
bahnam405@yahoo.com
از
گذشته های بسیار دور
در بین متفکران و
اندیشمندان علوم سیا سی این سوال مطرح است که چگونه میتوان جامعه را
به بهترین شکل اداره کرد؟
که به این پرسش جوابهای گوناگونی داده شده و
این باعث به وجود امدن و
مطرح شدن انواع سیستم حکومتی شد. عده ای نظام پادشاهی و
عده
ای
نظام اریستوکراتی را مطرح کردند و گروهی هم نظام دموکراسی طرح موضوع
کردند
البته باید این نکته را متذکر شوم که در این نوشته سعی شده که حکومتها
را از بعد کمی بررسی شود و مجالی برای بررسی حکومتها از لحاظ کیفی که
در بر گیرنده:حکومتهای لیبرال ، فا شیسم، کمونیسم ، سوسیالیسم، محافظه
کاری در این مقالنیست.
در این نوشتار قصد بر ان است که عنوان شود که آیا دموکراسی بهترین نوع
روش اداره جامعه است ؟
روند تاریخی تا کنون نشان داده است دو سیستم حکومتی پادشاهی و
اریستوکراتی برای اداره جامعه مطلوب نیستند که البته باید این مطب را
یاداور شد که به این سیر تکاملی تاریخ نباید تاکید بسیار کرد .
از اوایل قرن هیجده به بعد بار دیگر دموکراسی به عنوان یک سیستم اداره
جامعه در سطح متفکرین مورد توجه جدی قرار گرفت و پاسح گویی به
سوال مطرح شده را مورد کنکاش قرار داد .
آنچه در قدم نخست می بایست مورد
توجه قرار داد تعریفی پایه برای دموکراسی است که بر مبنای ان نقاط قوت
و ضعف اصل دموکراسی را مورد بحث قرار دهیم .
در
این قسمت به یک تعریفی از ابراهام لینکلن پیرامون دموکراسی بسنده می
کنیم. آبراهام می گو ید: « دموکراسی یعنی حکومت مردم ، توسط مردم ،
برای مردم ، توسط همه،برای همه »
البته باید یاداور شد نظریه پردازی پیرامون حکومت دموکراسی ریشه در
یونان باستان و تحولات مربوط به ان دارد و مربوط دوران مدرن و مختص به
امریکا نیست .
باوجود
انکه به نظر می رسد توانایی ها و شایسته گهای دموکراسی کاملا با اهمیت
باشد و محبوبیت مشخص ان در جهان آن را بر دیگر شکل حکومتها برتر می
گرداند .امااز انتقاد به کنار نیست در زیر برخی از کمبودهای دموکراسی
را بررسی خواهیم کرد:
1.حکمرانی جهالت:ارسطو پدر علم سیاست دموکراسی را به عنوان شکل فاسد و
گمراه حکومت. نوعی از حکمرانی مردم جاهل محکوم کرده است.
2.مطلوبیت ثروت :اغلب دموکراسی جدید سرمایه داری اند . این دموکراسی ها
از طبقات مالک جانبداری می کنند .رای کالایی قابل فروش شده است و
برندهء مزاید می تواند ان را خریداری کند .
3.تردید در باره اصل نمایندگی در دموکراسی :برای یک نماینده غیر ممکن
است که نماینده همه در همه مسا ئل باشد.
4.سوء استفاده از اصل برابری:این گونه برابری از لحاظ منافع جامعه
تعیین کننده است زیرا کم توجهی به اموزش و دانش کارشناسی دموکراسی را
به حکومت نادان ها و بی اموزش ها ونا لایق ها تبدیل می کند.
5.آموزش دروغین :منتقدان دموکراسی می گویند که دموکراسی به اموزش مدنی
نادرست می انجامد . مبارزات انتخاباتی اغلب مزورانه است واقعیات غلو و
یا تحریف می شود .
6.جلو گیری از پیشرفت علمی هنری وادبی :به عقیده بورنس
{هر تمدنی که دموکرلسی می افریند مبتذل.متوسط
وتیره وتار است.
7. تردید در ارزش اخلاقی دموکراسی :دموکراسی از لحاظ اخلاقی مردم را
فرومایه می گرداند.مبارزات پر تزویر وبهتان امیزی که احزاب به راه می
اندازند نه تنها مسا ئل رامبتذل بلکه فساد را زیاد می کند.
8.مخالفت با فردیت و ازادی :دموکراسی راه ازادی تفکر را می بنددو عقل
را ضایع می کند در جامعه دموکراتیک متفکر اصیل ریشخند می شود ویا
نادیده گر فته می شود .
9.هزینه زیاد حکومت :مبالغ زیادی صرف تبلیغات و برگزاری انتخابات می
شود .درکشورثروتمندی مانند امریکا میلیونها دلاردرانتخابات ریاست
جمهوری و مجلس سنا خرج می شود.
10. برتری منافع محلی بر منافع ملی :نمایندگان درراه تامین حداکثر
منافع برای حوزهء انتخابی خود با یکدیگر رقابت می کنند وبدین تر تیب
منافع عمومی و مشترک ملت به خاطر کسب امتیازات محلی نادیده گرفته می
شود.
11.ضدیت با تکامل :دموکراسی یک هیولای بیولوژیک است.هره رشد یابد
بیشتر متمرکزمی شود و از تکامل همه جانبه جلو گیری می کند .
12.حکمرانی عوام:دموکراسی حکمرانی عوام است .در دموکراسی درباره مسائل
گوناگون با رای اکثریت تصمیم گیری می شود
13.بی ثباتی حکومت :دموکراسی تا زمانی با ثبات است که عوام همراه ان
باشد .ذهن غیر قابل پیش قابل عوام ممکن است هر ان بر عیله حگومت موجود
بشورد و ان بر اندازد .
14.تشویق مبارزات طبقاتی:دموکراسی بذر نارضایی را در میان توده های
فقیر می کارد واین نارضلی ممکن است سرانجام به انقلاب منجر
شود
سخن اخر :در مطالب فوق گوشه های چند از ناشایستگی های دموکراسی به
اختصاربرشماردیم ودر پایان دوباره این سوال مطرح می شود که ایا
دموکراسی می تواند یک جامعه بسوی یک جامعه ارمانی که در ان به شعور و
درک وفهم انسان /به نام انسان وتوسط انسان احترام گذشته میشو
د.هدایت کند .در پایان از دوستانی که این مطلب را می خوانند تقاضا دارم
که به این پرسش من طی یک مقاله پاسخ دهند.
|