ارسال مطلب و نظرات

پاسخ به پرسش های شما

بخش معرفی کتاب

حاشیه ای بر متن

صفحه اول سایت

 

تاریخ دریافت 18/8/86

تعداد بازدید

تاریخ انتشار  22/8/86

           « آشنایی با آرمانشهر افلاطونی در کتاب جمهور »
              امیر رضا بخشی

 

افلاطون از فیلسوفان بزرگ یونان باستان ، از جمله متفکرین بزرگی است که آثار وی در موضوعات حکومت و سیاست علی رغم گذشت 25 قرن از آن هنوز هم مورد توجه جدی صاحبنظران این عرصه بوده است .

وی پیرامون موضوع دولت  و اشکال آن در مهمترین آثار خود جمهور ، سیاستمدار و قوانین به ارائه دیدگاه های خود پرداخته است . دیدگاهی که در این سه اثر  از آرمانگرایی به عملگرایی در حرکت بوده است .

کتاب جمهور که تآثیر گذار ترین اثر سیاسی افلاطون است در موضوعات مختلف سیاست ، اخلاق ، فلسفه و تاریخ و به طور کلی اکثر مسائل مورد توجه در یک دولت و اجتماع -  به  دلیل ارتباط دین ، سنت ، اخلاق با سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی یونان باستان – موردتوجه و بحث قرار گرفته است .

افلاطون معتقد است که سیاست یک هنر است و همچون هنر های دیگر که هنرمند باید جهت استفاده بهینه و مطلوب از هنر خود از سطح تخصص لازم برخوردار باشد ، ساستمدار و حاکم نیز باید همین شاخصه را داشته باشد ؛ اما از آنجایی که توده مردم را از داشتن تخصص ( رسم حکومت داری و سیاستمداری ) برخوردار نیستند ، دموکراسی را در کتاب جمهور مورد انتقاد و حمله قرار می دهد و آن را حکومت بی خردان می نامد .

افلاطون با تبین نیروی های غریزه در هر انسان – تحت تاثیر مکتب فیثاغورسیان - به سه نوع غریزه که اولین آن، اشتها ( روح منفعت طلبی صرف ) ، غریزه کسب افتخار و شرف که ریشه در جسارت و شجاعت دارد و سومین آن نیروی خردمندی و عقل اشاره می کند و معتقد است که در هر انسان هر سه نوع وجود دارد اما یکی بر دوتای دیگر سیطره و تسلط دارد .

افلاطون در ادامه در این کتاب با تقسیم مردم یک جامعه به سه دسته ، معتقد است که هر دسته تحت تاثیر یکی از این غریزه ها هستند . بزرگترین طبقه در اجتماع تحت سیطره نیروی اشتها هستند که از آن به توده (عوام ) یاد می کند ، طبقه بعدی که از قبلی کوچک تر و از بعدی بزرگ تر است تحریک شده توسط نیروی شرف و افتخار خواهی می داند . طبقه سوم که کوچک ترین و مهمترین طبقه است را تحریک شده توسط نیروی عقل و خردمندی تعریف می نماید .

او معتقد است که با فضیلت ترین عنصر برای هر انسان دانش و خردمندی است و متعاقبا برای دولت ، حکومت با فضیلت ترین فرد بهترین شکل حکومت است . با فضیلت ترین فرد کسی است که تحت نیروی عقل باشد و آن کسی نیست جز فیلسوفان .

افلاطون معتقد است که  بهترین طبقه برای حکومت کردن بر جامعه ، طبقه سوم ، خردمندان یا فیلسوفان هستند . افلاطون فیلسوف حاکم بر دولت را فیلسوف- شاه و طبقه دوم را سرباز – پاسدار می نامد که نقش دوم را در حکومت فیلسوف - شاه دارا هستند .

افلاطون برای تحقق این حکومت آرمانی ، دو اصل را مورد توجه و لازم می شمارد :

 1-  اصل تعلیم و تربیت

 2- اصل کمونیسم

او معتقد است که تعلیم و تربیت افراد یک جامعه جز اصول مهم برای حفظ جامعه بشری و حکومت است . دولت باید به این امر توجه ویژه داشته باشد لذا پیشنهادت می دهد که نظام آموزشی باید کاملا دولتی و تحت نظارت دولت اداره شود . به حضور زنان و تعلیم و تریبت آنان توجه کرد و این بخش از جامعه را نباید از فعالیت های اجتماعی و سیاسی محروم نمود ( در آن زمان زنان آتنی حق شرکت در فعالیت ها نداشتند ) . در طرح تربیتی افلاطون در کتاب جمهور آموزش دو مرحله در نظر گرفته شده است ؛ مرحله اول آموزش که تا سن 18 سالگی ادامه خواهد یافت و همگانی است و در این دوره به افراد اموزش ژیمناستیک ( ورزش جسمانی ) و موسیقی ( ورزش روحی ) داده شود . ( لازم به عرض است که منظور افلاطون از موسیقی ادبیات و شعر است و نه آنچه ما امروزه از کلمه موسیقی برداشت می کنیم ) . وی جهت جلوگیری از انحراف در اموزش نظام سانسور را پیشنهادت می دهد تا از تربیت نادرست افراد جلوگیری شود .( به نطر می رسد که تاکید افلاطون به دولتی بودن آموزش استفاده از قدرت دولت در مبارزه با انحراف در تعلیم و تربیت است . )

در بخش دوم اموزش که دوره عالی است و غیر همگانی ، افراد توانمند از 20 سالگی تا 35 سالگی به آموزش می پردازند و در صورت عدم موفقیت وارد امور حکومتی شده و به انجام وظیفه محوله می پردازند و در صورت موفقیت و احراز توانمندی وارد مرحله بعدی این دوره که از 35 تا 50 سالگی است می شوند . در این قسمت افراد ضمن حضور در طبقه فیلسوفان ، توانایی ها و شایستگی های لازم را برای حکومت کردن پیدا کرده اند .

افلاطون عدالت را ایجاد جامعه ای می داند که در آن هر فردی در آن جایگاهی قرار داشته باشد که به ان تعلق داشته و شایسته ان باشد و آن کاری انجام دهد که بر حسب آموزش برای آن مناسب است . پس لازمه ی تحقق این عدالت را تخصصی شدن امور از راه آموزش می داند .

در جمهور سخنی از قانون به میان نیامده است چون حکومت دانایان ( فیلسوف – شاه ) بدون ملاحظه قانون ، عرف و افکار عمومی اعمال شود .

دومین اصل ، کمونیسم است که در جمهور به آن پرداخته شده و لازمه ی آرمانشهر افلاطونی است . کمونیسم مورد نظر افلاطون برخلاف مارکس بیشتر از آنکه هدفی اقتصادی داشته باشد هدفی سیاسی دارد . افلاطون معتقد است که مالکیت – هر شکل و عنوان – عامل ایجاد شکاف و اختلاف است و این اختلاف باعث ایجاد جنگ قدرت خواهد شد لذا جهت جلوگیری از این جنگ طبقات مرتبط با قدرت سیاسی ( طبقه فیلسوفان و پاسداران ) نباید مالکیت چیزی را دارا باشند . این در حالی است که طبقه توده به دلیل تحت تسلط نیرو و غریزه اشتها ( منفعت طلبی ) هستند حق داشتن مالکیت را دارا هستند . افلاطون در این بخش عدم مالکیت را در همه چیز حتی زن و فرزند نیز وارد می کند . ( این دیدگاه در کتاب سیاستمدار کمی تعدیل می شود اما رد نمی شود اما شاگرد وی ارسطو به کل آن را رد می نماید ) . افلاطون تحت تاثیر جامعه آتن که در آن فساد و تجمل پرستی و رقابت های سیاسی در بین مردم به ویژه حاکمان گسترش یافته ، و موجب سست شدن بنیان جامعه و اخلاق انسانی شده بود ، این موضوع را مطرح می نماید.

افلاطون با مشخص نمودن بی عدالتی در شکل گیری حکومت های غیر مطلوب و فاسد نسبت به حکومت آرمانشهری فیلسوف – شاه ، به 5 دسته حکومت اشاره می کند :

1-     حکومت فیلسوف – شاه : تحقق آن اصلی ترین هدف و بهترین نوع حکومت است .

2-     تیموکراسی : در این نوع حکومت یکی از افراد از طبقه سرباز –پاسدار زمام امور را به دست می گیرد .

3-   اولیگارشی : نظامی است که در آن یک گروه اقلیت تحت سیطره غریزه اشتها ( منفعت طلبی و ثروت اندوزی را به عنوان فضیلت طرح و از آن جهت مشروعیت حکومت خود استفاده می کنند .

4-   دموکراسی : با گسترش نارضایتی توده مردم از حکومت اولیگارشی و رد مشروعیت ثروت برای حکومت داری از سوی آنها انقلاب می شود و مردم توده خود زمام امور را به دست می گیرند و حکومت دموکراسی را تشکیل می دهند .

5-   تیرانی یا ستمگری : با شکل گیری دموکراسی و عدم توانایی توده برای اداره جامعه و وقوع هرج و مرج ناشی از تغییر حکومت و ناتوانی از تحقق یافتن مطالبات به ویژه فشار بر طبقه میانه جامعه ، زمامداری فردی ایجاد شده و تمام تصمیمات را بر مبنای نظرات فردی اتخاذ می کند و بدین شکل حکومت تیرانی ( ستمگری ) از دل دموکراسی توده ای ایجاد می شود .

آنچه در این نوشتار آمد نگاهی اجمالی و بیانی ساده پیرامون مهمترین اثر افلاطون ( جمهور ) بود . در ادامه نوشتارهای بعدی نگاهی گذارا به دو اثر دیگر افلاطون ( ساستمدار و افلاطون ) خواهیم نمود .

 پایان

 

www.afkarenow.com

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلا مانع است