صفحه آغازين      درباره گروه       منابع کارشناسی ارشد علوم سیاسی       دوره دکترا علوم سیاسی      خدمات سايت     آرشیو مطالب       خرید اینترنتی کتب سیاسی  

 

جریان شناسی سیاسی شیعیان عراق نوین

پژوهش : امیررضا بخشی – دی ماه 90

مقدمه :

در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی با تدبیر سیاسی- نظامی بریتانیای کبیر، کشور عراق با بهم پیوستن سه استان (ولایت) عثمانی، موصل (بالایی) کردنشین، استان بغداد (میانی) عرب سنی نشین و استان بصره (پایینی) عرب شیعه نشین تشکیل شد. کشور عراق سرزمينی  با مساحت 292/435 کيلومتر مربع (خشکي 432162، آب 4910) - که طبق سرشماري جولاي 2007 با جمعيت بالغ بر 638/499/27 نفر - از لحاظ جغرافیای سیاسی در منطقه استراتژیک خاورمیانه واقع شده است. از شرق با جمهوری اسلامی ایران  1458 کيلومتر، از غرب با پادشاهی عربستان سعودي (686 کيلومتر) و پادشاهی اردن هاشمی (132 کيلومتر)، جمهوری سوريه (605 کيلومتر) از شمال با ترکيه (352 کيلومتر) و از جنوب با کويت (240 کيلومتر) و خليج فارس 58 کيلومتر مرز مشترک دارد.

وجود اقوام و مذاهب مختلف در عراق بافت سیاسی و اجتماعی پیچیده ای در عراق ایجاد نموده است. شیعیان، بزرگ ترین گروه جمعتی عراق را تشکیل می دهند. از جمعیت حدود 27,342,000 نفری عراق، 14,281,000 تن عرب شیعه؛ 548,000 تن کرد شیعه (فیلی) و 900,000 تن ترکمان شیعه هستند. از سوی دیگر، 5,840,000 عرب سنی؛ 3,710,000 کرد سنی و 831,000 ترکمان سنی در این کشور زندگی می کنند

 فعال شدن شکاف های قومی، مذهبی و اجتماعی

شکاف مذهبی در عراق  اساسی‏ترین شکاف‏های اجتماعی می‏باشد که، ریشه ی آن، نادیده گرفتن حقوق سیاسی شیعیان و سرکوب و حذف آنها در روند قدرت سیاسی است. منشا آن  به لحاظ تاریخی در رفتار دولت عثمانی، سیاست‏های استعماری انگلیس و دولت‏های کودتا ، بخصوص از سال (1968م) ، که نقطه عطفی در نهادینه شدن ساختار بعثی گردید، می توان مشاهده نمود .

از دوران قیمومت تا کودتای 1958 یک طبقه خانواده های با نفوذ سنی – وابسته به انگلستان - که در اقلیت مذهبی و نژادی بودند بر عراق حاکم شده و حقوق دیگر اقوام ( همچون کردها) و مذاهب ( شیعه دارای اکثریت جمعیتی ) را نادیده گرفتند. در ادامه روند تغییرات پس از انقراض سلسله پادشاهی هاشمی در سال 1958 ، دولتهای بعدی عراق اساساً دولتهای نظامی بوده و از طریق نظامی به قدرت رسیدند و با بکارگیری زور دوام آورده اند. رهبران سیاسی- نظامی کودتا نیز مردانی بدون نفوذ اجتماعی و مذهبی بوده اند. نخبگان سیاسی بعثی که در دهه ی 1960 روی کار آمدند ، سیستم تعیین کننده ی وضع اجتماعی را کاملا به ریختند. این نخبگان سیاسی و اقتصادی جدید نه تنها از اصالت سیاسی و مذهبی محروم بودند، بلکه خود حزب بعث در عمل به عنوان یک حزب ضد مذهب ظاهر شد که ایدئولوژی پان عربیستی افراطی مبتی بر اندیشه عرابگرای سنی را دنبال می نمود. این منجر به تغییر و تضعیف مضاعف جایگاه و موقعیت قومیت ها و مذاهب دیگر شد به گونه‏ای که تفوّق سنّی‏های عرب بر نظام سیاسی از دوران قیمومیت انگلیس تا تشکیل شورای انتقالی حکومت عراق (مجلس الحکم) در اردیبهشت 1382 ادامه یافت.

نتیجه ی  تاریخی این فرایند به شکل گیری یک شکاف قوی «مذهب محور سنّی ـ شیعه» از یک طرف و از سویی دیگر عدم اجازه مشارکت اکراد ( که سنی مذهب نیز هستند) در حکومت و حتی مسائل کردستان، منجر به ایجاد شکاف «قوم‏محور عرب ـ کرد» شد. نگاه تبعیض آمیز این حکومت ها به شیعیان و کردها منجر به عدم تخصیص مناسب امکانات رفاهی و اقتصادی به این قشر عظیم نیز گردید لذا شکاف سوم با محوریت اقتصاد نیز به مرحله ظهور رسید.

شیعیان در حاکمیت پس از صدام :

تبعیض، محرومیت، نابرابری هایی که در راس حاکمیت عراق نسبت به شیعیان و ممانعت از مشارکت آنان در تعیین سرنوشت سیاسی کشور از یک سو، و فشار امنیتی و اقتصادی گسترده و مضاعفی که رژیم بعث از سال 1968 م. به شیعیان  وارد آورد از دیگر سو، دست به دست هم دادند تا زمینه شکل گیری جریان ها و گروه های معارض متعددی  از شیعیان پدیدار گردد.

با سرنگونی رژیم صدام در آوریل2003، شیعیان و به ویژه این گروه ها و احزاب شیعی با یک فرصت بی مانند تاریخی و یک نقطه عطف در حیات سیاسی خود رو به رو شدند. آن ها در دوران عثمانی، اشغال عراق به دست بریتانیا و در دوران رژیم بعث ، همواره در حاشیه قرار داشته و با سرکوب شدید از قدرت محروم بودند. سرنگونی صدام باعث بازگشت شیعیان به هویت خود و افزایش تکاپوی سیاسی و اجتماعی آنان شد و آنان امیدوار شدند در پرتو فعالیت سیاسی پویا ، تبدیل به یک بازیگر برتر عرصه سیاست داخلی و منطقه ای شوند. از سویی دیگر، مسئله پیدایش و حضور نیروها و جریان های سیاسی گوناگون و نقش آنان در تحولات و  ساخت سیاسی عراق نوین ، خود به یکی از عمده ترین چالش های عراق جدید تبدیل شده است. گروه های سیاسی عراق که پس از فروپاشی نظام بعثی فرصت ابراز وجود یافته اند، در برگیرنده طیف های ایدیولوژیک و سیاسی مختلفی هستند که با تاکید بر نوع ساختار سیاسی مورد نظرخود، استقرار ثبات سیاسی، دموکراسی و وحدت ملی را در این کشور تحت تاًثیر قرار داده اند.

جریان شناسی سیاسی احزاب عراق :

عرصه شناخت جریانات سیاسی داخلی كشورها و نقش آنها در تحولات داخلی و ساختار قدرت از مهم­ترين حوزه­هاي پژوهشي علوم سياسي است و پژوهشگران با اتكا به داده های گوناگون و با مطالعه ظهور و سقوط احزاب و جریانات سیاسی سعی در شناخت هر چه بهتر مواضع و رفتار سیاسی دولت ها دارند.

با سرنگونی رژیم بعث عراق در آوریل 2003، عراق به دوران جدیدی گام نهاد و تحولات گسترده ای را شاهد است. این تحول، افزون بر تغییرات گسترده داخلی، تاثیرات منطقه ای بسیاری نیز با خود به همراه داشته است. در سطح داخلی، احزاب و گروه های مختلف سیاسی از قومیت های مختلف عراقی، اقدام به ایفای نقش سیاسی در صحنه سیاسی عراق نموده اند. از سویی دیگر، مسئله پیدایش و حضور نیروها و جریان های سیاسی گوناگون و نقش آنان در تحولات و  ساخت سیاسی عراق نوین ، خود به یکی از عمده ترین چالش های عراق جدید تبدیل شده است. گروه های سیاسی عراق که پس از فروپاشی نظام بعثی فرصت ابراز وجود یافته اند، در برگیرنده طیف های ایدیولوژیک و سیاسی مختلفی هستند که با تاکید بر نوع ساختار سیاسی مورد نظرخود، استقرار ثبات سیاسی، دموکراسی و وحدت ملی را در این کشور تحت تاًثیر قرار داده اند.

یکی از رایج ترین دسته بندی گروه ها و جریان های سیاسی کنونی عراق، معیاری است که بر پایه آن گروه های سیاسی عراق بر اساس ملاحظات فرقه ای – قومی و ترکیبی از عوامل سیاسی و ایدئولوژیک تقسیم بندی می شوند. بر این اساس، عمده ترین گروه ها وجریان های سیاسی عراق عبارتند از:

1-    جریان های سیاسی- مذهبی شیعه،

2-    جریان های سیاسی- قومی کرد

3-     جریان های سیاسی پان عربی

   از آنجا که شیعیان عراق بیش از 60 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، و اصولا رژیم پان عربی بعث در گذشته این قشر از جمعیت را به دلایل سیاسی در حاشیه نگه داشته است، شیعیان عراق علاقمند به حضور فعال سیاسی در این کشور می باشند؛ هر چند نمی توان منکر این نکته شد که بیشتر جریان های سیاسی شیعه گرداگرد گروه های سیاسی اسلام گرا جمع شده و در این گروه ها به فعالیت مشغول هستند. اما اگر گمان کنیم که جریان یا گروه یگانه ای نمایندگی جمعیت شیعه عراق را بر عهده دارد، در تحلیل قدرت و وزنه جایگاه شیعیان در عراق نوین به بی راهه رفته ایم. اگر چه به رغم این نکته، میان گروه های اسلام گرای شیعه نیز پراکندگی و اختلاف مواضع سیاسی به چشم می خورد.

جریان شناسی سیاسی شیعیان عراق

به طور کلی شیعیان عراق را به لحاظ سیاسی می توان به سه طیف اسلام گرایان سیاسی، اسلام فقاهتی کمتر سیاسی سنتی و سکولار دسته بندی کرد؛ که در میان هر سه طیف نیز رقابت های سیاسی به چشم می خورد که در موارد ذیل به آن پرداخته خواهد شد.

الف) جریان های اسلام گرای سیاسی :

این طیف شامل آن قشر از جمعیت شیعه عراق است که گرداگرد احزاب و گروه های سیاسی شیعه معارض رژیم بعث جمع شده و در پی استقرار یک نظام سیاسی- مذهبی مبتنی بر اندیشه های سیاسی تشیع می باشند.  با این همه، و برخلاف برخورداری از خطوط ایدئولوژیک یگانه، طیف اسلام گرای شیعی عراق دچار انشعاب ها و اختلاف نظرهایی هستند. از این رو، افزون بر جدایی میان اسلام گراها با دو جریان دیگر ، در صفوف اسلام گرایان نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد. ریشه ی یکی از اختلاف های ایدئولوژیکی بیشتر درباره مفهوم ولایت فقیه است؛ این مفهوم که امام خمینی (ره) آن را در ایران پیاده کرد، به معنای حاکمیت فقیه است که برخی از شیعیان عراقی نسبت به عملی بودن اجرای آن در عراق تردید جدی دارند به عبارت دیگر همه اسلام گرایان درباره نقش رهبری سیاسی-حکومتی مجتهدین  اتفاق نظر ندارند. در حالی که علما وظیفه هدایت معنوی و مشاوره را بر عهده دارند، حضور ساختاری آنان در عرصه سیاسی مورد پذیرش همگان نیست اسلام گرایان در موارد دیگری مانند: نگرش درباره ایران، مدارا با غرب، معیارهای دموکراتیک، و خط مشی اسلامی کردن جامعه و حکومت اختلاف نظر دارند که به آن خواهیم پرداخت.

 از جمله ی گروه ها و احزاب اسلام گرای شیعه می توان به : حزب الدعوه ، مجلس اعلای اسلامی عراق، سازمان عمل اسلامی، اتحاد اسلامی ترکمن ها اشاره کرد که در اینجا به اختصار  برخی از انها را نحوه تاسیس و مواضع آنها را بررسی می کنیم.

1-    جماعه العلماء

شاید بتوان از لحاظ تقدم زمانی، «جماعه العلماء» را سر سلسله و پیش گام تحزب و فعالیت تشکیلاتی در جامعه شیعی عراق به حساب آورد . هر چند این تشکل در دوره عراق پس از صدام عملا وجود خارجی ندارد اما نقش راهبردی آن در معرفی رویه سیاسی و فرهنگی و عضویت موسسین وتاثیر پذیری رهبران جریان های اسلامگرای فعلی از آن، امری بی شائبه است .

گروهی از روحانیون شیعی عراق در سال 1958م بنیان گذار تشکلی شدند که بتواند از یک طرف دست جوانان تحصیل کرده شیعه را که در دام شعارهای زیبای کمونیسم و ناسیونالیسم گرفتار شده اند را نجات دهد و از طرف دیگر الگوی اسلامی و دینی در اختیار مشتاقان ناراضی شیعه قرار دهد، علمایی همچون: شیخ مرتضی آل یاسین ( دایی شهید محمدباقر صدر ) سید اسماعیل صدر، سید محمدباقر صدر، شیخ حسین همدانی، سید محمد جمال هاشمی، شیخ محمد طاهر آل شیخ راضی، شیخ محمد تقی جواهری و سید محمد تقی بحرالعلوم ، در راس این تشکیلات قرار داشتند.

این جماعت فعالیت های خود را از امور فرهنگی آغاز نمود و نشریه «الاضواء» را منتشر ساخت . رشد و معرفی شخصیت و توانایی های علمی و کاریز ماتیک سید محمدباقر صدر، از همین زمان و با توجه به تالیفاتی که از خود در زمینه های گوناگون برجای گذاشت، شروع شد. وی در آثار خود کاستی های نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی را نمایان ساخت و استدلال هایی منطقی بر برتری ایدئولوژی اسلامی نسبت به سایر ایدئولوژی های رایج ارائه داد. آیت ا... محسن حکیم از مراجع بزرگ عراق تشکیل «جماعه العلماء» را برای پل زدن بین اسلام و اقشار مختلف ملت به ویژه طبقه تحصیل کرده دانشجویان مورد تایید قرار داد. « جماعت العلما به پیروی از روش اخوان المسلمین مصر اقدام به تاسیس موسسات آموزشی ، رفاهی و بهداشتی مختلف نمود. رویکرد اساسی این گروه معطوف به آگاهی دادن به توده های مردم و اساساً سیاسی- فرهنگی بود.

از نخستین کارهای علما انتشار بولتن ها و کتاب هایی به منظور تحریک علمای دیگر به تغییر روش و تشدید فعالیت های فرهنگی-سیاسی آنان بود.آنان خواهان پر نمودن خلاء ایجاد شده در آموزش مذهبی جوانان در اثر منسوخ شدن مدارس اسلامی سنتی بودند. در واقع فعالیت های این تشکل نقش موثری در تضعیف و سقوط حکومت عبدالکریم قاسم داشت.

در ژوئن سال 1967م زمانی که اسرائیل بیت المقدس و کرانه ی باختری، صحرای سینای مصر و بلندیهای جولان را اشغال نمود جماعت العلمای بغداد و کاظمین برای عقب نشینی اسرائیل تقاضانامه ای را تسلیم دبیر کل سازمان ملل و دیگر سازمانهای جهانی کردند. جماعت العلما به همین منظور هیاتی را شامل دو نفر سنی و دو نفر شیعه به پایتخت کشورهای اسلامی (از ایران گرفته تا مالزی) اعزام کرد. اعضای این هیات عبارت بودند از شیخ عبدالعزیز البدری، مهندس «عبدالغنی شندله» دکتر «جلیل بن سید داوود العطار» و «سید عدنان البکا».این تشکیلات به دلیل عدم انسجام داخلی و شرایط استبدادی آن برهه از زمان به ویژه پس از پایان دوره برادران عارف، فعالیت های تشکیلاتی شان را  به تدریج به خاموشی گرایید تا زمانی که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شرایط برای فعالیت  مجدد این جماعت فراهم گردید، به طوری که برخی از علمابه دستور سید محمدباقر صدر ماموریت پیدا کردند تا به ایران مهاجرت نموده و سازمان دهی، ارتباط و آموزش نیروهای اسلامی عراق را در داخل ایران به عهده گیرند. در نیمه اول دهه 1360 ش. فعالیت های جماعه العلماء در جهت فعالیت های مجلس اعلا و به عنوان هیئتی از علمای برجسته عراقی ، فراتر از چهارچوب ها و الزامات حزبی، چند سالی ادامه یافتند. اما پس از آن به علت بروز تنش های سیاسی، این جماعت به دو طیف تقسیم شد. طیف اول: سید محمدباقر حکیم، سید حسین صدر، سید عبدالعزیز حکیم و سید صدرالدین قبانچی. طیف دوم شیخ محمد باقر ناصری، سید کاظم حائری، شیخ محمد مهدی آصفی، عبدالرحیم شوکی، شیخ محمد رضا ساعدی، که گرایش به حزب الدعوه داشتند. به هر تقدیر در اثر بروز اختلاف در بین این جماعت، که از ابتدای دهه ی 1360 ش شروع شد در اواسط دهه 1370ش. این تشکل از بین رفت و اکنون تنها نامی از آن بر جای مانده است.

2-    حزب الدعوه

تاریخچه :

واژه «دعوه» در مفهوم مذهبی به معنای دعوت بشر به ایمان آوردن به دین مبین اسلام، اما این کلمه در مفهوم سیاسی، دعوت مردم به اتخاذ آرمان اسلام در زندگی اجتماعی – سیاسی است.(صدر 1362: 6) در اواخر دهه 1950 م. گروهی از علمای جوان و متفکر عراق بنا بر رسالتی را که اسلام و قرآن کریم بدان اشاره دارد و در پی خطر انحراف فکری و رفتاری جوانان شیعه در اثر پیدایش تفکرات و اندیشه های انقلابی با شعارهای دلنشین و جوان پسند کمونیسم و ناسیونالیسم عربی، در منزل یکی از علمای برجسته ی حوزه ی نجف گرد هم آمدند، تا با ایجاد الگوهای جدیدی از فرهنگ غنی شیعه، و در اختیار قرار دادن آن الگو به مشتاقان جوان و تحصیل کرده شیعه، از انحراف عقیدتی آنان پیش گیری کنند . بر این اساس بود که در اواخر سال 1957 جلساتی در منزل یکی از علمای با نفوذ و جوان به نام سید محمد باقر صدر (1980-1931) تشکیل دادند تا راه ها و اقدامات اصلاحی احتمالی را مورد بحث و بررسی قرار دهند.«آنها تحت تاثیر ایده های اخوان المسلمین مصر و بویژه «حسن بنا» توجه  خود را به روی این آیه ی قرآن متمرکز کردند که می گوید «بدرستی که خداوند شرایط یک قوم را تغییر نمی دهد مگر وقنی که آنها آنچه را که در نفس هایشان است، تغییر دهند» (سوره رعد، آیه11) این علمای جوان استدلال می کردند که دگرگونی اخلاقی افراد، باید قبل از هرگونه دگرگونی اخلاقی جامعه باشد. جوانان مسلمان باید هویت فکری خود را تصدیق کنند و از خطرات نهفته در نفوذ خارجی قبل از وقوع هر گونه اصلاحی در جامعه آگاه شوند».

سید محمدباقر صدر معتقد بود که « آیین اسلام در گذشته منحرف شده و «جدایی مذهب از زندگی سیاسی و اجتماعی، آگاهی دادن مردم از ماهیت واقعی مذهب و نقش آن در زندگی را ضروری ساخته است.»(موسوی 1372: 63) یکی از رویکردهای مورد نظر سید محمدباقر صدر و دیگر علما، درصدد ایجاد زمینه هایی برای دستیابی به افراد تحصیلکرده و غیر روحاتی بودند تا از این گروه مهم در راه اسلام کمک بگیرند. برای دستیابی به این گروه لازم بود روش های قوی تر و زبانی که برای مسلمان جوان و تحصیلکرده مفهوم باشد. اتخاذ شود. از همین رو محافل مطالعاتی و تحقیقاتی را ابتدا در میان علما و بعد در میان توده مردم ترتیب دادند. سید محمد باقر صدر با احترامی که نسبت به توانایی درک قوانین مذهبی در میان غیر روحانیون تحصیلکرده نشان می داد و با پذیرش افراد غیر طلبه در کلاسهای خود، افکار عمومی در نجف را متحول ساخت. جوانان این ایده ی او را با آغوش باز پذیرا شدند که حتی  با وجودی که جزء روحانیون عمامه به سر نیستند، اما می توانند فعالان و مبلغان مذهبی باشند.

پیرامون ریشه های پیدایش حزب الدعوه الاسلامیه نقطه نظرات متفاوتی وجود دارد. «برخی ابتدای پیدایش الدعوه را به زمان وقوع شورش های ضد بریتانیا در نجف به سال 1918 تا حرکت اصلاح طلبانه مدرسه به رهبری محمدرضا مظفر1930 - با محوریت اندیشه علما در تبیین اندیشه های سیاسی و حکومت داری تشیع - مرتبط می داند؛ »(شاناهان 1387: 253) اما در عمل، ضرورت وجود سازمان و تشکل سیاسی با طرح تشکیل حزب در سال 1957 توسط علما در منزل شهید محمدباقرصدر ریخته شد و «حزب الدعوه » در ماه ربیع الاول 1377 ق. برابر با اکتبر 1957 م. در نجف اشرف تشکیل شد.

«شیخ مرتضی عسگری» مسئولیت سازماندهی غیر روحانیون  جوان و تحصیلکرده را که مایل به دعوت برادران خود به اسلام بودند، تقبل کرد، و در اوایل 1958 از غیر روحانیونی که به «عضویت» سازمان دعوت شدند، دعوت شد با علما ملاقات کنند. سید محمدباقر صدر در مقاله ای برای «صوت الدعوه» - ارگان تشکیلات جدید- توضیح داد که چرا این نام را برای سازمان برگزیده است و گفت « دعوه دقیقاً بیانگر ماموریت این گروه برای دعوت مردم به اسلام است. وی محافل تحقیقاتی را بخشی از مرحله اول دعوت به اسلام توصیف کرد که دو هدف اول در این مرحله عبارت بودند از آماده سازی مومنین و بسیج علما از نظر روحی و فکری. راه ها و وسایلی که با استفاه از آنها حزب الدعوه می بایست علما را بسیج کند. انتشار جزوه، مجبور کردن اعضا و سرپرست ها به شرکت در جلسات هسته، مطالعه، برگزاری مراسم و جشن، ساختن کتابخانه و مدرسه، و شرکت در بحث های علمی و درس های فقهی بود.

آیت ا... حکیم نیز با تاسیس کتابخانه و مراکز مذهبی جدید از این حرکت حمایت کرد. حرکت ایشان به سوی فعالیت سیاسی همزمان با پیروزی ارتش ( کودتا ) بر دولت عراق در سال 1958 مصادف شد. به نظر می رسد در این مقطع تاریخی تغییر دولت عراق چیزی کمتر از یک انقلاب کامل و بیشتر از یک کودتای نظامی بود نه تنها پادشاهی هاشمی از صحنه محو شد بلکه دولت جدید به رهبری ژنرال «عبدالکریم قاسم» (1963-1914) نیز با حزب کمونیست عراق متحد شد و یک برنامه اصلاحات ارضی را به اجرا درآورد از همین رو هزاران تن از مردم فقیر عراق در حمایت از این اقدام ژنرال قاسم، برای نخستین بار به فعالیت سیاسی در قالب احزاب و گروه های چپ پرداختند که این تغییر عمده ای در سیستم سیاسی و اجتماعی عراق بود.بنابراین توجه علما به شکل دهی و تقویت تشکلات مذهبی و جذب مردم به آن را بیش از پیش باعث شد و برای مبارزه موثر با کمونیسم به سازماندهی خود پرداختند.

حزب الدعوه تاکنون چهار دوره متمایز را در زمان حیات خود تجربه کرده است: دوره تاسیس و گسترش ، دوره تحمل فشار، فعالیت زیر زمینی و حرکت به سمت نظامی گری، دوره تبعید و عصر فعلی فعالیت سیاسی و حضور در حکومت عراق می  باشد .

حزب از زمان تاسیس تا سال 1968 دوران تاسیس و تثبیت خود را گذراند نقش این حزب در تضعیف حزب کمونیست و نظام قاسم موجب شد تا حکومت عارف آزادی عمل مناسبی برای آن قائل شود. گسترش اعضا و طیف حامیان در خارج نجف از دستاورد های این دوره است. نکته مهم جذب زنان به درون حزب بود که به رهبری بنت الهدی صدر خواهر شهید صدر انجام گرفت .

 با روی کارامدن حزب بعث (حسن البکر) دوران فشار بر حزب آغاز شد، تعطیلی نشریه ی رساله الاسلام ، تعطیلی موسسات و جلسات مذهبی ، تحمیل خدمت وظیفه عمومی برای طلبه ها از جمله ی آنها بود. با روی کار آمدن صدام سرکوب و برخورد حذفی با حزب به طور جدی پیگیری و اجرا شد. شهادت رهبر شاخه حزب در بغداد، دستگیری 75 نفر از اعضا و اعدام آنان  و اعلام رسمی غیرقانونی بودن حزب و مجازات اعدام برای عضویت در آن نشان از حضور در دوره ای جدید از فعالیت می داد، از همین رو حزب وارد فاز زیر زمینی و برخی حرکات نظامی شد. ترور نافرجام طارق عزیز، در اول آوریل 1980 هراس را بر اندام رژیم بعث انداخت. اندکی بعد با ترور و به شهادت رساندن آیت ا... محمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی برخی از رهبران حزب به ایران نقل مکان کردند و دوران تبعید را به مدت 23 سال در تهران و سپس در دمشق، لندن طی نمودند؛ برخی دیگر در عراق به فعالیت زیر زمینی پرداختند از جمله اقدامات این بخش از حزب، ترور نافرجام صدام در سال 1982و 1987 و ترور عدی پسرش در سال 1996م بود .

ساختار و ایدئولوژی حزب :

طبق اساس نامه حزب دعوه الاسلامیه، کادر رهبری به سه طیف اصلی تقسیم می شوند:

1-شورای فقها ، 2-شورای رهبری ،  3-کمیته اجرایی

در سال 1970م. پس از وفات مرجع بزرگ تشیع حضرت آیت ا.... العظمی سید محسن حکیم، علامه سید محمدباقر صدر به مرجعیت رسید و به تدریج رهبری معنوی حزب را به عهده گرفت. آیت ا... شهید محمد باقر صدر ، رهبر کاریزماتیک شیعیان عراق ، بنیان گزار اصلی حزب، تا زمان شهادت ( توسط رژیم بعث در1980) رهبری این گروه را به عهده داشت. پس از شهادت  وی، یک شورای رهبری هدایت این سازمان را به عهده گرفت. شیخ علی کورانی، محمد مهدی آصفی و مهدی خالصی عمده ترین شخصیت های این گروه به شمار می آمدند. عبدالصاحب الدغیل سازمان دهی امور حزب را در دانشگاه ها و سید مهدی حکیم فرزند آیه ا.. سید محسن حکیم به عنوان رابط بین مقامات روحانی نجف و اعضا و هواداران حزب در بغداد فعالیت می کردند. «الدعوه، نخست تنها به تبلیغ، یعنی دعوت مردم به دین، آموزش واحیای باورهای دینی می پرداخت اما سرانجام به حزب سیاسی فعالی تبدیل شد که مخفیانه کار می کرد و برای رویاروی با آموزه های غیر اسلامی ، یک پیام فکری می پرورد.»

 فعالیت های حزب با زعامت علمای مزبور موج جدیدی در عراق ایجاد کرد، به گونه ای که رژیم بعثی به شدت نگران شد و فشارهای خود علیه شیعیان به خصوص بر این حزب را افزایش داد تا جایی که « 73 تن از رهبران و اعضای فعال حزب را در سال 1974 م. دستگیر و پنج نفر افراد از برجسته آنها به نام شیخ عارف بصری، سید عماد الدین تبریزی، سید عزالدین قپانچی، استاد نوری طعمه و استاد حسین جلوخان را دستگیر و به شهادت رساند.»

رویکرد سیاسی رادیکال حزب الدعوه در زمان خود در نجف که جوی محافظه کار داشت، یک نقطه ی عطف انقلابی به شمار می آمد. حزب الدعوه به واسطه ی استفاده از خشونت علیه صدام، در دهه 1980 به سختی سرکوب شد. هزینه ای که حزب برای این پایداری پرداخت، موجب شد در میان شیعیان ارج و ارزش و مشروعیت بسیاری به دست آورد که این مشروعیت مهمترین عامل محبوبیت و قدرت حزب در صحنه سیاسی عراق نوین است. حزب الدعوه با تشکیل مجلس اعلا در 1982 به آن پیوست؛ ولی به دلیل اختلاف های پیش آمده بر سر مسئله حکومت ولی فقیه و نیز کوشش ایران برای کنترل مجلس اعلا، از آن جدا شد.

انشعابات در حزب الدعوه :

یک سال پس از کودتای احمد حسن البکر، سیدسامی البدری از اعضای رهبری این حزب اولین انشعاب را ایجاد نمود و تشکّلی به نام «جند الامام» بنیان نهاد. علت این انشعاب، اختلاف نظر وی در زمینه ساز و کارهای درون تشکیلاتی حزب با شیخ عارف بصری بود. این تشکّل تا سال 1979م فعالیت‏های قابل توجهی نداشت و پس از ورود اعضای اصلی آن به ایران در سال‏های 81-1980م مجدّدا فعالیت‏های نه چندان قابل توجه خود را آغاز نمود. این فعالیت‏ها بیشتر در بخش فرهنگی همچنان ادامه دارند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و عملی شدن حکومت اسلامی مبتنی بر «نظریه ولایت مطلقه فقیه» و ورود اعضای «حزب الدعوه» به داخل ایران، تقاضاهایی از سوی عده محدودی از کادر رهبری حزب مبنی بر تجدید نظر پیرامون اساسنامه آن، از طریق ساز و کارهای درون تشکیلاتی حزب مطرح شد، اتخاذ این رویکرد در اصلاح اساسنامه به انتقادهای وسیع‏تری علیه شورای مرکزی تبدیل گردید. پس از مدتی، علی رغم برگزاری نشست‏های مستمر بین دو طیف متمایز در شورای مرکزی، در اواخر سال 1359زمانی که این انتقادات جریان مخالف اصلاح اساسنامه به نتایج رضایت‏بخشی منجر نشدند انشعابی در این حزب تحت عنوان، «الدعوة الاسلامیة»، به رهبری اشخاصی همچون برادران شیخ علی و شیخ حسن کورانی، ابویاسین ( رهبر سابق جناح و عضو شورای انتقالی) و ابوصفا دغلاوی رخ داد.  علت این انشعاب را باید « در نوع برداشتی که حزب الدعوه (جناح اصلی) از مرجعیت و مقوله ولایت فقیه داشت، جست‏وجو کرد. این جناح انشعابی ترجمانی از همگرایی با ج.ا. ایران در زمینه نظریه ولایت فقیه بود و به همین دلیل، همگرایی بیشتری با مجلس اعلا داشت.» (برنابلدچی 1383: 158)بدین‏سان، دو گروه، اکثریت به رهبری شیخ محمدمهدی آصفی و اقلّیت به رهبری شیخ علی کورانی ـ وی مقیم قم است و از اواخر دهه 1360 از فعالیت‏های سیاسی و حزبی کنار گرفته است ـ شکل گرفت. با ترور ابویاسین (عزّالدین سلیم)، رهبر پیشین این جناح، در تاریخ 28/2/1383 در بغداد، ابوصفا دغلاوی رهبری این جناح حزبی را به عهده دارد. علاوه بر انشعاب مزبور در «حزب الدعوه»، جناح اکثریت در سال 1377 ش دچار انشعاب دیگری گردید و در پی آن، برای بار دوم، جناح اکثریت (اصلی) به دو طیف اکثریت و اقلیت تقسیم شد: جناح اکثریت به رهبری ابوبلال ادیب در ایران (اکنون مقیم تهران) و ابراهیم جعفری در لندن و جناح اقلّیت به رهبری سید ابوعقیل و ابوریاض مهندس ادامه فعالیت داد. جناح اخیر موسوم به «جناح انشعابی، خود را ولایت مدار می‏داند و ضمن اینکه رهبران آن افراد متعهد و کوشایی می‏باشند، اما از نفوذ اجتماعی زیادی برخوردار نیستند. این طیف برخلاف اصرار اولیه بر نهادینه شدن انشعاب خود، در سال‏های پایانی دهه 1370، نوعی سیاست «همگرایی و وحدت» را با جناح اصلی دنبال کرد و این روند را در عراق پس از صدام نیز ادامه داده است.

درباره نوع حکومت مورد نظر حزب، باور همگانی این بود که ابهام های فراوانی درباره شکل و ماهیت نظام سیاسی مورد نظر حزب وجود دارد. برای نمونه، حزب الدعوه در آغاز خواهان برپایی نظام سیاسی با تکیه بر اصل شورا  بود، اما این دیدگاه به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979، به سود دیدگاه ولایت فقیه تغییر کرد و سپس به دلیل آن که حزب الدعوه به این نتیجه رسید که نظریه ولایت فقیه با ویژگی و بافت جامعه عراق سازگاری لازم ندارد، این نظریه به سودآمیزه ای از اصل شورا و اصل ولایت فقیه تغییر کرد به عبارت دیگر این حزب مبتنی بر محتوای اساسنامه و روند تطوّر تجارب مبارزاتی رهبران آن، معتقد به نوعی رهبری و در واقع، «ولایت شورایی» می‏باشند؛ بدین معنا که معتقدند: رهبر معنوی حزب یا در سطحی بالاتر، جنبش باید مانند سایر اعضای شورای مرکزی حزب، قطع نظراز کارکردها و جایگاه معنوی‏اش، به عنوان عضو شورای مرکزی عمل نماید و نه فراتر از آن. از این‏رو، باید اذعان داشت. این نگرش باعث شد تا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، با ایران تعارض معنایی پیدا کنند، به‏گونه‏ای که در نیمه اول دهه 1370 این چالش به اوج خود رسید به نحوی که باعث خروج برخی از اعضای ارشد حزب- از جمله دکتر ابراهیم جعفری (نخستین رئیس دوره‏ای شورای انتقالی عراق)، شیخ محمّدباقر ناصری و سیدحسین صدر (عضو شورای انتقالی) - از ایران و عزیمت آنان به انگلستان شد. از سویی دیگر جرح و تعدیل در اعضای شورای مرکزی و محدود نمودن عرصه فعالیت اعضایی که همگرایی بیشتری با ج.ا. ایران داشتند.

اگرچه احزاب و گروه های شیعه که در قالب تشکیلات و سازمان ها به مبارزات و فعالیت های فرهنگی و سیاسی می پرداختند و از لحاظ مبانی فکری و اجتماعی از طریق مراجع و علما معارف بلند اسلامی و شیعی بهره می گرفتند، اما حزب الدعوه الاسلامیه از این نظر دارای ویژگی خاصی است و آن هم به رهبری آن بر می گردد. علامه شهید سید محمد باقر صدر دارای نظم فکری و اندیشه نظام مند اسلامی بود. این ویژگی منحصر به فرد شهید صدر و توان مندی بهره گیری از معارف ناب اسلامی به حزب نیز منتقل شده و حزب را از حیث فکری و مبانی ایدئولوژیکی غنی می کند. اگر بخواهیم مبانی فکری حزب الدعوه را ردیابی کنیم باید به آثار ارزشمند این رهبر شهید و به طور ویژه افکار و اندیشه سیاسی ایشان مراجعه کنیم. اما این که شهید صدر به عنوان رهبر معنوی حزب الدعوه توانسته تئوری «حکومت مرجع» را به عنوان مرامنامه حزب به کرسی بنشاند و همه اعضای  شورای مرکزی حزب را بر آن متقاعد کند تردید است.

3-    مجلس اعلای اسلامی عراق

در پی اعدام آیت ا... شهید سید محمد باقر صدر و روحانیان دیگر در 1980 م و آغاز جنگ ایران و عراق، شمار زیادی از روحانیان عراقی به همراه بسیاری از طرفدارانشان رهسپار ایران شدند. آیت ا... شهید سید محمد باقر حکیم ـ پسر آیت ا... سید محسن حکیم ـ از جمله روحانیانی بود که به ایران گریخت. وی و دیگر رهبران روحانی و غیر روحانی، برای هماهنگ کردن فعالیت های گروه های معارض که در آن زمان به طور چشم گیری افزایش یافته بودند خواهان شکل گیری یک چارچوب فراگیر مبارزاتی شدند تا همه مبارزین در یک نهاد مشترک برنامه ریزی و تصمیم گیری نمایند.

در بهار 1361ش(مارس 1982م) وضعیت منطقه ای جنگ میان دو کشور ایران و عراق و شرایط داخلی عراق به گونه ای بود که ناظران سیاسی احتمال سقوط دولت (حزب) بعث عراق را دور از ذهن نمی دانستند چرا که پیشروی نیروهای رزمنده ایرانی در جبهه های جنگ این تصور را در بین معارضان اسلامی عراق ایجاد کرده بود که این روند در نهایت منجر به سقوط حکومت مرکزی عراق خواهد شد. از همین رو در سال 1982 در تهران و با پشتیبانی حکومت ایران،  مجلس اعلای اسلامی عراق تشکیل شد، این مجلس را به مثابه «دولت خود خوانده و در تبعید » تلقی نمودند. این مجلس با هدف ایجاد ایجاد همگرایی و وحدت در رهبری معارضان عراقی علیه رژیم بعثی، اسقاط آن ، تدوین استراتژی فعالیت های معارضان و حل مشکلات آوارگان عراقی، بودند. در این راستا همه احزاب و اشخاص مستقل معارض اسلامی  مستقر در ایران، حتی تنی چند از سنی ها را نیز به عضویت گرفت.

«به طور کلی این مجلس چهار دوره زمانی را پشت سر نهاده است. دوره اول با 16 عضو در شورای مرکزی و کل اعضای مجلس34 نفر و سید باقر مهری ریاست آن را برعهده داشت و سید محمد باقر حکیم سخنگوی مجلس بود. در مجلس دوره اول عضویت اشخاص نه بر اساس تعلق گروهی بلکه بر اساس مقبولیت، سابقه مبارزاتی و توانمندی شخصی در فرایند طبیعی و غیر دیوانسالارانه صورت پذیرفت.

دوره دوم که در این دوره مکانیسم شورای مرکزی مجلس تعدیل شد و با 11 عضو در شورا تصمیم گیری انجام می شد. مجمع عمومی هم با 78 عضو با کمیته ها زیر مجموعه خود عمل می نمود. این دوره ، از دوره دوم تا پنجم مجلس را شامل می شد که سید محمود هاشمی شاهرودی ریاست آن را بر  عهده داشت و سید محمد باقر حکیم همچنان سخنگوی مجلس بود.در این دوره تعداد اعضا اصلی از 34 نفر در دوره اول  به 80 نفر در دوره پنجم رسید. 

دوره سوم از سال 1364 تا سقوط رژیم صدام را شامل می شود که ریاست مجلس با سید محمدباقر حکیم بوده و مجلس فاقد سخنگوی رسمی بوده است. در این دوره فعالیت ساز و کار دورن تشکیلاتی ( محمع عمومی و شورای مرکزی ) کاهش یافت .

دوره چهارم آن از ورود آیت ا.. محمد باقر حکیم و فعالیت مجدد گروه های معارض عراقی از جمله مجلس اعلا تحت عنوان حزب و جریان سیاسی درون عراق برای ثبات سازی عراق پس از اشغال و حضور در حاکمیت نوین دانست.»

 آیت ا... سید محمد باقر حکیم یکی از عمده ترین بنیادگزاران این مجلس به شمار می آمد، اما دیگر موسسان این مجلس عبارت بودند از: سید محمد باقر مهری، سید عبدالعزیز حکیم ، دکتر ابراهیم جعفری، سید محمود هاشمی شاهرودی، دکتر حسین شهرستانی، سید محمد تقی مدرسی، شیخ مهدی آصفی، سید حسین صدر، شیخ محمد باقر ناصری، ، ابویاسین (عزالدین سلیم)، سید محمد حیدری، شیخ محمد تقی مولا، شیخ محمد علی (ابوحیدر الحسینی) ، سید سامی البدری، ابواحمد رمضان.

آیت ا... محمد باقر حکیم خود را در این زمینه می گوید:« تشکیل این مجلس زمانی رخ داد که شهادت آیت ا... سید محمد باقر صدر به دست رژیم حاکم بر عراق، خلا بزرگی را در رهبری مبارزات اسلامی عراق به وجود آورد. از این رو جمعی از علما و شاگردان شهید صدر و رهبران جنبش اسلامی عراق برای جبران این خلا دست به کار شدند و با همکاری و هماهنگی جمهوری اسلامی بحث های مفصل و تلاش های متعددی صورت گرفت که تاسیس جمعیت علمای مجاهد عراق و پس از آن دفتر انقلاب اسلامی عراق و سپس تلفیق و توسعه همه این موسسات در مجلس اعلا اتفاق افتاد»

ساختار مجلس متشکل از رییس مجلس، شورای مرکزی، مجمع عمومی و کمیته های وابسته به آن می باشد. «سید علی حائری» رئیس مجمع عمومی مجلس اعلا از یک خانواده ی روحانی با نفوذ عراقی است.

ساختار سازمانی مجلس اعلا به این شرح است:

1-شورای مرکزی که طبق اساس نامه سابق، 15 تا 11 و اساس نامه کنونی پانزده عضو دارد.

2-مجمع عمومی که طبق اساس نامه دارای صد عضو می باشد، اما طی دهه 1370 تا زمان سقوط رژیم بعث حداکثر شامل بیست عضو می شود.

3-کمیته ها و واحدهایی که بر اساس شرح وظایفی که اساس نامه تعیین نموده است زیر مجموعه ای از عالی ترین رکن مشورتی مجمع عمومی یا شورای مرکزی می باشند که شامل کمیته فرهنگی و تبلیغات، کمیته امور اجتماعی، کمیته اداری و مالی، روابط بین المل می باشد، ارگان رسمی مجلس اعلا روزنامه «الشهاده» است که گردانندگان تلاش کرده اند با انتشار آن، مواضع و اخبار رسمی خود را در آن ارائه نمایند.

«قطع نظر از فراز و نشیب ها،از زمان تاسیس مجلس اعلا تا ابتدای دهه 1370 را باید طلایی ترین دوران حیات این مجلس به لحاظ انسجام و پویایی قلمداد نمود و علی رغم این که مجلس اعلاء نماد نهضت معارضان اسلامی عراق در پی هدف«هدایت فراگیر» فعالیت معارضان بوده طی دهه دوم عمر خود به دلیل متعدد از جمله موارد ذیل، در عمل چنین یکپارچگی کارآمدی و اقتدار لازم به دست نیامد و سازمان های دیگری نیز جداگانه در میان شیعیان عراق دست به فعالیت زدند:

1-فقدان زمینه مشارکت واقعی گروه ها و احزاب به علت برخورد گزینشی و وجود روش های اقتدار گرایانه.

2-خروج احزاب و اعضای شاخص و کارآمد به طور تدریجی از مجلس اعلا مثل حزب الدعوه، سازمان عمل اسلامی و جند الامام.

3-فقدان فعالیت قابل توجه این مجلس از نظر ساز و کارهای درون تشکیلاتی در خور نهضت شیعیان عراق در سطح منطقه و بین الملل»

مشی اساسی فعالیتهای این مجلس ، سیاسی ، فرهنگی و عقیدتی می باشد و تا زمان سقوط رژیم بعثی- بر تحرکات شبه نظامی نیز تاکید داشت. در گذشته ، مبانی نظری عقیدتی آن مبتنی بر نظریه «ولایت فقیه» بود اما در شرایط عراق پس از صدام متاثر از تجارب رهبران این مجلس پیرامون مسائلی همچون تحولات داخلی ایران، مقتضیات جامعه شناختی عراق واستراتژی هژمونیک آمریکا درکشور عراق،رویکرد اساسی مجلس، با توجه به اکثریت شیعی جمعیت عراق، پی گیری نهادینه سازی فرآیندهای دموکراتیک در عراق می باشد، چرا که نهادینه شدن ایستارهای دموکراتیک در عراق، در مجموع با توجه به اکثریت جمعیتی شیعیان به نفع آنان می باشد.

این مجلس در طول تاریخ فعالیت خود دچار انشعاب هایی شد که می توان به ظهور  اتحاد نیروهای اسلامی عراق متشکل از پنج جناح شیعه اشاره کرد که در 1991 در دمشق شکل گرفت و به نزدیکی بیش از اندازه مجلس اعلا به ایران اعتراض داشت. تشکیل چندین کنکره و گردهمایی و همایش های گروه های معارض طی دو دهه اول عمر این مجلس در ایران حاکی از روابط نزدیک مجلس اعلا با ایران می باشد که مهم ترین آنها عبارتند از:

-کنفرانس همیاری ملت عراق 1986 و نشست های مقدماتی تشکیل مجلس اعلا در جمهوری اسلامی ایران و اعلام آن به مثابه دولت خود خوانده و درتبعید، تهران/ 1361.

-کنفرانس های بیروت و تاسیس کمیته حل مشترک نیروهای عراق دردمشق (دسامبر 1990)

-کنگره همیاری ملت عراق تهران 1370 و کنگره مقدماتی عمومی بیروت  (مارس 1991).

-کنگره معارضان دروین(ژوئن 1992) وکنگره شقلاویه صلاح الدین در کردستان عراق (دسامبر 1992) تشکیل کنگره ملی عراق (اردبیل کردستان عراق اکتبر 1992).

-تشکیل کمیته هماهنگی و پی گیری دو جریان اسلامی و ملی، عربی(دمشق دسامبر 1992)

-مذاکرات امان ، کنفرانس دمشق 1375 و کنفرانس واشنگتن 1380 و اجلاس لندن 1381 و...

اهمیت مجلس اعلا بیشتر به خاطر قدرت شبه نظامی آن است که درچارچوب سپاه بدر (نیروی حدود ده هزار نفر) سازمان دهی شده اند. در طول جنگ ایران و عراق «شیخ ابومیثم الخفجی»، مسئول نیروهای بسیجی عراقی بود. این سپاه پس از سرنگونی رژیم بعث تاکنون به صورت  سازمان بدر  عمل می کند و در تأمین امنیت و امور انتظامی در مناطقی که دارای نفوذ است، وارد عمل می شود. اعضای ارشد سپاه بدر هم اکنون در ساختارهای نظامی و انتظامی جدید عراق نیز فعال هستند.

خط مشی اساسی فعالیت های این مجلس، سیاسی، فرهنگی و عقیدتی است و در مرحله بعدی ـ تا زمان سرنگونی نظام بعثی ـ بر حرکت های شبه نظامی (چریکی) تأکید داشته است و از گذشته مبنای نظری ـ عقیدتی آن بر پایه  نظریه ولایت فقیه  بوده است.

مجلس اعلاء اگر چه پس از شهادت آیت ا... محمد باقر حکیم در سال 2003، کلیدی ترین عنصر خود را از دست داد، ولی به دلیل احاطه و اشراف سازمانی  سید عبدالعزیز حکیم  بر سازمان درونی مجلس اعلاء به ویژه  سپاه بدر  از نظر درون سازمانی دچار مشکل جدی نشد، زیرا وی حتی پیش از ترور برادر بزرگترش نیز، اداره کننده واقعی سازمان مجلس اعلاء بود و رئیس شاخه نظامی آن نیز به شمار می رفت و آیت ا... شهید سید محمد باقر حکیم بیشتر به امور خارج از مجلس اعلا روابط عالی این گروه با دیگر بازیگران عراقی و غیر عراقی می پرداخت. با با وفات وی، سید محسن حکیم ریاست مجلس را برعهده دارد، نقش مجلس اعلا در فرآیند تشکیل دولت در عراق نوین، به طور جد پیگیری می شود.

4-    سازمان عمل (پیکار) اسلامی

در اواخر دهه 60 میلادی، مقارن با اوج گیری فشارهای حزب بعث بر مخالفان ، به ویژه مبارزان اسلامی، تشکلی پا گرفت که در نوع و شیوه مبارزاتی خود، در قیاس با معارضان پیشین ، تفاوتی مشهود داشت. آغاز فعالیت این تشکل به سال های میانی دهه 60 میلادی بر می گردد، زمانی که احزابی همچون حزب الدعوه قریب به یک دهه از تحرکات و فعالیت های خود را سپری کرده و فراز و نشیب هایی را طی نمودند. علت نام‏گذاری این تشکّل نیز تمایل این گروه در به کارگیری شیوه‏های نسبتا خشونت‏آمیز و به تعبیری، خط مشی مسلّحانه است که در بین گروه‏ها معارض عراقی شناخته شده بود.

بنیان گذاران و رهبران این سازمان عبارتند از حجج الاسلام «محسن حسینی»، «محمدتقی مدرسی» و «محمدهادی مدرسی» که دو نفر اخیر خواهر زاده های آیت الله حسن شیرازی هستند. در بین آنها ، آیت ا.... سید محمد شیرازی، که به نوعی پدر معنوی این تشکل بوده است از پشتوانه ای چون آیت ا.... سید مهدی شیرازی که دارای جایگاه فقاهتی و شم سیاسی و مبارزاتی بالایی بود، برخوردار بود. در اوایل دهه 1980، بنابر فشارهایی که از سوی رژیم بعثی بر گروه‏های معارض اعمال می‏شدند، به گونه‏ای که روز به روز دایره فشار و اختناق بر گروه‏های مخالف تنگ‏تر می‏شد، این سازمان نیز مانند گروه‏های دیگر، تصمیم به مهاجرت به خارج از عراق گرفت.

«سازمان عمل اسلامی از زاویه رویکردهای نظری و عملی، در ابتدای حضور در داخل ایران، از اندیشه‏های اشخاصی همچون دکتر علی شریعتی و محمّد منتظری تأثیر پذیرفت، ضمن اینکه این سازمان به دنبال عملیات جهادی که در سال 1358 در عراق انجام داد، از اقبال قابل توجهی از سوی مردم برخوردار گردید.»

  این سازمان نیز در سال 1371 ش. به دو جناح تقسیم گردید. جناح اصلی تحت عنوان سازمان عمل اسلامی به رهبری سید محمد تقی مدرسی، و جناح انشعابی تحت عنوان «منطقه العمل الاسلامی القیاده المرکزیه» به رهبری شیخ محسن حسینی (جاسم اسدی) تبدیل شد و دارای دو نشریه هم به نام های «الشهید» که متعلق به جناح اصلی و نشریه «العمل الاسلامی» اختصاص به جناح انشعابی دارد، می باشد.« دلایل متعددی را برای این انشعاب می توان برشمرد که اهم آنها را می توان در رقابت بین کادر رهبری ،-حسن استقلال طلبی که به سبب آن، برخی از رهبران طیف جناح اصلی نسبت به کیفیت ارتباط سازمان با مسئولان کشورهای همسایه عراق همواره مسئله استقلال  عمل حزب را در نظر داشته اند.، روند رو به فزونی اختلاف در رده های پایین سازمان، انتقاد اعضا به تلاش شیخ محسن حسینی برای همگرایی قابل توجه و تامل برانگیز، با برخی همسایگان عراق دانست.»

اما در زمینه رویکردهای «سازمان عمل اسلامی» پس از سقوط رژیم بعث باید گفت اگر چه عمده اعضا و هواداران آن در عراق در شهر کربلا و جنوب عراق قرار دارد. تعمیق مرجعیت سید محمد تقی مدرسی و انجام فعالیت های فرهنگی از جمله توزیع کتب متعدد سید محمد تقی و سید هادی مدرسی، مدیریت حوزه های علمیه این سازمان در سوریه (زینبیه) و ایران (قم، تهران و اصفهان) از عمده ترین فعالیت های این گروه می باشد. اما در پایان دهه 80 خورشیدی اولویت فعالیت های فرهنگی – مذهبی، به عنوان اساسی ترین رکن استراتژی سازمان، جایگزین رویکردهای قبلی شد.

ب) جریان های فقاهتی و کمتر سیاسی (حوزوی ) شیعه

گروه های اسلام گرای سیاسی شیعه، تنها جریان تاثیر گذار در میان شیعیان نیستند . جریان های کمتر سیاسی و سنتی شیعه که در چارچوب حوزه های علمیه نجف، کربلا ، کاظمین و سامرا سازمان یافته اند، از نفوذ چشم گیری میان شیعیان عراق برخوردار هستند. جریان فقاهتی حوزه های شیعه، پیش از آن که در پی کنترل سیاسی بر عراق از طریق برپایی یک حکومت کاملا دینی بر پایه ی اسلام سیاسی در عراق باشد، برای حفظ منافع کلی شیعیان در عراق و پاسداری ازمیراث فرهنگی و دینی شیعه و ارتقای سنت فقه شیعه تلاش می کند. این جریان بیشتر گرداگرد مراجع بزرگ شیعه سازمان دهی شده اند. چه بسا گروه های اسلام گرای مبارز به دلیل تجربه سیاسی و رنج های متحمل شده در دوران رژیم بعث، ضرورت های مصالحه و وحدت را بیش از پیش درک کرده باشند اما به نظر می رسد نسبت به آنان جریان فقاهتی از اختلافات بیشتری با یکدیگر مواجه باشند. هم اکنون، سه حوزه عمده مدعی نمایندگی مسایل شرعی شیعیان عراق را به عهده دارند که به بررسی آن ها می پردازیم:

1-    حوزه آیت ا... سید علی حسینی سیستانی

با در گذشت آیت ا... العظمی سید ابوالقاسم خویی (ره) در سال 1992، آیت ا... سیستانی مرجعیت اسلامی شیعیان عراق را به عهده گرفت و به چهره با نفوذ حوزه های علمیه شیعه در این کشور تبدیل شد. وی شمار زیادی پیروان (مقلدان) را درون و بیرون عراق دارد. در واقع، آیت ا... سیستانی به تعبیری هم اکنون رهبری مسلم دینی شیعیان عراق و در کنار مراجع ایرانی از مراجع مطرح جهان تشیع می باشد چرا که افزون بر عراق، پاکستان، افغانستان، عربستان، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، شیعیانی هم در اروپا ، آمریکا و ایران از وی تقلید می کنند. حجت الاسلام حایری از استادان و مسئولان حوزه علمیه نجف و برادر آیت ا... سید کاظم حایری معتقد است:«پس از درگذشت آقای خویی و آقای سبزواری، دو مرجع بزرگ در حوزه نجف بر سر زبان ها افتاد: آیت ا... سیستانی و آیت ا... سید محمد صادق صدر. بیشتر پیروان آقای خویی که در کشورهای خلیج فارس و  سرزمین های عرب نشین بودند به آقای سیستانی رجوع کردند و می توان گفت که مرجعیت آن ها دنباله مرجعیت آقای خویی است؛ ولی در داخل عراق اقبال مردم بیشتر به مرجعیت آقای صدر بود.»

آیت ا... سیستانی یکی از مهم ترین طیف های فکری را در حوزه نجف تحت کنترل و هدایت دارد، رویکرد اصلی حوزه نجف به مرجعیت آیت ا... سید علی سیستانی، تقیه بوده است چرا که در دوران صدام، سکوت موثرترین شیوه زنده ماندن و حفظ ذخایر انسانی حوزه بود. در این سنت، به دلیل تجربه تاریخی و بافت جامعه عراق  مرجعیت نجف  مخالف دخالت مستقیم حوزه در امور سیاسی بوده است و تلاش نموده تا این دو با یکدیگر در هم آمیخته نشود از همین رو حوزه  تنها در موارد ویژه بحرانی، به اعلام موضع صریح و قاطع متوسل شده است. رعایت این اصل از سوی آیت ا... سیستانی باعث شد از رویارویی مستقیم با صدام در امان بماند. « با وجود این که. ایشان رهبری گروهی سیاسی را بر عهده ندارند، بسیاری از علما و شیعیان عراق به ویژه میانه روها، به مشروعیت وی باور داشته و برای وی جایگاه منحصر به فردی در تحولات عراق نوین  قائل هستند.»

اکنون که حکومت صدام سرنگون شده است مناسب و سودمند بودن تقیه گرایی، با آزمونی بزرگ روبروست. تقیه، کنار گذاشتن کامل سیاست نیست؛ بلکه رویکردی مشخص و محدود به موضوعات سیاسی روز و اظهار نظرهای سیاسی است. در فضای سیاسی نوین عراق، محدودیت های موجود در راه فعالیت فکری و عملی از میان رفته است. نظم سیاسی نوین در عراق، در حال شکل گیری است و با تغییر فضا، پیروان آیت ا... سیستانی از وی انتظار دارند در فرایند شکل گیری این نظم، نقش کارساز تر و بیشتری ایفا کند، از همین رو به نظر می رسد که ایشان نیز در مواقع لازم ارشاد سیاسی لازم را ارائه نمایند؛ چنانکه در بدو اشغال عراق ضمن محکوم کردن این اقدام سیاست صبر و مصالحه را برای شیعیان اتخاذ نمود و اولین انتخابات سراسری، شیعیان را به حضور جدی در انتخابات فرا خواند و از ائتلاف یکپارچه شیعیان حمایت کرد. در استمرار همین رویکرد، نقش وحدت گرایانه ی سیاسی ایشان و حوزه ی نجف همچنان رو به افزایش می باشد، دعوت جریان نجف به دوری از اختلافات و تعامل متقابل گروه ها برای بیشتر شدن ثبات و روند رو به جلو ملت عراق از جمله تاکیدات ایشان و نمایندگان وی است. چنانچه شیخ عبدالمهدی الکربلایی‌، نماینده ایشان‌، در خطبه‌های نماز جمعه اواخر شعبان سال 1389 کربلا از سیاستمداران عراقی خواست تا به دور از گرایش‌های مذهبی و حزبی‌، منافع ملی مردم عراق را در نظر گرفته و از ماه رمضان به عنوان فرصتی مناسب برای پایان دادن به اختلافات سیاسی استفاده کنند. وی همچنین خطاب به گروه‌های شبه نظامی عراقی تأکید کرد: چنانچه خود را مسلمان می‌دانید به احترام دینتان حتی‌الامکان در ماه رمضان به عراقی‌ها فرصت آرامش‌، ثبات و امنیت را دهید. وی در ادامه از صادرکنندگان فتواهای تکفیری انتقاد کرد و این قبیل فتواها را تهدیدی بزرگ برای دولت مسلمان دانست‌. شیخ صلاح العبیدی‌، روحانی نزدیک به آیت ا... سیستانی و خطیب مسجد کوفه  نیز ضمن محکوم کردن حملات نیروهای عراقی - آمریکایی علیه عناصر گروه صدر، از عراقی‌ها خواست تا  ماه رمضان اختلافات را کنار گذاشته و از فضایل این ماه استفاده کنند. وی همچنین از سیاست‌مداران عراقی خواست ضمن متوقف ساختن اتهامات به یکدیگر از فتنه و آشوب‌های طایفه‌ای دوری کنند.

شیخ محمود الصمیدعی‌، خطیب مسجد ام القرای بغداد نیز تأکید کرد: اختلافات طایفه‌ای بین عراقی‌ها لکه ننگی برای همه مردم شده است و باید با عقل و تدبیر با این موضوع برخورد کرد. وی افزود: هدف از گرفتن روزه تمرین تقواست و مسلمانان باید برای حفظ خون برادران مسلمانشان تلاش کنند. وی همچنین از رهبران سیاسی عراق خواست تا با تقوا و پرهیزگاری‌، با کنار گذاشتن اختلافات جلوی دخالت‌های خارجی و منطقه‌ای را در امور داخلی عراق بگیرند.

 از سوی دیگر جریانات معارض با ثبات و امنیت در عراق ( تکفیری ها و بعثیون سابق ) با ایجاد ترور در بین نزدیکان و نمایندگان ایشان در شهرهای عراق سعی در تضعیف این جریان نموده اند .از جمله این اقدامات می توان به سلسله ترورهای نمایندگان آیت‌ا.. سیستانی‌ در عراق نام برد. مسلم البطاط‌، نماینده ایشان که از چهره‌های فعال عرصه فرهنگی و سیاسی شهر بصره به شمار می‌رفت‌، به دست مهاجمانی ناشناس به شهادت رسید. وی امام و خطیب مسجد العروه در منطقه الفرس در مرکز شهر بصره بود و عنصر مهمی در برقراری وحدت بین شیعیان و اهل سنت در این شهر به شمار می‌آمد و همیشه تلاش می‌کرد تا مانع تفرقه مسلمانان این شهر شود. ترور رحیم حسناوی دستیار آیت‌الله سیستانی در نجف به ضرب گلوله افراد ناشناس، ترور شیخ فاضل عقل در مقابل منزلش در محله النصر در شمال شهر نجف بود. پیش از این‌، شیخ عبدالله فلک المالکی یکی از دستیاران آیت‌الله سیستانی با ضربات چاقو در خیابان الرسول در نزدیکی حرم امام علی‌(ع‌) به قتل رسید.

2-    حوزه آیت آیت ا... العظمی سید ابوالقاسم خویی

پس از درگذشت آیت ا... العظمی خویی ـ از مراجع اعلای شیعیان جهان ـ پسران وی همچنان به فعالیت های فرهنگی، در حوزه شیعیان عراق و بیرون از آن ادامه دادند.  عبدالمجید خویی ، پسر آیت ا... خویی، با توجه به وجاهتی که از ناحیه جایگاه بلند پدرش در میان بیشتر شیعیان جهان یدک می کشید، از جمله روحانیون تآثیر گذار شیعه بود که تا زمان آغاز جنگ آمریکا و هم پیمانان او علیه صدام، در لندن، در تبعید به سر می برد.

تاسیس بنیادی با نام بنیاد خویی در لندن برای انجام فعالیت های فرهنگی، مذهبی و سیاسی، باعث جذب بسیاری از اعضا، هواداران و پیروان آیت ا... خویی شده بود. این بنیاد به کانون تبادل نظر درباره مسایل مربوط به اسلام و گسترش مردم سالاری، بهبود روابط سنیان و شیعیان و روابط اسلام گرایان و سکولارها تبدیل شد. این بنیاد با تاسی به مرحوم آیت ا... خویی، از سیاست دوری می گزیند و با این حال از سنت فرهنگی و فکری شیعه به شدت پشتیبانی کرده، با استناد به دلایل انسان دوستانه از منافع شیعیان دفاع می کند. « بنیاد خویی با دوری جستن از آشوب های سیاسی و پرداختن به موضوع های سیاسی از دیدگاه فکری و با روحیه آشتی جویانه، در جلب توجه طیف گسترده ای از اندیشمندان عراقی و دیگر اندیشمندان عرب شیعه موفق بوده است.  این بنیاد همچنین از پایگاه مالی بسیار چشم گیری برخوردار است و در دو دهه گذشته، توانسته با هدایت کمک های بشر دوستانه حاصل از بنیادهای نیکوکاری اروپایی، آمریکا و نیکوکاران عراقی مقیم اروپا و کشورهای کرانه خلیج فارس به سوی مردم عراق، نگاه مساعد بخش چشمگیری از توده های مردم و طیف میانه رو گروه های معارض مانند حزب الدعوه و اشخاص مستقل مانند دکتر حسین شهرستانی ـ دانشمند بنام علوم هسته ای عراق که در زمینه کمک های بشر دوستانه در میان توده های مردم عراق و معارضان فردی شناخته شده است ـ را در درون و بیرون از عراق به خود جلب نماید. از این رو، چنین بستر همواری، زمینه ای است تا اعضای بیت مرحوم آیت ا... خویی پس از وی، بتوانند کماکان یکی از مبادی تأثیر گزار بر تحولات جامعه شیعیان باشند.»

« از سوی دیگر، برجسته ترین گزینه ای که آمریکا و انگلستان در زمینه کنترل مرکز قدرت شیعیان، طی بیش از یک دهه گذشته با آن به تفاهم و تعامل رسیده بودند، عبدالمجید خویی بود تا اینکه سرانجام با هدایت نیروهای آمریکایی و انگلیسی، خویی در 3 آوریل 2003 به نجف بازگشت تا قدرت خود را دوباره تحکیم بخشد. با ورود او به نجف، درگیری ها و اختلاف های وی با سید مقتدا صدر آغاز شد. خوئی، در یک اقدام مصالحه جویانه، در آوریل 2003 به زیارت مرقد امام علی علیه السلام در نجف شتافت و این حرکت پاسخی وارونه یافت. همراهان وی، توسط گروهی از مردم که مدعی بودند از هواداران مقتدا صدر هستند، مورد تعرض قرار گرفتند و خوئی نیز در این میان ترور شد. این مسئله به سردی رابطه میان صدر و سیستانی انجامید. اگر چه صدر مدعی شد، تروریست ها پیروان او نبودند، اما وی هرگز از فقدان خویی پریشان نگردید و این عمل را محکوم ننمود.»

3-    حوزه آیت ا... صدر

« با درگذشت آیت ا... خویی، نوعی شکاف نسلی در میان پیروان این مرجع پدید آمد. شیعیان بزرگسال به آیت ا... سیستانی اقتدا کردند، در حالی که نسل نو، آیت ا... محمد صادق صدر، برادر محمد باقر صدر معروف به صدر ثانی، را مرجع تقلید خود قرار دادند. سیستانی، همچنان که گذشت، در رژیم بعثی با دخالت آشکار در سیاست میانه خوبی نداشت، در حالی که صدر به دیدگاه حکومتی شیعه و دخالت مستقیم و آشکار در سیاست نگاه ویژه ای داشت. این امر منجر به اختلاف میان این دو مرجع بزرگ بود.( محمدی1382: 13)  با شهادت آیت ا... سید محمد صادق صدر به همراه چند تن از پسرانش به دست نیروهای امنیتی رژیم بعث در سال 1999م، ریاست حوزه صدر را مقتدا صدر، جوان ترین فرزند او - برادر زاده شهید آیت ا... سید محمد باقر صدر- به عهده گرفت. صدر جوان، گروه جماعت الصدر الثانی را تشکیل داد و در حال حاضر مدعی رهبری حوزه های علمیه شیعه در عراق است. اندکی پس از فروپاشی رژیم صدام، نیروهای مسلح تحت رهبری وی - موسوم به جیش المهدی- به محاصره منزل و دفتر آیت ا... العظمی سیستانی دست زدند و خواستار به رسمیت شناختن مرجعیت صدر جوان از سوی مرجع اعلای شیعیان عراق شدند. هم اکنون، رقابت بر سر رهبری حوزه های علمیه شیعه در عراق میان صدری ها و طرفداران سیستانی و خویی کاهش چشم گبری یافته است. در این میان حوزه خویی، مرجعیت اعلای آیت ا... سیستانی را پذیرفته و ادعای خاصی برای ریاست بر حوزه های علمیه شیعه ندارد و دیگر پسر آیت ا... خویی پشتیبان آیت ا... سیستانی است. جریان صدر نیز با توجه به جایگاه فقاهتی و نفوذ آیت ا.. سیستانی در بین مردم و جریان های سیاسی عراق از سویی و واکنش منفی مردم به این تقابل و رودرویی، خود را از این موضوع کنار کشیده است.

قدرت عمده صدر به توانایی های مالی و سازمانی وی بر می گردد که از دوران مرجعیت پدر وی به جای مانده است. آیت ا... شهید سید محمد صادق صدر (ره) از مراجعی بود که در دهه 90 میلادی اجازه یافت فعالیت های مذهبی خود را گسترش دهد و به همین دلیل، پس از شهادت وی، تشکیلات و سازمان دهی مناسبی برای مقتدا صدر به جای ماند. شهر کوفه و شهرک صدر بغداد  یکی از شهرهای اصلی محل سکونت شیعیان طرف‌دار مقتدا صدر است‌.

4-    آیت ا... سید کاظم حایری

آیت ا... سید کاظم حایری یکی از مراجع شناخته شده عراقی و از هم درسی ها و نیز از شاگردان برجسته آیت ا... شهید سید محمد باقر صدر است. او از سال 1973م در شهر قم سکونت دارد و از روحانیان مورد احترام و از مخالفان آیت ا... سیستانی به شمار می رود. بر خلاف عدم حضور او برای سالیان طولانی در عراق، وی همچنان از سوی مقتدا صدر یک راهنما شناخته می شود و حایری نیز به صدر باور و اعتقاد دارد. صدر جوان اعلام کرده بود، تنها در صورتی با حکیم همکاری خواهد کرد، که حکیم اقتدار و مرجعیت دینی حایری را بپذیرد. آیت ا... کاظم حائری، خواهان حکومتی همانند ایران در عراق است. او گر چه از منتقدان عملکرد ج.ا. ایران در قبال جنبش اسلامی عراق، به ویژه از منظر آسیب شناسی عملکرد مجلس اعلا و مشکلات اجتماعی که مهاجرین عراقی مستقر در ایران داشتند، به شمار می رود اما در میان مراجع، علما و کارگزاران ایرانی و نیز عراقی، از جایگاه و وجاهت مثبت و قابل قبولی برخوردار است.

این حوزه در طی سه دهه ی عمر خود، همواره پیگیر مسایل و مشکلات توده های محروم عراقی و مسائل دینی آنها بوده است. همچنین، بیت، بنیادهای نیکو کاری و حوزه علمیه زیر نظر او در قم، از رونق خوبی برخوردار است. با توجه به ویژگی های شخصیتی و پیشینه آیت ا... سید کاظم حائری احتمالاً در سال های آینده، همچنان از درون ایران، پیگیر مشکلات و مسایل و خواسته های توده های مردم عراق خواهد بود. به طور کلی، سیاست ها و مواضع او در قبال تحولات جاری عراق با ج.ا. ایران هم گرایی بسیاری دارد و در آخرین فتوای خود در مورد جنگ عراق، روحانیون عراقی را به آگاه سازی مردم از نقشه  شیطان بزرگ  فرا خواند.»

ج) جریان شیعیان سکولار  :

بسیاری از شیعیان - به ویژه در کشورهایی که آن ها در اقلیت اند- برپایی یک حکومت سکولار را ابزار قابل قبولی برای جوامع شیعی می دانند؛ چرا  که سکولاریسم در پی جدا سازی قانونی حکومت و دین از یکدیگر است، در بسیاری از کشورهای مسلمان (مانند ترکیه، سوریه و پاکستان)، شیعیان (یا علویان) از بیم تحمیل قانون و ارزش های مذهبی سنی از سوی بنیاد گرایان سنی، بسیار به سکولاریسم گرایش داشته و غیر مذهبی و چپ گرایند. از طرفی دیگر در کشورهایی که شیعیان اکثریت اند، بسیاری از آنها از برپایی یک نظام سکولار پشتیبانی می کنند؛ چرا که این نظام تنها ابزاری است که ترس سنی ها از احتمال برپایی یک حکومت اسلامی شیعی و پیامدهای دگرگونی و برپایی دموکراسی را کاهش می دهد.

اما مسئله ای بسیار مهم در ارتباط میان شیعیان و سکولاریسم آن است که آیا یک شیعه سکولار را اصولا می توان شیعه نامید؟ به نظر می رسد پاسخ  این سوال دو وجهی باشد برخی از شیعیان سکولار عراقی، سکولاریزم را تاکتیکی برای استمرار حضور جریان شیعه در حاکمیت می دانند که نماینده فکری این جریان برخی روحانیون سنتی حوزه نجف، همچون محمد باقر بحرالعلوم فعال در صحنه سیاسی عراق می باشند اما بخشی دیگر از این جریان، سکولاریسم را یک نوع ایدئولوژی در به حاشیه راندن اسلامگریان شیعه و حتی سنی می دانند. با نگاهی بر روند مواضع و ائتلاف های سیاسی در عراق جدید بیشتر حامیان این نگاه بعثیون جدا شده از حزب بعث ( جریان علاوی) می باشند.

«به طور کلی شیعه سکولار، یک شیعه با هویت بسیار ضعیف به شمار خواهد رفت. در واقع به دلیل ماهیت کاملا سیاسی و عقیدتی مذهب تشیع ، شیعیان یک عنصر مذهبی- سیاسی می باشند و عموما روحانیان، نقش اصلی را در این سیاست ایفا می کنند. معضل شیعیان سکولار عراق نیز درست از همین نقطه اغاز می شود چرا که  با حذف مذهب، شیعه سکولار نیز هویت مشخصی نخواهد داشت. از این رو، از آنجا که در منطقه خاورمیانه، این دین است که تجلی گاه هم بستگی گروهی و اجتماعی شده است و در کنار نژاد، محور هویت بخشی به افراد و جامعه است به دشواری می توان آن را از حکومت و سیاست جدا ساخت لذا کسب حمایت داخلی مردم شیعه در عراق به سختی ممکن خواهد شد. از این روی، رهبران سکولار شیعه یا باید با نگاهی ایدئولوژیکی به جدایی مذهب ازسیاست بیندیشند تا مورد حمایت جریان مخالف اسلام گراها، همچون اهل سنت و حامیان خارجی آن قرار گرفته در غیر این صورت در صحنه سیاسی بی ریشه و بی حامی به شمار خواهند آمد؛ که نه این اند و نه آن.»

در صحنه سیاسی عراق جدید حزب وفاق وطنی نمایندگی جریان شیعه پان عربی سکولار و کنگره ملی نماینده جریان شیعه لیبرال میانه رو را بر عهده دارند:

 حزب وفاق وطنی :

در عراق نوین، افرادی چون ایاد علاوی ، نخست وزیر پیشین عراق و رهبر گروه وفاق وطنی، نمایندگی جریان شیعیان سکولار را به عهده دارند. همچنین، سنت نیرومندی از ایدیولوژی های ملی گرا و چپ گرای عربی در عراق وجود دارد که از دهه 1940 م تا دهه 1970 م شیعیان را مجذوب خود ساخته بودند، و امروزه نیز برخی از شیعیان دارای همان گرایش ها به ویژه گرایش های بعثی هستند و از همین زاویه در معادلات عراق ایفای نقش می کنند. از این گروه می توان به  حازم شعلان  وزیر دفاع پیشین عراق اشاره کرد که در زمان مسئولیت خود طرفدار اقدام های شدید و تندرویانه در قبال درگیری های نجف بود و به داشتن دیدگاه های ضد ایرانی نیز مشهور است. در واقع، بعثی هایی چون شعلان، تنها گرایش های طرفداری از صدام را از دست داده اند، ولی گرایش های ضد ایرانی و نیز گرایش های گذشته خود علیه گروه هایی همچون مجلس اعلا را حفظ کرده اند. در میان گروه های غیر مذهبی شیعه، چپ گرایان نیز نقش فعالی در تاریخ جنبش های سیاسی شیعه داشته اند. در واقع، بیشتر اعضای حزب کمونیست عراق از شیعیان بودند. چپ گرایان شیعه، تکیه بر مذهب به عنوان عامل یکپارچگی را نمی پذیرند و در عوض سرکوب شدن را عاملی برای یکپارچگی شیعیان می دانند. چپ گراها، بیشتر درباره بنیاد مذهبی تبعیض ها تردید دارند و این تبعیض ها رابه نیاز طبقه حاکم برای حفظ منافع طبقاتی و برتری سیاسی خود نسبت می دهند.

کنگره ملی عراق ( الموتمر الوطنی العراقی)

تحصیل بسیاری از شیعیان در غرب و اقامت طولانی آنان در اروپا و ایالات متحده، گروهی از شیعیان لیبرال را پدید آورده است که از اندیشه سیاسی غرب الهام می گیرند. آنان خواستار یک عراق یکپارچه، مردم سالار، طرفدار غرب و جذب در نظام جهانی سرمایه داری هستند. کنگره ملی عراق (الموتمر الوطنی العراقی) عمده ترین نماینده سیاسی این جریان به شمار می آید که  احمد چلبی  ریاست و رهبری آن را به عهده دارد.   

احمد چلبی، یک تحصیلکرده دانشگاهی و از خانواده‏ای ثروتمند کرد است. در سال 1992، گروهی از تبعیدی‏های عراقی، در شهر وین گرد هم آمدند تا کنگره ملی عراق (INC) را تشکیل دهند. چندی بعد در همان سال، کنگره ملی عراق با تشکیل جلسه در منطقه صلاح‏الدین، چلبی را به عنوان رهبر این کنگره برگزیدند. در عین حال عناصر اصلی کنگره ملی عراق که از اتحادیه میهنی کردستان و حزب دمکراتیک کردستان و نیروهای کنگره بودند، با پشتیبانی امریکا در سال 1995 با ارتش عراق درگیر شدند، اما سال بعد، حزب دمکراتیک کردستان در تقسیم کاری با رژیم صدام حسین، به ارتش عراق اجازه ورود به مناطق خود را داد و خود را کنار کشید تا آنها به سرکوب نیروهای کنگره ملی عراق در منطقه بپردازند. در سال 1998، کنگره امریکا با تصویب قانون آزادسازی عراق سعی کرد تا این سازمان رو به زوال را از نظر مالی تامین کند. استدلال سعید ابوریش محقق عراقی در سال 1997 این است که برنامه کنگره ملی عراق «کاملا غیر واقع‏بینانه است» اما «همچنان به کار خود ادامه می‏دهد و با صدور بیانیه‏های مطبوعاتی سعی دارد تا گرایشات ضدصدامی دولت‏ها و مطبوعات غربی را تقویت کند.» او تصریح می‏کند که کنگره ملی عراق دربرگیرنده بسیاری از همکاران سابق صدام حسین و اعضای حزب بعث است که جنایات خشونت‏آمیزی در جنگ بر ضد ایران و اکراد مرتکب شده‏اند. ابوریش خاطرنشان می‏کند: «چون آنها عضو یک سازمان طرفدار غرب هستند، از جنایت‏هایشان چشم‏پوشی می‏شود.» (اسدی 1388: 41) « در سپتامبر 2002، چلبی در مصاحبه‏ای با واشنگتن پست گفت: «شرکت‏های امریکایی سهم زیادی در نفت عراق خواهند داشت. در اواسط اکتبر سال 2002، این گروه اعلام کرد که « بخش نفت را به روی تمام شرکت‏های نفتی از جمله شرکت‏های مهم امریکایی خواهد گشود و توجه خاصی به قراردادهای امضا شده با طرف‏های روسی و فرانسوی خواهد داشت.» این شیوه آشکاری برای جلب حمایت شورای امنیت بود که نه تنها وارد جنگ با عراق شوند، بلکه بتوانند در آینده عراق پس از رژیم بعثی، از جایگاه و محبوبیت ویژه‏ای برخوردار شوند. »( محمدی 1383: 189) گر چه در آغاز کردها پیشرو تشکیل این کنگره بودند، اما عناصر گوناگون لیبرال عراقی در آن حضور دارند. بعدها نیروهای کرد و شیعیان از این گروه عقب نشینی کردند و احمد چلبی، لیبرال شیعه عراق، کنگره را بیش از پیش به دنیای غرب و به ویژه ایالات متحده نزدیک کرد. این گروه پس از فتح شهر ناصریه، پایگاه های خود را به جنوب عراق منتقل ساخت و از پشتیبانی نیروهای ائتلاف برخوردار بود. »

ارگان رسانه ای احزاب سیاسی :

با سقوط رژیم بعث صدام و ایجاد فضای باز سیاسی در عراق احزاب و جریانات سیاسی عراق در حاشیه فعالیت های سیاسی خود اقدام به تاسیس و تقویت فعالیت های رسانه ای خود نمودند و اهمیت افکار عمومی در پیشبرد برنامه ها و اهداف گروه ها آنها را به توجه هرچه بیشتر به مقوله رسانه جلب نمود . شبكه العراقيه به عنوان
شبكه سراسري دولتي می باشد که مواضع رسمی دولت را اعلام می نماید. شبكه الفرات وابسته به مجلس اعلاي اسلامی عراق ، شبکه های المسار، آفاق (جریان مالکی) و بلادی (جریان جعفری) وابسته به حزب الدعوه می باشد .شبکه بغداد وابسته به حزب اسلامي عراق (اسلامگرایان اهل سنت)،
تلویزیون الحریه وابسته به اتحادیه میهنی کردستان می باشند. همچنین شبکه تلویزیونی العربیه وابسته به عربستان که از ابوظبی برنامه های خود را پخش می نماید در تحولات عراق به ارگان غیر رسمی جریان شیعیان سکولار مخالف اسلامگرایان ( جریان اعلاوی ) در عراق تبدیل شده است .

روزنامه الاتحاد وابسته به اتحاد میهنی کردستان
عراق، روزنامه الزمان وابسته به حزب بعث روزنامه  الدعوه وابسته به حزب الدعوه ، روزنامه الاحرار وابسته به جریان صدر، روزنامه المؤتمر وابسته به حزب کنگره ملی عراق، از جمله نشریات مطرح در عراق می باشد.

 

بررسی پارادایم نظری موضع و رفتار سیاسی احزاب شیعی

مجلس اعلا اسلامی عراق

مهم ترین محور فعالیت مجلس اعلا که به جریان «حکیم» نیز معروف است، خواهان شکل گیری ساختار دولت نوین عراق، کمک به فروپاشی نظام حکومتی سنی محور و تشکیل نظام سیاسی شیعه محور است، در عین حال در صدد رفع نگرانی دولت های عربی در زمینه نقش و جایگاه شیعیان در دولت نوین عراق است. درباره برنامه ی مجلس اعلا در فرآیند دولت سازی عراق نوین، باید گفت مهم ترین محور فعالیت مجلس اعلا در قبال شکل گیری ساختار دولت نوین در عراق اهتمام به حفظ وحدت ملی، حفظ تمامیت ارضی، تاکید بر خروج نیروهای اشغال گر، عبور سریع از دوره انتقالی با برگزاری انتخابات تدوین قانون اساسی و گذار از بحران هویت بوده است. برادران حکیم از تکثر گرایی در نظام سیاسی جدید عراق پشتیبانی کرده،از همین رو بلافاصله در بدو ورود به عراق، آیت ا... محمد باقر حکیم به عنوان یک شخصیت همه جانبه نگر و مورد احترام و اعتماد همه جریانات سیاسی قرار گرفت.

در شرایط کنونی، متأثر از تجربه های رهبران این مجلس در مسائلی چون تحولات داخلی ایران، مقتضیات جامعه شناختی عراق و راهبرد هژمونیک آمریکا در آن کشور، رویکرد اساسی مجلس ـ با توجه به اکثریت شیعی جمعیت عراق ـ اسلام­گرایي واقع­گرا از طریق پی گیر نهادینه سازی فرآیندهای دموکراتیک با تشکیل و تقویت نهاد های قانونی دموکراتیک در عراق  است. این گروه بر ایده تشکیل حکومت مردم سالار بر پایه انتخابات تاکید ویژه دارد زیرا با توجه به اکثریت بودن شیعیان، محتمل می داند که بیشتر پست های عمده در دولت و پارلمان نصیب شیعیان شده و چون این گروه خود را شناخته شده ترین سازمان شیعه می داند، احتمال حضور گسترده تر خود در دولت جدید را بیشتر از بقیه می داند.»

همچنین، مجلس اعلاء و رهبری آن، مخالف مبارزه مسلحانه با آمریکا و ایجاد تنش با آن دولت در شرایط جدید هستند، اما منتقد عملکرد آمریکا در عراق به شمار می روند. این گروه در چندین مقطع حمایت خود را از شکل گیری اقلیم شیعه و تاسیس دولت منطقه ای (اقلیم یا ایالت ) شیعه در جنوب اعلام داشته است اگر چه بر آن پافشاری ندارد که این خود از نتایج نگاه تکثر گرا در این گروه می باشد. این حزب رابطه نزدیک خود را با ایران و تعامل مشروط خود با آمریکا را در راستای سیاست های راهبردی تعیینی خویش به پیش می برد.

 حجت‌الاسلام والمسلمین همام الحمودى، از چهره‌هاى سرشناس مجلس اعلاى اسلامى عراق و رئیس هیأت روابط خارجه‌ پارلمان عراق، در یک گفت‌وگوى مطبوعاتى گفت: «مجلس اعلا بیشترین کوشش را برای هماهنگی با مراجع تقلید بویژه آیت ا... سید علی سیستانی انجام می دهد و سید عبدالعزیز حکیم و اکنون سید عمار حکیم تماس هایی منظمی را با مرجعیت به عمل می آورد. وى برخى اظهارات‌ مبنى بر رغبت کردها و شیعیان به تقسیم عراق را رد کرد و اظهار داشت: شیعیان و کردها به هیچ وجه با تقسیم عراق موافق‌ نیستند و حتى نظرسنجى انجام شده در میان شیعیان و کردها نیز مخالفت 95 درصدى با این امر را نشان مى‌دهد. وى تصریح‌ کرد: آنچه کردها و شیعیان به دنبال آن هستند، اجراى نظام فدرالى در کشور است که قانون اساسى نیز بدان تصریح کرده‌ است.»

حزب الدعوه

حزب الدعوه برای گسترش نفوذ و برنامه های خویش نیازمند تاسیس یک پاردایم مشترک نظری و تئوریک در درون حزب می باشد که پس از شهادت صدر فاقد آن بوده و انشعابات مختلف نیز ناشی از اختلاف دیدگاه های مختلف پیرامون موضوعات پیرامونی می باشد؛ نبود یک مرجع واحد مورد قبول از دلایل این شرایط است . برخی از رهبران فعلی حزب پیرو اندیشه های صدر، برخی اکنون همسو با آیت ا... سیستانی و برخی نیز متمایل به جریان حکیم می باشند. اکنون که رژیم بعثی صدام سقوط کرده است خود را بیش از پیش آشکار نموده است. جدایی سید کاظم حائری از علمای روحانی و محمد مهدی آصفی از این حزب ، بازگشت محمد النصری روحانی و از رهبران مقبول تبعیدی حزب از لندن به شهر ناصریه ، بازگشت ابراهیم جعفری از لندن به بغداد و حضور در ائتلاف های دیگر از نشانه های تزلزل در این حزب می باشد.

حزب الدعوه از وجود یک دولت قوی مرکزی تکساخت حمایت نموده و مخالف فدرالیسم منبعث از مطالبات قومی- مذهبی می باشد. این نگاه تک ساخت به نظام سیاسی عراق جدید – که خود محل اختلاف درون حزبی و همچنین با گروه های شیعی دیگر نیز می باشد - ناشی از نبود یک دید فقهی مشخص پیرامون حکومت اسلامی و پارادیم مشترک توافق شده در رفتار سیاسی شورای رهبری حزب می باشد.

این حزب تلاش داشته است که رابطه خود با ایران را طوری طراحی نماید تا حساسیت جریانان ملی داخلی و حکومت های عربی منطقه و از همه مهم تر آمریکا را تحریک ننماید تا به مخالفت با حضور این حزب در قدرت منجر نشود.

جریان صدر:

با نگاهی بر مواضع و رفتار سیاسی مقتدا صدر وی از نخستین کسانی بود که  به دنبال ایجاد یک رویکرد بومی شیعی ( ملی گرایی شیعی ) در عراق بوده است؛ از همین رو خواستار خروج علمای دینی غیر عراقی، از عراق شد چرا که در شایستگی رهبران مذهبی غیر عراقی تردید داشت. او  در سال نخست – که بیشتر ناشی از اختلاف حوزه صدر و سیستانی بود – به بهانه غیر عراقی بودن آیت ا... سیستانی، خواستار خروج ایشان از عراق شد که این موضع موجب تضعیف جایگاه وی در میان شیعیان عراق شد. از طرفی دیگر صدر مخالف جریان حکیم بوده است چرا که این جریان را وابسته به ایران می دانست و با راهبرد آیت ا... سیستانی مبنی بر عدم دخالت آشکار و صریح مرجعیت در امور سیاست نیز، سخت مخالفت می کند. اما چون فاقد شرایط لازم مذهبی و تجربه کافی است و تنها نام صدر را با خود دارد، توانایی او در به دست گرفتن رهبری اکثریت شیعیان بسیار ناچیز است. طرفداران صدر را بیشتر، افراد دارای سطح آموخته های پایین و نیز حاشیه نشینان شهری تشکیل می دهند که فاقد تجربه و آگاهی لازم در برخورد با مسایل سیاسی هستند. مرکز قدرت وی شهرک صدر، در حومه بغداد و برخی مناطق فقیر نشین شیعه است. موضع گیری های پر افت و خیز صدر در اوایل اشغال عراق که ناشی از عدم پختگی سیاسی وی و عدم آگاهی و بی توجهی به مولفه های قدرت در عراق بود ، جایگاه او را در افکار عمومی عراقی ها و به ویژه شیعیان، بسیار تضعیف کرده است. مقتدا صدر، پس از اشغال عراق به دست ایالات متحده، و هم پیمانانش معتقد به مبارزه مسلحانه با اشغال گران بود - در برهه هایی به مبارزه مسلحانه مقطعی با آمریکا در نجف و بغداد نیز منجر شد اما در کل همسو با سیاست شیعیان مبنی بر عدم درگیری با آمریکا پایبند بوده است. وی در جهت پیشبرد منافع جریان خود اقدام به تشکیل یک نیروی شبه نظامی موسوم به جیش المهدی  نموده که در شهرهای نجف و کربلا و شهرک صدر بغداد دارای عضو می باشد.

با این وجود، انتقاد از مقتدا صدر نیز اندک نیست و وی افزون بر اتهام رسمی مشارکت برخی طرفدارانش در ترور سید مجید خویی فرزند مرحوم آیت ا... سید ابوالقاسم خویی، متهم به ایجاد شکاف در درون شیعیان از طریق تندروی های سال های قبل است . مقتدا صدر سفرهایی را با هدف نقش فعالانه در صحنه سیاسی عراق و رایزنی های داخلی و منطقه ای در سال 2009 در دستور کار قرار داد؛ سفر از پیش اعلام‌نشده به ترکیه و دیدار با مقامات این کشور از جمله این برنامه ها بود. صلاح العبیدى، سخنگوى جریان صدر، حسن زرکانى، مسئول روابط خارجه، بهاء الاعرجى و عقیل عبدالحسین مهاالدورى، از نمایندگان جریان صدر در پارلمان عراق، قصى عبدالوهاب، مدیر دفتر صدر در سوریه، شیخ محمود الجیاشى، مدیر دفتر صدر در تهران، شیخ رائد الکاظمى و حاکم الزاملى، از معاونان وزیر سابق بهداشت عراق، به همراه مقتدا صدر را در سفر به ترکیه همراهی نمودند. سخنگوی مقتدا صدر در این رابطه گفت: «ترکیه به این دلیل انتخاب شد که دیدگاه‌هاى صدرى‌ها و ترک‌ها در قبال مشکلات عراق و مسئله‌ کرکوک یکى است. همچنین وى گفت: در سفر صدر به ترکیه امکان گشودن دفتر صدر در استانبول نیز مورد بررسى قرار گرفته‌ است. مقتدا صدر در ادامه برنامه هایش، با نمایندگان طایفه شیعه عراق دیدار و به‌ بررسى اوضاع کشور و آمادگى براى انتخابات پارلمانى آتى پرداخت. در این دیدار حدود 70 شخصیت شیعه، از جمله نمایندگان پارلمان حضور داشتند. مقتدا صدر طی دعوتی از سوی دولت ایران دو سال و اندی را در قم به ادامه تحصیل حوزوی گذراند و حضور خود در صحنه تحولات سیاسی عراق کاهش داد. مقتدا صدر با صدور بیانیه‌ای‌، علل کناره‌گیری‌اش از فضای سیاسی عراق را اعلام کرد. در این بیانیه که به هنگام برگزاری نماز جمعه در کربلا منتشر شد، آمده است‌: به چند دلیل من از روند سیاسی‌، خود را جدا ساخته‌ام‌: نخست اجرای وصیت پدرم‌، مبنی بر اینکه باید به تحصیلات دینی‌ام ادامه دهم و دوم آزادسازی عراق و ایجاد جامعهء اسلامی در این کشور. مقتدا صدر خاطرنشان کرد: عدم آزادسازی عراق و عدم اجرای دستورات من توسط اعضای جناح صدر و خروج آنها از راه درست‌، مرا وا داشت تا با کناره‌گیری از روند سیاسی‌، اعتراض خود را اعلام کنم‌. مقتدا صدر افزود: فضای سیاسی عراق با وجود اشغال گران، فضایی مملو از مسائل دنیایی شده و آشوب در این کشور، موج می‌زند. من می‌خواهم از آن دور باشم و اگر تمام مسائلی که گفتم‌، حل شود به فضای سیاسی باز خواهم گشت‌. این روحانی شیعه تصریح کرد: دلیل انزوای من از روند سیاسی‌، حزب‌گرایی‌، دنیاپرستی و اهداف سیاسی احزاب عراقی است‌. وی ادامه داد: از این رو، کمیته‌ای را جهت ادارهء امور تشکیل داده‌ام و دفاتر و مراکزی تحت عنوان دفتر شهید صدر، آغاز به کار کرده‌اند. ( اخبار شیعیان عراق، بغداد، فروردین 1388، شماره 29) وی در دیماه 1389بار دیگر به نجف بازگشت. به نظر می رسد وی با بازگشت از ایران، با تعدیل کامل مواضع خود سعی در حفظ و ارتقا جایگاه خود در صحنه سیاست داخلی عراق و حامیان منطقه ای شیعیان دارد و سعی خواهد نمود در تعامل با جریانات سیاسی شیعه حرکت نماید.

کنگره ملی

گروه احمد چلبی ضمن حمایت از سرنگونی رژیم بعث خواستار تشکیل حکومتی است که کنگره ملی در آن نسبت به گروه های کردی و مجلس اعلا از برتری برخوردار باشد. از این رو، ضمن لابی و رایزنی با ترکیه برای مهار قدرت کردها برای جلب حمایت ترکیه، نوعی رفتار «کج دار و مریز» را با مجلس اعلا پی گیری می کند که در چارچوب آن درباره به قدرت رسیدن شیعیان همسویی نشان می دهد ولی نوعی رقابت با مجلس اعلا را برای تصاحب سهم شیعیان از قدرت ادامه می دهد و تلاش می کند با جلب حمایت آمریکا و انگلیس بر مجلس اعلا پیشی گیرد. به همین جهت، این گروه با اتخاذ مواضعی غیر شفاف به تشکیل نوعی حکومت لائیک درعراق چراغ سبز نشان می دهد و در تلاش است که خود را نماینده شیعیان معرفی کند که به ساختار دینی حکومت اعتقادی ندارند. این گروه رابطه خوبی با ایران داشته و سعی نموده تا حمایت ایران از خود را جلب نماید از همین سو مورد انتقاد عرب های سنی و حامیان منطقه ای خود هستند.

حزب وفاق وطنی :

در این حزب همگرایی نیروهای حزب بعث بریده از صدام در دهه های گذشته را شاهد هستیم. رهبری این جریان با این استدلال که حذف جریان بعث از صحنه قدرت عراق امری نشدنی است خواهان مشارکت بعثیون در حاکمیت جدید هستند که این امر مورد انتقاد جدی دیگر احزاب هستند. این جریان با اتخاذ مواضع سکولار، پان عربی، ضد ایرانی حمایت آشکار کشورهای عربی منطقه و آمریکا را هر چه بیشتر به خود جلب نموده است. مخالقت با فدرالیسم ، حضور پررنگ کردها در مناصب سیاسی ملی ، گرمی رابطه با ایران از جمله رویکردهای آنان است .

پایان

منابع مورد استفاده : ( پانوشت های این متن حذف شده است.)


استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.