|
ضرورت دفاع علمی از انقلاب اسلامی ایران
نویسنده :
بهنام سالانی
bahnam405@yahoo.com
در حدود بیست هشت سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد و در طول این مدت
انقلاب بارها مورد حمله در ابعاد گونا گون قرار گرفته است. از بعد
نظامی می توان هشت سال جنگ باید اشاره کرد و از بعداقتصادی می توان
تحریم اقصادی را مد نظرقرار داد که در هر دو مورد با شکست روبرو شدند
.اما سوال اینجاست که این اقدامات از سوی چه کسانی وبا چه هدفی صورت
گرفته است . پاسخ به قسمت اول این سوال ساده است توسط کشورهای غربی .
اگر اندکی منصف باشیم و سعی کنیم که از یک دید علمی و واقعیتگرا به
مسله نگاه کنیم مهره ی اجرایی حرکت نظامی توسط کشور های عربی - که
بعضا" ادعای مسلمان بودن می کردند - توسط صدام دیکتاتور عراق که مهره ی دو اردوگاه شرق و غرب بود
- که به اهداف اصلی خود نرسید ولی از بعد
فرهنگی جنگ کماکان ادامه دارد جنگی که سستی در مقابله با آن یا شکست احتمالی
در آن صدمات بسیار وخیم تر از بعد اقتصادی و نظامی خواهد داشت .
در
نوع اول جنگ ( نظامی یا اقتصادی ) روبنای یک کشور مورد تهاجم
قرار گرفته و نابود می شود ولی در جنگ فرهنگی هدف ، نابودی و خشکاندن
زیر بنای جامعه که همان ارزشها ، باورها و اعتقادات یک ملت است که آن ملت با تمسک به آن
حرکت رو به جلو خود را به پیش می برد . حال اگر یک جامعه دچارمرگ
باورها و ارزشها شود از درون تهی و در نهایت در سراشیبی انحطاط قرار
خواهد گرفت .
اکنون سوال اساسی این است که چگونه می توان در این جنگ پیروزشد و یا
حداقل بتوان دربرابر ان ایستادگی کرد و سطح هزینه های آن را کاهش داد ؟
آیا می توان از ابزار فیزیکی استفاده کرد به عبارتی دیگرمی توان با
استفاده از گفتمان جنگ که همه مسائل را از یک دیدگاه امنیتی مورد توجه
قرارمی دهد. گفتمانی که طبعا"روش سرکوب " را تجویز می کند ؟
در پاسخ به این سوال باید گفت: که خیر . برای مقابل با این نوع تهاجم
باید یک برداشت صحیح از گفتمان داخلی و بین المللی ارائه
کرد و براساس این برداشت یک طرح منسجم ارائه نمود . گفتمان حاکم
بر محیط بین المللی گفتمان پست مدرن است . عنوانی که گروهی با انتخاب
آن مخالف هستند . این گفتمان را ادامه گفتمان مدرنیته می دانندکه سرامد
این گروه «
آنتونی گیدنز
» است که از لفظ مدرنیته متاخر یاد می کند .
حال سوال این است که ویژگی اساسی این گفتمان چیست ؟ این گفتمان در پی
شکستن ساختار و هنجارهای دوران مدرنیته است ، در همین راستا تمام ارکان
دوران مدرنیته را مورد باز اندیشی قرار می دهد و با ارزش های حاکم بر
دوران مدرنیته که بعضا"ارزشهای مطلق هستند به صورت نسبی برخورد می کند
به عبارتی دیگر زمانی که مدرنیته در سوگ مرگ ارزشهاست ، پست مدرنیته
رقص کنان مرگ ارزشهاست.
این با عث بوجود آمدن یک دنیای پوچ و توهم آمیز خواهد شد.اما سوال
اساسی این است که غرب در این گفتمان چه هدفیرا دنبال می کند ؟ در پاسخ
به این سوال باید گفت که غرب یا به بیان روشن تر فرهنگ غرب ( که
با عنوان لبیرالسیم ازیاد می شود ) به دنبال اشاعه و سیطره همه جانبه
بر کل جامعه جهانی است با استفاده و دستاویز قرار دادن مفاهیمی چون
:آزادی ، انسان ، حقوق بشر ، دموکراسی و حقوق زن قصد دارد این اهداف
پلید خود را عملی کند و برای اجرای بهتر اهداف خود از ابزارهای فرهنگی
که همان رسانه های صوت وتصویری است ، استفاده می کند و به همین منظور
است که سالانه میلیاردهاصرفه هزینه های تبلیغاتی و ساخت فیلم برای
سرکوب فرهنگ های زنده و پویا ی غیر لیبرالیستی و اشاعه فرهنگ لیبرالسیم
می کنند که اخیرا"می توان به فیلم ضد ایرانی 300 اشاره کرد که در ظرف
کمتر از45 روزساخته شده است.
رواج انواع موسقیها مانند: پاپ (غربی ) ، متال ، راک وغیره.....که مسخ
کننده تفکر انسانی است در این حوزه اقدام به فعالیت می کنند . دین در
فرهنگ غرب جایگاه اصلی خود را از دست داده است و تنها در بعضی از موارد
به امورشخصی محدودشده است البته باید یادآور شد که غرب خاطره خوبی از
حکومت دینی (حکومت کلیسا در قرون وسطا )ندارد و یکی از دلایل به یوجود
امدن فرهنگ اومانیسم با ان مفاهیم خاص خود همین اعمال کلیسادر قرون
وسطای بود. بعد ازبررسی اجمالی و فشرده که از فرهنگ و گفتمان حاکم بر
غرب و نوع ارتباط ان با عملکرد و به کارگیری ابزاررسانهء داشیتم
.حال به بررسی گفتمان حاکم برجامعه ایران می
پردازیم.
بعد از سقوط رژیم منحوس شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران که با
هدف احیای اسلام و شعائر اسلامی انجام شد به طورکلی می توان گفت که دو
گفتمان بر جامعه ایران حاکم بوده است که به طور اختصار انها را بررسی
می کنیم :
اولین گفتمانی که به عنوان نیرو محرک اصلی انقلاب از ان یاد می شود و
تا پایان هشت سال جنگ تحمیلی نیز ادامه داشت یک گفتمان آخرت طلب و
تکلیف گرا بود که از ویژگی اصلی این گفتمان بی اعتنایی به امور دنیوی
و برتری اصل شهادت طلبی در برابر دنیا طلبی می توان یاد کرد .
وجود این گفتمان باعث بوجود امدن یک فضایی امنیتی در کل جامعه شده بود
و استفاده از نیرویی فیزیکی و سرکوب از ویژگی های این فضا بود که
سال های ابتدای انقلاب بر جامعه حاکم بود . البته باید عنوان نمود که
از این فضای امنیتی در این دوره نباید برداشت منفی کرد زیرا در این
دوره انقلاب ذر حال تثبیت بود و از سوی عناصر ضد انقلاب داخلی و خارجی
مورد تهدید جدی واقع شده بود ، سرکوب لازمه تثبیت انقلاب و در راستای
حقوق عامه مردم - که همان حفظ انقلابی بود که مورد حمایت و حاصل مبارزه
و فداکاری مردم بود و خود جامعه برای سرکوب و از بین بردن بقایائی رژیم
گذشته و دفع تجاوز رژیم بعث به ایران آن را مورد حمایت جدی قرار داده بود و اگر فضایی غیر از این فضا حاکم بود چه بسا امروز ما چیزی با
عنوان انقلاب اسلامی ایران نداشتیم .در این دوره به مسائل با یک
دید امنیتی نگریسته می شد . این فضا تا سال 68ادامه داشت.
بعد از پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 یک نوع سرخوردگی بر جامعه ایران
حاکم شد زیرا جنگ به آن آرمانهای که پس از فتح خرمشهرترسیم شده بود که
همانا نابودی صدام ، آزاد سازی عتبات عالیات ، آزادی ملت مسلمان عراق و
نابودی اسرائیل وبحث صدور انقلاب که از قبل از جنگ وجود داشت نرسید و
بسیاری خسارت مالی و جانی بر ملت ایران وارد شده بود ومجموع این شراط
باعث شد که گفتمان اخرت طلب جایی خود را به گفتمان دنیا طلب
بدهد.البته خیلی ساده لوحانه است که تبلیغات رسانه های غرب را در این
پروسه اجتماعی نادیده بگیریم.
از ویژگی های این گفتمان گرایش سریع مردم به سمت رفاه و ارامش و
تجملات است به طوری که در بخش زیادی از آن شاهد تضاد با گفتمان ماقبل
آن هستیم . این تضاد منجر به آن شده است که هدایت افکار عمومی همانند
گذشته میسر نباشد و به ناچار نحوه پاسخ گویی به پدیده های گذشته و
حال در حوزه های مختلف نیز روشی متفاوت و جدید بطلبد .در این گفتمان باید افراد روشنفکر دانشگاهی
وحوزوی با استفاده از روشهای جدید به مطالعه این گفتمان بپردازندو به
صورت علمی بتوانند سوالات نسل جوان را پاسخ دهند .
پایان
|