ارسال مطلب

مشاوره کارشناسی ارشد

بخش معرفی کتاب

 اخبار برنامه ها

جستجو در سایت

        شمار بازدید            

 

 ج : جريان سياسى از 1376 ـ 1368

 د :  جریان شناسی از سال 1380 - 13876

------------------------------------------------------
عملكرد و مواضع جناح هاى سياسى


در بررسى حاضر، به عملكرد و مواضع دو جناح سياسى كشور در برخى امور مهم سياسى مى پردازيم :


الف ـ جناح موسوم به چپ

جـنـاح موسوم به چپ كه مصداق بارز و نمونه برجسته آن ، مجمع روحانيون مبارز است . سياست ها، استراتژى ها و تاكتيك هاى متعددى را در مقطع زمانى 1368 تا 1376 به كار گرفته است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:

سومين دوره انتخاباتِ مجلس شوراى اسلامى در 1367 برگزار شد. در اين دوره از سى نماينده تـهـران ، شانزده نماينده از فهرست نامزدهاى انتخاباتى مجمع انتخاب گرديدند كه شش نفر آن ها، عضو شوراى مركزى مجمع بودند. آنچه در دوره سوم انتخابات مجلس ، سبب موفقيت نسبى مجمع شد، تلاش آن در معرفى و تبليغ جامعه روحانيت مبارز، به عنوان مصداق اسلام آمريكايى بـود. امـّا در دوره چـهـارمِ انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، هيچ يك از نامزدهاى اختصاصى مجمع راءى نـيـاورد، تـنـهـا آقـايـان ابوترابى ، دعائى و يحيوى كه هم در ليست مجمع و هم در ليست جـامـعه قرار داشتند، به مجلس ‍ راه يافتند. يكى از علت هاى ناكامى مجمع در اين دوره را، اتخاذ مـوضـع انـتـقـادى در قـبالِ برنامه پنج ساله اول برشمرده اند.(28) در پنجمين دوره انتخابات مجلس ، مجمع در تهران ليست انتخاباتى ارائه نكرد. ولى برخى از اعضاى آن ، به صورت شخصى و مستقل در انتخابات شركت كرده و انتخاب شدند (مانند حميد انصارى ) اما حدود صـد نـمـاينده انتخاب شده كارگزاران سازندگى در مجلس ، هم فكر مجمع به شمار مى آمدند. اعـتـراض ‍ بـه رد صـلاحـيـت حـدود هـشـتـاد نـفـر از افـراد مـعـرفـى شـده مـجمع براى احراز پست نـمـايـنـدگـىِ مـجـلس چـهـارم ، يـكـى از دلايـل عـدم شـركـت رسـمـى آنـان در مـجـلس پـنـجـم بود.(29)
مـجـمـع روحـانـيـون مـبـارز در انـتخابات دوره پنجم ، رياست جمهورى فردى را نامزد نكرد، و از نامزدى هاشمى رفسنجانى حمايت نمود. در انتخابات ششمِ رياست جمهورى فعّاليت سياسى خود را مـتوقف كرد، اما در مهر 1375 اعلام نمود كه قصد دارد، در انتخابات دور بعد رياست جمهورى فـعـّالانـه شـركت كند. در اين راستا، نخست ميرحسين موسوى و با انصراف وى ، محمد خاتمى با شعار اصلاح طلبى ، به عنوان نامزد جناح چپ براى تصدى پُست رياست جمهورى معرفى شد. و گـروه هـاى هـمـسـو بـا آن ، چـون سـازمـان مجاهدين انقلاب اسلامى ، نيز حمايت قاطع خود را از نـامـزدى خـاتـمـى اعـلام نـمـودنـد. گروه هاى ديگر، مانند نهضت آزادى ايران ، نيز اگر چه نقش مـحـورى در پـيـروزى خـاتـمـى نـداشـت ، ولى پـشـتـيـبـانى خود را از آقاى خاتمى اعلام كردند. سرانجام خاتمى با اخذ 69 درصد آراى ماءخوذه (20 ميليون از 29 ميليون ) از رقباى خود، ناطق نورى ، زواره اى و رى شهرى پيشى گرفت و انتخاب شد.(30)
مـجـمـع روحـانـيـون مـبارز و گروه هاى نزديك به آن ، نسبت به دوره سازندگى ، ديدگاه مثبتى ندارند. در اين زمينه ، حتى ديدگاه هاى افراطى هم به چشم مى خورد.
در مجموع ، جناح موسوم به چپ ، به علت عدم قبول خصوصى سازى ، اقتصاد بازار آزاد، حذف يـارانـه هـا كـه اصول سياست تعديل اقتصادى و بازسازى اقتصادى و سازندگى كشور را در دوره هـشـت سـاله ريـاسـت جـمـهـورى هـاشـمـى رفـسـنـجـانـى تشكيل مى داد، نمى توانستند با آن موافق باشند.(31)


ب ـ جناح موسوم به راست
ديـدگـاه و عـمـلكـرد جـامـعـه روحـانـيـت مـبـارز و گـروه هـاى مـتـمايل به آن كه به جناح راست معروف اند، با ديدگاه و عملكرد مجمع روحانيون مبارز درباره انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، انتخابات رياست جمهورى و دوره سازندگى متفاوت است .
در سومين انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، تنها آقايان ناطق نورى ، باهنر و رجايى خراسانى از نامزدهاى اختصاصى جامعه روحانيت مبارز تهران ، موفق به ورود به مجلس ‍ شدند، در حالى كـه در مـرحـله اوّل انتخابات ، از چهارده نماينده انتخاب شده ، هيچ نماينده اى ، از جامعه روحانيت مـبـارز بـه مـجـلس راه نـيافت . در دوره چهارم انتخابات مجلس ، همه نمايندگان تهران در ليست نـامـزدهـاى جـامـعـه روحـانـيت مبارز قرار داشتند، از آن تعداد، تنها آقايان ابوترابى ، دعايى و يحيوى كه در دو ليست مجمع روحانيون مبارز و جامعه روحانيت مبارز مشترك بودند اوّلى در مرحله اوّل و آن دو در دوره دوم بـه مـجـلس ‍ راه يـافـتـنـد. در انـتـخـابـات مـجلس پنجم ، از سى نماينده انـتـخـابى تهران ، 22 نماينده از ليست جامعه روحانيت مبارز انتخاب شدند. هشت نماينده بعدى ، نه به مجمع روحانيون مبارز، بلكه به جناح مستقل تعلق داشتند. بنابراين ، جناح اكثريت مجلس در اختيار جناح موسوم به راست قرار گرفت .(32)
در مـرداد 1368، انـتـخـابـات دوره پـنـجم رياست جمهورى با نامزدى اكبر هاشمى رفسنجانى و عـبـاس شـيـبـانـى بـرگـزار، و طى آن ، هاشمى رفسنجانى با كسب 51/94 درصد آراى ماءخوذه (حـدود 5/15 مـيـليـون نفر) به رياست جمهورى برگزيده شد. وى در انتخابات دوره بعد نيز، بـا اخـذ 1/63 درصـد آراء (حـدود 5/10 مـيـليـون ) جـلوتـر از آقايان توكلى ، جاسبى و طاهرى ايـسـتـاد.نـامـزد جامعه روحانيت مبارز در اين دو دوره ، هاشمى رفسنجانى بود. ولى در دوره هفتم ، جـامـعه روحانيت مبارز كه اغلب از وضع موجود و استمرار سنت هاى قبلى در حوزه سياست و اجتماع دفـاع مـى كـرد، به حمايت از ناطق نورى پرداخت . اگر چه او به رياست جمهورى انتخاب نشد، ولى هـم او و هـم جـنـاح طـرفـدار وى نشان داد كه در يك شرايط سخت هم قادرند 13 آراء (9/24 درصد) مردم را جذب نمايند.(33)
بخش عمده جناح موسوم به راست عقيده دارد كه دوره سازندگى ، دوره افتخارآميز است ، و آن ، در طـول تـاريـخ ايـران كـم سـابـقـه اسـت . بـه عـقـيـده آن هـا، طـى هـشـت سـال سـازندگى ، همه شاخص هاى اقتصادى كشور مثبت بود. تورم و گرانى از سى درصد در 1368 بـه هـفـده درصـد و كـسـر بـودجـه از پـنـجـاه درصـد بـه صـفـر درصـد رسـيـد. مـعـدل تـوليـد ناخالص ملى در اين دوره شش درصد بود كه جلوتر از توليد ناخالص ملى در كشورهاى پيشرفته قرار داشت . به همين دليل ، ادعا مى كنند، در تاريخ انقلاب نمى توان دوره يـا زمـان ديگرى پيدا كرد كه مثل دوره سازندگى بدرخشد. هاشمى رفسنجانى نيز در اين باره مـى گـويـد: (كـسـانـى كه منكر موفقيت اجرايى اين برنامه هستند دروغ مى گويند... دو جريان راست افراطى و چپ افراطى در مقابل سياست تعديل اقتصادى مقاومت مى كنند.)(34)

شكل گيرى جريان تكنوكرات (كارگزاران سازندگى )

انـديـشه تشكيل گروهى كه به نام (خدمت گزاران سازندگى ) و كمى بعد از آن به (جمعى از كـارگـزاران سـازنـدگـى ) مـعـروف شـدنـد، بـه 1374 بـرمى گردد. به ادعاى خودِ آنان (وقتى جامعه روحانيت مبارز نپذيرفت كه اسامى پيشنهادى دست اندركاران توسعه و سازندگى كشور در فهرست داوطلبان نمايندگى تهران قرار گيرد، اين جمع به عنوان يك واكنش ‍ طبيعى تـصـمـيـم گـرفـت ، فـعـّاليـت و مشى خود را تداوم ببخشد.) البته علت تاءسيس اين گروه را ضـرورت افـزايـش مـشاركت در انتخابات پنجمين دوره مجلس شوراى اسلامى ، طرح ديدگاه هاى كـارگـزاران سـازنـدگـى ايـران و دفـاع از اسـتـمـرار آن و ايـجـاد تـعـادل بـيـن نـيـروهـاى مدافع انقلاب نيز ذكر كرده اند. در اردى بهشت 1377 تقاضاى رسمى تـاءسـيـس حـزب كـارگـزاران سازندگى ايران مورد موافقت كميسيون ماده ده وزارت كشور قرار گـرفـت ، و در مـرداد 1378 با مجوز رسمى وزارت كشور فعاليت كشور جديد و حزبى خود را آغاز كرد.(35) كارگزاران سازندگى ، طيف و جريانى است كه از پيوستن افرادى از دو جـنـاح اصلى (چپ و راست ) و گروهى از تكنوكرات هاى مسلمان تاءسيس شده است ، از اين رو، آن را جـنـاح مـيـانـه هـم نـامـيـده انـد. بـه اعـتـقـاد نـوربـخـش ، عـضـو شـوراى مـركـزى ايـن تـشـكـل ، كـارگـزاران يـعـنـى جـمـعـى بـا سـليـقـه هـاى مـتـفـاوت كـه در چـهارچوب قانون و با تـحـمـل يـكديگر به اداره جامعه مى پردازند. كارگزاران در مقام مقايسه و تاءكيد ميان سياست ، اقـتـصـاد و فـرهـنـگ ، اصـالت را بـه اقـتـصاد مى دهند. محمد هاشمى عضو ديگر كارگزاران مى گـويـد شـعـار تـوسـعـه سـيـاسـى آقـاى خـاتـمـى ، راه بـه جايى نمى برد. (كارگزاران را تـكـنـوكـرات و فن سالاران اسلامى نيز مى گويند. فن سالاران ، يعنى كسانى كه به اولويت فن بر دين اعتقاد دارند.)(36)
خـدمـت گزاران سازندگى ، نخست از سوى شانزده عضو هياءت دولت (وزراء، معاونين و شهردار تهران )، شامل امراللهى ، نجفى ، محمدخان ، غرضى ، فروزش ، تركان ، شوشترى ، نعمت زاده ، كـلانـتـرى ، زنگنه ، شافعى ، محمد هاشمى ، مهاجرانى ، هاشمى طبا، نوربخش و كرباسچى تـاءسـيـس شـد، امـا در پـى مـخـالفـت افـكـار عـمـومـى بـا عضويت اعضاى دولت در يك حزب يا تـشـكـل سياسى ، ده تن از آنان استعفا دادند، ولى كارگزاران با جذب چهار عضو جديد، با نام جمعى از كارگزاران سازندگى به فعاليت خود ادامه داد. كارگزاران در عمر كوتاه خود، علاوه بـر چـالش هـاى فـوق ، بـا چـالش نـاتـوانى در استمرار بخشيدن به رياست جمهورى هاشمى رفـسـنـجـانـى از طـريق تغيير قانون اساسى ، ماجراى دستگيرى و زندانى شدن كرباسچى و عـبداللّه نورى و اختلافِ درونى در آن كه سرانجام حزب را به دو بخش كرمانى و اصفهانى يا به دو جناح طرفدار هاشمى رفسنجانى و خاتمى تقسيم كرد، مواجه شده است .(37)
كـارگـزاران با شعار عزت اسلامى ، تداوم سازندگى و آبادانى ايران ، در انتخابات مجلس ‍ پـنـجـم بـه مـيـدان آمـد، و مـوفـق شـد، اقـليـت قـابـل توجهى را به مجلس بفرستد. اين حزب در انـتـخـابـات دوره هـفتم رياست جمهورى ، ابتدا تقاضاى ائتلاف با جامعه روحانيت را مطرح كرد، ولى چـون آن هـا نـپـذيـرفـتند، با مجمع روحانيون مبارز ائتلاف و از نامزدى آقاى خاتمى حمايت كـردنـد. در انـتـخابات مجلس ششم با شعار امنيت ، رفاه و آزادى كه اين خود نشانه گرايش به جـنـاح چـپ بـود، شركت و حدود پنجاه نماينده به مجلس فرستاد. در انتخابات شوراهاى اسلامى مشاركت فعّال داشت ، و در انتخابات دوره هشتم رياست جمهورى ، از اولين گروه هايى بود كه از نامزدى خاتمى پشتيبانى كرد.
كارگزاران معتقدند، اختيارات ولى فقيه محدود به قانون اساسى است ، آزادى حق است نه امتياز، انقلاب نبايد صادر شود. خصوصى سازى يك ضرورت اقتصادى است ، اخذ وام از منابع خارجى لازم اسـت . دولت بـايـد در فـعـاليـت هـاى فـرهـنـگـى نـظـارت داشـتـه بـاشـد نـه دخالت و در مقابل تهاجم فرهنگى ، بايد صرفا به ايمن سازى پرداخت .(38)


شناخت جريان هاى سياسى 1380 ـ 1376
پـس از انـتـخـابـات دوم خـرداد 1376، بـعـضـى از گـروه هـا و جـريـان هـاى سـيـاسـى ، مـتـحـول شـدنـد. گـروه هـا و جـريـان هـاى سـيـاسـى جـديـدى نـيـز تشكيل شدند، و البته ، همه اين گروه ها و جريان ها، نقش مؤ ثر و تعيين كننده اى در انتخابات داشـتـنـد. همچنين ، در اين انتخابات ، شكل مبارزه انتخاباتى ، حزبى و ائتلافى بود، و درجه و مـيـزان ائتـلاف در ايـن دوره بـيـشتر از دوره هاى قبل ارزيابى شده است . اما اين سخن به اين معنا نيست كه همه گروه هايى كه ذيل چتر جناح برنده انتخابات جمع شدند، هيچ گونه اختلافى با هـم نـداشـتـنـد. ائتـلاف ايـن گـروه هـا در آن زمـان بـيـشـتر سياسى بود؛ از اين رو، به تدريج فـروريـختن اين ائتلاف آغاز شده و هم اينك روند پرشتاب ترى گرفته است . در اين درس به بـررسـى اجـمـالى احـزاب و گـروه هـايـى مـى پـردازيـم كـه از سال 1376 به بعد در صحنه سياسى كشور شكل گرفته اند.


حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى
زمـيـنـه هـاى اوليـه شـكـل گـيرى اين حزب ، به قبل از برگزارى هفتمين دوره انتخابات رياست جـمـهورى برمى گردد. به اين معنا كه ، همفكران خاتمى در ستادهاى انتخاباتى وى گرد آمدند تـا بـه پـيـروزى وى در انـتـخـابـات كـمـك نمايند. پس از انتخاب او، يكصد و ده نفر از اعضاىِ فعّال ستادهاى انتخاباتى ، براى پشتيبانى و پيشبرد شعارها و ايده هاى خاتمى ، جبهه مشاركت را رسـمـا در آذر 1377 تـاءسـيس كردند. اعضاى اصلى اين حزب ، اغلب در دستگاه هاى اجرايى مشغول كار بودند. از اين رو، مى توان جبهه را يك حزب دولتى به شمار آورد. البته جبهه يك حـزب مـنـسـجـم نـيـسـت ، زيـرا هـمـان طـور كـه از نـام جـبـهـه بـرمـى آيـد، يـك تـشـكـل سـيـاسـى بـا سـليـقـه هـاى مـختلف است . بنابراين ، جاى تعجب نيست كه از هجده گروه فعّال دوم خرداد، چهارده گروه در جبهه عضويت دارند.(39)
در اسـاسـنـامـه حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ، ايجاد زمينه مناسب براى مشاركت ملت ايران در فـعـاليـت هـاى سـيـاسى و اجتماعى ، حفظ دستاوردهاى انقلاب عظيم اسلامى و تداوم بخشيدن به آرمـان هاى حضرت امام خمينى (ره ) از هدف هاى جبهه به شمار آمده اند. كنگره ، شوراى مركزى ، دبـيـر كـل ، هياءت داورى ، دفتر سياسى ... از اركان ، و كنگره و شوراى مركزى ، عالى ترين ركـن جـبـهـه اند، ولى تنها، شوراى مركزى مسؤ وليت هدايت و پيشبرد هدف هاى جبهه را بر عهده دارد. دبـيـر كـلّ بـالاتـريـن مـقـام اجـرايـى جـبـهـه رئيـس شـوراى مـركـزى اسـت كـه بـه مدت دو سـال انـتـخـاب مـى شـود. التـزام به قانون اساسى ، تابعيت ايران ، اعتقاد به اسلام و داشتن حـداقـل پـانـزده سـال تـمـام ، از شـرايـط عـضـويـت در جـبـهـه اسـت . عـضويت در ساير احزاب و تشكل هاى سياسى ، مانع عضويت در حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى نيست .(40)
مـهـم تـريـن شـعـار حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى ، توسعه سياسى و نهادينه كردن مشاركت مـردم در اداره كـشـور اسـت . البـتـه بـرخـى از اعـضـاى حـزب ، نـظـر مـعـتـدل ترى در اين باره مطرح مى كنند، به عقيده آن ها، توسعه سياسى و توسعه اقتصادى و بـه بـيـان ديـگـر، توسعه متوازن ، بايد هم زمان مورد توجه قرار گيرد، ولى در كوتاه مدت پـرداختن به توسعه سياسى لازم است و اين توسعه ، راه را براى توسعه در ابعاد ديگر مى گـشـايد. اين حزب رئوس برنامه هاى اقتصادى خود را به اين شرح اعلام كرده است : (اقتصاد بيمار ايران نياز به درمان دارد. ريشه هاى بيمارى اقتصاد ايران فراوانند: عدم ثبات سياسى ، فـقدان امنيت اقتصادى و قضايى ، اقتصاد نفتى ، اقتصاد زيرزمينى ، فرار سرمايه ها و مغزها، تـعـدد مـراكـز تـصميم گيرى و...) از نمايان ترين آن اند). گام هاى اوليه در درمان بيمارى بـايد به اصلاح ريشه ها معطوف شود اصلاحات اقتصادى نيازمند اصلاحات حقوقى و سياسى است وگرنه تزريق منابع مالى و انتخاب سياست ها و راهبردهاى مختلف اقتصادى تنها مى تواند بـه تـداوم بـيـمـارى اقـتـصـادى يـارى رساند.)(41) امّا حزب جبهه مشاركت اسلامى و اعـضـاى آن كـه بـرخـى از آن هـا پـسـت هـاى مهم كشور را در اختيار دارند، در راستاى سياست هاى اقـتـصادى پيشنهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام كه از سوى مقام معظم رهبرى تصويب و به دولت ابـلاغ شـد، حـركـت نـكـرده اسـت . و در نـتـيـجـه ، دولت آقـاى خـاتـمـى را بـا مشكل ناتوانى اقتصادى مواجه نموده است .

دفتر تحكيم وحدت
سـابـقـه انـجـمـن هـاى اسـلامـى دانـشـجويى به دهه بيست مى رسد. در دهه سى اختناق موجود، از فـعـاليـت سـيـاسـى ، مـذهـبـى و عـلمـى ايـن انـجـمـن هـا كـاسـت . در دهـه چـهـل ، شـكـل گـيـرى نـهـضـت امام خمينى (ره ) بر تشديد و تعميق فعاليت هاى اسلامى دانشگاهى افـزود، و در ايـن دهـه و دهـه پـنـجـاه دانـشـجويان مسلمان ، نقش مهم در ايجاد و سرانجام پيروزى انـقـلاب اسـلامـى ايـفـا كـردنـد، امـا تـاءكـيـد امـام (ره ) بـر ضـرورت وحـدت انجمن هاى اسلامى دانـشجويى ، منجر به ايجاد اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور يا دفتر تحكيم وحدت در 1358 گرديد.(42)
اسـاسـنـامـه دفـتـر تـحـكيم وحدت هشت فصل دارد كه در آن نشست ها، كميسيون ها، واحدها، شوراى مـركـزى مـهـم تـرين ارگان اتحاديه شمرده شده اند. شوراى مركزى داراى هفت عضو است كه از سـوى واحـد نـشـسـت ها به مدت يك سال انتخاب مى شوند. تعهد به ولايت فقيه ، داشتن سابقه سالم ، عدم عضويت در احزاب از شرايط عضويت در شوراى مركزى است . و نيز اعتقاد به اسلام ، اصول دين ، اسلام فقاهتى ، ولايت فقيه ، حقانيت انقلاب ، قانون اساسى و انقلاب فرهنگى از اصـول و گـسـتـرش انـقـلاب ، تـقـويـت نـظـام ، دانـشگاه اسلامى ، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه و برآوردن نيازهاى علمى نظام از اهداف دفتر تحكيم وحدت به شمار مى رود.(43)
دفـتـر تـحـكـيـم وحـدت چـنـد دوره فـعـّاليـت را پـشـت سـر گـذاشـتـه اسـت . دوره اوّل 58 تـا 68: در ايـن دوره بـيـشـترِ اقدامات و مواضع دفتر در جهت راه امام (ره ) بود. و در اين راسـتا، به عنوان تنها تشكّل دانشجويى ، در تسخير لانه جاسوسى آمريكا، انقلاب فرهنگى ، شركت در فعّاليت هاى انتخاباتى و تقويت نهادهاى انقلابى نقش مهمى داشت .
دوره دوم 68 تـا 72: واكـنـش نسبت به تشكل هاى موازى ، مخالفت با دولت و دفاع از منتظرى از اهم فعاليت هاى دفتر تحكيم بود.
دوره سـوم 72 تـا 76: در اين مقطع زمانى دفتر در انزواى سياسى قرار گرفت . و نيز تغيير شـعـار عـدالت بـه آزادى از سوى تحكيم وحدت مشاهده شد. همچنين ، كم رنگ شدن حمايت از ولايت فقيه و انتقاد عريان نسبت به هاشمى رفسنجانى .
دوره چهارم (76 تا 80): در دوره جديد، همانند جناح موسوم به چپ ، بر قانون گرايى ، تعميق گفت وگو، نقد منصفانه ، نرمش در برابر آمريكا و... تاءكيد مى ورزد.(44)
دفتر تحكيم وحدت در منشور انتخابات مجلس ششم ديدگاه هاى خود را مطرح كرده است كه حذف چـارچـوب هـاى تـنـگ نظرانه در روابط اجتماعى جوانان ، اصلاح قوانين محدودكننده فعّاليت هاى اجـتـمـاعـى ، سـيـاسـى و فـرهـنـگى زنان ، تغيير قانون نظارت در عرصه هاى فرهنگى ، لغو گـزيـنـش هـاى سـيـاسـى ، نـفـى اقتصاد رانتى ، بررسى كارشناسانه تنش زدايى با آمريكا، بـرقـرارى امـنـيـت سـرمـايـه گـذارى خارجى ، ايجاد پارلمان دانشجويى ، گسترش جريان آزاد اطـلاعـات ، حـذف انـحـصار در صدا و سيما، به رسميت شناختن قرائت هاى مختلف از دين ، تعريف جرم سياسى و... از آن جمله اند.(45)

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران
بـر اسـاس مـرامـنـامـه سـازمـان ، سـازمـان مـجـاهـديـن انـقـلاب اسـلامـى يـك تـشـكـل عـقـيـدتـى و سـيـاسـى اسـت ، و با اعتقاد به اسلام و ضرورت اجتهاد زنده و زمان شناس فـعـاليـت مى كند. فعاليت سازمان كه به صورت علنى صورت مى گيرد، در چارچوب قانون اسـاسـى ايـران و با پذيرش اصل ولايت فقيه انجام مى پذيرد. اين سازمان براى تحقق اهداف زير تلاش مى كند:
1 ـ پاسدارى از انقلاب اسلامى ، نظام جمهورى اسلامى و قانون اساسى
2 ـ تداوم ، گسترش و تعميق انقلاب اسلامى در ايران و جهان
3 ـ رشد و ارتقاى سطح آگاهى عقيدتى و سياسى
4 ـ ايجاد جامعه اى آباد و آزاد و مستقل
البـتـه ايـن شـعـارها در عمل به طور كامل تحقق نيافته اند، بلكه گاه عكس آن نيز اتفاق افتاده اسـت ! بـه عـنـوان مـثـال ، اين سازمان اقدام مؤ ثرى براى شفاف سازى پروژه پتروپارس كه يـكـى از اعـضـاى اصـلى سـازمـان در آن دسـت دارد، انـجـام نـداده اسـت ؛ و ايـن عمل با شعار لزوم ارتقاى سطح آگاهى سياسى مردم مخالفت آشكار دارد.(46)
بـا استناد به اساسنامه ، مهم ترين اركان سازمان عبارتند از: كنگره ، شوراى مركزى و هياءت اجرايى . اساسنامه سازمان مى افزايد، اين ساختار بر مبناى ارزش هاى اسلامى همچون شورى ، امر به معروف ، نهى از منكر، تواصى به حق و صبر، تعاون بر خير و تقوى و ولايت مؤ منانه نـسـبـت بـه يـكـديـگـر در روابـط مـتـقـابـل اعـضـا و حـاكـمـيـت اخـلاق اسـلامـى و احـكـام شـرعـى شكل گرفته است و در جهت تحقق اين ارزش ها گام برمى دارد.(47)
سـازمـان در بـعـد سـيـاسى مدعى نهادينه شدن رقابت گروه ها، توسعه مشاركت سياسى مردم ، اعـتـلاى فـرهـنـگ سـيـاسـى ، شـفاف سازى مواضع جناح ها، حاكميت قانون و رشد عقلانيت ، تقدم تـوسـعـه سـيـاسـى بر توسعه فرهنگى و اقتصادى ، لزوم تحقق اصلاحات و... است . در بعد اقـتـصـادى ، بـه ايـجـاد و حـفـظ اسـتقلال اقتصادى ، خود اتكايى ، رفاه اجتماعى ، جلوگيرى از شكاف طبقاتى ، سمت گيرى به سوى عدالت اجتماعى مى انديشد. در عرصه فرهنگ عقيده دارد، با ايجاد فضا براى گفتگوى انتقادى ، آزادى بيان و... بهتر مى توان از ارزش هاى ملى ، دينى و انقلابى پاسدارى كرد.(48)

مجمع نيروهاى خط امام (ره )

سـيـد هـادى خـامـنـه اى ، رحمت اللّه خسروى و احمد حكيمى پور در آبان 1377 با اخذ پروانه از كـمـيـسـيـون مـاده 10 وزارت كـشـور مـوجـوديـت گروه جديد (مجمع نيروهاى خط امام (ره ) را اعلام كـردنـد. ايـن مـجـمع به همراه دفتر تحكيم وحدت ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران ، حزب اسلامى كار، حزب جبهه مشاركت اسلامى ، خانه كارگر، حزب همبستگى و... ائتلاف بزرگى را بـه نـام ائتـلاف جـبـهـه دوم خـرداد را تشكيل مى دهند. البته اين ائتلاف جنبه رسمى ندارد، يعنى حاصل مذاكره و برنامه ريزى رهبران اين گروه ها نيست ، بلكه به طور خودجوش به وجود آمده است .(49)
بـر اسـاس مـرامـنـامـه ، مـجـمع نيروهاى خط امام (ره )، تشكيلاتى است اسلامى ، سياسى كه بر پايه اعتقادات ، اهداف و خط مشى هاى زير تشكيل شده است :
الف ـ مـبـانـى اعـتـقـادى : اعـتـقـاد و التزام به اسلام ناب محمدى (ص )، مبانى تفكرات امام (ره ) قـانـون اسـاسـى و ولايـت فـقـيـه ب ـ اهداف : تحقق حاكميت اسلام ، پاسدارى از ارزش ها، اجراى عـدالت اجـتـمـاعـى ، حـراسـت و دفـاع از جمهوريت نظام ج ـ خط مشى ها: ريشه كنى فقر، افزايش آگـاهـى ، گـسـتـرش آزادى ، مبارزه با آمريكا، ايجاد فضاى سالم سياسى . مجمع مدعى است كه قصد دارد با هدايت و سازمان دهى به نيروهاى معتقد به اسلام ناب محمدى (ص ) و تفكر حضرت امام (ره ) به تحقق آرمان هاى انقلاب اسلامى كمك نمايد.(50)
شرايط عضويت در اين مجمع ، تابعيت جمهورى اسلامى ، اعتقاد و التزام عملى به اسلام و مبانى تـفكرات حضرت امام (ره )، قانون اساسى ، اصل ولايت فقيه و عدم عضويت در ساير گروه هاى سـيـاسـى اسـت . كـنـگـره ، عـالى تـريـن مـرجـع مـجـمـع اسـت ، و قـرار اسـت چـنـان چـه حداقل هزار نفر به عضويت مجمع درآيند، نخستين كنگره آن برگزار شود. شوراى مركزى ، مسؤ وليـت رهـبـرى و بـرنـامـه ريـزى مـجـمـع را بـر عـهـده دارد، و دبـيـر كـل و هـياءت اجرايى را انتخاب مى كند و به تصويب خطمشى ها و سياست ها مى پردازد. يكى از ويـژگـى هـاى مـجـمـع ، تـاءسـيـس شـوراى ايـدئولوژى اسـت كـه حـداقـل سه تن انديشمندِ صاحب نظر در علوم اسلامى كه از صلاحيت اخلاقى و علمى و ديد وسيع اجـتـمـاعـى و سـيـاسـى بـرخـوردارنـد، تـشـكـيـل مـى شـود. ادعـا مـى شـود مـجـمـع يـك تـشـكـل سـيـاسـى غـيـر انـتـفـاعـى اسـت . از ايـن رو، بـه هـيـچ گـونـه عمليات بانكى و تجارى اشتغال ندارد.(51)

پایان

 

 

www.afkarenow.com

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلا مانع است