|
دریای مازندران بزرگترین دریاچه درون خشکی در کره زمین است و
نزدیک به چهل درصد
مجموع پهنه دریاچه های جهان را به خود اختصاص داده است و پنج
برابر دومین دریاچه
بزرگ دنیا یعنی دریاچه سوپریورمیباشد. این دریاچه نتیجه خشک شدن
وتجزیه دریای بزرگ
تتیس است.
بعد
جغرافیایی: دریای مازندران دارای 371795 کیلومتر مربع مساحت
میباشد.درازای کرانه ای
این دریاچه حدود 6500 کیلومتر است. از این وسعت کرانه ای
1900کیلومتر به
قزاقستان،820 کیلومتر به آذربایجان ،657 کیلومتربه ایران و3220
کیلومتر باقیمانده به
روسیه و ترکمنستان تعلق دارد.
بیشترین عمق آن در شمال آن به 80 متر،در بخش میانی
700متر
ودر بخش جنوبی حدودا به 1000متر می رسد. میانگین این اعماق هم
به ترتیب 2/6
،175
و 325متر است. همچنین این دریاچه حدود 50 جزیره بزرگ وکوچک دارد.
منابع
:این دریاچه دارای منابع غنی بی شماری از نفت ،گاز ، انواع
آبزیان می باشد.
در مورد ذخایر نفت این دریاچه باید گفت که بیش
از 200 میلیاردبشکه تخمین زده شده
است. از این لحاظ این دریاچه در رتبه سوم بعد از خلیج فارس
وسیبری قرار دارد . بر
اساس آمار
مردادماه 1380 میزان ذخایر نفت خام کشورهای حاشیه این دریاچه
بدین گونه
است:
1- آذربایجان در حدود 45-36 میلیارد بشکه نفت
2- قزاقستان در
حدود110-102 میلیارد بشکه
3- روسیه 82 میلیارد
4-ایران 15 میلیارد
5-ترکمنستان
2میلیارد
بشکه .
نفت ایران هم فقط در نواحی خشکی نزدیک به دریا قرار دارد مانند
بلوکهای البرز،چالوس و...که بلوک نفتی البرز هم با آذربایجان
شریک است و درگیهایی
نیز به خاطر طمعکاری آذربایجان برای استفاده بیشتر از این بلوک
روی داده است.
اسامی دریاچه : این دریاچه در طول تاریخ نامهای متعددی داشته است
که بعضی نامها به
علت سکونت قومها در نزدیکی دریاچه ،بعضی های دیگر به علت مناطق
مجاور و...است. حدود
15
نام مهم در پیش از اسلام بر این دریاچه گذاشته شده است که
نامهای
کاسپین،گیلان، قزوین و خزر از این جمله اند.
کلمه کاسپین که بیشتر در زبان لاتین به
این دریاچه اطلاق می شود بر اساس یک نظر برگرفته از نام قوم
کاسپی ها که دارای نژاد
ایرانی بوده اند و در 2000 سال قبل از میلاد در آنجا سکنی گزیده
اند می باشد. نظر
دیگر این است که این نام برگرفته از نام قزوین است که در زبان
لاتین دگرگون شده است
ضمنا نام قزوین هم به علت رونق قزوین در روزگار گذشته بر این
دریاچه گذاشته شده
بوده است.در مورد نام خزر هم باید گفت که این نام از قوم خزر
گرفته شده است قوم
خزر ابتدا در قفقاز و بعد بیرون رود ولگا و دن ساکن شدند و به
تشکیل دادن حکومت مبادرت
نمودند .اینان بعد ازاسلام آوردن ایرانیان ، ابتدا در مقابل
اسلام ایستادگی
کردند.اما پس از مدتی خاقان خزر مسلمان شد و بعد ازچند سال به
مسیحیت وسپس به
یهودیت گروید. حکومت خزریان سرانجام با حمله مغولها به طور کلی
نابود شد ومردم آن
به دیگر مناطق مانند اوکراین، مجارستان ،لهستان و...کوچ کردند.
بنابر این نامیدن دریای
مازندران به نام خزر درست نیست زیرا خزریان قومی بوده اند که چند
صباحی در این
منطقه زندگی کرده اند و در حدود هزار سال پیش هم از بین رفته اند.
دردوره اسلامی هم نزدیک به 26 نام بر این دریاچه گذاشته اند که
مهمترین آن همان
مازندران است. این نام از قرن 13 میلادی (7هجری قمری) در زمان
یورش مغول به جای نام
طبرستان بر روی آن گذاشته شد.کهن ترین اثر هم شاهنامه است که به
بکار بردن نام
دریای مازندران مبادرت نموده است و هفت خوان رستم هم در همین
نواحی صورت گرفته
است.
رژیم حقوقی :
ابتدا
باید دانست که دریای مازندران دریای بسته است. دریای بسته
یعنی دریایی که بدون پیوند با دریاهای دیگر و به وسیله سرزمین دو
یا چند کشور محاصره
شده است و کشورهای غیرمجاز حق دخالت و شرکت در تعیین مسایل مربوط
به این دریا را
ندارند.
بر اساس ماده 123 کنوانسیون 1982 حقوق دریاها در صورت نبود قانون
جامع بین
المللی توافقات کشورهای اطراف دریای بسته به عنوان قانون محسوب
می شود . همچنین ماده
74
همین کنوانسیون در مورد فلات قاره توافق کشورهای ساحلی را دارای
اهمیت می
داند.
تاریخ امضای پیمان گلستان (1228شمسی/1813میلادی ) نقطه آغاز
مسئله حقوقی
دریای مازندران است زیرا تا قبل از آن هیچ قرار داد دو جانبه ای
وجود نداشته است.
بعد از پیمان ترکمنچای ایران اجازه کشتیرانی در دریای مازندران
را از دست داد تا
اینکه این حق را دوباره با لغو قراردادهای استعماری روسیه توسط
دولت نوپای کمونیستی شوروی و معاهده بین ایران و شوروی در سال
1921 وطبق ماده 11 همین قرارداد کسب
کرد.
سالها بعد طبق قرارداد های اوت 1935 و مارس 1945 اصل برابری پرچم
پذیرفته
شد و کشتیهای دو کشور اجازه یافتند که به تردد دراین دریا
بپردازند. البته طبق اصول
مالیاتی و عوارضی خاص ،در این دو قرارداد هیچ اشاره صریح و روشنی
به تقسیم این
دریاچه و حد مرزی بین این دو کشور نشده است. بر اساس قرارداد
بازرگانی و دریانوردی
مارس 1940 میلادی ،ده مایل از ساحل هر دو کشور به ایران و شوروی
به عنوان آبهای
ساحلی اختصاص داده شده است.مناطق دیگر مشاع و آزاد برای هر دو
طرف مشخص شد. اما
شوری به علت تجهیزات زیاد عملا به استفاده بیشتر در دریاچه مشغول
بود. سالها بعد در
سال 1964 میلادی یک موافقتنامه هوایی بین ایران وشوروی امضا شد
که هدف آن تعیین
محدوده منطقه اطلاعات پروازی بود که مرز اطلاعات پروازی ایران از
بندر حسنقلی خان
تا آستارا یعنی آخرین نقاط مرززمینی ایران و شوروی بود .
متاسفانه این خط به عنوان
یک مرز دریایی هم لحاظ شد و با توجه به غیر حقوقی بودن این مرز
اطلاعاتی شوروی به
صورت عمد و عملا آنرا به
عنوان خط مرزی بین دو کشور لحاظ کرد.
پس از فروپاشی
شوروی وبه وجود آمدن جمهوری های آذربایجان،قزاقستان،ترکمنستان و
روسیه انتظار می رفت
که آنها طبق عرف بین الملل به توافقات سابق پایبند باشند اما این
کشورها اعلام
کردند که با توجه به دگرگونیهای سیاسی که به ابطال قراردادها
منجر می شود و طبق اصول
کنوانسیون 1982 حقوق دریاها باید معاهدات جدیدی وضع شود. البته
باید منصف بود و دقت
داشت که طبق یک قاعده کلی حقوق بین الملل بنام دکترین لوح پاک یا
اصل عدم انتقال
دولتهای تازه استقلال یافته و یا تجزیه و یا ترکیب شده، مسئول
قرار دادهای منعقد شده
دولتهای قبل با دیگر کشورها نیستند. این اصل در کنوانسیون وین
راجع به جانشینی
دولتها در رابطه با معاهدات در سال 1978 هم آمده است.
باید توجه داشت که دیدگاه ایران و روسیه کاملا شبیه به یکدیگر
هستند و هر دو طرف
خواهان قرارداد منطقه ای و عدم اجرای قوانین بین المللی بر این
دریاچه هستند. اما
کشورهای آذربایجان و قزاقستان با هم تفاهم دارند نظر آنها این
است که باید به علت
زیادی منابع در کرانه های ساحلی شان ، این دریاچه باید بر اساس
خط مرکزی تقسیم شود ، یعنی سهمی که از کرانه ساحلی شان تا وسط
دریای مازندران می برند. این موضع آنها را از
ایران وروسیه که به دنبال یک رژیم مشترک هستند دور کرده است.
ترکمنستان ابتدا با
ایران و روسیه همراه بود. اما وقتی طمع آذربایجان را در200
کیلومتری از ساحلش
برای استخراج نفت دید، دست به تصویب قانونی در فوریه 1997زد و
بخشهای ادعایی
آذربایجان
را متعلق به خود دانست و بدین طریق از ایران وروسیه دور شد.
امید است که کشورهای
ساحلی این دریاچه هرچه سریعتر به توافقی منصفانه دست یابند تا
شاهد ادامه اختلافها
درمورد رژیم حقوقی این دریاچه نباشیم و زمینه را برای شیطنت های
کشورهایی نظیر آمریکا
فراهم نسازند .
پایان |