حزب حلقه ی گمشده
نظام مردمسالاری دینی
امیررضا
بخشی 3/86
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره )
تاریخ سیاسی ایران وارد مرحله ی جدیدی شد . مدل جدیدی
وارد عرصه مناسبات و اندیشه سیاسی گردید که از آن می
توان به مدل منحصر به فردی نام برد که زیر ساخت اندیشه
های سیاسی رایج زمان خود ( کمونیسم و لیبرالیسم ) را به
چالش جدی فرا خواند .
ساختار سیاسی جدید ایران ، جمهوری اسلامی بر مبنای مردم
سالاری دینی ، اندیشه ای بود که به عنوان الگویی نو به
جهانیان معرفی شد و اکنون در 29 سالگی آن به سر می بریم
.
حضور گسترده و مشارکت بالای مردم در انتخابات گوناگون در
طی این سال ها همواره موجب سرفرازی ملت فهیم و آگاه
ایران شده است اما یکی از درخواست ها و سوالاتی که
همواره پس از هر انتخاباتی در اذهان مردم مطرح می گردد
این است که چگونه می توان بر عملکرد منتخبین خود نظارت
لازم را اعمال کرده و آنان را نسبت به آرایی که داده شده
مسئول تر و پرکارتر نمود؟
سوالی که اگر برای بسیاری از مردم روشن گردد چه بسا
مشارکت آنان را در انتخابات های آینده را افزایش بیشتری
دهد و مشارکت کنندگان فعلی را امیدوارتر و فعال تر نماید
.
آنچه واضح است و تاکنون روشن گردیده این است که مردم به
صورت مستقیم و غیر سازمان یافته و نظام مند نمی توانند
بر منتخبین خود نظارت لازم داشته باشند و مطالبات خود را
از آنان طلب نمایند لذا برای تحقق این امر نیاز به
ابزاری جهت نظارت بر آنهاست که بر آمده از مردم در
راستای نظر مردم و از طرف مردم این کار را انجام دهد .
این ابزار سازمانی است به نام حزب .
کارکرد حزب در پاسخگویی مسوولین به مردم :
احزاب در نظام مردمسالار این وظیفه را از طرف مردم انجام
می دهند . با احساس نیاز به این امر نخبگان و مردم
علاقمند به مشارکت فعال در صحنه های سیاسی ، اقتصادی و
فرهنگی در سطح ملی سازمان احزاب را از پایین به بالا شکل
می دهند و با کسب مجوز از نهاد ذی صلاح بر مبنای قانون
اساسی و ارزشهای حاکم بر جامعه فعالیت خود را آغاز می
نماید .
احزاب برمبنای خط مشی فکری خود در زمینه های سیاسی ،
اقتصادی و فرهنگی ( مرامنامه حزب ) و همچنین در دوره های
مختلف زمانی با بررسی علمی مشکلات مردم ( توسط تیم
کارشناسان عضو ) در حوزه های مختلف ، راه کار حل آنان را
تدوین نموده و با عنوان برنامه های پیش بینی شده به مردم
ارائه داده و ضمن دعوت مردم به عضویت در حزب ، از آنان
می خواهد که با حمایت از برنامه های حزب و کاندیدا های
مورد نظر آنان در انتخابات به رفع برخی از مشکلات جامعه
کمک نمایند .
از طرفی حزب از بین نخبگان و افراد توانمند خود اقدام به
بررسی و انتخاب افرادی جهت شرکت در انتخابات می نماید که
خود در اجرای وعده های زمان انتخابات گامی موثر می باشد
.
کاندیدا به دلیل حضور فعال در برنامه های درون حزبی و
از طرفی دیگر با حضور در پست های کوچکتر گذشته صاحب
تجربه ای مفید و کارآمد می شوند و چون حزب خواهان حضور
در قدرت است چاره ای جز حفظ اعتماد مردم در صحنه های
مختلف ندارد و اعتماد مردم بستگی به حل مشکلات آنان توسط
مدیران حزبی دارد لذا در این پروسه حزب از افراد ضعیف و
ناکارامد به عنوان کاندیدا حمایت نکرده و آنان را در
لیست کاندیداهای خود وارد نمی سازد .
از زاویه دیگر چون احزاب در سراسر کشور شعبه دارند چهر
های مستعد استانی نیز می توانند بدون حضور در مرکز قدرت
( پایتخت ) رشد نموده و با بروز استعداد ها و توانایی
های خود در بستر ایجاد شده توسط حزب سهمی در مدیریت
منطقه ای و ملی داشته باشند و از این طریق ظهور و حضور
مدیران غیر بومی غیر متخصص کم رنگ می شود .
در صورت انتخاب کاندیدای مورد حمایت یک حزب در انتخابات
، نماینده منتخب همواره خواهان فعالیت به نفع حزب است و
مجری برنامه هایی می شود که حزب آن را به مردم ارائه
داده و مردم نیز با انتخاب کاندیداهای حزب به آن رای
داده اند . در صورت تخطی نماینده از وظایف ، سازمان حزب
یا آن را به مسیر اجرایی آن هدایت می کند یا با اخراج وی
از حزب آن را به مردم معرفی می نماید .
متآسفانه در کشور ما به دلایل مختلف احزاب بر آمده از
مردم وجود ندارند و آنچه هست احزاب دولت ساخته با اعضای
کمتر از انگشتان دست می باشد که صرفا سیاسی کاری و باند
بازی را در دستور کار خود داشته و ترویج می کنند و چون
از بطن مردم ساخته نشده اند مورد توجه و حمایت مردم قرار
نمی گیرند .
آنچه امروز باید مورد توجه مسئولین ، صاحبنظران و
دلسوزان امر قرار گیرد ایجاد بسترهای لازم و پارامترهایی
که احساس نیاز به تشکیل احزاب از طرف مردم علاقمند و
فعال در قالب گروه های اقتصادی ( اصناف ) ، گروه های
فرهنگی و اجتماعی ، گروه های سیاسی در یک فضای آرام و
عقلانی و در چهارچوب قانون اساسی و ارزش های اسلامی شکل
گیرد .
اگر شکل گیری احزاب در کشورمان طی یک پروسه معقول انجام
پذیرد شاهد آن خواهیم بود که مردم در انتخابات هایی که
دارای داوطلبین گسترده است ( مثل مجلس و شورا های اسلامی
) دچار سردرگمی نخواهند شد و با انتخاب احزابی که خود یا
عضو آن هستند و یا از برنامه های آنان حمایت می کنند
کاندیدا های مورد نظر خود را انتخاب خواهند کرد و در
مقابل آنچنانکه استدلال شد احزاب نیز نمایندگان را مورد
حمایت قرار داده و پاسخگوی عملکرد آنان خواهند بود .
بی شک همچنان که مردمسالاری را در قالب دینی ارائه
دادیم می توانیم احزاب را هم در قالب معنا و محتوایی
جدید به عرصه سیاسی وارد نماییم و از مضرات احتمالی آن
که گریبان گیر کشور های غربی است رها سازیم ؛ ضمن آنکه
به نظر می رسد که بد بینی مطلق نسبت به ایجاد احزاب به
اندازه ی تشکیل احزاب ناکارآمد دولت ساخته (که مشکلاتی
هم به مشکلات مردم اضافه کرده است ) غیر منطقی ، مضر و
مردود خواهد بود