|
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره
) تاریخ سیاسی ایران وارد مرحله ی جدیدی شد . مدل جدیدی وارد
عرصه مناسبات و اندیشه سیاسی گردید که از آن می توان به مدل
منحصر به فردی نام برد که زیر ساخت اندیشه های سیاسی رایج زمان
خود ( کمونیسم و لیبرالیسم ) را به چالش جدی فرا خواند .
ساختار سیاسی جدید ایران ، جمهوری اسلامی بر مبنای مردم سالاری
دینی ، اندیشه ای بود که به عنوان الگویی نو به جهانیان معرفی
شد و اکنون در 29 سالگی آن به سر می بریم .
حضور گسترده و مشارکت بالای مردم در انتخابات گوناگون در طی این
سال ها همواره موجب سرفرازی ملت فهیم و آگاه ایران شده است اما
یکی از درخواست ها و سوالاتی که همواره پس از هر انتخاباتی در
اذهان مردم مطرح می گردد این است که چگونه می توان بر عملکرد
منتخبین خود نظارت لازم را اعمال کرده و آنان را نسبت به آرایی
که داده شده مسئول تر و پرکارتر نمود؟
سوالی که اگر برای بسیاری از مردم روشن گردد چه بسا مشارکت آنان
را در انتخابات های آینده را افزایش بیشتری دهد و مشارکت کنندگان
فعلی را امیدوارتر و فعال تر نماید .
آنچه واضح است و تاکنون روشن گردیده این است که مردم به صورت
مستقیم و غیر سازمان یافته و نظام مند نمی توانند بر منتخبین خود
نظارت لازم داشته باشند و مطالبات خود را از آنان طلب نمایند لذا
برای تحقق این امر نیاز به ابزاری جهت نظارت بر آنهاست که بر
آمده از مردم در راستای نظر مردم و از طرف مردم این کار را انجام
دهد . این ابزار سازمانی است به نام حزب .
کارکرد حزب در پاسخگویی مسوولین به مردم :
احزاب در نظام مردمسالار این وظیفه را از طرف مردم انجام می دهند
. با احساس نیاز به این امر نخبگان و مردم علاقمند به مشارکت
فعال در صحنه های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در سطح ملی سازمان
احزاب را از پایین به بالا شکل می دهند و با کسب مجوز از نهاد ذی
صلاح بر مبنای قانون اساسی و ارزشهای حاکم بر جامعه فعالیت خود
را آغاز می نماید .
احزاب برمبنای خط مشی فکری خود در زمینه های سیاسی ، اقتصادی و
فرهنگی ( مرامنامه حزب ) و همچنین در دوره های مختلف زمانی با
بررسی علمی مشکلات مردم ( توسط تیم کارشناسان عضو ) در حوزه های
مختلف ، راه کار حل آنان را تدوین نموده و با عنوان برنامه های
پیش بینی شده به مردم ارائه داده و ضمن دعوت مردم به عضویت در
حزب ، از آنان می خواهد که با حمایت از برنامه های حزب و کاندیدا
های مورد نظر آنان در انتخابات به رفع برخی از مشکلات جامعه کمک
نمایند .
از طرفی حزب از بین نخبگان و افراد توانمند خود اقدام به بررسی و
انتخاب افرادی جهت شرکت در انتخابات می نماید که خود در اجرای
وعده های زمان انتخابات گامی موثر می باشد .
کاندیدا به دلیل حضور فعال در برنامه های درون حزبی و از طرفی
دیگر با حضور در پست های کوچکتر گذشته صاحب تجربه ای مفید و
کارآمد می شوند و چون حزب خواهان حضور در قدرت است چاره ای جز
حفظ اعتماد مردم در صحنه های مختلف ندارد و اعتماد مردم بستگی به
حل مشکلات آنان توسط مدیران حزبی دارد لذا در این پروسه حزب از
افراد ضعیف و ناکارامد به عنوان کاندیدا حمایت نکرده و آنان را
در لیست کاندیداهای خود وارد نمی سازد .
از زاویه دیگر چون احزاب در سراسر کشور شعبه دارند چهر های مستعد
استانی نیز می توانند بدون حضور در مرکز قدرت ( پایتخت ) رشد
نموده و با بروز استعداد ها و توانایی های خود در بستر ایجاد شده
توسط حزب سهمی در مدیریت منطقه ای و ملی داشته باشند و از این
طریق ظهور و حضور مدیران غیر بومی غیر متخصص کم رنگ می شود .
در صورت انتخاب کاندیدای مورد حمایت یک حزب در انتخابات ،
نماینده منتخب همواره خواهان فعالیت به نفع حزب است و مجری
برنامه هایی می شود که حزب آن را به مردم ارائه داده و مردم نیز
با انتخاب کاندیداهای حزب به آن رای داده اند . در صورت تخطی
نماینده از وظایف ، سازمان حزب یا آن را به مسیر اجرایی آن هدایت
می کند یا با اخراج وی از حزب آن را به مردم معرفی می نماید .
متآسفانه در کشور ما به دلایل مختلف احزاب بر آمده از مردم وجود
ندارند و آنچه هست احزاب دولت ساخته با اعضای کمتر از انگشتان
دست می باشد که صرفا سیاسی کاری و باند بازی را در دستور کار خود
داشته و ترویج می کنند و چون از بطن مردم ساخته نشده اند مورد
توجه و حمایت مردم قرار نمی گیرند .
آنچه امروز باید مورد توجه مسئولین ، صاحبنظران و دلسوزان امر
قرار گیرد ایجاد بسترهای لازم و پارامترهایی که احساس نیاز به
تشکیل احزاب از طرف مردم علاقمند و فعال در قالب گروه های
اقتصادی ( اصناف ) ، گروه های فرهنگی و اجتماعی ، گروه های سیاسی
در یک فضای آرام و عقلانی و در چهارچوب قانون اساسی و ارزش های
اسلامی شکل گیرد .
اگر شکل گیری احزاب در کشورمان طی یک پروسه معقول انجام پذیرد
شاهد آن خواهیم بود که مردم در انتخابات هایی که دارای داوطلبین
گسترده است ( مثل مجلس و شورا های اسلامی ) دچار سردرگمی نخواهند
شد و با انتخاب احزابی که خود یا عضو آن هستند و یا از برنامه
های آنان حمایت می کنند کاندیدا های مورد نظر خود را انتخاب
خواهند کرد و در مقابل آنچنانکه استدلال شد احزاب نیز نمایندگان
را مورد حمایت قرار داده و پاسخگوی عملکرد آنان خواهند بود .
بی شک همچنان که مردمسالاری را در قالب دینی ارائه دادیم می
توانیم احزاب را هم در قالب معنا و محتوایی جدید به عرصه سیاسی
وارد نماییم و از مضرات احتمالی آن که گریبان گیر کشور های غربی
است رها سازیم ؛ ضمن آنکه به نظر می رسد که بد بینی مطلق نسبت به
ایجاد احزاب به اندازه ی تشکیل احزاب ناکارآمد دولت ساخته (که
مشکلاتی هم به مشکلات مردم اضافه کرده است ) غیر منطقی ، مضر و
مردود خواهد بود
.
پایان
|